الوقت- تحولات ژئوپلیتیکی خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ معادلات تجارت دریایی و ترانزیت منطقه را وارد مرحلهای تازه کرده است. تشدید درگیریها افزایش مخاطرات کشتیرانی در تنگه هرمز و رشد هزینههای حملونقل، بار دیگر نشان داده است که امنیت مسیرهای تجاری تا چه اندازه میتواند بر جایگاه اقتصادی کشورها اثر بگذارد. در حالی که شرایط جنگی موجب شده تا جمهوری اسلامی به سمت بازتنظیم رژیم حقوقی جدید در تنگه هرمز حرکت کند، تبعات این قضیه میتواند موجب تبدیلشدن بنادر ایران از یک مزیت جغرافیایی به اهرمی اقتصادی و راهبردی و در نتیجه تبدیل به یکی از محورهای اصلی ترانزیت بینالمللی در رقابت تنگاتنگ بنادر و کریدورها شود.
باید به این نکته توجه داشت اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم رقابت بندری دیگر صرفاً بر سر تعداد اسکلهها یا حجم تخلیه و بارگیری نیست. شرکتهای کشتیرانی و صاحبان کالا مسیرهایی را ترجیح میدهند که بتوانند در آنها هزینه، زمان، امنیت و احتمال تأخیر را با اطمینان بیشتری محاسبه کنند. به همین دلیل تحولات اخیر فرصتی برای بازنگری در جایگاه بنادر ایران ایجاد کرده است فرصتی که البته تنها با برخورداری از زیرساخت مناسب و ارائه خدمات قابل اعتماد به نتیجه خواهد رسید.
تنگه هرمز؛ آزمون امنیت تجارت دریایی منطقه
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی و تجارت دریایی جهان است و بخش قابل توجهی از نفت مصرفی جهان از این مسیر عبور میکند. گزارشهای رویترز در اکتبر ۲۰۲۶ از افزایش حملات به شناورها و کاهش تردد کشتیها در این آبراه خبر دادهاند. سازمان بینالمللی دریانوردی نیز در گزارش ۲۸ اوت ۲۰۲۶ اعلام کرد که از آغاز بحران در ۲۸ فوریه، دستکم ۷۰ حمله به کشتیرانی بینالمللی را تأیید کرده است. این شرایط، علاوه بر تهدید جان دریانوردان، بر هزینه بیمه، نرخ حمل و برنامهریزی شرکتهای تجاری تأثیر گذاشته است.

در ادامه باید یادآور شد این تحولات نشان میدهد که وابستگی به یک گلوگاه دریایی میتواند به نقطه آسیبپذیری زنجیره تأمین تبدیل شود. البته این مسئله تنها به ایران مربوط نیست بنادر کشورهای جنوبی خلیج فارس نیز از پیامدهای ناامنی این آبراه تأثیر میپذیرند. با این حال، باید میان موقعیت ایران در نزدیکی تنگه هرمز و امنیت عملیاتی مسیرهای تجاری آن تفاوت قائل شد.

قرارگرفتن در کنار یک گلوگاه راهبردی بهخودیخود به معنای امنبودن بنادر یا تضمین تداوم کشتیرانی نیست. مزیت پایدار زمانی شکل میگیرد که مسیرهای دریایی و زمینی، خدمات بندری و سازوکارهای مدیریت بحران بتوانند جریان کالا را در شرایط دشوار حفظ کنند. فاکتوری که در شریاط کنونی به مزیت راهبردی بنادر ایرانی نسبت به بنادر همسایگان تبدیل شده است.
دبی و جبلعلی؛ مزیت تجاری در کنار آسیبپذیری جغرافیایی
بندر جبلعلی دبی طی دهههای گذشته با اتکا به سرمایهگذاری گسترده، مناطق آزاد، انبارداری، خدمات مالی و شبکه بینالمللی خطوط کشتیرانی به یکی از مراکز مهم توزیع کالا در جهان تبدیل شده است. موفقیت این بندر نشان میدهد که موقعیت جغرافیایی زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که با خدمات پیشرفته و اعتماد تجاری همراه شود.

با این حال دسترسی دریایی جبلعلی به اقیانوس هند از تنگه هرمز میگذرد. افزایش مخاطرات در این مسیر میتواند هزینه بیمه و حملونقل را بالا ببرد و برنامه حرکت کشتیها را مختل کند. در بحرانهای اخیر شرکتهای تجاری و دولتهای منطقه برای حفظ جریان کالا به دنبال مسیرهای جایگزین بودهاند. این موضوع یکی از محدودیتهای ساختاری مدل ترانزیتی بنادر واقع در داخل خلیج فارس را آشکار میکند.
همچنین باید افزود امارات برای کاهش این وابستگی از ظرفیت بنادر شرقی خود از جمله فجیره و خورفکان استفاده میکند. این بنادر خارج از تنگه هرمز قرار دارند و میتوانند بخشی از محمولهها را دریافت کنند اما انتقال کالا از آنها به مراکز تجاری دبی و دیگر مناطق امارات، همچنان به حملونقل زمینی و هماهنگی لجستیکی نیاز دارد. افزایش ناگهانی تقاضا نیز میتواند فشار بر ظرفیت جادهها، پایانهها و خدمات گمرکی را بیشتر کند. همچنین در موقعیتهای خاص ناامنی در تنگه هرمز به بیرون از تنگه نیز تسری یافت چنانکه ایران در دوران جنگ 40 روزه مرز دریایی تردد در تنگه هرمز را به بندر فجیره نیز تسری داد.

عمان و عربستان؛ رقبایی که برای جذب بار آماده میشوند
عمان با بنادر صلاله، صحار و دقم از موقعیت مناسبی برای ارتباط با اقیانوس هند برخوردار است. صلاله در خارج از تنگه هرمز قرار دارد و میتواند در شبکه انتقال کانتینر میان مسیرهای بینالمللی نقش ایفا کند.
همچنین باید افزود عربستان سعودی نیز با توسعه بنادر دریای سرخ و ایجاد کریدورهای زمینی، در تلاش است مسیرهای جایگزین برای انتقال کالا به کشورهای منطقه را فراهم کند. گزارشهای مربوط به فعالسازی کریدورهای لجستیکی در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که امارات، عمان و عربستان برای حفظ جریان کالا در شرایط بحران، به تغییر مسیر محمولهها و استفاده از ظرفیت بنادر خارج از محدوده پرخطر روی آوردهاند.
در ادامه نیز باید اشاره داشت این تحولات یک پیام روشن برای ایران دارد فرصت ترانزیتی کشور تنها از مشکلات رقبای منطقهای ناشی نمیشود. کشورهای همسایه نیز در حال افزایش ظرفیت، اصلاح مسیرها و جذب صاحبان کالا هستند. اگر ایران نتواند خدمات سریع، مطمئن و رقابتی ارائه کند، بخشی از بار منطقه ممکن است از مسیرهای جایگزین رقیبان عبور کند و پس از کاهش تنشها نیز در همان شبکهها باقی بماند.
ایران؛ پیوند راهبردی میان اقیانوس هند و آسیای مرکزی
مهمترین مزیت ایران ترکیب دسترسی دریایی با عمق جغرافیایی و ارتباط زمینی با کشورهای منطقه است. بسیاری از کشورهای آسیای مرکزی به آبهای آزاد دسترسی مستقیم ندارند و برای صادرات و واردات خود به کریدورهای عبوری از کشورهای همسایه وابستهاند. اتصال بنادر جنوبی کشور به شبکه ریلی و جادهای، بخش مهمی از این نیاز را تأمین خواهد کرد.
بندر شهید رجایی در محدوده بندرعباس، بهعنوان یکی از مراکز اصلی تجارت دریایی ایران، قابلیت پیوند با شبکه حملونقل زمینی کشور را دارد. ارتباط با مسیرهای شمالشرقی و شمالغربی از جمله جهتگیریهای منتهی به سرخس و جلفا امکان انتقال کالا به بازارهای آسیای مرکزی و قفقاز را تقویت میکند. تحقق این ظرفیت به رفع گلوگاههای ریلی، افزایش هماهنگی مرزی و کاهش زمان توقف محمولهها وابسته است.

همچنین باید افزود در کنار بندرعباس، چابهار از اهمیت ویژهای برخوردار است. این بندر در ساحل دریای عمان و خارج از تنگه هرمز قرار دارد و به همین دلیل میتواند در تنوعبخشی به دسترسی دریایی کشور نقش داشته باشد. چابهار برای توسعه ارتباط با هند و انتقال کالا به سمت افغانستان و آسیای مرکزی نیز ظرفیت دارد. تکمیل اتصال ریلی به شبکه سراسری و توسعه خدمات لجستیکی، میتواند جایگاه آن را در کریدورهای منطقهای تقویت کند.

باید اذعان داشت نکته مهم آن است که بندرعباس و چابهار نباید صرفاً رقیب یکدیگر تلقی شوند. این دو بندر میتوانند در یک شبکه مکمل فعالیت کنند بهگونهای که ظرفیتهای موجود بندرعباس با دسترسی اقیانوسی چابهار و ارتباطات زمینی کشور ترکیب شود. در این مدل، اختلال در یک مسیر لزوماً به توقف تمام شبکه منجر نمیشود و امکان توزیع بخشی از بار میان مسیرهای مختلف افزایش مییابد.
امنیت مسیر ایران؛ از مزیت جغرافیایی تا اعتماد تجاری
برای تبدیلشدن به هاب ترانزیتی ایران باید امنیت را نه صرفاً در قالب توان حفاظت از بنادر، بلکه بهعنوان قابلیت استمرار خدمات تجاری تعریف کند. امنیت واقعی مسیر زمانی معنا پیدا میکند که کشتی بتواند در چارچوب مقررات و شرایط عملیاتی مشخص وارد بندر شود، کالا در زمان قابل پیشبینی تخلیه شود و محموله از طریق شبکه زمینی با حداقل تأخیر به مقصد برسد.
همچنین باید یادآور شد در شرایطی که تحریمها، مخاطرات منطقهای و محدودیتهای مالی بر تصمیم شرکتهای بینالمللی اثر میگذارند، ایجاد اعتماد برای صاحبان کالا اهمیت بیشتری دارد. شفافیت تعرفهها، کاهش تشریفات گمرکی، امکان رهگیری محموله، دسترسی به خدمات بیمهای و مالی و تدوین برنامههای جایگزین در شرایط بحران، از الزامات رقابتپذیری ایران است.
همچنین باید میان امنیت دریایی و امنیت کریدورهای زمینی هماهنگی ایجاد شود. مزیت ایران در این است که میتواند بخشی از حملونقل را از دریا به ریل و جاده منتقل کند اما این مزیت تنها زمانی عملیاتی میشود که زیرساختها، ظرفیتهای مرزی و سامانههای گمرکی برای انتقال سریع کالا آماده باشند. هر ساعت تأخیر در مرز یا هر افزایش غیرقابل پیشبینی در هزینه، میتواند صاحبان بار را به انتخاب مسیر دیگری سوق دهد.
جمعبندی؛ ضرورت شکلگیری یک شبکه ترانزیتی چندمسیره
تحولات اخیر خلیج فارس نشان داده است که امنیت مسیرهای تجاری به یکی از عوامل اصلی رقابت اقتصادی تبدیل شده است. وابستگی بخشی از بنادر منطقه به تنگه هرمز، محدودیت ظرفیت مسیرهای جایگزین و مخاطرات سایر آبراههای منطقه، ضرورت ایجاد شبکههای متنوع و تابآور حملونقل را افزایش داده است.
ایران از ترکیب کمنظیری از سواحل جنوبی و شمالی، دسترسی به دریای عمان، موقعیت ارتباطی با آسیای مرکزی و قفقاز و امکان توسعه کریدورهای ریلی و جادهای برخوردار است. این ظرفیت میتواند کشور را به یکی از مراکز مهم ترانزیت منطقه تبدیل کند اما تحقق آن نیازمند سرمایهگذاری هدفمند، رفع موانع تجاری، تکمیل زیرساختها و ارائه خدمات قابل اعتماد است.
در نهایت نقش کلیدی ایران در آینده ترانزیت منطقه باید بر توانایی آن در پیوند دادن دریا به خشکی و تضمین استمرار جریان کالا استوار باشد. اگر بنادر ایران بتوانند در کنار امنیت عملیاتی، هزینه رقابتی و زمان انتقال قابل پیشبینی ارائه دهند کشور نهتنها سهم بیشتری از تجارت منطقهای جذب خواهد کرد، بلکه میتواند به حلقهای مهم در اتصال بازارهای آسیایی و اروپایی تبدیل شود.
