الوقت - عصر آمریکایی جهان به پایان خود نزدیک شده است؛ این بار نه از زبان یک تحلیلگر مخالف واشنگتن، بلکه در صفحات نشریه آمریکایی «آتلانتیک». این نشریه در تحلیلی صریح اعلام کرده است که دوره برتری جهانی آمریکا که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد، اکنون با سرعتی غیرمنتظره در حال پایان است.
اما اهمیت ماجرا زمانی بیشتر میشود که تحلیل آتلانتیک را در کنار گزارشهای دفتر بودجه کنگره آمریکا، بازرس کل پنتاگون، فایننشالتایمز، رویترز، واشنگتنپست، مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا و بروکینگز قرار دهیم. تصویر مشترک این گزارشها، آمریکا را همچنان یک قدرت نشان میدهد، اما همزمان از افزایش هزینه حفظ این قدرت، محدودیت ذخایر تسلیحاتی، گلوگاههای صنعتی، آسیبپذیری پایگاهها و دشوارتر شدن جنگ همزمان در چند جبهه حکایت دارد.
48 میلیارد دلار برای هفت ماه جنگ
یکی از روشنترین شاخصهای فشار جنگ ایران بر آمریکا، هزینه مستقیم آن است. دفتر بودجه کنگره آمریکا برآورد کرده است که عملیات نظامی آمریکا علیه ایران تا اول اوت حدود 48 میلیارد دلار هزینه داشته است. این رقم علاوه بر هزینههای عادی بودجه دفاعی آمریکا و هزینههای احتمالی آینده برای بازسازی تجهیزات و ذخایر نظامی است.
فایننشالتایمز گزارش داده است که واشنگتن برای جبران بخشی از این فشارها درخواست حدود ۶۷ میلیارد دلار بودجه اضطراری کرده که حدود ۲۱ میلیارد دلار آن برای بازسازی ذخایر مهمات اختصاص خواهد یافت.
اما مسئله فقط پول نیست. بازرس کل وزارت دفاع آمریکا در گزارش خود هشدار داده است که مصرف مهمات در جنگ ایران به «کسری راهبردی ذخایر» منجر شده و گلوگاههایی را در صنعت دفاعی آمریکا آشکار کرده است. مهمترین این گلوگاهها شامل موتورهای راکتی سوخت جامد، مواد منفجره و پیشرانهای پیشرفته و کمبود نیروی متخصص عنوان شده است.
یعنی آمریکا پول دارد، اما مسئله این است که آیا صنعت دفاعی این کشور میتواند با سرعت کافی مهماتی را که در جنگ مصرف شده دوباره تولید کند یا نه.
مصرف دو سوم برخی موشکهای رهگیر
شاید تکاندهندهترین آمار مربوط به ذخایر پدافندی آمریکا باشد.
دفتر بودجه کنگره اعلام کرده است که جنگ ایران از ژوئن ۲۰۲۵ تا اول اوت ۲۰۲۶ بین نصف تا دو سوم موجودی برخی از رهگیرهای دفاع موشکی آمریکا را مصرف کرده است.
برآورد این نهاد نشان میدهد بازسازی این ذخایر حتی با افزایش نرخ تولید میتواند دستکم پنج سال طول بکشد.
این رقم از آن جهت اهمیت دارد که پدافند موشکی یکی از ستونهای اصلی راهبرد آمریکا برای مقابله با قدرتهایی مانند ایران، روسیه و چین است.
به بیان سادهتر، مسئلهای که در جنگ ایران آشکار شده این است که آمریکا میتواند تعداد زیادی موشک شلیک کند و تعداد زیادی موشک رهگیر نیز به کار گیرد، اما ظرفیت تولید مجدد آنها با سرعت مصرف همخوان نیست.
بیش از ۸۵۰ تاماهاوک در چهار هفته
واشنگتنپست در گزارشی درباره هزینه نظامی جنگ نوشته است که آمریکا تنها در چهار هفته نخست جنگ بیش از ۸۵۰ موشک کروز تاماهاوک شلیک کرده است.
این میزان مصرف، نگرانی مقامهای پنتاگون درباره ذخایر موشکهای دوربرد را افزایش داده است.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا، CSIS، نیز هشدار داده است که مشکل ذخایر مهمات آمریکا اساساً پیش از جنگ ایران وجود داشته و جنگ این مشکل را تشدید کرده است.
«ست جونز»، رئیس برنامه امنیت بینالمللی CSIS، میگوید ارتش آمریکا در یک جنگ طولانی با چین با کمبود موشکهای دوربرد، سامانههای پدافندی و رهگیرها مواجه خواهد شد و جنگ ایران این خطر را افزایش داده است.
به گفته این مرکز، تولید برخی مهمات حیاتی زمان بسیار زیادی میبرد؛ تولید برخی انواع موشکهای SM-3 بیش از چهار سال، تاد، SM-6، تاماهاوک و JASSM حدود سه سال و موشک PAC-3 MSE بیش از دو سال زمان میبرد.
این یعنی آمریکا نمیتواند ذخایر جنگی خود را مانند یک انبار معمولی در چند ماه پر کند.
آمریکا برای جنگ بزرگ آماده نیست
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا در تحلیلی دیگر درباره کمبود مهمات آمریکا تصریح کرده است که ارتش این کشور از سالها پیش برای یک جنگ طولانی با یک قدرت همسطح، ذخایر کافی نداشته است.
مارک کانسیان و کریس پارک از مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا نوشتهاند که استراتژی آمریکا پس از جنگ سرد عمدتاً بر جنگهای منطقهای کوتاهمدت متمرکز شد؛ نه جنگی طولانی با یک قدرت بزرگ صنعتی.
این رویکرد باعث شد آمریکا به جای ایجاد ذخایر عظیم، روی تسلیحات بسیار پیشرفته و گرانقیمت با تولید محدود تمرکز کند.
در جنگهای عراق و افغانستان این مدل تا حد زیادی جواب میداد؛ زیرا آمریکا با ارتشهایی مواجه بود که توان حمله گسترده به پایگاهها و زنجیره لجستیک آمریکا را نداشتند.
اما جنگ ایران شرایط دیگری ایجاد کرده است و حداقل ۱۷ پایگاه و هدف متعلق به آمریکا در روزهای نخست هدف قرار گرفت. آتلانتیک به حمله به دستکم ۱۷ پایگاه، تأسیسات پدافندی و مراکز دیپلماتیک آمریکا در هفتههای نخست جنگ اشاره کرده است.
در میان این اهداف، مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و چند پایگاه مهم در کویت قرار داشتند. بازرس کل پنتاگون نیز اعلام کرده است که ساختمانها و تأسیسات نظامی آمریکا در کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان، عراق، عمان و اردن در جریان حملات آسیب دیده یا منهدم شدهاند.
تأسیسات دیپلماتیک آمریکا در عراق، کویت، عربستان و امارات نیز آسیب دیدهاند و خسارت واردشده به تأسیسات دیپلماتیک حدود ۱۸۴ میلیون دلار برآورد شده است.
این اتفاق یک پیام راهبردی مهم دارد و نشان میدهد که شبکه پایگاههای آمریکا که زمانی یکی از نمادهای برتری این کشور بود، خود به مجموعهای از نقاط آسیبپذیر تبدیل شده است.
بحرین؛ یک گلوگاه استراتژیک
آتلانتیک به یک پیامد مهم حملات اشاره میکند و آن این است که آسیبدیدن تأسیسات آمریکا در بحرین باعث شد زنجیره پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا در منطقه دچار اختلال شود.
در نتیجه، بخشی از پشتیبانی لجستیکی ناوگان آمریکا مجبور شد از «دیگو گارسیا» در اقیانوس هند انجام شود؛ جزیرهای که بیش از ۳۲۰۰ کیلومتر با تنگه هرمز فاصله دارد.
به نوشته آتلانتیک، این فاصله بیشتر، هزینه و پیچیدگی عملیات را افزایش داده و فشار بیشتری بر نیروهای آمریکایی وارد کرده است.
ناو آمریکایی از ژاپن به خاورمیانه آمد
آتلانتیک همچنین به جابهجایی ناو هواپیمابر «جرج واشنگتن» اشاره میکند؛ ناوی که معمولاً در ژاپن مستقر است و بخشی از مأموریت آن کمک به بازدارندگی چین در شرق آسیاست.
این ناو برای جایگزینی «آبراهام لینکلن» به دریای عرب اعزام شد.
معنای راهبردی این جابهجایی روشن است و آتلانتیک می گوید که وقتی آمریکا برای جنگ با ایران مجبور میشود بخشی از منابع نظامی خود را از شرق آسیا به خاورمیانه منتقل کند، منابع کمتری برای بازدارندگی چین باقی میماند.
ست جونز از مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا نیز دقیقاً درباره همین مشکل هشدار داده است. او میگوید جنگ همزمان در اقیانوس آرام و اروپا برای آمریکا بسیار دشوار خواهد بود و جنگ ایران این ریسک را بیشتر کرده است.
مشکل فقط ایران نیست؛ چین در حال تولید انبوه است
آتلانتیک در بخش دیگری از گزارش خود به یک تفاوت مهم میان آمریکا و چین اشاره میکند. چین حدود ۵۰ درصد کشتیهای جهان را تولید میکند و حدود ۸۰ درصد تولید پهپاد جهان را در اختیار دارد. در مقابل، ظرفیت کشتیسازی غیرنظامی آمریکا در مقایسه با چین بسیار محدود شده است. این اختلاف فقط یک مسئله اقتصادی نیست.
در جنگ مدرن، توان صنعتی به اندازه تعداد جنگندهها و موشکهای موجود اهمیت دارد. اگر یک کشور بتواند در زمان جنگ، کشتی، پهپاد، موشک و تجهیزات نظامی را با سرعت بالا تولید کند، میتواند جنگ فرسایشی را برای مدت طولانیتری ادامه دهد. چین در این زمینه مزیت مهمی دارد.
هرمز؛ جایی که قدرت آمریکا به چالش کشیده شد
یکی از مهمترین آزمونهای قدرت آمریکا در این جنگ، تنگه هرمز است. رویترز گزارش داده است که پیش از جنگ، حدود یکپنجم مصرف جهانی نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. اما در آخر هفته گذشته تنها ۱۷ کشتی حامل کالا از این تنگه عبور کردند؛ در حالی که این رقم یک هفته قبل ۳۷ فروند و میانگین پیش از جنگ حدود ۱۲۵ کشتی در روز بود.
این کاهش عظیم فقط یک شاخص تجاری نیست؛ نشان میدهد کنترل یک گلوگاه حیاتی اقتصاد جهان میتواند حتی برای قدرت نظامی آمریکا نیز هزینه ایجاد کند. رویترز همچنین گزارش داده است که در سپتامبر حدود ۲.۵ میلیون بشکه نفت در روز از طریق انتقال کشتی به کشتی در نزدیکی عمان جابهجا میشود؛ در حالی که این رقم در اوت حدود ۱.۴ میلیون بشکه بود.
اما این راهحل اضطراری هزینه بسیار سنگینی دارد. نرخ حمل نفتکشهای غولپیکر به بیش از ۳۰ دلار برای هر بشکه رسیده است؛ در حالی که پیش از جنگ هزینه حمل حدود ۲ تا ۳ درصد قیمت نفت بود.
متحدان آمریکا هم محاسبات خود را تغییر میدهند
یکی دیگر از نشانههای تغییر موازنه، رفتار متحدان آمریکا است.
رویترز اخیراً گزارش داده است که متحدان آسیایی آمریکا نسبت به آینده تعهد واشنگتن در قبال تایوان نگران شدهاند.
«اما چانلت-اوری»، مدیر امور سیاسی ـ امنیتی مؤسسه سیاست اجتماعی آسیا گفته است:
«نگرانی زیادی، بهویژه در میان متحدان ما، درباره اینکه سیاست چین آمریکا به کجا خواهد رسید وجود دارد.»
این نگرانی زمانی اهمیت دارد که آمریکا همزمان در خاورمیانه با جنگی پرهزینه درگیر است و چین در حال افزایش توان اقتصادی و نظامی خود است.
پایان آمریکا یا پایان انحصار آمریکا؟
آتلانتیک در گزارش خود از «پایان عصر آمریکا» سخن میگوید. چتمهاوس از فرسایش برتری آمریکا در خلیج فارس مینویسد و بروکینگز از فرصت راهبردی چین سخن میگوید.
مرکز مطالعات راهبردی آمریکا درباره محدودیت ذخایر و آمادگی آمریکا برای جنگ طولانی با چین هشدار میدهد.
واشنگتنپست از صدها ساختمان آسیبدیده و کسری راهبردی مهمات گزارش میکند. دفتر بودجه کنگره از مصرف نصف تا دوسوم برخی رهگیرهای آمریکا و حداقل پنج سال زمان برای بازسازی آنها میگوید و رویترز از سقوط شدید تردد کشتیها در هرمز و افزایش هزینه انتقال نفت خبر میدهد.
اینها مجموعهای از نشانههای جداگانهاند که یک تصویر مشترک ایجاد میکنند و نشان میدهند که آمریکا هنوز یک قدرت است، اما هزینه حفظ برتری جهانی برای واشنگتن افزایش یافته و توانایی آن برای اعمال قدرت همزمان در چند منطقه با محدودیتهای جدی روبهرو شده است.
جنگ ایران این محدودیتها را از پشت درهای بسته پنتاگون بیرون کشیده و اعتبار جهانی آمریکا را زیر سوال برده و این همان چیزی است که بسیاری از اندیشکدهها و رسانهها در واشنگتن نیز به آن اذعان کردهاند.
