الوقت- نزدیک به چهار دهه تحریم های ظالمانه و غیرقانونی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، باعث شد که کشور از حلقه تصمیمسازان اصلی بازار جهانی نفت و بهویژه اوپک به حاشیه رانده شود و این وضعیت میدان را برای سلطه بی سابقه عربستان سعودی باز گذاشت. اما جنگی که از 9 اسفند با حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران آغاز شد و باوجود چند دور آتشبس همچنان ادامه دارد، همراه با بحران بسته شدن تنگه هرمز، بهتدریج ورق را برگردانده است. آبراهی که بهطور معمول حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان از آن میگذرد، اکنون تبدیل به اهرمی راهبردی در دست تهران برای بازگشت به معادلات قدرت در بازار عرضه نفت شده است.
از کاهش صادرات تا معافیت صادراتی
تولید نفت خام ایران در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ در محدوده ۳.۲ تا ۳.۳ میلیون بشکه در روز نوسان داشته است. به گزارش مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا پیش از جنگ، صادرات ایران در فوریه ۲۰۲۶ به ۲.۱۷ میلیون بشکه در روز رسیده بود، اما با تشدید محاصره دریایی آمریکا در ماه می صادرات نفت خام ایران به زیر یک میلیون بشکه رسیده بود که پایینترین رقم صادراتی ایران در بیش از یک دهه است.
اما این فقط ایران نبود که صادرات نفتش کاهش یافته، باقی تولیدکنندگان نیز در اثر جنگ تولید خود را متوقف و یا به شدت کاهش داده بودند. این مسئله باعث افزایش قیمت جهانی انرژی و طبیعتا فشار بر ایالات متحده میشد. نقطه عطف بعدی ۲۳ ژوئن بود که خزانهداری آمریکا در راستای کنترل قیمت ها و بازار با صدور مجوز عمومی موسوم به «جیالایکس»، برای نخستینبار پس از بیش از چهار دهه، فروش نفت ایران با تسویه دلاری را برای شصت روز مجاز شمرد؛ اقدامی که به گفته سیانبیسی حدود ۶۷ میلیون بشکه نفت انباشتهشده ایران در خلیج فارس را آزاد کرد.
تنگه هرمز و به حاشیه رفتن نیمی از اعضای اوپک
به گزارش رویترز، بستهشدن هرمز از فوریه بیش از ۱۴ میلیون بشکه در روز از عرضه جهانی کاست و بهای نفت برنت را تا سقف ۱۱۸ دلار در اوج جنگ بالا برد. بر پایه دادههای مؤسسه IMF PortWatch که الجزیره منتشر کرده، در هفته منتهی به ۲ اوت (12 مرداد) تنها حدود چهار کشتی در روز از هرمز عبور کرد که نسبت به ۹۰ کشتی عبوری در بازه مشابه سال ۲۰۲۵؛ افتی نزدیک به ۹۶ درصدی در ترافیک و حجم انتقال را نشان میدهد. به اساس همین گزارش، در حالت عادی نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده روزانه از هرمز عبور میکند که ۸۰ درصد آن راهی آسیا و بخش عمده به چین و هند است. قطر و امارات نیز نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع را از همین مسیر بدون جایگزین عملی صادر میکنند. همین مسئله باعث شد که ایران عملا بتواند با کنترل بر تنگه بر تولید و صادرات بیش از نیمی از اعضای اوپک کنترل داشته باشد؛ قدرتی کم نظیر در ژئوپلتیک انرژی جهان که ایران توانست در سایه جنگ آن را به فعلیت درآورد.
ترکخوردن اقتدار ریاض؛ خروج امارات و تهدید عراق
در نهایت جنگ و بسته شدن تنگه به زودی خود را در قالب زنجیرهای از تنشها در اوپک نشان داد.
نخستین شکاف بزرگ در جبهه اوپک با خروج رسمی امارات از اوپک و اوپکپلاس از اول می ۲۰۲۶ رقم خورد، تصمیمی که به گزارش الجزیره و میدلایستآی، ابوظبی آن را «تمرکز بر منافع ملی» توصیف کرد.
عراق، دومین تولیدکننده بزرگ و از پنج عضو بنیانگذار اوپک، نیز به دلیل بحران مالی برخاسته از جنگ، خروج از سازمان را در صورت نپذیرفتن افزایش قابلتوجه سهمیهاش، که به نقل از رویترز در ژوئیه ۴.۳۷۸ میلیون بشکه در روز بود، به شکلی علنی مطرح کرد.
در نتیجه این آشفتگی بر اساس آمار رسمی اوپک، تولید این سازمان در ماه مه با ۱.۲۲ میلیون بشکه کاهش به ۱۶.۳۳ میلیون بشکه در روز رسید که پایینترین سطح از سال ۱۹۸۹ بود.
به نوشته بنیاد هریتیج، در این میان تنها عربستان، بهواسطه خط لوله موازی به دریای سرخ و صادرات از بندر ینبع، صرفاً توانست حدود ۴۰ درصد صادراتش را حفظ کند، درحالیکه کویت، عراق و بحرین که هیچ مسیر جایگزین و خط لوله ای نداشتند عملاً چیزی صادر نکردند.
نبرد برای سهم بازار و بازگشت اوپکپلاس
با بازگشایی نسبی تنگه هرمز در ژوئن، تولیدکنندگان خلیج فارس برای فروش ذخایر انباشته وارد نوعی از رقابت با هم شدند. صادرات امارات بر پایه دادههای شرکت کپلر به رکورد ۳.۸ میلیون بشکه در روز رسید و برنت تا اوایل ژوئیه نزدیک ۷۰ دلار پایین آمد. اما به گزارش الجزیره با از سرگیری تنش در هرمز، بهای برنت دوباره به محدوده ۸۸ تا ۹۰ دلار بازگشته است و آژانس اطلاعات انرژی آمریکا بازگشت تولید خاورمیانه به سطح پیش از جنگ را تا اوایل ۲۰۲۷ بعید میداند. با اینهمه، به گزارش رویترز، هفت عضو اوپکپلاس،عربستان، عراق، کویت، الجزایر، قزاقستان، روسیه و عمان، برای سپتامبر افزایش ۱۸۸ هزار بشکهای سهمیه را تصویب کردند. ادامه روندی که با توجه به عدم بازگشت ثبات به تنگه عمدتاً روی کاغذ باقی مانده است.
توازن جدید قدرت برای صادرکنندگان نفت
عومل مذکور موجب شده تا همزمان با فشار برای خارج کردن نفت ایران از بازار اما تأثیرگذاری تهران بر بازارها افزایش یابد.
سهم اوپک از صادرات جهانی که زمانی حدود ۸۰ درصد بود، پیش از جنگ به کمی بیش از نیمی از بازار رسیده و اکنون به گفته بنیاد هریتیج به کمتر از نصف سقوط کرده است؛ روندی که رشد تولید برای جبران بازار را در آمریکا، برزیل و قزاقستان تشدید کرده است. در این میان، مصونیت نسبی عربستان از طریق مسیر دریای سرخ، اقتدار ریاض بهعنوان نیروی انتظامبخش اوپک را به شدت زیر سؤال برده، چون دیگر اعضای گرفتار در تنگه هرمز دیگر حاضر نیستند برنامه های عربستان برای محدودیت تولید را بپذیرند.
در نقطه مقابل ایران همزمان کنترل بر هرمز و از طریق انصارالله با زیر آتش قرار دادن پالایشگاه جیزان عربستان و البته تسلط یمنیها بر بابالمندب، دو کارت بسیار ارزشمند را برای تاثیر گزاشتن بر بازار دارد؛ دوگانهای که وزن ژئوپلیتیک تهران را در هر دوی این گلوگاهها و در میان سایر اعضای اوپک افزایش میدهد.
در چنین شرایطی اقدامات ایران برای تثبیت حق حاکمیتی خود در کنترل تنگه هرمز، معادله قدرت در بازار نفت را دگرگون میکند زیرا تهران نه صرفاً با کارت سهم خود از بازار بلکه از این پس با اهرم تعیین تکلیف برای حداقل 20 درصد عرضه نفت جهانی که از تنگه هرمز عبور میکند چانهزنی خواهد کرد.
