الوقت- بثینه علیق، نویسنده و تحلیلگر لبنانی، در یادداشتی با عنوان «عناصر قدرت ایران؛ مردم، جغرافیا، موشکها و متحدان»، تصویری چندبعدی از قدرت جمهوری اسلامی ایران ارائه میدهد و معتقد است که تحلیل توان ایران تنها بر اساس قدرت نظامی یا برنامه موشکی، تصویری ناقص و گمراهکننده است. به باور او، قدرت واقعی ایران از مجموعهای از عوامل داخلی و منطقهای شکل گرفته که در کنار یکدیگر، توان بازدارندگی این کشور را ایجاد کردهاند.
مردم؛ مهمترین سرمایه ایران
علیق، نخستین و مهمترین عنصر قدرت ایران را حمایت مردمی میداند. او مینویسد تجربه جنگهای اخیر نشان داد که جامعه ایران در برابر فشارهای خارجی و تهدیدهای نظامی، انسجام قابل توجهی از خود نشان داده و همین انسجام، یکی از مهمترین عوامل ناکامی راهبردهای مبتنی بر فشار خارجی بوده است.
به اعتقاد این نویسنده لبنانی، سرمایه اجتماعی و پیوند میان مردم و ساختار سیاسی، یکی از مهمترین منابع قدرت ایران است؛ زیرا بدون چنین پشتوانهای، حفظ بازدارندگی در برابر فشارهای خارجی دشوار خواهد بود.
جغرافیا؛ مزیتی که قابل جایگزین نیست
در این یادداشت، موقعیت جغرافیایی ایران دومین مؤلفه اصلی قدرت معرفی شده است. علیق تأکید میکند که وسعت سرزمینی، تنوع اقلیمی، کوهستانهای گسترده، دسترسی همزمان به خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر و قرار گرفتن در چهارراه اتصال آسیای مرکزی، قفقاز، خاورمیانه و جنوب آسیا، ایران را به کشوری با مزیت ژئوپلیتیکی کمنظیر تبدیل کرده است.
او معتقد است همین ویژگیهای طبیعی، هرگونه عملیات نظامی گسترده علیه ایران را پیچیدهتر و پرهزینهتر میکند و بر توان دفاعی کشور میافزاید.
موشکها؛ ستون بازدارندگی
بثینه علیق، برنامه موشکی ایران را یکی از ارکان اصلی بازدارندگی این کشور توصیف میکند، اما تأکید دارد که موشکها تنها بخشی از معادله قدرت هستند.
به نوشته او، توسعه موشکهای بالستیک، کروز و پهپادها باعث شده ایران بتواند تهدیدهای خارجی را با هزینه بیشتری برای طرف مقابل همراه کند و موازنه بازدارندگی را به نفع خود تغییر دهد. با این حال، وی تصریح میکند که تمرکز صرف بر توان موشکی، نادیده گرفتن سایر مؤلفههای قدرت ایران است.
متحدان منطقهای؛ عمق راهبردی ایران
چهارمین عامل قدرت از نگاه این نویسنده، شبکه متحدان منطقهای ایران است.
علیق مینویسد روابط ایران با گروهها و بازیگران همسو در منطقه، بخشی از عمق راهبردی تهران را تشکیل میدهد؛ ظرفیتی که باعث شده هرگونه رویارویی با ایران، محدود به مرزهای جغرافیایی این کشور نباشد و ابعاد منطقهای پیدا کند.
به اعتقاد او، این شبکه یکی از عوامل مهم بازدارندگی ایران در برابر فشارهای نظامی و سیاسی محسوب میشود.
قدرت ایران، حاصل یک منظومه است
جمعبندی این تحلیلگر لبنانی آن است که قدرت ایران محصول یک منظومه بههمپیوسته از عوامل انسانی، جغرافیایی، نظامی و منطقهای است و نباید آن را صرفاً به زرادخانه موشکی یا توان نظامی تقلیل داد.
او معتقد است هرگونه ارزیابی از جایگاه ایران در معادلات منطقهای، اگر نقش مردم، موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیت علمی و صنعتی و شبکه روابط منطقهای این کشور را نادیده بگیرد، به درک نادرستی از واقعیتهای قدرت در غرب آسیا منجر خواهد شد.
