الوقت- یک روز تا انتخابات سرنوشتساز اسرائیل باقی مانده؛ انتخاباتی که بسیاری آن را رفراندومی برای آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو میدانند.
در میان مخالفان نتانیاهو برجستهترین چهره که رقیب اصلی او برای گرفتن جایگاه نخست وزیری مطرح است گادی آیزنکوت (Gadi Eisenkot) رهبر حزب یاشار و ائتلاف اپوزوسیون است.
آیزنکوت از فرماندهان پیشین ارتش رژیم صهیونیستی و سیاستمداری است که مسیر حرفهای او به عرصه سیاست و رقابتهای انتخاباتی از رهگذر ساختارهای امنیتی و نظامی این رژیم عبور کرده است. او که سالها در ارتش خدمت کرده و ریاست ستاد کل ارتش را برعهده داشته است، پس از بازنشستگی وارد عرصه سیاست شد و در ادامه به یکی از چهرههای جریان میانهرو با رویکردی امنیتمحور در میان مخالفان بنیامین نتانیاهو تبدیل شد.
برای شناخت آیزنکوت باید میان سوابق نظامی، پیشینه اجتماعی و مذهبی، عملکرد سیاسی و مواضع اعلامشده او تمایز قائل شد.
زندگینامه و پیشینه خانوادگی
گادی آیزنکوت در ۱۹ مه ۱۹۶۰ در شهر طبریه، در شمال فلسطین اشغالی، متولد شد. پدر و مادر او، یهودیانی مهاجر از مراکش بودند. خانوادهاش زمانی که او هنوز نوزاد بود به شهر بندری ایلات در جنوب سرزمینهای اشغالی نقل مکان کردند.
آیزنکوت در محیطی رشد کرد که با طبقه کارگر یهودیان مزراحی، یعنی یهودیانی با ریشه در خاورمیانه و شمال آفریقا، پیوند داشت. پدرش در معادن مس دره تیمنا کار میکرد.
پیشینه اجتماعی آیزنکوت از این جهت اهمیت دارد که ساختار اجتماعی رژیم صهیونیستی در طول تاریخ با شکافهایی میان یهودیان اشکنازی، با ریشه اروپایی، و یهودیان مزراحی، با خاستگاه خاورمیانهای و شمال آفریقایی، همراه بوده است. جوامع مزراحی اغلب با مناطق حاشیه شهری و کمبرخوردار و طبقات کمدرآمد پیوند داشتهاند و بخش مهمی از پایگاه اجتماعی احزاب چپگرا را تشکیل دادهاند.
صعود آیزنکوت از ایلات به رأس ساختار نظامی و سپس ورود او به سیاست ملی، تصویری متفاوت از بنیامین نتانیاهو ارائه میدهد؛ سیاستمداری که در خانوادهای اشکنازی با پیشینه روشنفکری و سیاسی رشد کرد. برخی تحلیلگران این تفاوت را یکی از عواملی دانستهاند که میتواند به گسترش پایگاه اجتماعی آیزنکوت فراتر از رأیدهندگان سنتی چپ و میانه کمک کند. البته این مسئله به معنای یکسان بودن گرایش سیاسی همه رأیدهندگان مزراحی نیست.
تحصیلات و زندگی شخصی
آیزنکوت مدرک کارشناسی تاریخ را از دانشگاه تلآویو و کارشناسی ارشد علوم سیاسی را از دانشگاه حیفا دریافت کرد. همچنین دورههای مطالعات نظامی و امنیتی را در کالج جنگ ارتش آمریکا در شهر کارلایل ایالت پنسیلوانیا گذراند.
خانواده او در جریان جنگ غزه محتمل خسارت شدند. پسرش گال، که در ارتش خدمت میکرد، در دسامبر ۲۰۲۳ در غزه کشته شد. دو نفر از برادرزادههای او نیز در جریان همین جنگ جان باختند. این رخدادها به بخش مهمی از تصویر عمومی آیزنکوت تبدیل شد و در انتقادهای او از نحوه مدیریت جنگ توسط دولت نتانیاهو بازتاب یافت.
وابستگی مذهبی و نگرش اجتماعی
آیزنکوت از خانوادهای یهودی با گرایشهای سنتی برخاسته است، اما خود را فردی مذهبی نمیداند. او در مصاحبهای که در جریان کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۶ منتشر شد، گفت که با وجود مذهبی نبودن، برای یهودیت و سنتهای یهودی احترام عمیقی قائل است. بنابراین، میتوان هویت مذهبی او را سنتی و یهودی، اما غیردینی به معنای پایبندی سختگیرانه به مناسک مذهبی، توصیف کرد.
این تمایز در سیاست رژیم صهیونیستی اهمیت دارد؛ زیرا هویت مذهبی با موضوعاتی مانند خدمت سربازی اجباری، نظام آموزشی، تأمین مالی نهادهای مذهبی و رابطه دین و دولت ارتباط تنگاتنگی دارد.
آیزنکوت از پایان دادن به معافیتهای گسترده برای حریدیها (یهودیان افراطی) از خدمت سربازی حمایت میکند. این موضع او را در برابر جریانهای راستگرا قرار میدهد که خواهان حفظ معافیتهای موجود برای جامعه حریدی هستند. این مسئله یکی از مناقشهبرانگیزترین مسائل در سرزمینهای اشغالی است و در حالی که ارتش صهیونیستی به دلیل کمبود نیروی انسانی در جریان جنگ در غزه و لبنان بارها فراخوان حضور نیروهای ذخیره را داده، پایان دادن به معافیت حریدیها از خواستههای اصلی بخشی از جامعه است.
در عین حال، آیزنکوت تاریخ و سنت یهودی را بخشی از هویت ملی رژیم صهیونیستی میداند. نگرش سیاسی او ترکیبی از حمایت از حفظ ماهیت یهودی این رژیم، دفاع از نهادهای عمومی و تأکید بر مسئولیتهای شهروندی و توزیع عادلانهتر بار خدمت نظامی است.
کارنامه نظامی؛ از نیروی پیادهنظام تا ریاست ستاد کل ارتش
آیزنکوت در سال ۱۹۷۸، در هجدهسالگی، به ارتش رژیم صهیونیستی پیوست. او ابتدا وارد دوره آموزش خلبانی نیروی هوایی شد، اما پس از مدتی این دوره را ترک کرد و به تیپ گولانی، یکی از یگانهای شاخص پیادهنظام ارتش، پیوست.
مسیر نظامی او حدود ۴۱ سال ادامه یافت و از ردههای پایین فرماندهی به ریاست ستاد کل ارتش رسید. این سابقه، پایه اصلی هویت سیاسی او را شکل داد؛ برخلاف سیاستمدارانی که شهرت خود را از فعالیت حزبی یا اقتصادی به دست آوردهاند، آیزنکوت عمدتاً از طریق ارتقای تدریجی در ساختار فرماندهی نظامی به چهرهای شناختهشده تبدیل شد.
مراحل مهم خدمت نظامی
-۱۹۷۸ تا ۱۹۹۲: خدمت در تیپ گولانی و پیشرفت در ردههای عملیاتی و فرماندهی.
- ۱۹۸۲: مشارکت در جنگ لبنان در مقام افسر جوان ارتش.
- ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۸: فرماندهی تیپ گولانی.
- ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱: مسئولیت دبیر نظامی دفتر نخست وزیری در دوره ایهود باراک، و وزیر دفاع.
-۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵: فرماندهی لشکر یهودا و سامره در کرانه باختری.
- ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶: ریاست اداره عملیات ستاد کل ارتش.
-۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱: فرماندهی منطقه شمالی ارتش.
- ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۴: معاونت رئیس ستاد کل ارتش.
- فوریه ۲۰۱۵ تا ژانویه ۲۰۱۹: ریاست ستاد کل ارتش؛ بیستویکمین فرمانده این سمت.
جنگها و عملیات نظامی
سوابق نظامی آیزنکوت چندین جنگ و دوره مهم رویارویی نظامی را دربر میگیرد. با این حال، باید میان جنگهایی که او در آنها بهعنوان افسر عملیاتی حضور داشت و درگیریهایی که در مقام فرمانده ارشد بر آنها نظارت کرد، تفاوت قائل شد.
جنگ لبنان در سال ۱۹۸۲: آیزنکوت در مقام افسر جوان تیپ گولانی در تجاوز نظامی ارتش رژیم صهیونیستی به لبنان و اشغال جنوب این کشور تا سال 2000 مشارکت داشت. این جنگ یکی از تجربههای اولیه و تأثیرگذار در مسیر نظامی او بود.
انتفاضه دوم فلسطین، ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵: او در مقام فرمانده لشکر یهودا و سامره، مسئولیت عملیاتی مهمی در جریان سرکوب و قتل عام قیام فلسطینیان و عملیات گسترده ارتش رژیم صهیونیستی در کرانه باختری برعهده داشت.
جنگ 33 روزه لبنان در سال ۲۰۰۶: آیزنکوت پس از مرحله ابتدایی جنگ به فرماندهی منطقه شمالی ارتش منصوب شد و سپس مسئولیت فرماندهی جبهه شمالی را برعهده گرفت. جنگ 33 روزه با مقاومت لبنان به اولین و یکی از بدترین شکستهای تاریخ جنگهای رژیم بدل شد که طی آن ارتش صهیونیستی مجبور شد بدون کسب دستاورد نظامی از جنوب لبنان عقبنشینی کند. تجربه این جنگ و پیامدهای آن در شکلگیری دیدگاههای او درباره حزبالله، بازدارندگی و کاربرد نیروی نظامی تأثیرگذار بود.
جنگ غزه در سال ۲۰۱۴: یکی از سیاه ترین لکههای جنایات ارتش صهیونیستی در غزه مربوط به تجاوز سال 2014 است که در دوره منتهی به انتصاب آیزنکوت به معاون رئیس ستاد کل ارتش بود.
جنگ پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳: آیزنکوت در آن زمان دیگر فرمانده فعال نظامی نبود. او بهعنوان یکی از اعضای کابینه جنگ نتانیاهو وارد ساختار تصمیمگیری سیاسی در زمان جنگ شد. بنابراین، نقش او در این دوره سیاسی و راهبردی بود، نه فرماندهی مستقیم ارتش. پسر و دو برادرزاده او نیز در جریان این جنگ کشته شدند.
دکترین ضاحیه و رویکرد او به کاربرد نیروی نظامی
یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای کارنامه نظامی آیزنکوت، ارتباط او با «دکترین ضاحیه» است؛ رویکردی که پس از جنگ لبنان در سال ۲۰۰۶ مطرح شد و بر استفاده از نیروی قاطع و وارد کردن خسارت گسترده به زیرساختهای مناطقی تأکید دارد که نیروهای مسلح مخالف از آنها استفاده میکنند؛ بهویژه حزبالله.
نام این دکترین از منطقه ضاحیه، در حومه جنوبی بیروت، گرفته شده است؛ منطقهای پرجمعیت که در جریان جنگ ۲۰۰۶ بهشدت آسیب دید. منطق این رویکرد در محافل امنیتی رژیم صهیونیستی برای احیای بازدارندگی و افزایش هزینه حملات علیه این رژیم بود. این دکترین برای درک میراث نظامی و مواضع سیاسی بعدی آیزنکوت اهمیت دارد. او اگرچه خود را جایگزینی میانهرو برای نتانیاهو معرفی میکند، در حوزه امنیتی رویکردی صلحطلبانه ندارد؛ بلکه از ارتش قدرتمند، استفاده از نیروی نظامی علیه دشمنان مسلح و حفظ برتری راهبردی رژیم صهیونیستی حمایت میکند.
در مقابل حزبالله نیز دکترین «ضاحیه- حیفا» را در دستور کار قرار داد که طی آن مقاومت لبنان شهر بندری مهم حیفا را به عنوان هدفی بازدارنده مطرح کرد.
ورود به سیاست و وابستگیهای حزبی
آیزنکوت در ژانویه ۲۰۱۹ از ارتش بازنشسته شد. پس از آن، مسئولیتهای عمومی و نهادی مختلفی، از جمله ریاست مؤسسه میراث دیوید بنگوریون، برعهده گرفت و در بحثهای مرتبط با سیاستگذاری امنیت ملی مشارکت کرد. ورود انتخاباتی او به سیاست چند سال پس از بازنشستگی نظامی صورت گرفت.
پیوستن به ائتلاف وحدت ملی
آیزنکوت در آستانه انتخابات سال ۲۰۲۲ با پیوستن به ائتلاف «وحدت ملی» به رهبری بنی گانتس، رسماً وارد عرصه رقابتهای انتخاباتی شد. او بهعنوان نماینده به بیستوپنجمین دوره کنست، پارلمان رژیم صهیونیستی، راه یافت. این اقدام او را در اردوگاه میانهرو و مخالفان ائتلاف راستگرای به رهبری نتانیاهو قرار داد.
اکتبر ۲۰۲۳؛ عضویت در کابینه جنگ
پس از حملات ۷ اکتبر، آیزنکوت به کابینه اضطراری جنگ پیوست که تحت رهبری نتانیاهو تشکیل شده بود. او در کنار بنی گانتس و دیگر چهرههای ارشد در ساختار تصمیمگیری زمان جنگ حضور داشت و از جمله دیگر مقامات صهیونیستی است که نام او از سوی نهادهای حقوق بشری به عنوان شریک جنایت در کشتار غزه مطرح شده بود.
ژوئن ۲۰۲۴؛ خروج از کابینه جنگ
آیزنکوت همزمان با بنی گانتس از کابینه جنگ خارج شد. او نتانیاهو را به نداشتن راهبردی روشن برای پایان دادن به جنگ و حل بحران اسرا و گروگانها متهم کرد و گفت ملاحظات سیاسی، تصمیمگیری راهبردی را مختل کرده است.
جدایی از وحدت ملی و تأسیس حزب «یاشار»
جدایی او از وحدت ملی بازتاب اختلاف بر سر رهبری، راهبرد سیاسی و آینده جریان مخالفان بود.
آیزنکوت پس از جدایی از چارچوب سیاسی گانتس، از کنست استعفا داد و حزب جدیدی با نام «یاشار با آیزنکوت» تأسیس کرد. این حزب خود را جایگزینی برای اداره رژیم صهیونیستی معرفی کرد که بر امنیت ملی، سلامت نهادهای حکومتی و ترمیم شکافهای اجتماعی تمرکز دارد.
با این حال، اکثر نظرسنجیها نشان میدهد که امکان تشکیل دولت از سوی یک حزب نیست و ترکیب ائتلافها و آرایش کرسیهای پارلمان در این زمینه تعیینکننده خواهد بود. آیزنکوت بهتدریج به این نتیجه رسید که برای ارائه جایگزینی در برابر نتانیاهو، باید از پراکندگی احزاب مخالف عبور کرد و چارچوب سیاسی گستردهتری ایجاد کرد.
مهمترین مواضع سیاسی
تقریباً در میان بیشتر رهبران سیاسی رژیم دیدگاه میانهروانهای درباره اشغالگری و کشتار علیه فلسطینینان، شهرکسازیهای غیرقانونی در کرانه باختری، پایمان کردن حق و حقوق فلسطینیان، جلوگیری تشکیل کشور فلسطینی و توسعه ارضی وجود ندارد و همه در این زمینهها سعی میکنند گوی سبقت را یکدیگر بربایند. با این حال در برخی موضوعات داخلی مانند اصلاحات قضایی و خدمت سربازی همگانی و تلطیف کردن روابط خارجی رژیم با متحدان غربی از طریق کنترل خشونتشهرکنشینان هویت سیاسی آیزنکوت را متفاوت از عملکرد نتانیاهو میدانند.
اقتصاد، آموزش و شکافهای اجتماعی
برنامه حزب یاشار بر تقویت آموزش عمومی، کاهش نابرابری اجتماعی و سرمایهگذاری در مناطق حاشیهای رژیم صهیونیستی تأکید دارد. این اولویتها با دوران رشد آیزنکوت در ایلات و توجه او به جوامعی که خارج از مراکز سنتی قدرت قرار دارند، ارتباط دارد.
حزب او همچنین خواستار نقش فعالتر بخش عمومی در کاهش شکافهای اجتماعی و گسترش فرصتهای برابر است. این مواضع به شکلگیری تصویر میانهرو از حزب کمک میکند؛ هرچند دیدگاههای امنیتی و مواضع آن درباره فلسطین همچنان سختگیرانه است.
در مجموع رقابت آیزنکوت و نتانیاهو را نمیتوان صرفاً تقابل چپ و راست دانست. این رقابت همچنین به اختلاف بر سر رهبری، مدیریت امنیتی و رابطه میان اقدامات نظامی و اهداف سیاسی مربوط میشود.
