سایت تحلیلی خبری الوقت | Alwaght Website

انتخاب سردبیر

خبر

بیشترین بازدید

روز هفته ماه

پرونده ها

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

undefined
بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

undefined
طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

undefined
کاروان‌های دریایی کمک به غزه

کاروان‌های دریایی کمک به غزه

undefined
جنگ 12 روزه

جنگ 12 روزه

undefined
گاه‌شمار جنگ غزه

گاه‌شمار جنگ غزه

undefined
توافق صلح ایران و عربستان

توافق صلح ایران و عربستان

undefined
طوفان الاقصی

طوفان الاقصی

تندروهای صهیونیست‌ باد کاشتند پس طوفان درو می‌کنند!
فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

undefined
معامله قرن

معامله قرن

undefined
اختلافات ترکیه و آمریکا

اختلافات ترکیه و آمریکا

undefined
New node

New node

تحولات ترکیه

تحولات ترکیه

undefined
آزادسازی موصل

آزادسازی موصل

آزادسازی موصل یا نبرد بازپس گیری موصل از اشغال گروه تروریستی داعش، عملیات نظامی منظم و کلاسیکی است که از روز دوشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ به فرمان حیدر العبادی نخست وزیر عراق برای پس گرفتن موصل از سیطره داعش آغاز شد. موصل مرکز استان نینوا و دومین شهر بزرگ عراق در تابستان ۲۰۱۴ به اشغال گروه داعش درآمد و از آن زمان ابوبکر بغدادی، خلافت خودخوانده خود را در این هشر استقرار نمود. عملیات آزادسازی موصل از نوع جنگ‌های شهری منظم به شمار می‌رود.
آزادسازی حلب

آزادسازی حلب

پس از آن که دیدبان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن؛ اوایل هفته جاری اعلام کرد که 60 درصد از مناطق شرقی حلب توسط ارتش سوریه از اشغال گروه‌های تروریستی آزاد شده است، حال منابع خبری امروز اعلام کرده‌اند؛ با پیشروی سریع و برق‌ آسای ارتش سوریه طی چند روز گذشته، مناطق تحت کنترل دولت سوریه در شرق حلب، به میزان 80 درصد رسیده است.
New node

New node

New node

New node

سازمان القاعده

سازمان القاعده

سازمان القاعده القاعده پس از 2001 دچار دگرگوني‌هاي چشم¬گيري شد. ساختار هرمي آن جاي خود را به ساختاري داد كه زيرمجموعه‌ها در آن با استقلال عمل فعاليت مي‌كردند. اين تحول اگرچه تسلط مركز بر پيرامون را تقليل داد اما بر گستره و توالي عمليات القاعده در كشورهاي مختلف خاورميانه افزود. با اين حال توان عملياتي كلان القاعده در اثر اين دگرگوني تا حدود زيادي تحليل رفت. القاعده پس از بمب‌گذاري‌هاي لندن در 2005، تاكنون نتوانسته است عمليات موفقيت آميزي در كشورهاي غربي انجام دهد. افزون بر اين، گسترش دامنۀ منطقه اي فعاليت هاي القاعده به كشته و دستگير شدن بسياري از رهبران و كادرهاي اصلي آن انجاميد. با اين حال تمامي اين چالش‌ها مانع تداوم فعاليت القاعده نشد. زيرمجموعه هاي آن در عراق، يمن، افغانستان، پاكستان، سومالي و ديگر كشورها و مناطق فعال باقي ماندند. تشكيلات القاعده تشكيلات القاعده در سال 1988 توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه با "اتحاد جماهير شوروي" در افغانستان تأسيس شد. القاعده از سازمان "مكتب الخدمة" كه هدف آن مسلح‌ كردن و آموزش مجاهدين اسلامي براي جنگ با شوروي بود گسترش و پيشرفت يافت. اين سازمان از حمايت و پشتيباني دولت‌هاي اسلامي به ‌ويژه عربستان سعودي و پاكستان و همچنين ايالات متحده آمريكا برخوردار بود. در سال 2000 ايمن ظواهري سازمان "جهاد اسلامي مصر" را با سازمان القاعده ادغام كرد و به شخص دوم اين تشكيلات تبديل شد. خاستگاه اصلي القاعده را بايد "وهابيت" برشمرد كه خود ريشه در جنبش سلفي، مذهب حنبلي و پيروان اهل حديث دارد. رهبران، نظريه پردازان و بسياري از اعضاي القاعده يا وهابي‌اند يا از پيروان مذاهب حنبلي و حنفي كه به وهابيت تمايل زيادي دارند. القاعده را جنبشي سلفي نيز دانسته‌اند، زيرا پيشوايان آن، يعني "احمد بن حنبل" و "ابن تيميه" از نخستين مدعيان سلفي‌گري بوده‌اند. اين تفكر با دريافت خاص خود از توحيد و تكيه بر استدلال‌هاي ظاهرگرايانه بسياري از مسلمانان را كافر مي‌داند و نوك اين ويژگي تكفيري خود را به طور خاص متوجه شيعيان كرده است. ايدئولوژي القاعده بر چهار ركن سلفي‌گري، راديكاليسم، شيعه ستيزي و غرب ستيزي استوار است. از آنجا كه دو ركن آخر بر آمده از ويژگي سلفي‌گري است، به اختصار مي‌توان آن را ايدئولوژي "سلفي راديكال" ناميد. از نگاه آنان، دين يك نظام ساده حقوقي است كه از جانب خداوند براي رهايي بشر از عذاب دنيوي و اخروي نازل شده و تكاليفي را بر او واجب كرده است. به همين دليل بشر براي سعادت دنيا و آخرت بايد به عبادت و اطاعت خدا بپردازد. به رغم تداوم فعاليت، القاعده از نيمۀ دهۀ گذشته دچار چالش‌هاي بزرگي شد كه آيندۀ آن را در هاله‌اي از ابهام فرو برد. چهار چالش عمدۀ القاعده در اين سال ها به ترتيب اهميت عبارتند از: - تنزل جايگاه در جهان اسلام: در نظرسنجي هاي پس از يازده سپتامبر، القاعده از مقبوليت و محبوبيت قابل توجهي در كشورهاي اسلامي برخوردار بود. اين جنبش در ذهن بسياري از مسلمانان متشكل از جهادگراني بود كه پس از آزادسازيِ افغانستان از اشغال ملحدان، مبارزه با ظلم و ستم در ابعاد داخلي (در برابر رژيم‌هاي فاسد منطقه) و خارجي (در برابر امريكا و غرب) و دفاع از منافع جهان اسلام را سرلوحۀ فعاليت هاي خود قرار داده‌اند. اين نوع نگاه در ابتدا با توجه به گفتمان ظلم‌ستيز و جهادگرايانۀ القاعده چندان غيرمنتظره نمي‌نمود. اما با روشن شدن پيامدهاي عملكرد القاعده بر جهان اسلام، به ويژه اشغال افغانستان و عراق و نيز گسترش فعاليت‌هايي كه بيش از هر چيز جان و مال مسلمانان و بي‌گناهان را هدف مي‌گرفت، طرفداري از گفتمان القاعده به تدريج رو به كاهش نهاد. به طور مشخص از سال‌هاي 2005 و 2006 محبوبيت القاعده و پشتيباني از آن در ميان مسلمانان رو به تنزل نهاد، به نحوي كه در 2010 طرفداري از القاعده نسبت به 2001 به نيم كاهش يافت. تنزل هواداري از القاعده به معناي كاهش حمايت پرسنلي و مالي به ويژه از زيرمجموعه‌هاي اين سازمان مي‌باشد. پيامدهاي اين واقعيت را در عراق، يمن و مغرب شاهد بوديم؛ - بهار عربي: دومين چالش، خيزش‌هاي فراگير و مردميِ 2011 در خاورميانه مي‌باشد. اين تحركات در سه جهت براي القاعده پيامدهاي منفي در بر داشت: نخست آنكه تبليغات عليه رژيم‌هاي حاكم كه پيشتر يكي از ابزارهاي اساسي القاعده براي جلب حمايت و توجيه عملكردش نزد مسلمانان بود، با توجه به حضور گستردۀ مردم در اعتراضات ضدرژيم، كارآيي خود را در جذب نيروهاي جوان و پشتيباني مالي از القاعده در ميان شهروندان عرب از دست داد. دوم آنكه تقريباً تمامي نيروهاي فعال در زندگي سياسيِ منطقه – به جز القاعده – در اين تحولات حضور داشتند. تصويري كه دوري القاعده از جوامع عربي را به خوبي به نمايش گذاشت. سوم آنكه، مردمي بودن تحولات و حاشيه‌اي بودن نقش آمريكا و در واقع غافلگيريِ اين كشور از سرعت و گسترۀ تحولات و نيز تضاد آمريكا با برخي از رژيم‌هاي عرب، امكان بهره‌گيري تبليغاتي القاعده از حضور امريكا را از بين برد؛ - حذف رهبر كاريزماتيك: مرگ بن لادن بزرگترين چالش القاعده در طول سال‌هاي فعاليت آن بود. جنبش‌هاي اسلام‌گرا اغلب بر محور شخصيتي كاريزماتيك و نيرومند به فعاليت مي‌پردازند. نگاهي به جنبش‌هاي اسلام‌گراي قرن بيستم در خاورميانۀ عربي نشان مي‌دهد كه حذف رهبريِ كاريزماتيك از صحنه، اغلب به معناي زمين‌گير شدن و آغاز زوال چنين جنبش‌هايي بوده است. افزون بر اين، شخصيت جذاب و محبوبيت بن لادن در ميان اعضاي القاعده و توان سخنوريِ وي نقشي اساسي در تحكيم وحدت سازمانيِ القاعده داشته است. مرگ بن لادن علاوه بر حذف چهرۀ كاريزماتيك و وحدت‌بخشِ القاعده، اين جنبش را با چالش جانشيني روبه رو كرد؛ - بحران جانشيني: هشت هفته پس از مرگ بن لادن اعلام شد كه أيمن الظواهري به جانشيني وي انتخاب شده است. اين فاصلۀ زماني به خوبي گوياي اختلافات دروني القاعده بر سر انتخاب جانشين است. حتي اگر اين تأخير را، بنا بر تحليلي، ناشي از دشواري برگزاري سريع نشست اعضاي عالي‌رتبۀ القاعده براي انتخاب رهبر بدانيم، عدم بيعت زودهنگام زيرمجموعه هاي القاعده اين تحليل را زير سوال برد. تأخير در بيعت ساير زيرمجموعه هاي القاعده، نشان از تأثير چالش جانشيني بن لادن بر وحدت سازماني القاعده مي باشد. افزون بر فقدان اجماع بر سر الظواهري، وي چهره‌اي كاريزماتيك به حساب نمي‌آيد و از شخصيت و قدرت سخنوري بن لادن و اثرگذاري وي در رهبران و كادرهاي القاعده برخوردار نيست. از ديد برخي وي بيشتر براي مديريت يك اداره يا شركت مناسب است تا رهبري يك جنبش جهاني. مجموعۀ چهار چالش فوق، القاعده را در بستر اصلي و در حال دگرگوني فعاليتش، خاورميانه، به حاشيه رانده است. مرگ بن لادن بزرگترين ضربه‌اي بود كه به القاعده وارد شد. اگرچه الظواهري به عنوان ايدئولوگ القاعده معروف است اما وي به وضوح از صفات لازم براي رهبري جنبشي گسترده همچون القاعده برخوردار نيست. وضعيت فعلي القاعده در حالي كه كمتر از سه سال از كشته شدن اسامه بن لادن، بنيان گذار القاعده نگذشته است كه طيف هاي جوان‌تر و نوظهور القاعده پاگرفته و اقدامات انتحاري را در برخي از كشورهاي منطقه انجام مي دهند. اين در حالي مي باشد كه در سال هاي گذشته، القاعده به لحاظ سازماني و ايدئولوژي در مسير تنزل و عقب نشيني بود. روند ظهور مجدد اين سازمان تروريستي در برخي از كشورهاي منطقه را مي توان به شرايط بحراني و بعضاً هرج و مرج داخلي اين كشورها بي ارتباط ندانست. چرا كه خلأ ايدئولوژي در جهان عرب به واسطه شكست حكومت‌هاي اصلاح طلب، بازار سازمان القاعده و ايدئولوژي القاعده گرايي را در جهان عرب رونق بخشيده است. به بيان ديگر، بسياري از مخالفان انقلاب هاي عربي، كه خواهان حفظ ديكتاتورهاي سابق در قدرت بودند و يا خواهان قدرت‌يابي ديكتاتورهاي ديگر و بعضاً بازگشت آن‌ها بودند، نسل جديدي از القاعده نوين را پايه گذاري كرده‌اند. سازماني كه بسياري از اعضاي قديمي و كليدي آن در سال‌هاي گذشته كشته شدند، با گفتمان جديد و با هدف تغيير در جهان اسلام، تنها از طريق جهاد خشونت‌آميز و تروريسم، سعي در پياده نمودن پارادايم خود دارند. در اين بين جماعت اخوان المسلمين به عنوان دشمن محوري القاعده، كه چند سالي در مسير تسلط بر سياست‌هاي جهان عرب، تغييراتي را به وجود آورد، نقش مهمي در تقويت اين گروه نوين بازي كرد. هر چند كه اخوان در ادامه حركت خود، دچار چالش هاي جدي شده است، اما توانست اثبات كند كه تغيير واقعي در جهان عرب بدون تروريسم و اقدامات خشن هم امكان دارد. بر همين اساس، بسياري از تحليلگران، ظهور نسل جديد از گروه القاعده را پيش بيني كردند. نكته قابل تأمل اينكه، نوظهوران و وابستگان به القاعده نوين خيز بلندي از دمشق تا بغداد و بيروت برداشته اند و در سال گذشته خشونت و افراطي‌گرايي هاي فراواني را انجام داده اند. القاعده اي كه در عراق صحبت از شكست و محو جدي آن بود، مجدداً احيا شده و اقداماتي مرگبارتر از گذشته انجام مي‌دهد. امروز گروه دولت اسلامي عراق و شام، داعش بار ديگر براي به دست گرفتن مناطق غربي عراق در حال جنگيدن است. حتي اين گروه با ائتلاف با جبهه النصره در سوريه شكوفاتر شده است و به همراه يكديگر براي نابودي منطقه تلاش مي كنند. بر همين اساس، خشونت فرقه اي بين شيعه و سني چندين برابر شده است. بسياري از جهادي‌هايي كه از اروپا روانه سوريه شده‌اند در آتش القاعده نوين در حال سوختن مي باشند. تلاش گردان‌هاي تروريستي چون (گردان‌هاي عبدا… عزام) براي كشاندن جنگ فرقه‌اي از سوريه به لبنان و عراق است. حتي حمله به سفارت ايران در بيروت و ساير اقدامات انتحاري چون بمب گذاري را در مناطق شيعه نشين در دستوركار خود دارند
گروه داعش

گروه داعش

دولت اسلامي عراق و شام يا داعش به عنوان گروهي منشعب از القاعده محسوب مي شود كه از منظر گرايشات عقيدتي و فكري و همچنين جنبه رفتاري رويكرد يكساني با القاعده دارد. با اين حال رفتارهاي اين گروه تروريستي در طول يك دهه گذشته و به خصوص چند سال اخير نشانگر راديكال تر و خشن تر بودن اين گروه در مقايسه با القاعده است و داعش با توجه به جدايي از القاعده و پيدايش اختلافاتي بين آن دو به عنوان مخوف‌ترين و قدرتمندترين گروه تروريستي در عرصه خاورميانه ظهور كرده است. هر چند كه داعش در شكل كنوني آن محصول بحران سوريه و گسترش اختلافات و منازعات منطقه اي بعد از 2011 است، اما ريشه ها و روند قدرت گرفتن آن به دوره پس از صدام در عراق يعني از سال 2003 به بعد مربوط است. حمله آمريكا به عراق در سال 2003 فرصت و فضاي مناسبي را براي حضور و نقش آفريني گروههاي مسلح و تروريستي مختلف از جمله گروههاي مرتبط با القاعده در اين كشور بوجود آورد. بر اين اساس گروههاي مسلح مختلفي به خصوص در سالهاي پس از 2004 در عراق ظهور كرد كه با جذب نيرو و منابع مالي در تلاش بودند كه با نيروهاي نظامي آمريكايي و همچنين نيروهاي عراقي مقابله كنند. يكي از مهمترين اين گروهها جماعه التوحيد و الجهاد بود كه به رهبري ابومصعب زرقاوي در سال 2004 تشكيل شد. پس از آنكه زرقاوي بيعت خود با اسامه بن لادن رهبر القاعده را اعلام كرد به تنظيم القاعده في بلاد الرافدين تبديل شد و همچنين به اين گروه القاعده عراق نيز اطلاق مي شد. زرقاوي بعد از آزادي از زندان در اردن در سال 1999 رهبري بخشي از داوطلبان جهادي در افغانستان را برعهده داشت، اما در سال 2001 از اين كشور به شمال عراق فرار كرد و در آنجا به گروه انصارالاسلام پيوست و سپس با ايجاد القاعده عراق، وفاداري خود به رهبري شبكه جهاني القاعده را بيان داشت. القاعده عراق به تدريج به اصلي ترين گروه تروريستي در عراق تبديل شد و بيشترين انفجارها و اقدامات تروريستي از سوي اين گروه صورت گرفت. از جمله مهمترين اقدامات القاعده عراق كه در پي ايجاد فتنه مذهبي و جنگ داخلي در عراق بود، انفجار حرم شريف امامين عسگرين در سامرا در سال 2006 بود. اين تشكل عمليات تروريستي خود را به اندازه اي افزايش داد كه به يكي از قوي ترين گروههاي مسلح در صحنه عراق تبديل شد و شروع به گسترش نفوذ خود در مناطق گسترده اي از عراق كرد تا اينكه در سال 2006،‌ زرقاوي علنا در يك نوار ويدئويي تشكيل آنچه را " شوراي مجاهدين" خواند به سركردگي عبدالله رشيد البغدادي اعلام كرد. پس از كشته شدن زرقاوي توسط نيروهاي آمريكايي در سال 2006، ابوحمزه المهاجر به سركردگي اين گروه تعيين شد و در پايان همان سال دولت اسلامي عراق به سركردگي ابوعمر البغدادي تشكيل شد. دولت اسلامي عراق به عنوان گروهي تروريستي و شاخه القاعده در عراق در شكل جديد خود تحت رهبري ابوعمر البغدادي تلاشهاي خود براي ايجاد ناامني در عراق را ادامه داد، با اين حال اين گروه از سال 2008 با افول و كاهش قدرت و تاثيرگذاري در عراق مواجه شد. شكل گيري نيروهاي الصحوه يا بيداري از ميان عشاير سني عراق براي مقابله با القاعده عراق و اقدامات نظامي و امنيتي در مقابل آن باعث تضعيف جدي اين گروه شد. در 19 آوريل 2010، نظاميان آمريكايي و عراقي طي يك عمليات نظامي در منطقه الثرثار، منزلي را هدف قرار دادند كه ابوعمر البغدادي و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند و پس از درگيريهاي شديد ميان دو طرف، اين منزل هدف حملات هوايي قرار گرفت و در نتيجه آن دو سركرده تروريستها به هلاكت رسيدند. يك هفته بعد، اين گروه تروريستي در بيانيه اي هلاكت البغدادي و المهاجر را رسما اعلام كرد و پس از حدود ده روز، مجلس شوراي دولت اسلامي عراق تشكيل جلسه داد و ابوبكر البغدادي را به عنوان جانشين ابوعمر البغدادي انتخاب كرد. هر چند در اين دوره دولت اسلامي عراق در مرحله ضعف بود، اما بحران سوريه فرصتهاي نويني را براي اين گروه ايجاد كرد و البغدادي با بهره گيري از آن توانست به جايگاه و نقش آفريني عمده اي در معادلات عراق و سوريه بپردازد. بحران سوريه از چند منظر باعث ايجاد فرصت براي گروه تروريستي دولت اسلامي عراق شد. اول اينكه سوريه با توجه به مجاورت جغرافيايي و پيوستگي سرزميني با عراق فضاي عملياتي مناسبي را براي افزايش قدرت و نقش آفريني اين گروه بوجود آورد. دوم اينكه گسترش بحران و رقابتهاي منطقه اي و افزايش تنشهاي مذهبي و فضاي افراط گرايانه در منطقه منابع انساني و مالي گسترده اي را براي گروه دولت اسلامي عراق فراهم ساخت. با توجه به شرايط جديد سوريه ابوبكر بغدادي يكي از معاونان خود به نام ابومحمد الجولاني را به سوريه فرستاد كه منجر به شكل گيري گروه جبهه النصره در سوريه در 2011 شد. جبهه النصره تا سال 2013 به عنوان گروهي وابسته به القاعده در سوريه معروف بود و توانست با جذب نيرو و منابع مالي به يكي از بازيگران مهم معارض در اين كشور تبديل شود. در حالي كه گزارشهاي اطلاعاتي از رابطه فكري و تشكيلاتي اين گروه با شاخه دولت عراق اسلامي پرده برداشت، در نهم آوريل 2013، ابوبكر البغدادي در يك پيام صوتي اعلام كرد كه جبهه النصره امتداد دولت اسلامي عراق است و تشكيل آنچه دولت اسلامي عراق و شام خواند با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامي عراق اعلام كرد. اما طولي نكشيد كه يك نوار صوتي منتسب به ابومحمد الجولاني پخش شد كه در اين نوار از رابطه خود با دولت اسلامي عراق سخن گفت، اما وي ايده ادغام با اين گروه را نپذيرفت و بيعت خود را با شبكه القاعده تحت رهبري ايمن الظواهري اعلام كرد. بر اين اساس به رغم تاكيد ايمن الظواهري بر انحلال داعش و فعاليت جداگانه دولت اسلامي در عراق و جبهه النصره در سوريه، البغدادي بر ادامه حيات داعش تاكيد كرد. بر اين اساس بود كه اختلافات مهمي بين البغدادي و ايمن الظواهري و درگيريهاي بين جبهه النصره و داعش رخ داد. با اين حال داعش توانست به نقش آفريني گسترده تري در سوريه بپردازد و جايگاه خود را در اين كشور با تصرف برخي مناطق تثبيت كند. داعش پس از تقويت خود در سوريه بتدريج حضور و نقش آفريني خود در عراق را نيز گسترش داد. داعشي‌ها كه در طول سال 2013 حضور پراكنده اي در عراق داشتند، از ابتداي 2014 نقش خود در اين كشور را بسيار توسعه دادند. بر اين اساس بود كه آنها توانستند بر مناطق گسترده اي از عراق در استان الانبار مسلط شوند و شهرهاي مهم رمادي و فلوجه را به تصرف خود درآورند. هر چند نيروهاي عراقي توانستند مناطق مهمي از جمله رمادي را از كنترل داعش خارج سازند، اما شهرهايي مانند فلوجه همچنان در دست داعش باقي ماند. در حالي كه ارتش عراق در حال تشديد اقدامات اطلاعاتي و نظامي خود براي خارج ساختن داعش از فلوجه بود، مرحله جديدي از عمليات نظامي و پيشرويهاي اين گروه در استانهاي صلاح الدين، نينوا، ديالي و كركوك آغاز شد. داعش بعد از ناكامي در تصرف سامرا به موصل حمله كرد و توانست بر اين شهر مسلط شود. سپس پيشرويهاي داعش به سوي ساير مناطق عراق ادامه يافت و از جمله باعث تسلط بر تكريت شد. در حال حاضر داعش بر مناطق قابل توجهي از سوريه به خصوص قسمتهاي شرقي مانند الرقه و همچنين بخش‌هاي مهمي از مركز و غرب عراق مسلط است. در چنين شرايطي كه با گسترش توان مالي و انساني داعش و همكاري برخي گروههاي محلي با آن همراه است، تهديدات مختلف ناشي از آن در منطقه در حال گسترش است.
جنبش گولن

جنبش گولن

جنبش گولن طی سال‌های اخیر، جریانی در ترکیه رشد کرده که اگر چه خود را وامدار اندیشه‌های سعید نورسی عالم برجسته ترک می‌داند، اما از جهات گوناگون به ارائه الگویی نوین پرداخته است. این جریان که عموماً با نام رهبر آن فتح‌الله گولن آمیخته است، تحت عناوینی هم‌چون جماعت خدمت، جریان نورچی و جماعت گولن نیز شناخته می‌شود. این جریان نه تنها در ترکیه نوین به عنوان یکی از جریان های مهم شناخته شده، بلکه در سطح منطقه نیز جریانی تاثیرگذار محسوب می شود و طی سال های گذشته، رشدی فزاینده در مناطقی همچون بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز، افریقا و حتی امریکا داشته است. شخصیت ودیدگاه های گولن درباره گولن و شخصیت او دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی از شاگردان گولن به او لقب خواجه افندی داده اند؛ زیرا وی هم تحصیلات سنتی دینی داشته و هم به فلسفه غرب و به ویژه فلسفه کانت تعلقی ویژه دارد. برخی دیگر از افراد جماعت، او را به چشم حضرت مهدی (عج) نگاه می کنند. برخی دیگر او را یک واعظ ساده مذهبی می دانند که بواسطه نوع سخنرانی هایش در میان مردم مشهور شده است. برخی نیز او را یک مصلح بزرگ دینی و پیام آور صلح و آشتی اسلام با دموکراسی تلقی می کنند. مخالفان وی نیز او را فردی دروغگو و فریبکار توصیف می کنند که حتی جرات بازگشت به ترکیه را نیز ندارد. عده ای نیز اعتقاد دارند گولن با شخصیت بت گونه ای که به هوادارانش داده، تصویری نژادپرست، ناسیونالیست و بیگانه از دیگران، از جماعت خود ترسیم کرده است. تکبر و خوار شمردن کسانی که خارج از جماعت هستند، به رویه ای معمولی تبدیل شده است. به نحوی که نزد پیروان این جماعت، غیر از گولن، سایر علمای جهان اسلام بی اطلاع هستند و درک درستی از مسایل ندارند. (DAĞ, 2014) به هر حال فارغ از آنکه قضاوتی درباره تعارف فوق از گولن و شخصیت وی داشته باشیم، واقعیت آن است که امروز نام فتح الله گولن با اصطلاح اسلام روشنگر یا معتدل ترک که بسیاری از پژوهندگان از آموزه هاو جهان بینی آن با عنوان «پارادایم اسلام اجتماعی» یاد می کنند، گره خورده است.( فلاح، 207:1389-205) در حقیقت فتح الله گولن در ترکیه به عنوان پدر اسلام اجتماعی معروف است و وی را بنیانگذار و رهبر جنبش گولن می‌خوانند. همچنین برخی از کتاب های گولن از پرفروش ترین کتاب ها در ترکیه و حتی سایر کشورهای اسلامی بوده اند. مدارس او در بیش از 160 کشور جهان فعالیت می کنند و آراء و افکار وی را به شاگران خود منتقل می کنند. جماعت خدمت(جریان گولن) آنچه امروز به نام جریان گولن یا جماعت خدمت معروف است، حاصل اندیشه ها و تلاش های محمد فتح الله گولن است. وی به عنوان یکی از شاگردان مکتب نورسی، تلاش زیادی جهت مدرن کردن جنبش نور انجام داد. وی که مشهورترین واعظ، نویسنده و تدریس کننده علوم اخلاقی و الهیات ترکیه محسوب می شود، در صدر جریانی قرار گرفته که طی سال های گذشته از تاثیر به سزایی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برخوردار بوده است. اگر چه گولن صراحتا نورجی بودن خود را به زبان نیاورده و در سخنرانی ها کمتر از سعید نورسی یاد می کند، باید این حال جریان وی عمدتا جریانی منشعب از جماعت نور تلقی می شود. گولن که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند، خطیبی توانا است که از سن 14 سالگی خطابه می کرده است. وی بیشتر آموزش های دینی خود را نزد پدر و در تکیه محله خود نزد علما و متصوفه فرا گرفته است. پدرش علاوه بر زبان عربی و ترکی، زبان فارسی را هم به او آموخت. وی که هیچگاه ازدواج نکرده و مجرد زندگی می کند، بحث های دینی خود را با احساسات، عواطف و بیانی رسا همراه می کند و عیبی نمی بیند که هنگام موعظه، اشکش بر گونه جاری شود. او از طریق فن خطابت و همچنین با شیوه های خاص خود مانند گریه کردن در حال سخنرانی، توجه مخاطبان را به خود معطوف کرده و نورجی ها و دیگر افراد گروه های دینی را تحت تأثیر قرار داده است. از جلسات وعظ او فیلمبرداری می‌شود و این فیلم ها میان هوادارانش دست به دست می چرخد و تکثیر می شود. همچنین مجموعه سخنرانی های فتح الله گولن در قالب کاست و سی دی در مناطق مختلف توزیع می شود. این اقدام که هم پول و هم طرفداران او را افزایش داده است، با مخالفت سایر زعمای حرکت نورجی مواجه شده و اعتراض آنها را برانگیخته است. با این حال فتح الله گولن همچنان به این شیوه تشکیلاتی خود ادامه می دهد و موفق به ایجاد شبکه ای گسترده شده است. ماهیت جریان گولن درباره این جریان، دیدگاه‌های کلان مختلفی وجود دارد. به نحوی که برخی جریان گولن را جریان بومی می دانند که از بطن جامعه و اعتقادات مذهبی مردم ترکیه برخاسته است و برخی دیگر نیز آن را جریانی وارداتی تلقی می‌کنند که توسط امریکا و سایر کشورهای غربی مورد حمایت قرار گرفته است. باید توجه داشت که فتح الله گولن در ترکیه به شخصیت افسانه ای تبدیل شده که حضور، نفوذ و سایه وی و جماعتش در محیط و فضای کلیه اماکن سیاسی، نظامی و امنیتی ترکیه سایه افکنده و وابستگی این جماعت و التزام آن به احکام اسلامی و سیاست های آن بطور واضح و شفاف مشخص نیست. در واقع این جریان به رغم تعدد و تنوع حوزه های فعالیتش، همچنان ناشناخته و مبهم به نظر می رسد و بسیاری از صاحب نظران چه در داخل و چه خارج از ترکیه، نسبت به مقاصد و نیات دراز مدت این جریان اظهار بی اطلاعی می کنند. به نحوی که هیچ کس از میزان قدرت مالی و تعداد طرفداران این جریان اطلاع درستی ندارد و معلوم نیست نفوذ گولن در دستگاه های کلیدی دولتی تا چه حد است و در صورت احراز قدرت بیشتر، چه خط مشی را پیش خواهد گرفت.
alwaght.net
مقاله

سرانجام کابینه علی الزیدی؛ از برندگان و بازندگان تا بقای نظام محاصصه

شنبه 2 آبان 1405
سرانجام کابینه علی الزیدی؛ از برندگان و بازندگان تا بقای نظام محاصصه
اگرچه تکمیل کابینه پایان یک مرحله از بحران سیاسی در عراق است؛ اما موفقیت دولت به توانایی آن در تبدیل توافق‌های سهمیه‌ای به تصمیم‌گیری منسجم، پاسخ‌گویی عمومی و اعمال اقتدار قانونی به دور از مداخلات آشکار قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای از جمله ایالات متحده امریکا  وابسته خواهد بود.
 

الوقت- «سینا علیزاده» کارشناس مسائل عراق: تکمیل ترکیب کابینه علی فالح الزیدی در ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶، پس از حدود پنج ماه کشمکش بر سر تقسیم وزارتخانه‌ها و مناصب اجرایی در سایه اختلافات درون مکونی و فشارهای خارجی از جمله سیاست های مداخله جویانه ایالات متحده امریکا، نقطه عطفی در روند سیاسی عراق به شمار می‌رود.

پارلمان عراق در جلسه‌ای با حضور ۲۶۱ نماینده، به سه معاون نخست‌وزیر و شماری از وزیران جدید رأی اعتماد داد و بخش عمده خلأهای موجود در ساختار دولت را برطرف کرد. بااین‌حال، تکمیل رسمی کابینه را نباید با پایان اختلافات سیاسی یا شکل‌گیری یک دولت مستقل از اراده احزاب برابر دانست.

وزارت مهاجرت و آوارگان همچنان تعیین تکلیف نشده و رأی‌گیری درباره پست معاون چهارم نخست‌وزیر نیز به تعویق افتاده است. بنابراین، وضعیت کنونی بیش از آنکه بیانگر پایان بحران تشکیل دولت باشد، نشان‌دهنده انتقال چانه‌زنی‌ها از مرحله تعیین ترکیب کابینه به مرحله رقابت بر سر کنترل دستگاه اجرایی و جهت‌گیری سیاست‌های دولت است.

علی فالح الزیدی که نامزدی او در ۲۷ آوریل ۲۰۲۶ از سوی چارچوب هماهنگی نیروهای شیعی اعلام شد، در ۱۴ مه توانست رأی اعتماد پارلمان را برای برنامه دولت و ۱۴ وزیر کسب کند. بااین‌حال، اختلاف جریان‌های سیاسی بر سر نامزدهای وزارتخانه‌های باقی‌مانده و مداخلات آشکار امریکا و شخص ترامپ در امور داخلی عراق، دولت را برای ماه‌ها با بن بست تکمیل کابیه در شماری از بخش‌های مهم مواجه ساخت.

این تأخیر نشان داد که توافق بر سر نخست‌وزیری که به ادعای ترامپ با مدیریت وی روی کار امد، الزاماً به معنای توافق بر سر نحوه اداره دولت نیست. الزیدی برای عبور از این بن‌بست ناچار بود میان مطالبات احزاب شیعی، سهم‌خواهی نیروهای سنی، اختلافات دو حزب اصلی کردستان و حساسیت‌های ایالات متحده درباره حضور چهره‌های مرتبط با گروه‌های مقاومت، موازنه برقرار کند.

از این منظر موقعیت الزیدی را باید در چارچوب تفاوت میان مشروعیت قانونی و قدرت سیاسی واقعی بررسی کرد. رأی اعتماد پارلمان به او اختیار رسمی اداره دولت را می‌دهد، اما توانایی اجرای سیاست‌ها به میزان حمایت ائتلاف‌های پارلمانی، همراهی دستگاه‌های امنیتی و اداری، کنترل منابع مالی و امکان مدیریت فشارهای خارجی وابسته است. در چنین شرایطی، نخست‌وزیر باید هم‌زمان رضایت حامیان سیاسی و فشار های خارجی را حفظ کند.

1.وضعیت رسمی کابینه

در مرحله نخست تشکیل دولت، پارلمان در ۱۴ مه ۲۰۲۶ به ۱۴ وزیر رأی اعتماد داد و تعدادی از وزارتخانه‌های کلیدی، از جمله کشور، دفاع، برنامه‌ریزی و آموزش عالی، بدون وزیر رسمی باقی ماندند. در نشست ۱۵ اکتبر، پارلمان سه معاون نخست‌وزیر و ۱۱ وزیر را تأیید کرد..

بر اساس اطلاعیه رسمی پارلمان عراق، محسن علی‌اکبر المندلاوی، لیث هادی الخزعلی و محمد علی تمیم به‌عنوان معاونان نخست‌وزیر انتخاب شدند. همچنین یاسر المالکی به وزارت کشور، نایف الشمری به وزارت دفاع، قتیبه غازی مجید به وزارت برنامه‌ریزی، حیدر بهاء الحسینی به وزارت آموزش عالی و پژوهش علمی، یاسین العیثاوی به وزارت فرهنگ، ریباز حملان به وزارت اعمار و مسکن، محمد رعد الموسوی به وزارت کار و امور اجتماعی، صفاء الکنانی به وزارت جوانان و ورزش، محمد صاحب الدراجي به وزارت اقتصاد دیجیتال، حکمرانی، علم و فناوری، علی عبدالهـادی الدخیلی به وزارت گردشگری و محمد سمعان آغا به وزارت دولت  در امور اقلیت منصوب شدند.

در میان این انتصاب‌ها، تعیین وزیر کشور و وزیر دفاع اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا این دو وزارتخانه در مرکز مدیریت امنیت داخلی، نیروهای انتظامی، ساختار دفاعی قرار دارند. تعیین تکلیف وزارت برنامه‌ریزی نیز برای هماهنگی سرمایه‌گذاری عمومی و تخصیص منابع توسعه‌ای اهمیت دارد. از سوی دیگر، وزارت اقتصاد دیجیتال و حکمرانی، علم و فناوری، بیانگر تلاش برای گسترش ساختار اجرایی در حوزه تحول دیجیتال است؛ اما ایجاد این وزارتخانه زمانی به اصلاح حکمرانی منجر خواهد شد که وظایف آن با وزارتخانه‌ها و نهادهای موجود تداخل پیدا نکند.

الزیدی در جلسه پارلمان اعلام کرد که معاونان نخست‌وزیر حقوق، مزایای مالی یا دفاتر دارای نیروی استخدامی مستقل دریافت نخواهند کرد و فعالیت آنان باید میدانی و مبتنی بر تخصص و نیاز شهروندان باشد. او همچنین از قصد خود برای کاهش شمار مشاوران دولت سخن گفت. این اظهارات تلاشی برای پاسخ‌گویی به انتقادها درباره افزایش هزینه‌های اداری است؛ بااین‌حال، ارزیابی واقعی این تعهد به نحوه اجرای آن، تعیین حدود صلاحیت معاونان وابسته خواهد بود.

با وجود این تحولات، دو مسئله همچنان باز است. نخست، وزارت مهاجرت و آوارگان که اختلافات سیاسی بر سر نامزد آن مانع تعیین تکلیف نهایی شده است. دوم، معاونت چهارم نخست‌وزیر که حزب دموکرات کردستان خواهان آن بود، اما رأی‌گیری درباره نامزد معرفی‌شده این حزب به تعویق افتاد. گزارش‌ها از اختلاف بر سر هماهنگی میان حزب دموکرات و اتحادیه میهنی کردستان حکایت دارنددر نتیجه، کابینه از نظر بخش عمده وزارتخانه‌ها تکمیل شده، اما توافق سیاسی فراگیر بر سر همه مناصب هنوز تحقق نیافته است.

2.سهمیه‌های حزبی و توزیع قدرت در میان جریان‌های شیعی

بخش مهمی از منطق تشکیل کابینه الزیدی را باید در تداوم نظام تقسیم مناصب میان احزاب و ائتلاف‌های سیاسی عراق جست‌وجو کرد. این نظام که معمولاً با عنوان محاصصه شناخته می‌شود، در عمل بر ترکیبی از ملاحظات مذهبی، قومی، وزن پارلمانی، قدرت سازمانی و توافق‌های میان رهبران سیاسی استوار است. پیامد آن این است که وزارتخانه‌ها صرفاً بر اساس برنامه دولت یا تخصص نامزدها توزیع نمی‌شوند؛ بلکه به ابزارهایی برای حفظ ائتلاف حاکم، جبران اختلافات و ایجاد موازنه میان مراکز قدرت در بین مکون ها تبدیل می‌شوند.

در میان جریان‌های شیعی، ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری المالکی یکی از بازیگران مهم در تعیین ترکیب نهایی دولت باقی مانده است. با وجود ناکامی پروژه بازگشت المالکی به مقام نخست‌وزیری با وتوی آشکار ترامپ، جریان او توانست در وزارت کشور و وزارت آموزش عالی و در وزارت بهداشت جایگاه به دست آورد. یاسر المالکی در وزارت کشور و حیدر بهاء الحسینی در وزارت آموزش عالی و عبدالحسین موسوی از حزب فضیلت در وزارت بهداشت قرار گرفتند؛ انتصاب‌هایی که از منظر سیاسی اهمیت دارند، زیرا دو حوزه با مدیریت امنیت داخلی، نیروی انسانی تخصصی و شبکه‌های اداری دولت ارتباط دارند.

اهمیت دولت قانون به این وزارتخانه‌ها محدود نمی‌شود بلکه در افراد مرتبط با این جریان در بانک مرکزی و مشاور امنیت ملی عراق هم گواهی بر جایگاه مالکی در سیاست کنونی عراق است. به بیان بهتردولت قانون، با وجود از دست دادن فرصت تصدی نخست‌وزیری، همچنان از ظرفیت اثرگذاری بر بخش‌هایی از دستگاه اجرایی برخوردار است.

ائتلاف اعمار و توسعه، مرتبط با محمد شیاع السودانی، نیز بخشی از سهم خود را در حوزه‌های اقتصادی و خدماتی حفظ کرده است. وزارتخانه‌های نفت، برق و کشاورزی از جمله حوزه‌هایی هستند که در ترکیب اولیه دولت به این طیف نسبت داده شده‌اند. بااین‌حال، انسجام ائتلاف و توانایی آن برای حفظ متحدان، موضوعی جدا از تعداد وزارتخانه‌های در اختیار آن است. جدایی یا فاصله‌گرفتن برخی متحدان از جمله فالح الفیاض و احمد الاسدی و تاسیس ائتلاف البیان می‌تواند قدرت چانه‌زنی این جریان را کاهش دهد؛ حتی اگر چند وزارتخانه مهم را در اختیار داشته باشد.

جنبش صادقون و عصائب اهل‌الحق در ترکیب نهایی دولت جایگاهی برجسته به دست آوردند. انتخاب لیث الخزعلی به‌عنوان معاون نخست‌وزیر و حضور محمد رعد الموسوی در وزارت کار و امور اجتماعی و عدنان فیحان الدلیمی در پست نائب رئیسی اول پارلمان، از منظر توازن قدرت درون چارچوب هماهنگی اهمیت دارد. این انتصاب‌ها نشان می‌دهد که جریان‌ عصائب که از گروه های ارشد مقاومتی در عراق بوده است با وجود فشارهای خارجی، از ساختار رسمی قدرت کنار گذاشته نشده‌اند.

انتصاب لیث الخزعلی به‌ویژه از آن جهت حساس است که او برادر قیس الخزعلی، رهبر عصائب اهل‌الحق، است و در سال ۲۰۱۹ از سوی وزارت خزانه‌داری ایالات متحده تحریم شده بود. این تحریم با نقش رهبری او در عصائب اهل‌الحق و اتهام‌های مرتبط با نقض حقوق بشر و حمله سال ۲۰۰۷ به نیروهای آمریکایی ارتباط داشت. ازاین‌رو، حضور او در سطح معاونت نخست‌وزیری  که پیش از آن با وتوی امریکا مواجه بود این پرسش را ایجاد می کند که عصائب چه امتیاز بزرگی به طرف خارجی داده است تا این جایگاه را کسب کرده است؟

برخی گزارش‌ها و شخصیت‌های نزدیک به مقاومت از جمله  افراد نزدیک به کتائب حزب‌الله و جنبش نجباء جهت‌گیری‌های اخیر عصائب اهل حق از جمله عدم ورود به جنگ امریکا و اسرائیل با ایران و نداشتن مواضع عملی در دفاع از محور مقاومت ، قیس الخزعلی را از دایره مقاومت اسلامی عراق خارج دانستند.

جنبش حکمت به رهبری عمار الحکیم نیز از بازیگران مؤثر در این معادله است. در تقسیم اولیه کابینه، وزارت دارایی و وزارت جوانان و ورزش به این جریان نسبت داده شده‌اند؛ هرچند فالح الساری در مرحله نخست وزارت دارایی را در اختیار گرفت و صفاء الکنانی در مرحله تکمیل کابینه به وزارت جوانان و ورزش منصوب شد. وزارت دارایی به دلیل نقش آن در تنظیم بودجه، مدیریت نقدینگی، پرداخت حقوق کارکنان و تأمین مالی تعهدات دولت، از مهم‌ترین اهرم‌های اجرایی و وزارتخانه سیادتی محسوب می‌شود.

سازمان بدر نیز در مقایسه با برخی جریان‌های دیگر، سهم محدودتری در ترکیب وزارتخانه‌ها به دست آورده است. در گزارش‌های مربوط به تقسیم اولیه، وزارتخانه‌هایی مانند کشور برای این جریان مطرح شده بود، اما در ترکیب نهایی، وزارت منابع آب  و راه و برخی حوزه‌های دیگر در معادلات سهمیه‌ای اهمیت یافتند.

سهم شیخ همام و اسعد الیدانی وزارت ارتباطات مصطفی سند بود. کتائب سیدالشهدا هم وزرات تازه تاسیس گردشگری را با جریان منتصرون بدست اورد و محمد الدراجی تحالف خدمات کتائب امام علی ع هم وزارت اقتصاد و دیجیتال را بدست اورد

در مجموع، آرایش شیعی دولت الزیدی نه به معنای پیروزی کامل یک حزب و نه نشانه حذف سایر جریان‌هاست. دولت قانون در عمق دستگاه اجرایی باقی مانده، صادقون جایگاه رسمی برجسته‌تری کسب کرده و حکمت و جریان‌های نزدیک به السودانی نیز در بخش‌هایی از دولت حضور دارند.

3.وضعیت مکون سنی

در میان جریان‌های سنی، ائتلاف تقدم به رهبری محمد الحلبوسی یکی از بازیگران اصلی در معادله تشکیل دولت باقی مانده است. ریاست پارلمان در اختیار هیبت الحلبوسی قرار دارد و محمد تمیم نیز به‌عنوان معاون نخست‌وزیر منصوب شده است. علاوه بر این، وزارت آموزش‌وپرورش و وزارت صنعت هم به حزب تقدم رسید. جمع‌شدن ریاست پارلمان و حضور در دولت، ظرفیت این طیف را برای مشارکت در تصمیم‌گیری‌های قانونی و اجرایی افزایش می‌دهد. حزب تقدم به ریاست محمد الحلبوسی بازیگر برنده مکون کردی در کابینه الزیدی بوده است.

ائتلاف حسم نیز با تصدی وزارت دفاع توسط نایف الشمری به یک جایگاه مهم دست یافته است. اهمیت این انتصاب را باید در ارتباط وزارت دفاع با ساختار نیروهای مسلح بررسی کرد. در تحلیل سهمیه‌ای، این موقعیت از آن جهت قابل توجه است که یک جریان سیاسی می‌تواند از طریق تصدی یک وزارتخانه راهبردی، بیش از آنچه صرفاً از تعداد کرسی‌های پارلمانی آن انتظار می‌رود، در معادلات دولت اثرگذار شود. به طور دقیق اگر بیان شود بدین شکل است که از بازندگان ترکیب کابینه نیز می‌توان به ائتلاف سیاده به رهبری خمیس الخنجر اشاره کرد که با وجود برخورداری از ۹ کرسی، وزارت بازرگانى را به دست آورد؛ این در حالی است که ائتلاف حسم، با همکاری تقدم و در مجموع با 5 کرسی، موفق به تصاحب وزارت حاكميتى دفاع شد.

ائتلاف عزم نیز در تقسیم مناصب به حوزه‌هایی مانند فرهنگ و برنامه‌ریزی رسیده است. انتصاب قتیبه غازی مجید به وزارت برنامه‌ریزی و یاسین العیثاوی به وزارت فرهنگ در صورتی محقق شده است که رهبری این جریان مثنی السامرایی در پرونده عدنان الجمیلی و فساد مالی گسترده در بازداشت به سر می برد

4.وضعیت مکون کردی

در میان احزاب کرد، حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان همچنان دو بازیگر اصلی در تقسیم مناصب دولت مرکزی هستند. فؤاد حسین در وزارت خارجه باقی مانده و ریباز حملان نیز به وزارت مسکن منصوب شده است سابقا هم پست معاونت دوم پارلمان هم به الاترشی رسیده بود. اتحادیه میهنی کردستان نیز با حفظ خالد شوانی در وزارت دادگستری و در اختیار گرفت پست ریاست جمهوری حضور خود را در کابینه ادامه داده است. در عین حال، وزارت محیط زیست به جنبش نسل جدید شاسوار عبدالواحد رسیده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد تقسیم مناصب کردی  بر خلاف گذشته دیگر به رقابت دو حزب سنتی محدود نمانده است.

با وجود این، حزب دموکرات کردستان در مرحله تکمیل کابینه نتوانست تمام مطالبات خود را محقق کند. رأی‌گیری درباره نامزد این حزب برای معاونت چهارم نخست‌وزیر به تعویق افتاد و وزارت مهاجرت و آوارگان وزارت امور مهاجرین به دلیل تداوم اختلافات میان فراکسیون صویانا مورد حمایت حزب دموکرات و فراکسیون بابلیون مورد حمایت چارچوب هماهنگی شیعی نیز تعیین تکلیف نشده است. این وضعیت، در کنار اختلافات گزارش‌شده میان حزب دموکرات و اتحادیه میهنی بر سر هماهنگی نامزدها، بیانگر آن است که اختلافات میان احزاب کردی همچنان یکی از متغیرهای تعیین‌کننده در رابطه اربیل و بغداد است.

5.مخالفت با گسترش ساختار دولت: اعتراض به معاونت‌های نخست‌وزیری و وزارتخانه‌های جدید

در کنار اختلافات حزبی بر سر سهمیه‌ها، بخشی از نمایندگان پارلمان با اصل ایجاد مناصب جدید و گسترش ساختار دولت مخالفت کرده‌اند. گزارش‌های منتشرشده درباره جلسه ۱۵ اکتبر حاکی است که شماری از نمایندگان از فراکسیون‌های اشراقه کانون، حقوق، ابشر یا عراق، برخی نمایندگان بدر و تعدادی از مستقل‌ها با ایجاد معاونت‌های نخست‌وزیری و وزارتخانه‌های جدید مخالفت کردند و در جلسه رأی‌گیری مشارکت نکردند. استدلال اصلی این نمایندگان آن بود که در شرایط فشار اقتصادی و ضرورت مدیریت هزینه‌های عمومی، افزایش تعداد مناصب سیاسی و ساختارهای اداری  ضرورت نمی یابد

از نگاه منتقدان، اگر معاونت‌های نخست‌وزیری فاقد اختیارات دقیق و قابل سنجش باشند، ممکن است به مراکز موازی تصمیم‌گیری تبدیل شوند؛ مراکزی که ضمن افزایش هزینه‌های هماهنگی، مسئولیت‌پذیری وزیران و نخست‌وزیر را نیز مبهم می‌کنند. اعلام نخست‌وزیر مبنی بر عدم دریافت حقوق و مزایا از سوی معاونانش می‌تواند بخشی از نگرانی مالی را کاهش دهد، اما به‌تنهایی مسئله تداخل صلاحیت‌ها، هزینه‌های غیرمستقیم اداری و مسئولیت تصمیم‌گیری را حل نمی‌کند.

 در نظام سهمیه‌ای عراق، مناصب جدید می‌توانند وسیله‌ای برای جلب رضایت جریان‌هایی باشند که در تقسیم اولیه وزارتخانه‌ها سهم کمتری گرفته‌اند.

6.برندگان و بازندگان سیاسی کابینه

از منظر توازن قدرت، دولت قانون را می‌توان یکی از بهره‌مندان مهم این مرحله به دلیل حفظ جایگاه در بخش‌هایی از دستگاه اجرایی دانست. این جریان با وجود از دست دادن پست نخست وزیری و فاصله گرفتن از راس هرم  قدرت ، اما در سطح وزارتخانه‌ها و شبکه‌های اداری همچنان ظرفیت اثرگذاری بالایی دارد.  صادقون و عصائب اهل‌الحق از مهم‌ترین بهره‌مندان  ترکیب نهایی دولت هستند. انتصاب لیث الخزعلی به معاونت نخست‌وزیری، جایگاه رسمی این جریان را ارتقا می‌دهد. حکمت و جریان‌های مرتبط با السودانی نیز سهم قابل توجهی با در اختیار گرفتن وزارتخانه های حاکمیتی کسب کردند. در میان نیروهای سنی نیز تقدم از ترکیب ریاست پارلمان و 2 وزارتخانه و احتمالا معاونت ریاست جمهوری به عنوان جریان پیروز اهل سنت شنانخته شده است. ضمنا ائتلاف حسم با تصدی وزارت دفاع به جایگاهی مهم دست یافته است. در میان کردها، حزب دموکرات در تحقق تمام مطالبات خود ناکام ماند اما نکته قابل توجه در اختیار گرفتن یک وزارتخانه توسط قدرت سومی در اقلیم یعنی جنبش نسل جدید بوده است.

جریان صدر را نیز باید جدا از تقسیم مستقیم مناصب دولتی ارزیابی کرد. عدم حضور نمایندگان یا چهره‌های وابسته به این جریان در کابینه، به معنای فقدان اثرگذاری سیاسی آن نیست. حمایت مشروط از دولت، مطالبه مبارزه با فساد و تأکید بر انحصار سلاح در دست حکومت می‌تواند برای صدر امکان اعمال فشار از بیرون ساختار رسمی فراهم کند. در صورت تداوم چنین رویکردی، این جریان ممکن است در بزنگاه‌های سیاسی به عاملی تعیین‌کننده در حفظ یا تضعیف ثبات دولت تبدیل شود.

جمع‌بندی

در پایان تکمیل کابینه در شرایطی رخ داده است که اقتصاد عراق به‌شدت تحت تأثیر درآمدهای نفتی، هزینه‌های جاری دولت، تعهدات مالی و تحولات منطقه‌ای قرار دارد. در چنین وضعیتی، تشکیل یک کابینه کامل بعد از 5 ماه تنها نخستین گام است.

مسئله اصلی این است که آیا دولت می‌تواند از طریق وزارتخانه‌های اقتصادی، برنامه‌ریزی منسجم، کنترل هزینه‌ها و مبارزه با فساد، بهبود قابل سنجشی در خدمات عمومی و وضعیت معیشتی  مردم عراق ایجاد کند یا خیر؟

اگرچه تکمیل کابینه پایان یک مرحله از بحران سیاسی در عراق است؛ اما موفقیت دولت به توانایی آن در تبدیل توافق‌های سهمیه‌ای به تصمیم‌گیری منسجم، پاسخ‌گویی عمومی و اعمال اقتدار قانونی به دور از مداخلات آشکار قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای از جمله ایالات متحده امریکا  وابسته خواهد بود.

 

تگ ها :

کابینه علی الزیدی تکمیل کابینه عراق نظام محاصصه احزاب و جریان‌های عراق گروه‌های مقاومت عراق انحصار سلاح در عراق

نظرات
نام :
پست الکترونیک :
* متن :
ارسال

گالری

تصویر

فیلم

تصاویری از یکی از عجیب ترین خودروهای جهان

تصاویری از یکی از عجیب ترین خودروهای جهان