سایت تحلیلی خبری الوقت | Alwaght Website

انتخاب سردبیر

خبر

بیشترین بازدید

روز هفته ماه

پرونده ها

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

undefined
بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

undefined
طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

undefined
کاروان‌های دریایی کمک به غزه

کاروان‌های دریایی کمک به غزه

undefined
جنگ 12 روزه

جنگ 12 روزه

undefined
گاه‌شمار جنگ غزه

گاه‌شمار جنگ غزه

undefined
توافق صلح ایران و عربستان

توافق صلح ایران و عربستان

undefined
طوفان الاقصی

طوفان الاقصی

تندروهای صهیونیست‌ باد کاشتند پس طوفان درو می‌کنند!
فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

undefined
معامله قرن

معامله قرن

undefined
اختلافات ترکیه و آمریکا

اختلافات ترکیه و آمریکا

undefined
New node

New node

تحولات ترکیه

تحولات ترکیه

undefined
آزادسازی موصل

آزادسازی موصل

آزادسازی موصل یا نبرد بازپس گیری موصل از اشغال گروه تروریستی داعش، عملیات نظامی منظم و کلاسیکی است که از روز دوشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ به فرمان حیدر العبادی نخست وزیر عراق برای پس گرفتن موصل از سیطره داعش آغاز شد. موصل مرکز استان نینوا و دومین شهر بزرگ عراق در تابستان ۲۰۱۴ به اشغال گروه داعش درآمد و از آن زمان ابوبکر بغدادی، خلافت خودخوانده خود را در این هشر استقرار نمود. عملیات آزادسازی موصل از نوع جنگ‌های شهری منظم به شمار می‌رود.
آزادسازی حلب

آزادسازی حلب

پس از آن که دیدبان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن؛ اوایل هفته جاری اعلام کرد که 60 درصد از مناطق شرقی حلب توسط ارتش سوریه از اشغال گروه‌های تروریستی آزاد شده است، حال منابع خبری امروز اعلام کرده‌اند؛ با پیشروی سریع و برق‌ آسای ارتش سوریه طی چند روز گذشته، مناطق تحت کنترل دولت سوریه در شرق حلب، به میزان 80 درصد رسیده است.
New node

New node

New node

New node

سازمان القاعده

سازمان القاعده

سازمان القاعده القاعده پس از 2001 دچار دگرگوني‌هاي چشم¬گيري شد. ساختار هرمي آن جاي خود را به ساختاري داد كه زيرمجموعه‌ها در آن با استقلال عمل فعاليت مي‌كردند. اين تحول اگرچه تسلط مركز بر پيرامون را تقليل داد اما بر گستره و توالي عمليات القاعده در كشورهاي مختلف خاورميانه افزود. با اين حال توان عملياتي كلان القاعده در اثر اين دگرگوني تا حدود زيادي تحليل رفت. القاعده پس از بمب‌گذاري‌هاي لندن در 2005، تاكنون نتوانسته است عمليات موفقيت آميزي در كشورهاي غربي انجام دهد. افزون بر اين، گسترش دامنۀ منطقه اي فعاليت هاي القاعده به كشته و دستگير شدن بسياري از رهبران و كادرهاي اصلي آن انجاميد. با اين حال تمامي اين چالش‌ها مانع تداوم فعاليت القاعده نشد. زيرمجموعه هاي آن در عراق، يمن، افغانستان، پاكستان، سومالي و ديگر كشورها و مناطق فعال باقي ماندند. تشكيلات القاعده تشكيلات القاعده در سال 1988 توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه با "اتحاد جماهير شوروي" در افغانستان تأسيس شد. القاعده از سازمان "مكتب الخدمة" كه هدف آن مسلح‌ كردن و آموزش مجاهدين اسلامي براي جنگ با شوروي بود گسترش و پيشرفت يافت. اين سازمان از حمايت و پشتيباني دولت‌هاي اسلامي به ‌ويژه عربستان سعودي و پاكستان و همچنين ايالات متحده آمريكا برخوردار بود. در سال 2000 ايمن ظواهري سازمان "جهاد اسلامي مصر" را با سازمان القاعده ادغام كرد و به شخص دوم اين تشكيلات تبديل شد. خاستگاه اصلي القاعده را بايد "وهابيت" برشمرد كه خود ريشه در جنبش سلفي، مذهب حنبلي و پيروان اهل حديث دارد. رهبران، نظريه پردازان و بسياري از اعضاي القاعده يا وهابي‌اند يا از پيروان مذاهب حنبلي و حنفي كه به وهابيت تمايل زيادي دارند. القاعده را جنبشي سلفي نيز دانسته‌اند، زيرا پيشوايان آن، يعني "احمد بن حنبل" و "ابن تيميه" از نخستين مدعيان سلفي‌گري بوده‌اند. اين تفكر با دريافت خاص خود از توحيد و تكيه بر استدلال‌هاي ظاهرگرايانه بسياري از مسلمانان را كافر مي‌داند و نوك اين ويژگي تكفيري خود را به طور خاص متوجه شيعيان كرده است. ايدئولوژي القاعده بر چهار ركن سلفي‌گري، راديكاليسم، شيعه ستيزي و غرب ستيزي استوار است. از آنجا كه دو ركن آخر بر آمده از ويژگي سلفي‌گري است، به اختصار مي‌توان آن را ايدئولوژي "سلفي راديكال" ناميد. از نگاه آنان، دين يك نظام ساده حقوقي است كه از جانب خداوند براي رهايي بشر از عذاب دنيوي و اخروي نازل شده و تكاليفي را بر او واجب كرده است. به همين دليل بشر براي سعادت دنيا و آخرت بايد به عبادت و اطاعت خدا بپردازد. به رغم تداوم فعاليت، القاعده از نيمۀ دهۀ گذشته دچار چالش‌هاي بزرگي شد كه آيندۀ آن را در هاله‌اي از ابهام فرو برد. چهار چالش عمدۀ القاعده در اين سال ها به ترتيب اهميت عبارتند از: - تنزل جايگاه در جهان اسلام: در نظرسنجي هاي پس از يازده سپتامبر، القاعده از مقبوليت و محبوبيت قابل توجهي در كشورهاي اسلامي برخوردار بود. اين جنبش در ذهن بسياري از مسلمانان متشكل از جهادگراني بود كه پس از آزادسازيِ افغانستان از اشغال ملحدان، مبارزه با ظلم و ستم در ابعاد داخلي (در برابر رژيم‌هاي فاسد منطقه) و خارجي (در برابر امريكا و غرب) و دفاع از منافع جهان اسلام را سرلوحۀ فعاليت هاي خود قرار داده‌اند. اين نوع نگاه در ابتدا با توجه به گفتمان ظلم‌ستيز و جهادگرايانۀ القاعده چندان غيرمنتظره نمي‌نمود. اما با روشن شدن پيامدهاي عملكرد القاعده بر جهان اسلام، به ويژه اشغال افغانستان و عراق و نيز گسترش فعاليت‌هايي كه بيش از هر چيز جان و مال مسلمانان و بي‌گناهان را هدف مي‌گرفت، طرفداري از گفتمان القاعده به تدريج رو به كاهش نهاد. به طور مشخص از سال‌هاي 2005 و 2006 محبوبيت القاعده و پشتيباني از آن در ميان مسلمانان رو به تنزل نهاد، به نحوي كه در 2010 طرفداري از القاعده نسبت به 2001 به نيم كاهش يافت. تنزل هواداري از القاعده به معناي كاهش حمايت پرسنلي و مالي به ويژه از زيرمجموعه‌هاي اين سازمان مي‌باشد. پيامدهاي اين واقعيت را در عراق، يمن و مغرب شاهد بوديم؛ - بهار عربي: دومين چالش، خيزش‌هاي فراگير و مردميِ 2011 در خاورميانه مي‌باشد. اين تحركات در سه جهت براي القاعده پيامدهاي منفي در بر داشت: نخست آنكه تبليغات عليه رژيم‌هاي حاكم كه پيشتر يكي از ابزارهاي اساسي القاعده براي جلب حمايت و توجيه عملكردش نزد مسلمانان بود، با توجه به حضور گستردۀ مردم در اعتراضات ضدرژيم، كارآيي خود را در جذب نيروهاي جوان و پشتيباني مالي از القاعده در ميان شهروندان عرب از دست داد. دوم آنكه تقريباً تمامي نيروهاي فعال در زندگي سياسيِ منطقه – به جز القاعده – در اين تحولات حضور داشتند. تصويري كه دوري القاعده از جوامع عربي را به خوبي به نمايش گذاشت. سوم آنكه، مردمي بودن تحولات و حاشيه‌اي بودن نقش آمريكا و در واقع غافلگيريِ اين كشور از سرعت و گسترۀ تحولات و نيز تضاد آمريكا با برخي از رژيم‌هاي عرب، امكان بهره‌گيري تبليغاتي القاعده از حضور امريكا را از بين برد؛ - حذف رهبر كاريزماتيك: مرگ بن لادن بزرگترين چالش القاعده در طول سال‌هاي فعاليت آن بود. جنبش‌هاي اسلام‌گرا اغلب بر محور شخصيتي كاريزماتيك و نيرومند به فعاليت مي‌پردازند. نگاهي به جنبش‌هاي اسلام‌گراي قرن بيستم در خاورميانۀ عربي نشان مي‌دهد كه حذف رهبريِ كاريزماتيك از صحنه، اغلب به معناي زمين‌گير شدن و آغاز زوال چنين جنبش‌هايي بوده است. افزون بر اين، شخصيت جذاب و محبوبيت بن لادن در ميان اعضاي القاعده و توان سخنوريِ وي نقشي اساسي در تحكيم وحدت سازمانيِ القاعده داشته است. مرگ بن لادن علاوه بر حذف چهرۀ كاريزماتيك و وحدت‌بخشِ القاعده، اين جنبش را با چالش جانشيني روبه رو كرد؛ - بحران جانشيني: هشت هفته پس از مرگ بن لادن اعلام شد كه أيمن الظواهري به جانشيني وي انتخاب شده است. اين فاصلۀ زماني به خوبي گوياي اختلافات دروني القاعده بر سر انتخاب جانشين است. حتي اگر اين تأخير را، بنا بر تحليلي، ناشي از دشواري برگزاري سريع نشست اعضاي عالي‌رتبۀ القاعده براي انتخاب رهبر بدانيم، عدم بيعت زودهنگام زيرمجموعه هاي القاعده اين تحليل را زير سوال برد. تأخير در بيعت ساير زيرمجموعه هاي القاعده، نشان از تأثير چالش جانشيني بن لادن بر وحدت سازماني القاعده مي باشد. افزون بر فقدان اجماع بر سر الظواهري، وي چهره‌اي كاريزماتيك به حساب نمي‌آيد و از شخصيت و قدرت سخنوري بن لادن و اثرگذاري وي در رهبران و كادرهاي القاعده برخوردار نيست. از ديد برخي وي بيشتر براي مديريت يك اداره يا شركت مناسب است تا رهبري يك جنبش جهاني. مجموعۀ چهار چالش فوق، القاعده را در بستر اصلي و در حال دگرگوني فعاليتش، خاورميانه، به حاشيه رانده است. مرگ بن لادن بزرگترين ضربه‌اي بود كه به القاعده وارد شد. اگرچه الظواهري به عنوان ايدئولوگ القاعده معروف است اما وي به وضوح از صفات لازم براي رهبري جنبشي گسترده همچون القاعده برخوردار نيست. وضعيت فعلي القاعده در حالي كه كمتر از سه سال از كشته شدن اسامه بن لادن، بنيان گذار القاعده نگذشته است كه طيف هاي جوان‌تر و نوظهور القاعده پاگرفته و اقدامات انتحاري را در برخي از كشورهاي منطقه انجام مي دهند. اين در حالي مي باشد كه در سال هاي گذشته، القاعده به لحاظ سازماني و ايدئولوژي در مسير تنزل و عقب نشيني بود. روند ظهور مجدد اين سازمان تروريستي در برخي از كشورهاي منطقه را مي توان به شرايط بحراني و بعضاً هرج و مرج داخلي اين كشورها بي ارتباط ندانست. چرا كه خلأ ايدئولوژي در جهان عرب به واسطه شكست حكومت‌هاي اصلاح طلب، بازار سازمان القاعده و ايدئولوژي القاعده گرايي را در جهان عرب رونق بخشيده است. به بيان ديگر، بسياري از مخالفان انقلاب هاي عربي، كه خواهان حفظ ديكتاتورهاي سابق در قدرت بودند و يا خواهان قدرت‌يابي ديكتاتورهاي ديگر و بعضاً بازگشت آن‌ها بودند، نسل جديدي از القاعده نوين را پايه گذاري كرده‌اند. سازماني كه بسياري از اعضاي قديمي و كليدي آن در سال‌هاي گذشته كشته شدند، با گفتمان جديد و با هدف تغيير در جهان اسلام، تنها از طريق جهاد خشونت‌آميز و تروريسم، سعي در پياده نمودن پارادايم خود دارند. در اين بين جماعت اخوان المسلمين به عنوان دشمن محوري القاعده، كه چند سالي در مسير تسلط بر سياست‌هاي جهان عرب، تغييراتي را به وجود آورد، نقش مهمي در تقويت اين گروه نوين بازي كرد. هر چند كه اخوان در ادامه حركت خود، دچار چالش هاي جدي شده است، اما توانست اثبات كند كه تغيير واقعي در جهان عرب بدون تروريسم و اقدامات خشن هم امكان دارد. بر همين اساس، بسياري از تحليلگران، ظهور نسل جديد از گروه القاعده را پيش بيني كردند. نكته قابل تأمل اينكه، نوظهوران و وابستگان به القاعده نوين خيز بلندي از دمشق تا بغداد و بيروت برداشته اند و در سال گذشته خشونت و افراطي‌گرايي هاي فراواني را انجام داده اند. القاعده اي كه در عراق صحبت از شكست و محو جدي آن بود، مجدداً احيا شده و اقداماتي مرگبارتر از گذشته انجام مي‌دهد. امروز گروه دولت اسلامي عراق و شام، داعش بار ديگر براي به دست گرفتن مناطق غربي عراق در حال جنگيدن است. حتي اين گروه با ائتلاف با جبهه النصره در سوريه شكوفاتر شده است و به همراه يكديگر براي نابودي منطقه تلاش مي كنند. بر همين اساس، خشونت فرقه اي بين شيعه و سني چندين برابر شده است. بسياري از جهادي‌هايي كه از اروپا روانه سوريه شده‌اند در آتش القاعده نوين در حال سوختن مي باشند. تلاش گردان‌هاي تروريستي چون (گردان‌هاي عبدا… عزام) براي كشاندن جنگ فرقه‌اي از سوريه به لبنان و عراق است. حتي حمله به سفارت ايران در بيروت و ساير اقدامات انتحاري چون بمب گذاري را در مناطق شيعه نشين در دستوركار خود دارند
گروه داعش

گروه داعش

دولت اسلامي عراق و شام يا داعش به عنوان گروهي منشعب از القاعده محسوب مي شود كه از منظر گرايشات عقيدتي و فكري و همچنين جنبه رفتاري رويكرد يكساني با القاعده دارد. با اين حال رفتارهاي اين گروه تروريستي در طول يك دهه گذشته و به خصوص چند سال اخير نشانگر راديكال تر و خشن تر بودن اين گروه در مقايسه با القاعده است و داعش با توجه به جدايي از القاعده و پيدايش اختلافاتي بين آن دو به عنوان مخوف‌ترين و قدرتمندترين گروه تروريستي در عرصه خاورميانه ظهور كرده است. هر چند كه داعش در شكل كنوني آن محصول بحران سوريه و گسترش اختلافات و منازعات منطقه اي بعد از 2011 است، اما ريشه ها و روند قدرت گرفتن آن به دوره پس از صدام در عراق يعني از سال 2003 به بعد مربوط است. حمله آمريكا به عراق در سال 2003 فرصت و فضاي مناسبي را براي حضور و نقش آفريني گروههاي مسلح و تروريستي مختلف از جمله گروههاي مرتبط با القاعده در اين كشور بوجود آورد. بر اين اساس گروههاي مسلح مختلفي به خصوص در سالهاي پس از 2004 در عراق ظهور كرد كه با جذب نيرو و منابع مالي در تلاش بودند كه با نيروهاي نظامي آمريكايي و همچنين نيروهاي عراقي مقابله كنند. يكي از مهمترين اين گروهها جماعه التوحيد و الجهاد بود كه به رهبري ابومصعب زرقاوي در سال 2004 تشكيل شد. پس از آنكه زرقاوي بيعت خود با اسامه بن لادن رهبر القاعده را اعلام كرد به تنظيم القاعده في بلاد الرافدين تبديل شد و همچنين به اين گروه القاعده عراق نيز اطلاق مي شد. زرقاوي بعد از آزادي از زندان در اردن در سال 1999 رهبري بخشي از داوطلبان جهادي در افغانستان را برعهده داشت، اما در سال 2001 از اين كشور به شمال عراق فرار كرد و در آنجا به گروه انصارالاسلام پيوست و سپس با ايجاد القاعده عراق، وفاداري خود به رهبري شبكه جهاني القاعده را بيان داشت. القاعده عراق به تدريج به اصلي ترين گروه تروريستي در عراق تبديل شد و بيشترين انفجارها و اقدامات تروريستي از سوي اين گروه صورت گرفت. از جمله مهمترين اقدامات القاعده عراق كه در پي ايجاد فتنه مذهبي و جنگ داخلي در عراق بود، انفجار حرم شريف امامين عسگرين در سامرا در سال 2006 بود. اين تشكل عمليات تروريستي خود را به اندازه اي افزايش داد كه به يكي از قوي ترين گروههاي مسلح در صحنه عراق تبديل شد و شروع به گسترش نفوذ خود در مناطق گسترده اي از عراق كرد تا اينكه در سال 2006،‌ زرقاوي علنا در يك نوار ويدئويي تشكيل آنچه را " شوراي مجاهدين" خواند به سركردگي عبدالله رشيد البغدادي اعلام كرد. پس از كشته شدن زرقاوي توسط نيروهاي آمريكايي در سال 2006، ابوحمزه المهاجر به سركردگي اين گروه تعيين شد و در پايان همان سال دولت اسلامي عراق به سركردگي ابوعمر البغدادي تشكيل شد. دولت اسلامي عراق به عنوان گروهي تروريستي و شاخه القاعده در عراق در شكل جديد خود تحت رهبري ابوعمر البغدادي تلاشهاي خود براي ايجاد ناامني در عراق را ادامه داد، با اين حال اين گروه از سال 2008 با افول و كاهش قدرت و تاثيرگذاري در عراق مواجه شد. شكل گيري نيروهاي الصحوه يا بيداري از ميان عشاير سني عراق براي مقابله با القاعده عراق و اقدامات نظامي و امنيتي در مقابل آن باعث تضعيف جدي اين گروه شد. در 19 آوريل 2010، نظاميان آمريكايي و عراقي طي يك عمليات نظامي در منطقه الثرثار، منزلي را هدف قرار دادند كه ابوعمر البغدادي و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند و پس از درگيريهاي شديد ميان دو طرف، اين منزل هدف حملات هوايي قرار گرفت و در نتيجه آن دو سركرده تروريستها به هلاكت رسيدند. يك هفته بعد، اين گروه تروريستي در بيانيه اي هلاكت البغدادي و المهاجر را رسما اعلام كرد و پس از حدود ده روز، مجلس شوراي دولت اسلامي عراق تشكيل جلسه داد و ابوبكر البغدادي را به عنوان جانشين ابوعمر البغدادي انتخاب كرد. هر چند در اين دوره دولت اسلامي عراق در مرحله ضعف بود، اما بحران سوريه فرصتهاي نويني را براي اين گروه ايجاد كرد و البغدادي با بهره گيري از آن توانست به جايگاه و نقش آفريني عمده اي در معادلات عراق و سوريه بپردازد. بحران سوريه از چند منظر باعث ايجاد فرصت براي گروه تروريستي دولت اسلامي عراق شد. اول اينكه سوريه با توجه به مجاورت جغرافيايي و پيوستگي سرزميني با عراق فضاي عملياتي مناسبي را براي افزايش قدرت و نقش آفريني اين گروه بوجود آورد. دوم اينكه گسترش بحران و رقابتهاي منطقه اي و افزايش تنشهاي مذهبي و فضاي افراط گرايانه در منطقه منابع انساني و مالي گسترده اي را براي گروه دولت اسلامي عراق فراهم ساخت. با توجه به شرايط جديد سوريه ابوبكر بغدادي يكي از معاونان خود به نام ابومحمد الجولاني را به سوريه فرستاد كه منجر به شكل گيري گروه جبهه النصره در سوريه در 2011 شد. جبهه النصره تا سال 2013 به عنوان گروهي وابسته به القاعده در سوريه معروف بود و توانست با جذب نيرو و منابع مالي به يكي از بازيگران مهم معارض در اين كشور تبديل شود. در حالي كه گزارشهاي اطلاعاتي از رابطه فكري و تشكيلاتي اين گروه با شاخه دولت عراق اسلامي پرده برداشت، در نهم آوريل 2013، ابوبكر البغدادي در يك پيام صوتي اعلام كرد كه جبهه النصره امتداد دولت اسلامي عراق است و تشكيل آنچه دولت اسلامي عراق و شام خواند با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامي عراق اعلام كرد. اما طولي نكشيد كه يك نوار صوتي منتسب به ابومحمد الجولاني پخش شد كه در اين نوار از رابطه خود با دولت اسلامي عراق سخن گفت، اما وي ايده ادغام با اين گروه را نپذيرفت و بيعت خود را با شبكه القاعده تحت رهبري ايمن الظواهري اعلام كرد. بر اين اساس به رغم تاكيد ايمن الظواهري بر انحلال داعش و فعاليت جداگانه دولت اسلامي در عراق و جبهه النصره در سوريه، البغدادي بر ادامه حيات داعش تاكيد كرد. بر اين اساس بود كه اختلافات مهمي بين البغدادي و ايمن الظواهري و درگيريهاي بين جبهه النصره و داعش رخ داد. با اين حال داعش توانست به نقش آفريني گسترده تري در سوريه بپردازد و جايگاه خود را در اين كشور با تصرف برخي مناطق تثبيت كند. داعش پس از تقويت خود در سوريه بتدريج حضور و نقش آفريني خود در عراق را نيز گسترش داد. داعشي‌ها كه در طول سال 2013 حضور پراكنده اي در عراق داشتند، از ابتداي 2014 نقش خود در اين كشور را بسيار توسعه دادند. بر اين اساس بود كه آنها توانستند بر مناطق گسترده اي از عراق در استان الانبار مسلط شوند و شهرهاي مهم رمادي و فلوجه را به تصرف خود درآورند. هر چند نيروهاي عراقي توانستند مناطق مهمي از جمله رمادي را از كنترل داعش خارج سازند، اما شهرهايي مانند فلوجه همچنان در دست داعش باقي ماند. در حالي كه ارتش عراق در حال تشديد اقدامات اطلاعاتي و نظامي خود براي خارج ساختن داعش از فلوجه بود، مرحله جديدي از عمليات نظامي و پيشرويهاي اين گروه در استانهاي صلاح الدين، نينوا، ديالي و كركوك آغاز شد. داعش بعد از ناكامي در تصرف سامرا به موصل حمله كرد و توانست بر اين شهر مسلط شود. سپس پيشرويهاي داعش به سوي ساير مناطق عراق ادامه يافت و از جمله باعث تسلط بر تكريت شد. در حال حاضر داعش بر مناطق قابل توجهي از سوريه به خصوص قسمتهاي شرقي مانند الرقه و همچنين بخش‌هاي مهمي از مركز و غرب عراق مسلط است. در چنين شرايطي كه با گسترش توان مالي و انساني داعش و همكاري برخي گروههاي محلي با آن همراه است، تهديدات مختلف ناشي از آن در منطقه در حال گسترش است.
جنبش گولن

جنبش گولن

جنبش گولن طی سال‌های اخیر، جریانی در ترکیه رشد کرده که اگر چه خود را وامدار اندیشه‌های سعید نورسی عالم برجسته ترک می‌داند، اما از جهات گوناگون به ارائه الگویی نوین پرداخته است. این جریان که عموماً با نام رهبر آن فتح‌الله گولن آمیخته است، تحت عناوینی هم‌چون جماعت خدمت، جریان نورچی و جماعت گولن نیز شناخته می‌شود. این جریان نه تنها در ترکیه نوین به عنوان یکی از جریان های مهم شناخته شده، بلکه در سطح منطقه نیز جریانی تاثیرگذار محسوب می شود و طی سال های گذشته، رشدی فزاینده در مناطقی همچون بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز، افریقا و حتی امریکا داشته است. شخصیت ودیدگاه های گولن درباره گولن و شخصیت او دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی از شاگردان گولن به او لقب خواجه افندی داده اند؛ زیرا وی هم تحصیلات سنتی دینی داشته و هم به فلسفه غرب و به ویژه فلسفه کانت تعلقی ویژه دارد. برخی دیگر از افراد جماعت، او را به چشم حضرت مهدی (عج) نگاه می کنند. برخی دیگر او را یک واعظ ساده مذهبی می دانند که بواسطه نوع سخنرانی هایش در میان مردم مشهور شده است. برخی نیز او را یک مصلح بزرگ دینی و پیام آور صلح و آشتی اسلام با دموکراسی تلقی می کنند. مخالفان وی نیز او را فردی دروغگو و فریبکار توصیف می کنند که حتی جرات بازگشت به ترکیه را نیز ندارد. عده ای نیز اعتقاد دارند گولن با شخصیت بت گونه ای که به هوادارانش داده، تصویری نژادپرست، ناسیونالیست و بیگانه از دیگران، از جماعت خود ترسیم کرده است. تکبر و خوار شمردن کسانی که خارج از جماعت هستند، به رویه ای معمولی تبدیل شده است. به نحوی که نزد پیروان این جماعت، غیر از گولن، سایر علمای جهان اسلام بی اطلاع هستند و درک درستی از مسایل ندارند. (DAĞ, 2014) به هر حال فارغ از آنکه قضاوتی درباره تعارف فوق از گولن و شخصیت وی داشته باشیم، واقعیت آن است که امروز نام فتح الله گولن با اصطلاح اسلام روشنگر یا معتدل ترک که بسیاری از پژوهندگان از آموزه هاو جهان بینی آن با عنوان «پارادایم اسلام اجتماعی» یاد می کنند، گره خورده است.( فلاح، 207:1389-205) در حقیقت فتح الله گولن در ترکیه به عنوان پدر اسلام اجتماعی معروف است و وی را بنیانگذار و رهبر جنبش گولن می‌خوانند. همچنین برخی از کتاب های گولن از پرفروش ترین کتاب ها در ترکیه و حتی سایر کشورهای اسلامی بوده اند. مدارس او در بیش از 160 کشور جهان فعالیت می کنند و آراء و افکار وی را به شاگران خود منتقل می کنند. جماعت خدمت(جریان گولن) آنچه امروز به نام جریان گولن یا جماعت خدمت معروف است، حاصل اندیشه ها و تلاش های محمد فتح الله گولن است. وی به عنوان یکی از شاگردان مکتب نورسی، تلاش زیادی جهت مدرن کردن جنبش نور انجام داد. وی که مشهورترین واعظ، نویسنده و تدریس کننده علوم اخلاقی و الهیات ترکیه محسوب می شود، در صدر جریانی قرار گرفته که طی سال های گذشته از تاثیر به سزایی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برخوردار بوده است. اگر چه گولن صراحتا نورجی بودن خود را به زبان نیاورده و در سخنرانی ها کمتر از سعید نورسی یاد می کند، باید این حال جریان وی عمدتا جریانی منشعب از جماعت نور تلقی می شود. گولن که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند، خطیبی توانا است که از سن 14 سالگی خطابه می کرده است. وی بیشتر آموزش های دینی خود را نزد پدر و در تکیه محله خود نزد علما و متصوفه فرا گرفته است. پدرش علاوه بر زبان عربی و ترکی، زبان فارسی را هم به او آموخت. وی که هیچگاه ازدواج نکرده و مجرد زندگی می کند، بحث های دینی خود را با احساسات، عواطف و بیانی رسا همراه می کند و عیبی نمی بیند که هنگام موعظه، اشکش بر گونه جاری شود. او از طریق فن خطابت و همچنین با شیوه های خاص خود مانند گریه کردن در حال سخنرانی، توجه مخاطبان را به خود معطوف کرده و نورجی ها و دیگر افراد گروه های دینی را تحت تأثیر قرار داده است. از جلسات وعظ او فیلمبرداری می‌شود و این فیلم ها میان هوادارانش دست به دست می چرخد و تکثیر می شود. همچنین مجموعه سخنرانی های فتح الله گولن در قالب کاست و سی دی در مناطق مختلف توزیع می شود. این اقدام که هم پول و هم طرفداران او را افزایش داده است، با مخالفت سایر زعمای حرکت نورجی مواجه شده و اعتراض آنها را برانگیخته است. با این حال فتح الله گولن همچنان به این شیوه تشکیلاتی خود ادامه می دهد و موفق به ایجاد شبکه ای گسترده شده است. ماهیت جریان گولن درباره این جریان، دیدگاه‌های کلان مختلفی وجود دارد. به نحوی که برخی جریان گولن را جریان بومی می دانند که از بطن جامعه و اعتقادات مذهبی مردم ترکیه برخاسته است و برخی دیگر نیز آن را جریانی وارداتی تلقی می‌کنند که توسط امریکا و سایر کشورهای غربی مورد حمایت قرار گرفته است. باید توجه داشت که فتح الله گولن در ترکیه به شخصیت افسانه ای تبدیل شده که حضور، نفوذ و سایه وی و جماعتش در محیط و فضای کلیه اماکن سیاسی، نظامی و امنیتی ترکیه سایه افکنده و وابستگی این جماعت و التزام آن به احکام اسلامی و سیاست های آن بطور واضح و شفاف مشخص نیست. در واقع این جریان به رغم تعدد و تنوع حوزه های فعالیتش، همچنان ناشناخته و مبهم به نظر می رسد و بسیاری از صاحب نظران چه در داخل و چه خارج از ترکیه، نسبت به مقاصد و نیات دراز مدت این جریان اظهار بی اطلاعی می کنند. به نحوی که هیچ کس از میزان قدرت مالی و تعداد طرفداران این جریان اطلاع درستی ندارد و معلوم نیست نفوذ گولن در دستگاه های کلیدی دولتی تا چه حد است و در صورت احراز قدرت بیشتر، چه خط مشی را پیش خواهد گرفت.
alwaght.net
خبر

رهبر معظم انقلاب: فلسطین باید محور وحدت میان همه مسلمانان باشد

سه شنبه 3 اسفند 1395
رهبر معظم انقلاب: فلسطین باید محور وحدت میان همه مسلمانان باشد

حضرت آیت الله خامنه‌ای انتفاضه کنونی در سرزمین‌های اشغالی را که برای سومین بار آغاز شده است، مظلوم‌تر از دو انتفاضه قبل، اما حرکتی درخشان و پر امید ارزیابی کردند و گفتند: به‌اذن‌الله خواهید دید که این انتفاضه، مرحله بسیار مهمی از تاریخ مبارزات را رقم خواهد زد و شکستی دیگر بر رژیم غاصب تحمیل خواهد کرد.

به گزارش الوقت به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه شنبه) در ششمین کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین و در جمع رهبران گروههای فلسطینی، رئیسان و مسئولان مجالس کشورهای اسلامی، و صدها تن از اندیشمندان، فرزانگان و شخصیت‌های برجسته و آزادی‌خواه جهان اسلام، هدف فتنه‌ها و جنگهای داخلیِ تحمیلی در منطقه را کمرنگ‌شدن حمایت از آرمان مقدس آزادی قدس خواندند و با تأکید بر لزوم پرهیز گروههای مقاومت فلسطینی از ورود به اختلافات قومی و مذهبی و اختلافات داخلی کشورها خاطرنشان کردند: همه جریان‌های اسلامی و ملی، موظفند در خدمت آرمان فلسطین قرار گیرند و عمق رابطه جمهوری اسلامی با گروه‌های مقاومت فقط به میزان پایبندی آنان به اصل مقاومت مرتبط است.

ایشان همچنین با تشریح دستاوردهای درخشان و افتخارآمیز الگوی مقاومت قهرمانانه انتفاضه مقدس در زمین‌گیر کردن رژیم صهیونیستی، و با اشاره به اثبات نادرستی طرح‌های قبلی «سازش» و تلاشهای اخیر دوست‌نمایانی که به‌دنبال انحراف مقاومت و انتفاضه و هزینه کردن آن در معاملات سری با دشمنان هستند، تأکید کردند: مقاومت هوشمندتر از آن است که در این دام فرو افتد و انتفاضه سوم باذن الله شکستی دیگر بر رژیم غاصب تحمیل خواهد کرد و تلاش برای آزادی فلسطین باید محور وحدت همه ملت‌های مسلمان و آزادی‌خواه باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، قصه پُرغصه فلسطین و اندوه جانکاه مظلومیت ملت صبور، بردبار و مقاوم آن را درد و رنجی انبوه بر دل انسانهای آزادی‌خواه و حق‌طلب و عدالت‌جو دانستند و افزودند: تاریخ فلسطین و اشغال ظالمانه آن و آواره کردن میلیون‌ها انسان و مقاومت دلیرانه این ملت قهرمان، پر فراز و نشیب است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سوابق تاریخی، توطئه تشکیل رژیم صهیونیستی را توطئه‌ای فرامنطقه‌ای خواندند و گفتند: در هیچ برهه‌ای از تاریخ، هیچ یک از ملت‌های جهان با چنین رنج و اندوه و اقدامی ظالمانه، مواجه نبوده‌اند که در توطئه‌ای فرا منطقه‌ای، کشوری به‌طور کامل اشغال شود و ملتی از خانه و کاشانه خود رانده شوند و به‌جای آنان، گروهی دیگر از جای‌جای جهان بدانجا گسیل شوند و موجودیتی حقیقی نادیده گرفته شود و موجودیتی جعلی به جای آن بنشیند.

ایشان، پاک شدن این صفحه ناپاک از تاریخ را همچون دیگر صفحات آلوده، از وعده‌های تخلف‌ناپذیر الهی در قرآن کریم برشمردند و در ابتدای بحث به تشریح شرایط برگزاری کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین پرداختند و گفتند: کنفرانس شما در یکی از سخت‌ترین شرایط جهانی و منطقه‌ای برگزار می‌شود و منطقه ما که همواره پشتیبان ملت فلسطین در مبارزات آن علیه یک توطئه جهانی بوده است، این روزها دستخوش ناآرامی و بحران‌های متعدد است.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به اینکه وجود بحران در چندین کشور اسلامی منطقه موجب کمرنگ شدن حمایت از مسأله فلسطین و آرمان مقدس آزادی قدس شده است، گفتند: توجه به نتیجه این بحران‌ها، به ما تفهیم می‌کند که قدرت‌های سود برنده از آن کدامند.

ایشان افزودند: آنانی‌که رژیم صهیونیستی را در این منطقه به وجود آوردند تا از طریق تحمیل یک درگیری طولانی مدت، مانع از ثبات و استقرار و پیشرفت منطقه شوند، اینک نیز در پس فتنه‌های موجود قرار دارند.

رهبر انقلاب اسلامی فتنه‌های موجود در منطقه را موجب هدر رفتن توانمندی‌های ملت‌ها در درگیری‌های بیهوده و ایجاد فرصت برای قدرت‌گیری هرچه بیشتر رژیم غاصب صهیونیستی دانستند و افزودند: در این میان، شاهد تلاش خیرخواهان و عقلا و حکمای امت اسلامی هستیم که دلسوزانه در پی حل این اختلافات هستند اما متأسفانه توطئه‌های پیچیده دشمن، توانسته است با بهره‌گیری از غفلت برخی دولت‌ها، جنگهای داخلی را بر ملتها تحمیل کند و آنها را به جان یکدیگر بیندازد و تلاش این خیرخواهان امت اسلامی را کم اثر کند.

ایشان تضعیف جایگاه مسأله فلسطین و تلاش بدخواهان برای خروج آن از اولویت را مسأله‌ای حائز اهمیت برشمردند و خاطرنشان کردند: با وجود اختلافاتی که کشورهای اسلامی با یکدیگر دارند که برخی از آنها طبیعی و برخی دیگر توطئه دشمن و برخی دیگر ناشی از غفلت است، لیکن همچنان عنوان فلسطین می‌تواند و باید، محور وحدت همه آنان باشد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای یکی از دستاوردهای کنفرانس حمایت از انتفاضه را مطرح کردن اولویت نخست جهان اسلام و آزادی‌خواهان جهان یعنی موضوع فلسطین و ایجاد فضای همدلی برای تحقق هدف والای حمایت از مردم فلسطین و مبارزات حق‌طلبانه و عدالت‌جویانه‌ آنان خواندند و تأکید کردند: هرگز نباید از اهمیت حمایت سیاسی از مردم فلسطین غافل بود که این مسأله در جهان امروز از اولویت ویژه‌ای برخوردار است و ملت‌های مسلمان و آزادی‌خواه با هر سلیقه و روشی، می‌توانند در یک هدف، یعنی فلسطین و ضرورت تلاش برای آزادی آن گرد هم آیند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به پدیدار شدن نشانه‌های اُفول رژیم صهیونیستی و ضعفی که بر متحدان اصلی آن به ویژه آمریکا حاکم شده است، افزودند: در این شرایط مشاهده می شود که اندک اندک، فضای جهانی به سمت مقابله با اقدامات خصمانه و غیرقانونی و غیرانسانی رژیم صهیونیستی میل می‌کند، البته هنوز جامعه جهانی و کشورهای منطقه نتوانسته‌اند به مسئولیت خود در برابر این مسأله‌ی انسانی عمل کنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به استمرار «سرکوب وحشیانه ملت فلسطین و غصب سرزمین‌های آنان و بنای شهرک در آنها»، «دستگیری‌های گسترده»، «قتل و غارت»، «تلاش برای تغییر چهره و هویت قدس و مسجدالاقصی و دیگر اماکن مقدس اسلامی و مسیحی در آن» و «سلب حقوق اولیه شهروندان» که با پشتیبانی همه‌جانبه آمریکا و برخی دولتهای غربی انجام می‌شود از نبود عکس‌العمل شایسته جهانی در مقابل این جنایتها اظهار تأسف کردند.

ایشان با اشاره به «رسالت عظیم، الهی و افتخارآمیز ملت فلسطین» در دفاع از قدس و مسجدالاقصی، به مسئله لزوم تداوم مبارزه پرداختند و خاطرنشان کردند: این ملت، راهی جز این ندارد که با اتکال به پروردگار متعال و اتکاء به توانمندی‌های ذاتی خود، در صدد برآید تا شعله مبارزه را همچنان فروزان نگاه دارد و الحق که تاکنون چنین کرده‌اند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای انتفاضه کنونی در سرزمین‌های اشغالی را که برای سومین بار آغاز شده است، مظلوم‌تر از دو انتفاضه قبل، اما حرکتی درخشان و پر امید ارزیابی کردند و گفتند: به ‌اذن الله خواهید دید که این انتفاضه، مرحله بسیار مهمی از تاریخ مبارزات را رقم خواهد زد و شکستی دیگر بر رژیم غاصب تحمیل خواهد کرد.

ایشان با اشاره به «روند مرحله‌ایِ رشد غده‌ سرطانیِ رژیم صهیونیستی» و تبدیل شدن آن به بلای کنونی، درمان آن را نیز مرحله‌ای دانستند و افزودند: چند انتفاضه و مقاومتِ پیگیر و مستمر توانسته است اهداف مرحله ای بسیار مهمی را محقق سازد و همچنان توفنده به پیش می‌تازد تا دیگر اهداف خود را، تا زمان آزادی کامل فلسطین محقق سازد.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه با اشاره به بار سنگینی که ملت بزرگ فلسطین به تنهایی در مقابله با صهیونیسم جهانی و حامیان قلدر آن به دوش می‌کشد، به تبیین اهداف و نتایج طرحهای موسوم به سازش با رژیم صهیونیستی پرداختند و گفتند: ملت فلسطین، «صبور و بردبار، اما مستحکم و استوار» به تمامی مدعیان، فرصت داده است تا ادعای خود را به محک تجربه بسپارند.

ایشان افزودند: آن روز که با ادعای نادرست واقع‌بینی و ضرورت پذیرش حداقل حقوق برای جلوگیری از ضایع شدن آن، طرح‌های سازش به طور جدی مطرح شد، ملت فلسطین و حتی جریان‌هایی که نادرستی این دیدگاه برایشان از پیش اثبات شده بود به آن فرصت دادند.

ایشان با اشاره به تأکید همیشگی جمهوری اسلامی ایران بر نادرستی این نوع روشهای سازشکارانه و آثار زیانبار و خسارتهای سنگین آنها، خاطرنشان کردند: فرصتی که به روند سازش داده شد، آثار مخربی در مسیر مقاومت و مبارزه ملت فلسطین به همراه داشت، اما تنها فایده‌ آن، اثبات نادرستیِ تصور واقع بینی در عمل بود.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به این واقعیت که روش شکل‌گیری رژیم صهیونیستی بهگونه‌ای است که نمی‌تواند از توسعه طلبی و سرکوبگری و تضییع حقوق حقه فلسطینیان دست بردارد، افزودند: موجودیت و هویت رژیم ظالم صهیونیستی در گرو نابودی تدریجی هویت و موجودیت فلسطین است، زیرا موجودیت نامشروع آن رژیم در صورتی قابلیت استمرار خواهد داشت که بر ویرانه‌های هویت و موجودیت فلسطین بنا شود.

رهبر انقلاب اسلامی با استناد به همین واقعیت، حفاظت از هویت فلسطینی و پاسداری از همه نشانه‌های این هویتِ بر حق و طبیعی را‌ امری واجب، ضروری و یک جهاد مقدس خواندند و تأکید کردند: تا وقتی که نام و یاد فلسطین و شعله‌ی فروزان مقاومت همه جانبه‌‍ این ملت برافراشته بماند، امکان ندارد که پایه‌های رژیم اشغالگر مستحکم گردد.

ایشان در بیان اشکالات و خسارتهای دیگری که طرحهای سازش با رژیم صهیونیستی دارد، افزودند: مشکل روند سازش فقط در این نیست که با کوتاه آمدن از حق یک ملت، به رژیم غاصب مشروعیت می‌دهد، که خود خطایی بزرگ و نابخشودنی است، بلکه مشکل در آن است که اساساً، هیچ تناسبی با شرایط کنونی مسأله فلسطین ندارد و خصلت‌های توسعه‌طلبانه و سرکوبگرانه و آزمندانه‌ی صهیونیست‌ها را در نظر نمی‌گیرد.

رهبر انقلاب اسلامی، اثبات نادرستی ادعاهای مدعیان سازش را موجب ایجاد نوعی اجماع ملی در مورد روش‌های درست مبارزه برای احقاق حقوق ملت فلسطین دانستند و گفتند: اینک مردم فلسطین در کارنامه سه دهه‌ گذشته خود، دو الگوی متفاوت را تجربه کرده‌اند و میزان تناسب آن با شرایط خویش را دریافته‌اند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به دستاوردهای عظیم الگوی مقاومت قهرمانانه و مستمر انتفاضه مقدس در مقابل روند سازش، هجوم به «مقاومت» و مورد سؤال قرار دادن «انتفاضه» از سوی مراکز معلوم‌الحال و دشمنان را به‌علت همین دستاوردهای برجسته دانستند و افزودند: از دشمن انتظاری جز این نیست، زیرا به درستیِ این راه و ثمربخش بودن آن وقوف کامل دارد اما گاه برخی از جریان‌ها و حتی کشورهایی که در ظاهر ادعای همراهی با مسأله فلسطین را دارند، در حقیقت درصددند تا مسیر درست این ملت را منحرف کنند، به مقاومت حمله می‌کنند.

ایشان در تبیین ماهیت ادعای این جریانها و کشورهای دو رو، گفتند: ادعای آنان این است که مقاومت در پی چند دهه از عمر خود، هنوز نتوانسته است آزادی فلسطین را محقق سازد، پس این روش نیازمند بازنگری است!

حضرت آیت الله خامنه‌ای در پاسخ به این ادعا گفتند: درست است که مقاومت هنوز نتوانسته است به هدف غایی خود یعنی آزادی کل فلسطین دست یابد، اما توانسته است مسأله فلسطین را زنده نگه دارد.

رهبر انقلاب اسلامی با طرح این سؤال کلیدی که «باید دید اگر مقاومت نبود، اینک در چه شرایطی به سر می‌بردیم؟»، مهمترین دستاورد مقاومت را «ایجاد مانع اساسی در برابر پروژه‌های صهیونیستی» خواندند و خاطرنشان کردند: موفقیت مقاومت در تحمیل یک جنگ فرسایشی به دشمن است، یعنی توانسته برنامه اصلی رژیم صهیونیستی را که سیطره بر کل منطقه بود، به شکست بکشاند.

ایشان با تأکید بر ضرورت تجلیل از اصل مقاومت و سلحشورانی که در دوره‌های مختلف و از همان ابتدای اجرای پرده تأسیس رژیم صهیونیستی به مقاومت پرداختند و با تقدیم جان خود، پرچم مقاومت را برافراشته نگاه داشته و نسل به نسل آن را منتقل کردند، افزودند: نقش مقاومت در دوره‌های بعد از اشغال بر کسی پوشیده نیست و یقیناً نمی‌توان حتی نقش مقاومت را در پیروزیِ هرچند مختصرِ جنگ سال 1352 برابر با 1973 میلادی نادیده انگاشت.

حضرت آیت الله خامنه‌ای افزودند: از سال 1361 برابر با 1982 میلادی که عملاً بار مقاومت بر دوش مردم داخل فلسطین قرار گرفت، مقاومت اسلامی لبنان -حزب الله- از راه رسید تا یاری‌گر فلسطینیان در میسر مبارزاتی‌شان باشد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر مقاومت، رژیم صهیونیستی را زمین‌گیر نکرده بود، اینک شاهد دست‌اندازی آن به دیگر سرزمین‌های منطقه از مصر گرفته تا اردن و عراق و خلیج فارس و غیره بودیم.

حضرت آیت الله خامنه‌ای زمین‌گیر کردن رژیم صهیونیستی را دستاوردی بسیار مهم اما نه به‌عنوان تنها دستاورد مقاومت ارزیابی کردند و در بیان دستاوردهای دیگر مقاومت افزودند: آزادی جنوب لبنان و آزادی غزه، تحقق دو هدف مرحله‌ای مهم در روند آزادی فلسطین به شمار می‌رود که توانسته است روند گسترش جغرافیایی رژیم صهیونیستی را معکوس کند.

ایشان در تبیین صفحات درخشان کارنامه مقاومت، به «ناتوانی رژیم صهیونیستی در دست‌اندازی به سرزمین‌های جدید در طول حدود 30 سال گذشته و عقب‌گرد و خروج ذلت‌بار آن از جنوب لبنان و غزه» و همچنین «نقش اساسی و برجسته مقاومت در انتفاضه اول و دوم» پرداختند و گفتند: جنگ 33 روزه لبنان و جنگ‌های 22 روزه، جنگ 12 روزه و جنگ 51 روزه در غزه، همگی صفحاتی درخشان از کارنامه مقاومت است که موجب افتخار تمام ملت‌های منطقه، جهان اسلام و همه انسان‌های آزادی‌خواه جهان است.

رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری شرایط سخت جنگ 33 روزه لبنان و مقاومتِ منجر به پیروزی گفتند: در آن جنگ عملاً همه راه‌های امداد رسانی به ملت لبنان و مقاومان سلحشور حزب الله بسته شده بود، اما به یاری خداوند و اتکا به نیروی عظیم مردم مقاوم لبنان، رژیم صهیونیستی و حامی اصلی آن یعنی آمریکا، شکست مفتضحانه‌ای را متحمل شدند که دیگر به آسانی جرأت حمله به آن دیار را نخواهند کرد.

ایشان همچنین با اشاره به مقاومت سلحشورانه مردم در غزه که این منطقه را به قلعه شکست‌ناپذیر مقاومت تبدیل کرده است، افزودند: مقاومت‌های غزه در طی چند جنگ پیاپی نشان داد که رژیم صهیونیستی ضعیف‌تر از آن است که در مقابل اراده یک ملت، توان ایستادگی داشته باشد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، قهرمان اصلی جنگ‌های غزه را ملت سلحشور و مقاومی دانستند که با وجود تحمل چندین سال محاصره اقتصادی، با اتکاء به قدرت ایمان، همچنان از قلعه مقاومت یعنی غزه دفاع می‌کنند.

ایشان همچنین از همه گروه‌های مقاومت فلسطین به‌ویژه سرایا القدس از جنبش جهاد اسلامی، کتائب عزالدین قسام  از حماس، کتائب شهداءالاقصی از فتح و کتائب ابوعلی‌مصطفی از جبهه خلق برای آزادی فلسطین که نقش ارزشمندی در جنگ‌های غزه با رژیم صهیونیستی داشتند، تقدیر کردند.

بخش بعدی سخنان رهبر انقلاب اسلامی به لزوم تأمین نیازهای اساسی ملت فلسطین اختصاص داشت و ایشان با هشدار در خصوص خطرات ناشی از حضور رژیم صهیونیستی، تأکید کردند: مقاومت باید از همه ابزارهای لازم برای استمرار کار خود برخوردار باشد و در این مسیر، همه ملت‌ها و دولت‌های منطقه و آزادی‌خواهان جهان وظیفه دارند نیازهای اساسی این ملت مقاوم را تأمین کنند که بستر اصلی مقاومت،‌ ایستادگی و پایداری ملت فلسطین است که خود، فرزندان غیور و مقاوم را پرورش داده است.

ایشان در خصوص وظیفه مهم تأمین نیازهای مردم و مقاومت فلسطین، گفتند: این وظیفه‌ای مهم و حیاتی است که همه باید به آن عمل کنیم و در این روند، نباید به نیازهای اساسی مقاومت در کرانه باختری بی‌توجه بود که اینک بار اصلی انتفاضه مظلوم را بر دوش می‌کشد.

نگاهی آسیب‌شناسانه به فعالیتهای مقاومت فلسطین، محور بعدی سخنان رهبر انقلاب اسلامی در کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین بود.

ایشان با فراخواندن مقاومت فلسطین به عبرت‌گیری از گذشته‌، توصیه مهمی در خصوص پرهیز گروههای مقاومت از ورود به اختلافات مطرح و تأکید کردند: مقاومت و فلسطین، ارزشمندتر و والاتر از آن است که در اختلافات میان کشورهای اسلامی و عربی و یا اختلافات داخلی کشورها و یا اختلافات قومی و مذهبی درگیر شود و فلسطینیان، به‌خصوص گروه‌های مقاومت باید قدر جایگاه ارزشمند خود را بدانند و به این اختلافات ورود نکنند.

رهبر انقلاب اسلامی، وظیفه همه کشورهای اسلامی و عربی و همه جریان‌های اسلامی و ملی را قرار گرفتن در خدمت آرمان فلسطین خواندند و افزودند: حمایت از مقاومت، وظیفه همه ما است و هیچ‌کس حق ندارد در برابر کمک، از آنان انتظار ویژه‌ای داشته باشد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای اما تنها شرط کمک به مقاومت فلسطین را هزینه شدن کمک‌ها در جهت تقویت بنیه مردم فلسطین و ساختار مقاومت خواندند و خاطرنشان کردند: پایبندی به اندیشه ایستادگی در برابر دشمن و مقاومت در همه ابعاد آن، ضامن استمرار این کمک‌ها است.

ایشان در تبیین موضع جمهوری اسلامی نسبت به مقاومت فلسطین، گفتند: موضع ما نسبت به مقاومت یک موضع اصولی‌ است و ربطی به گروه خاصی ندارد و هر گروهی که در این مسیر استوار باشد، با او همراه هستیم و هر گروهی که از این مسیر خارج شود، از ما دور شده است.

رهبر انقلاب اسلامی در جمع‌بندی این بخش از سخنانشان، جمله‌ای راهبردی بیان و خاطرنشان کردند: عمق رابطه ما با گروه‌های مقاومت اسلامی فقط به میزان پایبندی آنان به اصل مقاومت مرتبط است.

مسأله «اختلاف میان گروه‌های مختلف فلسطینی»، موضوع دیگری بود که حضرت آیت الله خامنه‌ای به آن پرداختند و گفتند: تفاوت دیدگاه به‌علت تنوع سلیقه امری طبیعی و قابل درک است و تا آنجا که در همین محدوده باقی بماند، چه بسا موجب هم‌افزایی و غِنای هرچه بیشتر مبارزات مردم فلسطین شود.

ایشان، سوق پیدا کردن اختلافات به نزاع و درگیری را گام برداشتن در مسیر خواست دشمن و موجب خنثی شدن قدرت و توان جریانهای مبارز دانستند و گفتند: مدیریتِ اختلاف و تفاوت نگرش و سلیقه، هنری است که همه‌ی جریان‌های اصلی باید آن را به کار گیرند و به‌گونه‌‌ای برنامه‌های مختلف مبارزاتی خود را برنامه‌ریزی کنند که فقط به دشمن فشار آورد و موجب تقویت مبارزه شود.

رهبر انقلاب اسلامی، «اتحاد ملی بر اساس برنامه جهادی» را ضرورتی ملی برای فلسطین خواندند و تأکید کردند: انتظار می‌رود همه جریان‌های مختلف در جهت عمل به خواست همه مردم فلسطین برای تحقق اتحاد ملی بکوشند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای سپس به توطئه دیگری که علیه مقاومت جریان دارد، اشاره کردند و افزودند: مقاومت، این روزها با توطئه دیگری نیز دست به گریبان است و آن تلاش دوست‌نمایانی است که می‌کوشند مقاومت و انتفاضه مردم فلسطین را از مسیر خود منحرف ساخته و آن را هزینه معاملات سرّی خود با دشمنان ملت فلسطین کنند.

ایشان خاطرنشان کردند: مقاومت هوشمندتر از آن است که در این دام فرو اُفتد، به ویژه آنکه ملت فلسطین رهبر حقیقی مبارزات و مقاومت است و تجارب گذشته نشان می‌دهد که این ملت با درک دقیق از شرایط، مانع از اینگونه انحرافات می‌شود و اگر خدای ناکرده، جریانی از جریان‌های مقاومت در این دام فرو افتد، این ملت همچون گذشته می‌تواند نیاز خود را باز تولید کند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر گروهی پرچم مقاومت را بر زمین بگذارد، یقیناً گروهی دیگر از دل ملت فلسطین بر‌می‌آید و آن پرچم را در دست خواهد گرفت.

حضرت آیت الله خامنه‌ای همچنین خطاب به حضار خاطرنشان کردند: مطمئناً شما حضار محترم در این نشست، فقط به فلسطین خواهید پرداخت که متأسفانه در چند سال اخیر، کوتاهی‌هایی در توجه لازم و ضروری به آن صورت پذیرفته است، البته یقیناً بحران‌های موجود در جای جای منطقه و امت اسلامی شایسته توجه است، اما آنچه موجب این گردهم‌آیی است، مسأله فلسطین است.

ایشان گفتند: این اجلاس می‌تواند الگویی باشد تا رفته رفته همه مسلمانان و ملت‌های منطقه بتوانند با تکیه به اشتراکات خود اختلافات را مهار کرده و با حل تک تک آنها، موجبات تقویت هرچه بیشتر امت محمدی(صلوات الله علیه) را فراهم آورند.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان از میهمانان عالیقدر و رئیس مجلس شورای اسلامی و همکارانشان در مجلس دهم که این کنفرانس را تشکیل دادند، تشکر کردند و برای شهدای اسلام به‌ویژه شهدای والامقام مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی و همه رزمندگان صادق جبهه مقاومت و نیز روح مطهر بنیان‌گذار جمهوری اسلامی امام راحل که بیشترین اهتمام را به قضیه فلسطین مبذول داشت، رحمت الهی مسألت کردند.

حضرت آیت الله خامنهای همچنین پیش از آغاز سخنرانی خود در این اجلاس، با اشاره به اینکه امروز سالروز شهادت مالکوم ایکس رهبر مسلمانان سیاه‌پوست امریکاست، از حضار خواستند، فاتحه‌ای نثار روح او قرائت کنند.

رهبر انقلاب اسلامی پس از پایان سخنانشان با جمعی از مهمانان شرکت کننده در کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین از نزدیک دیدار و گفت‌وگو کردند.

 

تگ ها :

فلسطین اسلام ایران آیت الله خامنه‌ای مقاومت

نظرات
نام :
پست الکترونیک :
* متن :
ارسال

گالری

تصویر

فیلم

ساحل مشهور برزیل با نمایی باورنکردنی

ساحل مشهور برزیل با نمایی باورنکردنی