الوقت- پس از دو هفته حملات هوایی بیحاصل به یمن برای واداشتن انصارالله به عقبنشینی از محاصره دریایی عربستان، ریاض بار دیگر به سمت فرمول تجربه شده ائتلافسازی روی آورده است.
در همین راستا، وزارت دفاع عربستان روز پنجشنبه (8 مرداد) اعلام کرد میزبان نشستی با حضور نمایندگان بیش از ۴۰ کشور بوده است. به گفته این وزارتخانه، شرکتکنندگان در مورد پیشنویس منشور ائتلاف دفاع دریایی چندملیتی برای توسعه همکاری و مقابله با تهدیدات دریایی مشترک در تنگه باب المندب، دریای سرخ و خلیج عدن بحث و تبادل نظر کردند.
به ادعای ریاض، در پایان نشست نیز ۱۴ کشور شامل عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر، اردن، دولت مستعفی یمن، بنگلادش، نیجریه، سودان، جیبوتی و سومالی از این ابتکار حمایت کردند و بیانیه مشترکی در حمایت از تشکیل ائتلاف صادر شد.
عربستان اعلام کرده که این ائتلاف به روی سایر کشورها نیز باز خواهد بود و تنها ماهیت دفاعی دارد و هیچگونه کشور یا ائتلاف یا سازمان بینالمللی را هدف قرار نمیدهد. با وجود دعوت از حدود ۵۰ کشور، بسیاری از متحدان غربی از جمله آمریکا با احتیاط برخورد کردهاند و پیش از پیوستن، خواستار درک دقیقتر از تعهدات و سازوکارهای ائتلاف هستند.
ریاض که با پیامدهای اقتصادی ناشی از اختلال در مسیرهای کشتیرانی و تهدید فزاینده زیرساختهای انرژی خود مواجه شده، تلاش میکند با گردهم آوردن کشورهای مختلف جبههای جدید در دریای سرخ و بابالمندب ایجاد کند.
در این رابطه سرلشکر «ترکی المالکی» سخنگوی ائتلاف سعودی هفته گذشته اعلام کرده بود:«فرماندهی نیروهای مشترک تمامی اقدامات عملیاتی قاطع و لازم را برای حفاظت از کشتیهای تجاری در حال عبور از بابالمندب اجرا خواهد کرد».
اما تشکیل چنین ائتلاف نمایشی بیش از آنکه نشانه قدرت ریاض باشد، بیانگر دشواری شرایطی است که عربستان در آن گیر افتاده است.
اعلام محاصره دریایی، حمله به تاسیسات نفتی و فرودگاهها از سوی انصارالله، چالشی کمسابقه برای عربستان به وجود آورده و آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی این کشور را آشکار ساخته است. از اینرو، سعودیها تلاش میکنند با جلب حمایت کشورهای دیگر، از طریق ایجاد یک سازوکار چندملیتی، فشار وارد شده بر مسیرهای تجاری و انرژی خود را کاهش دهند و راهی برای خروج از این تنگنای اقتصادی پیدا کنند. اقدامی که بسیاری از ناظران آن را تکرار تجربههای شکستخورده گذشته ارزیابی میکنند.
سعودی و سابقه ائتلافسازیهای نمادین
در چنین شرایطی پرسش اصلی این است که آیا ائتلاف دریایی جدید عربستان میتواند به نتیجه برسد یا خیر؟
بررسی سوابق پیشین چندان به نفع ریاض نیست. در آغاز تجاوز نظامی به یمن در مارس ۲۰۱۵، عربستان با تشکیل ائتلافی متشکل از ۹ کشور عربی و اسلامی مدعی شد که این ابتکار نظامی قادر خواهد بود معادلات میدان را تغییر داده و انصارالله را شکست دهد. رسانههای سعودی نیز آن زمان این ائتلاف را نیرویی تعیین کننده برای پایان دادن به قدرت انصارالله معرفی میکردند اما تحولات بعدی نشان داد واقعیتهای میدانی با پیشبینیهای ریاض فاصله زیادی داشت.
تعدادی از کشورهای عضو این ائتلاف هیچگاه به صورت عملی وارد جنگ نشدند و برخی دیگر تنها به حمایتهای سیاسی اکتفا کردند. برای مثال مصر و پاکستان به عنوان دو قدرت نظامی مهم در جمع کشورهای اسلامی که روابط نزدیکی نیز با ریاض دارند هیچگاه به صورت خود را در باتلاق یمن گرفتار نکردند.
در نهایت، ائتلافی که قرار بود در مدت کوتاهی شرایط یمن را تغییر دهد، پس از حدود یک دهه درگیری نتوانست به اهداف خود برسد. نه دولت مستعفی یمن توانست به صنعا بازگردد، نه انصارالله شکست خورد و نه عربستان موفق شد اهداف اصلی خود را محقق کند. در پایان، این صنعا بود که توانست ریاض را وادار به آمدن بر پای میز مذاکره و عقبنشینی از عملیات نظامی کند.
عامل دیگر و مهمتر برای ارزیابی ائتلاف جدید، تجربه شکست آمریکا در دریای سرخ است. پس از تحولات مرتبط با جنگ غزه و عملیات طوفان الاقصی، واشینگتن در دی ماه 1402 تحت عنوان عملیات «نگهبان رفاه» ائتلافی بینالمللی متشکل از نیروی دریایی کشورهای آمریکا، بریتانیا، بحرین، کانادا، فرانسه، ایتالیا، هلند، نروژ، سیشل و اسپانیا را تشکیل داد و با استقرار ناوهای جنگی گسترده در دریای سرخ تلاش کرد عملیات انصارالله علیه کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی را متوقف کند.
آمریکا با برخورداری از بزرگترین نیروی دریایی جهان، سامانههای پدافندی پیشرفته و حمایت چند متحد غربی وارد میدان شد ولی در نهایت دستاوردی کسب نکرد و به آتشبس با انصارالله تن داد. حتی برخی مقامات آمریکایی اذعان کردند که عملیات انصارالله علیه کشتیها و منافع دریایی واشینگتن، جدیترین چالشها برای نیروی دریایی این کشور از زمان جنگ جهانی دوم بود.
باتوجه به همین تجربه شکست خورده، تردیدها نسبت به موفقیت ائتلافی که عربستان در پی تشکیل آن است، افزایش یافته است.
در این خصوص جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل غرب آسیا در گفتگو با خبرنگار الوقت، با یادآوری تجربه شکست ائتلاف آمریکا درباره چشمانداز ائتلافی که ریاض قرار است با کمک آن از گرداب اقتصادی رها شود گفت:«در واقع اگر آمریکا با آن حجم از توان نظامی و اطلاعاتی نتوانست راهکاری مؤثر برای مهار انصارالله پیدا کند، بنابراین، کشورهایی مانند مصر، سودان، جیبوتی و سومالیلند که از نظر توان نظامی قابل مقایسه با قدرتهای بزرگ نیستند هم نمیتوانند معادله موجود را تغییر دهند».
قنادباشی با یادآوری تجربههای ناموفق عربستان در تشکیل ائتلافهای منطقهای اظهار داشت:«علاوهبر ائتلاف ضد یمن، تلاش ریاض برای تشکیل ائتلافی گسترده علیه ایران با مشارکت ۱۳۷ کشور نیز به نتیجه نرسید. طرح دیگر ایجاد جبههای علیه محور مقاومت بهویژه حزبالله در دولت نخست دونالد ترامپ که با استفاده از حمایت برخی گروههای تروریستی مانند داعش قرار بود انجام شود ولی نیز ناکام ماند. این تجربهها نشان میدهد ساختار تصمیمگیری متمرکز و رویکردهای یکجانبه عربستان، مانع شکلگیری ائتلافهای پایدار و مؤثر شده است».
قنادباشی نوع حکومتداری حاکمان جدید ریاض را نیز یکی دیگر از دلایل شکست سیاستهای این کشور در ائتلافسازیها میداند. به گفته این کارشناس، «حتی روابط میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس نیز در دوره پادشاهی ملک سلمان بیش از گذشته دچار شکاف شده و حتی پیوندهای سابق میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز از میان رفته و بین اینها بیشترین واگرایی اتفاق افتاده است».
بازگشت همکاری ریاض و تلآویو در یمن
باتوجه به تجربه شکستهای قبلی، برخی تحلیلگران احتمال میدهند عربستان برای افزایش توان بازدارندگی خود به سمت همکاریهای امنیتی گستردهتر با رژیم صهیونیستی در دریای سرخ حرکت کند. زیرا، منافع مشترک دو طرف در تأمین امنیت خطوط کشتیرانی و مقابله با عملیات انصارالله میتواند زمینهساز هماهنگیهای بیشتری شود.
رژیم صهیونیستی نیز بابالمندب را یکی از مسیرهای حیاتی تجارت و ارتباط دریایی خود میداند و از هرگونه ابتکار امنیتی که به کاهش فشارهای موجود کمک کند استقبال خواهد کرد.
با این حال، حتی چنین همکاری احتمالی نیز لزوماً به معنای تغییر موازنه موجود نیست، چرا که چالش اصلی در دریای سرخ صرفاً نظامی نیست بلکه ریشههای سیاسی و ژئوپلیتیکی عمیقی دارد. احتمال همگرایی ریاض و تلآویو درحالی مطرح است که اسرائیل برای شکستن محاصره دریایی اعمال شده از سوی انصارالله، به کمک واشینگتن و متحدان عرب خود متوسل شد اما در نهایت به هدف مورد نظر دست نیافت.
واقعیت این است که انصارالله امروز با جنبشی که عربستان در سال ۲۰۱۵ با آن وارد جنگ شد تفاوت اساسی دارد. این جنبش طی سالهای جنگ توانسته ظرفیتهای موشکی، پهپادی و دریایی خود را توسعه دهد و تجربه گستردهای در جنگ نامتقارن به دست آورد. همین مسئله موجب شده که هرگونه ائتلاف جدید با واقعیتی متفاوت از گذشته روبهرو باشد که در آن یمن نه تنها از صحنه حذف نشده بلکه به یکی از بازیگران تأثیرگذار در معادلات امنیت دریای سرخ تبدیل شده است.
در این رابطه، قنادباشی با بیان اینکه موازنه قدرت به سود انصارالله تغییر کرده و ائتلافهای مورد نظر عربستان نیز قادر به حذف این جنبش و شکستن محاصره نخواهند بود، خاطرنشان کرد:«درحال حاضر اعمال فشار دریایی علیه عربستان برای یمن اقدام پیچیدهای نیست، حمله به کشتیهای عازم بنادر سعودی یا تهدید زیرساختهای هوایی این کشور میتواند این محاصره را تداوم بخشد. در مقابل، شکستن چنین محاصرهای برای ائتلاف مقابل دشوار خواهد بود، زیرا انصارالله با تکیه بر تجربه جنگ نامتقارن و روحیه مقاومت، توانسته در سالهای اخیر هزینههای سنگینی به رقبای خود تحمیل کند. بر همین اساس، ائتلافسازی جدید عربستان حتی در صورت تشکیل شدن، نیز بعید است بتواند راهحلی برای خروج ریاض از این بنبست فراهم کند».
در مجموع، تحولات اخیر نشان میدهد عربستان بار دیگر تلاش دارد از طریق ائتلافسازی بینالمللی بر بحران دریای سرخ غلبه کند، اما تجربه شکست ائتلاف نظامی سال ۲۰۱۵ و همچنین ناکامی آمریکا و متحدانش در مهار انصارالله، موفقیت این پروژه را با ابهامهای فراوانی مواجه کرده است.
در مقابل، پذیرش واقعیتهای جدید یمن از سوی ریاض و برداشتن محاصره و پایان دادن به مداخلات و احترام به حاکمیت سرزمینی یمن همچنان واقعبینانهترین گزینه برای کاهش تنشها و جلوگیری از گسترش بحران در یکی از مهمترین آبراههای جهان به شمار میرود.
