الوقت- اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره امکان ایفای نقش سوریه در لبنان برای تکمیل مأموریتی که رژیم صهیونیستی علیه حزبالله آغاز کرده است، صرفاً یک موضعگیری تاکتیکی یا رسانهای نیست، بلکه میتواند نشانهای از یک طرح بزرگتر آمریکایی برای بازطراحی موازنه قدرت در منطقه باشد.
واقعیت آن است که ترامپ در سخنان خود برخلاف مواضع همیشگی واشنگتن و متحدان عرب آن درباره "بازگرداندن اقتدار به دولت لبنان"، اینبار نه از دولت لبنان سخن گفته و نه از نقش ارتش این کشور در مدیریت پرونده امنیتی و مسئله سلاح حزبالله. این رویکرد نشان میدهد که از نگاه واشنگتن، مسئله لبنان بیش از آنکه یک پرونده حاکمیتی باشد، بخشی از پروژه بزرگتر مهار محور مقاومت است. در این چارچوب، هدف اصلی نه تقویت دولت لبنان بلکه یافتن بازیگری است که بتواند هزینههای سیاسی و انسانی خلع سلاح حزبالله را بر عهده بگیرد تا فضا برای پروژه کلانتر آمریکا در منطقه باز شود.
اما آیا احمد الشرع به قامت جولانی سابق بازگشته و از جنگجویان خارجی برای انتقام از حزب الله استفاده خواهد کرد؟ آیا قدرتهای منطقهای این سناریو را خواهند پذیرفت؟ هرچند احمد الشرع (ابومحمد الجولانی سابق) بهصراحت بر عدم مداخله در امور لبنان تأکید کرده، اما گروههای مقاومت عراقی هشدار دادند که آماده رویارویی با تروریستهای تحت امر جولانی در صورت حمله او به حزب لبنان هستند. همین مواضع کافی بود تا اظهارات ترامپ نگرانی قابل توجهی را در لبنان از امکان به راه افتادن آتش درگیری فرقهای سنی-شیعه برانگیزد. بنابراین نفس مطرح شدن چنین سناریویی از سوی رئیسجمهور آمریکا پرسشهای مهمی را درباره اهداف پشت پرده واشنگتن، آینده تنشها در منطقه و جایگاه سوریه جدید در معادلات منطقهای مطرح میکند.
چرا ترامپ به دنبال جایگزینی سوریه به جای اسرائیل است؟
رژیم صهیونیستی طی دو سال گذشته تلاش کرد از طریق جنگ و ترور، توان نظامی حزبالله را تضعیف کند، اما تجربه نشان داد که نابودی کامل این جنبش از طریق ابزار نظامی نه تنها غیرممکن است بلکه حتی به تقویت مشروعیت این گروه در داخل لبنان انجامیده و علاوه بر آن، ادامه جنگ میتواند لبنان را به سمت فروپاشی کامل سوق دهد و موج جدیدی از بیثباتی را در منطقه ایجاد کند.
همچنین حزب الله با ایجاد چتر ناامنی دائمی و جنگ فرسایشی بر سرزمینهای اشغالی پایههای ثبات و امنیت ترک خورده رژیم پس از 7 اکتبر را بیش از پیش در معرض فروپاشی قرار داده است لذا واشنگتن ادامه جنگطلبی نتانیاهو (به عنوان ترفند فرار از چالشهای داخلی با مخالفان) را به سود ثبات بلندمدت رژیم نمیداند، موضوعی که کاخ سفید از طریق پیشبرد طرح عادیسازی به دنبال آن است. چنانکه ترامپ روز گذشته بار دیگر تاکید کرد که «اگر من نبودم اکنون اسرائیل نابود شده بود.»
از سوی دیگر، ترامپ که تلاش میکند توافقات منطقهای خود را حفظ کند، به خوبی میداند که گسترش جنگ لبنان میتواند هرگونه توافق احتمالی با ایران را به خطر اندازد. به همین دلیل او در ظاهر خواستار توقف جنگ اسرائیل شده، اما همزمان به دنبال راهکاری جایگزین برای پیشبرد همان هدف یعنی تضعیف یا مهار حزبالله است. به عبارت دیگر ترامپ و نتانیاهو در اهداف راهبردی خود برای لبنان اختلافی ندارند بلکه کاخ سفید به دنبال پیشبرد آن به صورت کم هزینهتری برای توافق خود با ایران است.
اظهارات ترامپ به اینجا هم ختم نمیشود؛ او تا آنجا پیش میرود که میگوید نتانیاهو قادر به خلع سلاح حزبالله بدون کشتن غیرنظامیان نیست و بنابراین پیشنهاد میکند که سوریه این وظیفه را بر عهده بگیرد؛ کاری که ترویستهای تکفیری در طول جنگ سوریه نشان دادهاند در انجام آن به خوبی ارتش صهیونیستی مهارت دارند.
در این چارچوب، سوریه جدید میتواند از نگاه واشنگتن گزینهای جذاب باشد؛ کشوری که پس از سقوط نظام اسد به شدت به حمایتهای سیاسی و اقتصادی غرب و کشورهای عربی نیاز دارد و ممکن است در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیرتر باشد.
پروژه احیای نقش سوریه در لبنان
در سطحی عمیقتر، سخنان ترامپ یادآور دوران طولانی نفوذ سوریه در لبنان است. از سال ۱۹۷۶ تا ۲۰۰۵، دمشق بازیگر اصلی بسیاری از معادلات سیاسی و امنیتی لبنان بود و عملاً نقش قیم سیاسی این کشور را ایفا میکرد. اکنون به نظر میرسد برخی محافل غربی و منطقهای در حال بررسی شکل جدیدی از این نقش هستند؛ البته نه برای حمایت از محور مقاومت، بلکه برای مهار آن.
تفاوت مهم اینجاست که سوریه دوران احمد الشرع نه از قدرت نظامی سوریه حافظ اسد و بشار اسد برخوردار است و نه از مشروعیت تاریخی لازم برای اعمال نفوذ مستقیم در لبنان. بنابراین هرگونه تلاش برای ورود دمشق به پرونده حزبالله میتواند واکنشهای شدیدی در داخل لبنان ایجاد کند و خاطرات تلخ دوران جنگهای داخلی را زنده سازد.
خطر شعلهور شدن شکاف سنی ـ شیعی
یکی از مهمترین مخاطرات این سناریو، تبدیل شدن بحران لبنان به یک رویارویی آشکار فرقهای است. اگر دولت دمشق تحت فشار آمریکا یا برخی بازیگران منطقهای وارد تقابل با حزبالله شود، این اقدام به سرعت در قالب یک تقابل سنی ـ شیعی تفسیر خواهد شد.
این مسئله میتواند نه تنها لبنان، بلکه سوریه، عراق و حتی بخشهایی از خلیج فارس را تحت تأثیر قرار دهد. اعلام آمادگی برخی گروههای مقاومت عراقی برای مقابله با الشرع در صورت اقدام علیه حزبالله نشان میدهد که چنین سناریویی ظرفیت گسترش به یک بحران منطقهای را دارد.
به عبارت دیگر، واشنگتن ممکن است به دنبال انتقال رویارویی مستقیم اسرائیل و حزبالله به یک منازعه درونمنطقهای باشد؛ منازعهای که هزینههای سیاسی و نظامی آن را کشورهای عربی و اسلامی پرداخت کنند، نه تلآویو.
دو انتخاب دشوار: میان الشرع ماندن یا بازگشت به جولانی
احمد الشرع اکنون در موقعیتی پیچیده قرار گرفته است. از یک سو برای تثبیت حکومت خود به حمایت آمریکا، اروپا و کشورهای عربی نیاز دارد و از سوی دیگر میداند که ورود به هرگونه رویارویی با حزبالله میتواند سوریه را دوباره به میدان جنگهای نیابتی تبدیل کند.
رفتار ماههای گذشته دمشق نیز نشان داده که الشرع تاکنون از همراهی با پروژههای نظامی علیه حزبالله خودداری کرده است. او به خوبی آگاه است که هرگونه اقدام در این مسیر میتواند ثبات کاملاً شکننده حکومت جدید سوریه را در داخل و مشروعیت نیم بندی آن در خارج از کشور را با چالش مواجه سازد و حتی با قدرتی که محور مقاومت در زمینه «راهبرد وحدت ساحات»، از تهران تا صنعا و از عراق تا لبنان از خود به نمایش گذاشت، ورود به چنین ورطه خطرناکی میتواند پایانی زودهنگام بر حکومت جولانی را رقم بزند.
ضرورت همکاری منطقهای علیه دکترین آشوب تلآویو- واشنگتن
سناریوی کشاندن پای سوریه به داخل لبنان و ادامه جنگافروزی رژیم در منطقه، باید با پروژهای در سطح منطقهای برای وادار کردن رژیم به توقف جنگ و پروژه توسعهطلبانهاش در شامات (فلسطین، لبنان و سوریه) متوقف شود.
در این زمینه، علاوه بر حمایت قاطعانه ایران از ثبات لبنان در برابر تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی در توافق اولیه با آمریکا، این تلاشها به طور جدی در سطح دیپلماسی منطقهای نیز از سوی تهران دنبال میشود تا به تضمینی اساسی در مورد اصل عدم مداخله سوریه در لبنان دست یابد. برخی شواهد نشان میدهد که جستجوی چارچوب منطقهای بین پاکستان، عربستان سعودی، ایران، قطر و مصر در حال بررسی است.
هرچند میان دیدگاههای تهران با طرفهای سعودی و مصری درباره تحولات داخلی لبنان اختلاف وجود دارد و این کشورها در پی خلع سلاح مقاومت هستند اما دستاویز کردن چنین بهانهای برای ادامه جنگافروزی و توسعهطلبی رژیم صهیونیستی در لبنان و بویژه پروژه آمریکا برای استفاده از تروریستهای تحت امر جولانی به عنوان نیروی نیابتی اسرائیل در خاک لبنان و تشدید بیثباتی منطقهای را نیز به سود منافع خود نمیدانند.
