سایت تحلیلی خبری الوقت | Alwaght Website

انتخاب سردبیر

خبر

بیشترین بازدید

روز هفته ماه

پرونده ها

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

undefined
بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

undefined
طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

undefined
کاروان‌های دریایی کمک به غزه

کاروان‌های دریایی کمک به غزه

undefined
جنگ 12 روزه

جنگ 12 روزه

undefined
گاه‌شمار جنگ غزه

گاه‌شمار جنگ غزه

undefined
توافق صلح ایران و عربستان

توافق صلح ایران و عربستان

undefined
طوفان الاقصی

طوفان الاقصی

تندروهای صهیونیست‌ باد کاشتند پس طوفان درو می‌کنند!
فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

undefined
معامله قرن

معامله قرن

undefined
اختلافات ترکیه و آمریکا

اختلافات ترکیه و آمریکا

undefined
New node

New node

تحولات ترکیه

تحولات ترکیه

undefined
آزادسازی موصل

آزادسازی موصل

آزادسازی موصل یا نبرد بازپس گیری موصل از اشغال گروه تروریستی داعش، عملیات نظامی منظم و کلاسیکی است که از روز دوشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ به فرمان حیدر العبادی نخست وزیر عراق برای پس گرفتن موصل از سیطره داعش آغاز شد. موصل مرکز استان نینوا و دومین شهر بزرگ عراق در تابستان ۲۰۱۴ به اشغال گروه داعش درآمد و از آن زمان ابوبکر بغدادی، خلافت خودخوانده خود را در این هشر استقرار نمود. عملیات آزادسازی موصل از نوع جنگ‌های شهری منظم به شمار می‌رود.
آزادسازی حلب

آزادسازی حلب

پس از آن که دیدبان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن؛ اوایل هفته جاری اعلام کرد که 60 درصد از مناطق شرقی حلب توسط ارتش سوریه از اشغال گروه‌های تروریستی آزاد شده است، حال منابع خبری امروز اعلام کرده‌اند؛ با پیشروی سریع و برق‌ آسای ارتش سوریه طی چند روز گذشته، مناطق تحت کنترل دولت سوریه در شرق حلب، به میزان 80 درصد رسیده است.
New node

New node

New node

New node

سازمان القاعده

سازمان القاعده

سازمان القاعده القاعده پس از 2001 دچار دگرگوني‌هاي چشم¬گيري شد. ساختار هرمي آن جاي خود را به ساختاري داد كه زيرمجموعه‌ها در آن با استقلال عمل فعاليت مي‌كردند. اين تحول اگرچه تسلط مركز بر پيرامون را تقليل داد اما بر گستره و توالي عمليات القاعده در كشورهاي مختلف خاورميانه افزود. با اين حال توان عملياتي كلان القاعده در اثر اين دگرگوني تا حدود زيادي تحليل رفت. القاعده پس از بمب‌گذاري‌هاي لندن در 2005، تاكنون نتوانسته است عمليات موفقيت آميزي در كشورهاي غربي انجام دهد. افزون بر اين، گسترش دامنۀ منطقه اي فعاليت هاي القاعده به كشته و دستگير شدن بسياري از رهبران و كادرهاي اصلي آن انجاميد. با اين حال تمامي اين چالش‌ها مانع تداوم فعاليت القاعده نشد. زيرمجموعه هاي آن در عراق، يمن، افغانستان، پاكستان، سومالي و ديگر كشورها و مناطق فعال باقي ماندند. تشكيلات القاعده تشكيلات القاعده در سال 1988 توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه با "اتحاد جماهير شوروي" در افغانستان تأسيس شد. القاعده از سازمان "مكتب الخدمة" كه هدف آن مسلح‌ كردن و آموزش مجاهدين اسلامي براي جنگ با شوروي بود گسترش و پيشرفت يافت. اين سازمان از حمايت و پشتيباني دولت‌هاي اسلامي به ‌ويژه عربستان سعودي و پاكستان و همچنين ايالات متحده آمريكا برخوردار بود. در سال 2000 ايمن ظواهري سازمان "جهاد اسلامي مصر" را با سازمان القاعده ادغام كرد و به شخص دوم اين تشكيلات تبديل شد. خاستگاه اصلي القاعده را بايد "وهابيت" برشمرد كه خود ريشه در جنبش سلفي، مذهب حنبلي و پيروان اهل حديث دارد. رهبران، نظريه پردازان و بسياري از اعضاي القاعده يا وهابي‌اند يا از پيروان مذاهب حنبلي و حنفي كه به وهابيت تمايل زيادي دارند. القاعده را جنبشي سلفي نيز دانسته‌اند، زيرا پيشوايان آن، يعني "احمد بن حنبل" و "ابن تيميه" از نخستين مدعيان سلفي‌گري بوده‌اند. اين تفكر با دريافت خاص خود از توحيد و تكيه بر استدلال‌هاي ظاهرگرايانه بسياري از مسلمانان را كافر مي‌داند و نوك اين ويژگي تكفيري خود را به طور خاص متوجه شيعيان كرده است. ايدئولوژي القاعده بر چهار ركن سلفي‌گري، راديكاليسم، شيعه ستيزي و غرب ستيزي استوار است. از آنجا كه دو ركن آخر بر آمده از ويژگي سلفي‌گري است، به اختصار مي‌توان آن را ايدئولوژي "سلفي راديكال" ناميد. از نگاه آنان، دين يك نظام ساده حقوقي است كه از جانب خداوند براي رهايي بشر از عذاب دنيوي و اخروي نازل شده و تكاليفي را بر او واجب كرده است. به همين دليل بشر براي سعادت دنيا و آخرت بايد به عبادت و اطاعت خدا بپردازد. به رغم تداوم فعاليت، القاعده از نيمۀ دهۀ گذشته دچار چالش‌هاي بزرگي شد كه آيندۀ آن را در هاله‌اي از ابهام فرو برد. چهار چالش عمدۀ القاعده در اين سال ها به ترتيب اهميت عبارتند از: - تنزل جايگاه در جهان اسلام: در نظرسنجي هاي پس از يازده سپتامبر، القاعده از مقبوليت و محبوبيت قابل توجهي در كشورهاي اسلامي برخوردار بود. اين جنبش در ذهن بسياري از مسلمانان متشكل از جهادگراني بود كه پس از آزادسازيِ افغانستان از اشغال ملحدان، مبارزه با ظلم و ستم در ابعاد داخلي (در برابر رژيم‌هاي فاسد منطقه) و خارجي (در برابر امريكا و غرب) و دفاع از منافع جهان اسلام را سرلوحۀ فعاليت هاي خود قرار داده‌اند. اين نوع نگاه در ابتدا با توجه به گفتمان ظلم‌ستيز و جهادگرايانۀ القاعده چندان غيرمنتظره نمي‌نمود. اما با روشن شدن پيامدهاي عملكرد القاعده بر جهان اسلام، به ويژه اشغال افغانستان و عراق و نيز گسترش فعاليت‌هايي كه بيش از هر چيز جان و مال مسلمانان و بي‌گناهان را هدف مي‌گرفت، طرفداري از گفتمان القاعده به تدريج رو به كاهش نهاد. به طور مشخص از سال‌هاي 2005 و 2006 محبوبيت القاعده و پشتيباني از آن در ميان مسلمانان رو به تنزل نهاد، به نحوي كه در 2010 طرفداري از القاعده نسبت به 2001 به نيم كاهش يافت. تنزل هواداري از القاعده به معناي كاهش حمايت پرسنلي و مالي به ويژه از زيرمجموعه‌هاي اين سازمان مي‌باشد. پيامدهاي اين واقعيت را در عراق، يمن و مغرب شاهد بوديم؛ - بهار عربي: دومين چالش، خيزش‌هاي فراگير و مردميِ 2011 در خاورميانه مي‌باشد. اين تحركات در سه جهت براي القاعده پيامدهاي منفي در بر داشت: نخست آنكه تبليغات عليه رژيم‌هاي حاكم كه پيشتر يكي از ابزارهاي اساسي القاعده براي جلب حمايت و توجيه عملكردش نزد مسلمانان بود، با توجه به حضور گستردۀ مردم در اعتراضات ضدرژيم، كارآيي خود را در جذب نيروهاي جوان و پشتيباني مالي از القاعده در ميان شهروندان عرب از دست داد. دوم آنكه تقريباً تمامي نيروهاي فعال در زندگي سياسيِ منطقه – به جز القاعده – در اين تحولات حضور داشتند. تصويري كه دوري القاعده از جوامع عربي را به خوبي به نمايش گذاشت. سوم آنكه، مردمي بودن تحولات و حاشيه‌اي بودن نقش آمريكا و در واقع غافلگيريِ اين كشور از سرعت و گسترۀ تحولات و نيز تضاد آمريكا با برخي از رژيم‌هاي عرب، امكان بهره‌گيري تبليغاتي القاعده از حضور امريكا را از بين برد؛ - حذف رهبر كاريزماتيك: مرگ بن لادن بزرگترين چالش القاعده در طول سال‌هاي فعاليت آن بود. جنبش‌هاي اسلام‌گرا اغلب بر محور شخصيتي كاريزماتيك و نيرومند به فعاليت مي‌پردازند. نگاهي به جنبش‌هاي اسلام‌گراي قرن بيستم در خاورميانۀ عربي نشان مي‌دهد كه حذف رهبريِ كاريزماتيك از صحنه، اغلب به معناي زمين‌گير شدن و آغاز زوال چنين جنبش‌هايي بوده است. افزون بر اين، شخصيت جذاب و محبوبيت بن لادن در ميان اعضاي القاعده و توان سخنوريِ وي نقشي اساسي در تحكيم وحدت سازمانيِ القاعده داشته است. مرگ بن لادن علاوه بر حذف چهرۀ كاريزماتيك و وحدت‌بخشِ القاعده، اين جنبش را با چالش جانشيني روبه رو كرد؛ - بحران جانشيني: هشت هفته پس از مرگ بن لادن اعلام شد كه أيمن الظواهري به جانشيني وي انتخاب شده است. اين فاصلۀ زماني به خوبي گوياي اختلافات دروني القاعده بر سر انتخاب جانشين است. حتي اگر اين تأخير را، بنا بر تحليلي، ناشي از دشواري برگزاري سريع نشست اعضاي عالي‌رتبۀ القاعده براي انتخاب رهبر بدانيم، عدم بيعت زودهنگام زيرمجموعه هاي القاعده اين تحليل را زير سوال برد. تأخير در بيعت ساير زيرمجموعه هاي القاعده، نشان از تأثير چالش جانشيني بن لادن بر وحدت سازماني القاعده مي باشد. افزون بر فقدان اجماع بر سر الظواهري، وي چهره‌اي كاريزماتيك به حساب نمي‌آيد و از شخصيت و قدرت سخنوري بن لادن و اثرگذاري وي در رهبران و كادرهاي القاعده برخوردار نيست. از ديد برخي وي بيشتر براي مديريت يك اداره يا شركت مناسب است تا رهبري يك جنبش جهاني. مجموعۀ چهار چالش فوق، القاعده را در بستر اصلي و در حال دگرگوني فعاليتش، خاورميانه، به حاشيه رانده است. مرگ بن لادن بزرگترين ضربه‌اي بود كه به القاعده وارد شد. اگرچه الظواهري به عنوان ايدئولوگ القاعده معروف است اما وي به وضوح از صفات لازم براي رهبري جنبشي گسترده همچون القاعده برخوردار نيست. وضعيت فعلي القاعده در حالي كه كمتر از سه سال از كشته شدن اسامه بن لادن، بنيان گذار القاعده نگذشته است كه طيف هاي جوان‌تر و نوظهور القاعده پاگرفته و اقدامات انتحاري را در برخي از كشورهاي منطقه انجام مي دهند. اين در حالي مي باشد كه در سال هاي گذشته، القاعده به لحاظ سازماني و ايدئولوژي در مسير تنزل و عقب نشيني بود. روند ظهور مجدد اين سازمان تروريستي در برخي از كشورهاي منطقه را مي توان به شرايط بحراني و بعضاً هرج و مرج داخلي اين كشورها بي ارتباط ندانست. چرا كه خلأ ايدئولوژي در جهان عرب به واسطه شكست حكومت‌هاي اصلاح طلب، بازار سازمان القاعده و ايدئولوژي القاعده گرايي را در جهان عرب رونق بخشيده است. به بيان ديگر، بسياري از مخالفان انقلاب هاي عربي، كه خواهان حفظ ديكتاتورهاي سابق در قدرت بودند و يا خواهان قدرت‌يابي ديكتاتورهاي ديگر و بعضاً بازگشت آن‌ها بودند، نسل جديدي از القاعده نوين را پايه گذاري كرده‌اند. سازماني كه بسياري از اعضاي قديمي و كليدي آن در سال‌هاي گذشته كشته شدند، با گفتمان جديد و با هدف تغيير در جهان اسلام، تنها از طريق جهاد خشونت‌آميز و تروريسم، سعي در پياده نمودن پارادايم خود دارند. در اين بين جماعت اخوان المسلمين به عنوان دشمن محوري القاعده، كه چند سالي در مسير تسلط بر سياست‌هاي جهان عرب، تغييراتي را به وجود آورد، نقش مهمي در تقويت اين گروه نوين بازي كرد. هر چند كه اخوان در ادامه حركت خود، دچار چالش هاي جدي شده است، اما توانست اثبات كند كه تغيير واقعي در جهان عرب بدون تروريسم و اقدامات خشن هم امكان دارد. بر همين اساس، بسياري از تحليلگران، ظهور نسل جديد از گروه القاعده را پيش بيني كردند. نكته قابل تأمل اينكه، نوظهوران و وابستگان به القاعده نوين خيز بلندي از دمشق تا بغداد و بيروت برداشته اند و در سال گذشته خشونت و افراطي‌گرايي هاي فراواني را انجام داده اند. القاعده اي كه در عراق صحبت از شكست و محو جدي آن بود، مجدداً احيا شده و اقداماتي مرگبارتر از گذشته انجام مي‌دهد. امروز گروه دولت اسلامي عراق و شام، داعش بار ديگر براي به دست گرفتن مناطق غربي عراق در حال جنگيدن است. حتي اين گروه با ائتلاف با جبهه النصره در سوريه شكوفاتر شده است و به همراه يكديگر براي نابودي منطقه تلاش مي كنند. بر همين اساس، خشونت فرقه اي بين شيعه و سني چندين برابر شده است. بسياري از جهادي‌هايي كه از اروپا روانه سوريه شده‌اند در آتش القاعده نوين در حال سوختن مي باشند. تلاش گردان‌هاي تروريستي چون (گردان‌هاي عبدا… عزام) براي كشاندن جنگ فرقه‌اي از سوريه به لبنان و عراق است. حتي حمله به سفارت ايران در بيروت و ساير اقدامات انتحاري چون بمب گذاري را در مناطق شيعه نشين در دستوركار خود دارند
گروه داعش

گروه داعش

دولت اسلامي عراق و شام يا داعش به عنوان گروهي منشعب از القاعده محسوب مي شود كه از منظر گرايشات عقيدتي و فكري و همچنين جنبه رفتاري رويكرد يكساني با القاعده دارد. با اين حال رفتارهاي اين گروه تروريستي در طول يك دهه گذشته و به خصوص چند سال اخير نشانگر راديكال تر و خشن تر بودن اين گروه در مقايسه با القاعده است و داعش با توجه به جدايي از القاعده و پيدايش اختلافاتي بين آن دو به عنوان مخوف‌ترين و قدرتمندترين گروه تروريستي در عرصه خاورميانه ظهور كرده است. هر چند كه داعش در شكل كنوني آن محصول بحران سوريه و گسترش اختلافات و منازعات منطقه اي بعد از 2011 است، اما ريشه ها و روند قدرت گرفتن آن به دوره پس از صدام در عراق يعني از سال 2003 به بعد مربوط است. حمله آمريكا به عراق در سال 2003 فرصت و فضاي مناسبي را براي حضور و نقش آفريني گروههاي مسلح و تروريستي مختلف از جمله گروههاي مرتبط با القاعده در اين كشور بوجود آورد. بر اين اساس گروههاي مسلح مختلفي به خصوص در سالهاي پس از 2004 در عراق ظهور كرد كه با جذب نيرو و منابع مالي در تلاش بودند كه با نيروهاي نظامي آمريكايي و همچنين نيروهاي عراقي مقابله كنند. يكي از مهمترين اين گروهها جماعه التوحيد و الجهاد بود كه به رهبري ابومصعب زرقاوي در سال 2004 تشكيل شد. پس از آنكه زرقاوي بيعت خود با اسامه بن لادن رهبر القاعده را اعلام كرد به تنظيم القاعده في بلاد الرافدين تبديل شد و همچنين به اين گروه القاعده عراق نيز اطلاق مي شد. زرقاوي بعد از آزادي از زندان در اردن در سال 1999 رهبري بخشي از داوطلبان جهادي در افغانستان را برعهده داشت، اما در سال 2001 از اين كشور به شمال عراق فرار كرد و در آنجا به گروه انصارالاسلام پيوست و سپس با ايجاد القاعده عراق، وفاداري خود به رهبري شبكه جهاني القاعده را بيان داشت. القاعده عراق به تدريج به اصلي ترين گروه تروريستي در عراق تبديل شد و بيشترين انفجارها و اقدامات تروريستي از سوي اين گروه صورت گرفت. از جمله مهمترين اقدامات القاعده عراق كه در پي ايجاد فتنه مذهبي و جنگ داخلي در عراق بود، انفجار حرم شريف امامين عسگرين در سامرا در سال 2006 بود. اين تشكل عمليات تروريستي خود را به اندازه اي افزايش داد كه به يكي از قوي ترين گروههاي مسلح در صحنه عراق تبديل شد و شروع به گسترش نفوذ خود در مناطق گسترده اي از عراق كرد تا اينكه در سال 2006،‌ زرقاوي علنا در يك نوار ويدئويي تشكيل آنچه را " شوراي مجاهدين" خواند به سركردگي عبدالله رشيد البغدادي اعلام كرد. پس از كشته شدن زرقاوي توسط نيروهاي آمريكايي در سال 2006، ابوحمزه المهاجر به سركردگي اين گروه تعيين شد و در پايان همان سال دولت اسلامي عراق به سركردگي ابوعمر البغدادي تشكيل شد. دولت اسلامي عراق به عنوان گروهي تروريستي و شاخه القاعده در عراق در شكل جديد خود تحت رهبري ابوعمر البغدادي تلاشهاي خود براي ايجاد ناامني در عراق را ادامه داد، با اين حال اين گروه از سال 2008 با افول و كاهش قدرت و تاثيرگذاري در عراق مواجه شد. شكل گيري نيروهاي الصحوه يا بيداري از ميان عشاير سني عراق براي مقابله با القاعده عراق و اقدامات نظامي و امنيتي در مقابل آن باعث تضعيف جدي اين گروه شد. در 19 آوريل 2010، نظاميان آمريكايي و عراقي طي يك عمليات نظامي در منطقه الثرثار، منزلي را هدف قرار دادند كه ابوعمر البغدادي و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند و پس از درگيريهاي شديد ميان دو طرف، اين منزل هدف حملات هوايي قرار گرفت و در نتيجه آن دو سركرده تروريستها به هلاكت رسيدند. يك هفته بعد، اين گروه تروريستي در بيانيه اي هلاكت البغدادي و المهاجر را رسما اعلام كرد و پس از حدود ده روز، مجلس شوراي دولت اسلامي عراق تشكيل جلسه داد و ابوبكر البغدادي را به عنوان جانشين ابوعمر البغدادي انتخاب كرد. هر چند در اين دوره دولت اسلامي عراق در مرحله ضعف بود، اما بحران سوريه فرصتهاي نويني را براي اين گروه ايجاد كرد و البغدادي با بهره گيري از آن توانست به جايگاه و نقش آفريني عمده اي در معادلات عراق و سوريه بپردازد. بحران سوريه از چند منظر باعث ايجاد فرصت براي گروه تروريستي دولت اسلامي عراق شد. اول اينكه سوريه با توجه به مجاورت جغرافيايي و پيوستگي سرزميني با عراق فضاي عملياتي مناسبي را براي افزايش قدرت و نقش آفريني اين گروه بوجود آورد. دوم اينكه گسترش بحران و رقابتهاي منطقه اي و افزايش تنشهاي مذهبي و فضاي افراط گرايانه در منطقه منابع انساني و مالي گسترده اي را براي گروه دولت اسلامي عراق فراهم ساخت. با توجه به شرايط جديد سوريه ابوبكر بغدادي يكي از معاونان خود به نام ابومحمد الجولاني را به سوريه فرستاد كه منجر به شكل گيري گروه جبهه النصره در سوريه در 2011 شد. جبهه النصره تا سال 2013 به عنوان گروهي وابسته به القاعده در سوريه معروف بود و توانست با جذب نيرو و منابع مالي به يكي از بازيگران مهم معارض در اين كشور تبديل شود. در حالي كه گزارشهاي اطلاعاتي از رابطه فكري و تشكيلاتي اين گروه با شاخه دولت عراق اسلامي پرده برداشت، در نهم آوريل 2013، ابوبكر البغدادي در يك پيام صوتي اعلام كرد كه جبهه النصره امتداد دولت اسلامي عراق است و تشكيل آنچه دولت اسلامي عراق و شام خواند با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامي عراق اعلام كرد. اما طولي نكشيد كه يك نوار صوتي منتسب به ابومحمد الجولاني پخش شد كه در اين نوار از رابطه خود با دولت اسلامي عراق سخن گفت، اما وي ايده ادغام با اين گروه را نپذيرفت و بيعت خود را با شبكه القاعده تحت رهبري ايمن الظواهري اعلام كرد. بر اين اساس به رغم تاكيد ايمن الظواهري بر انحلال داعش و فعاليت جداگانه دولت اسلامي در عراق و جبهه النصره در سوريه، البغدادي بر ادامه حيات داعش تاكيد كرد. بر اين اساس بود كه اختلافات مهمي بين البغدادي و ايمن الظواهري و درگيريهاي بين جبهه النصره و داعش رخ داد. با اين حال داعش توانست به نقش آفريني گسترده تري در سوريه بپردازد و جايگاه خود را در اين كشور با تصرف برخي مناطق تثبيت كند. داعش پس از تقويت خود در سوريه بتدريج حضور و نقش آفريني خود در عراق را نيز گسترش داد. داعشي‌ها كه در طول سال 2013 حضور پراكنده اي در عراق داشتند، از ابتداي 2014 نقش خود در اين كشور را بسيار توسعه دادند. بر اين اساس بود كه آنها توانستند بر مناطق گسترده اي از عراق در استان الانبار مسلط شوند و شهرهاي مهم رمادي و فلوجه را به تصرف خود درآورند. هر چند نيروهاي عراقي توانستند مناطق مهمي از جمله رمادي را از كنترل داعش خارج سازند، اما شهرهايي مانند فلوجه همچنان در دست داعش باقي ماند. در حالي كه ارتش عراق در حال تشديد اقدامات اطلاعاتي و نظامي خود براي خارج ساختن داعش از فلوجه بود، مرحله جديدي از عمليات نظامي و پيشرويهاي اين گروه در استانهاي صلاح الدين، نينوا، ديالي و كركوك آغاز شد. داعش بعد از ناكامي در تصرف سامرا به موصل حمله كرد و توانست بر اين شهر مسلط شود. سپس پيشرويهاي داعش به سوي ساير مناطق عراق ادامه يافت و از جمله باعث تسلط بر تكريت شد. در حال حاضر داعش بر مناطق قابل توجهي از سوريه به خصوص قسمتهاي شرقي مانند الرقه و همچنين بخش‌هاي مهمي از مركز و غرب عراق مسلط است. در چنين شرايطي كه با گسترش توان مالي و انساني داعش و همكاري برخي گروههاي محلي با آن همراه است، تهديدات مختلف ناشي از آن در منطقه در حال گسترش است.
جنبش گولن

جنبش گولن

جنبش گولن طی سال‌های اخیر، جریانی در ترکیه رشد کرده که اگر چه خود را وامدار اندیشه‌های سعید نورسی عالم برجسته ترک می‌داند، اما از جهات گوناگون به ارائه الگویی نوین پرداخته است. این جریان که عموماً با نام رهبر آن فتح‌الله گولن آمیخته است، تحت عناوینی هم‌چون جماعت خدمت، جریان نورچی و جماعت گولن نیز شناخته می‌شود. این جریان نه تنها در ترکیه نوین به عنوان یکی از جریان های مهم شناخته شده، بلکه در سطح منطقه نیز جریانی تاثیرگذار محسوب می شود و طی سال های گذشته، رشدی فزاینده در مناطقی همچون بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز، افریقا و حتی امریکا داشته است. شخصیت ودیدگاه های گولن درباره گولن و شخصیت او دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی از شاگردان گولن به او لقب خواجه افندی داده اند؛ زیرا وی هم تحصیلات سنتی دینی داشته و هم به فلسفه غرب و به ویژه فلسفه کانت تعلقی ویژه دارد. برخی دیگر از افراد جماعت، او را به چشم حضرت مهدی (عج) نگاه می کنند. برخی دیگر او را یک واعظ ساده مذهبی می دانند که بواسطه نوع سخنرانی هایش در میان مردم مشهور شده است. برخی نیز او را یک مصلح بزرگ دینی و پیام آور صلح و آشتی اسلام با دموکراسی تلقی می کنند. مخالفان وی نیز او را فردی دروغگو و فریبکار توصیف می کنند که حتی جرات بازگشت به ترکیه را نیز ندارد. عده ای نیز اعتقاد دارند گولن با شخصیت بت گونه ای که به هوادارانش داده، تصویری نژادپرست، ناسیونالیست و بیگانه از دیگران، از جماعت خود ترسیم کرده است. تکبر و خوار شمردن کسانی که خارج از جماعت هستند، به رویه ای معمولی تبدیل شده است. به نحوی که نزد پیروان این جماعت، غیر از گولن، سایر علمای جهان اسلام بی اطلاع هستند و درک درستی از مسایل ندارند. (DAĞ, 2014) به هر حال فارغ از آنکه قضاوتی درباره تعارف فوق از گولن و شخصیت وی داشته باشیم، واقعیت آن است که امروز نام فتح الله گولن با اصطلاح اسلام روشنگر یا معتدل ترک که بسیاری از پژوهندگان از آموزه هاو جهان بینی آن با عنوان «پارادایم اسلام اجتماعی» یاد می کنند، گره خورده است.( فلاح، 207:1389-205) در حقیقت فتح الله گولن در ترکیه به عنوان پدر اسلام اجتماعی معروف است و وی را بنیانگذار و رهبر جنبش گولن می‌خوانند. همچنین برخی از کتاب های گولن از پرفروش ترین کتاب ها در ترکیه و حتی سایر کشورهای اسلامی بوده اند. مدارس او در بیش از 160 کشور جهان فعالیت می کنند و آراء و افکار وی را به شاگران خود منتقل می کنند. جماعت خدمت(جریان گولن) آنچه امروز به نام جریان گولن یا جماعت خدمت معروف است، حاصل اندیشه ها و تلاش های محمد فتح الله گولن است. وی به عنوان یکی از شاگردان مکتب نورسی، تلاش زیادی جهت مدرن کردن جنبش نور انجام داد. وی که مشهورترین واعظ، نویسنده و تدریس کننده علوم اخلاقی و الهیات ترکیه محسوب می شود، در صدر جریانی قرار گرفته که طی سال های گذشته از تاثیر به سزایی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برخوردار بوده است. اگر چه گولن صراحتا نورجی بودن خود را به زبان نیاورده و در سخنرانی ها کمتر از سعید نورسی یاد می کند، باید این حال جریان وی عمدتا جریانی منشعب از جماعت نور تلقی می شود. گولن که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند، خطیبی توانا است که از سن 14 سالگی خطابه می کرده است. وی بیشتر آموزش های دینی خود را نزد پدر و در تکیه محله خود نزد علما و متصوفه فرا گرفته است. پدرش علاوه بر زبان عربی و ترکی، زبان فارسی را هم به او آموخت. وی که هیچگاه ازدواج نکرده و مجرد زندگی می کند، بحث های دینی خود را با احساسات، عواطف و بیانی رسا همراه می کند و عیبی نمی بیند که هنگام موعظه، اشکش بر گونه جاری شود. او از طریق فن خطابت و همچنین با شیوه های خاص خود مانند گریه کردن در حال سخنرانی، توجه مخاطبان را به خود معطوف کرده و نورجی ها و دیگر افراد گروه های دینی را تحت تأثیر قرار داده است. از جلسات وعظ او فیلمبرداری می‌شود و این فیلم ها میان هوادارانش دست به دست می چرخد و تکثیر می شود. همچنین مجموعه سخنرانی های فتح الله گولن در قالب کاست و سی دی در مناطق مختلف توزیع می شود. این اقدام که هم پول و هم طرفداران او را افزایش داده است، با مخالفت سایر زعمای حرکت نورجی مواجه شده و اعتراض آنها را برانگیخته است. با این حال فتح الله گولن همچنان به این شیوه تشکیلاتی خود ادامه می دهد و موفق به ایجاد شبکه ای گسترده شده است. ماهیت جریان گولن درباره این جریان، دیدگاه‌های کلان مختلفی وجود دارد. به نحوی که برخی جریان گولن را جریان بومی می دانند که از بطن جامعه و اعتقادات مذهبی مردم ترکیه برخاسته است و برخی دیگر نیز آن را جریانی وارداتی تلقی می‌کنند که توسط امریکا و سایر کشورهای غربی مورد حمایت قرار گرفته است. باید توجه داشت که فتح الله گولن در ترکیه به شخصیت افسانه ای تبدیل شده که حضور، نفوذ و سایه وی و جماعتش در محیط و فضای کلیه اماکن سیاسی، نظامی و امنیتی ترکیه سایه افکنده و وابستگی این جماعت و التزام آن به احکام اسلامی و سیاست های آن بطور واضح و شفاف مشخص نیست. در واقع این جریان به رغم تعدد و تنوع حوزه های فعالیتش، همچنان ناشناخته و مبهم به نظر می رسد و بسیاری از صاحب نظران چه در داخل و چه خارج از ترکیه، نسبت به مقاصد و نیات دراز مدت این جریان اظهار بی اطلاعی می کنند. به نحوی که هیچ کس از میزان قدرت مالی و تعداد طرفداران این جریان اطلاع درستی ندارد و معلوم نیست نفوذ گولن در دستگاه های کلیدی دولتی تا چه حد است و در صورت احراز قدرت بیشتر، چه خط مشی را پیش خواهد گرفت.
alwaght.net
گزارش

توافق تهران-واشنگتن؛ محبوب جهان و منفور صهیونیست‌ها

دوشنبه 25 خرداد 1405
توافق تهران-واشنگتن؛ محبوب جهان و منفور صهیونیست‌ها
آمریکا با پذیرش خواسته‌های ایران در توافقات اولیه، عملاً پیروزی جمهوری اسلامی در عرصه میدان و دیپلماسی را تأیید کرد، دستاوردی که نشان داد فشار حداکثری هرگز ایران را به زانو درنمی‌آورد.

 

الوقت- پس از گذشت ۱۰۸ روز از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، سرانجام تلاش‌های فشرده میانجیگران منطقه‌ای برای مهار بحران به نتایج ملموسی منجر شد.

در پی این رایزنی‌ها، تهران و واشینگتن روز دوشنبه توانستند بر سر بخشی از موضوعات مورد اختلاف به تفاهمات اولیه دست یابند، تفاهماتی که قرار است طی یک فرآیند مذاکراتی 60 روزه تکمیل شده و زمینه را برای دستیابی به توافقی جامع در خصوص پایان جنگ و حل‌وفصل اختلافات کلیدی میان دو طرف فراهم کند.

در این رابطه، شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان که میانجی گفتگوهای بین دو طرف مناقشه بود در پیامی اعلام کرد:«پس از مذاکرات فشرده، مفتخریم اعلام کنیم که توافق صلح بین ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران به دست آمده است. هر دو طرف توقف فوری و دائمی عملیات نظامی را در تمام جبهه‌ها، از جمله در لبنان، اعلام کرده‌اند و مراسم امضای رسمی روز جمعه ۱۹ ژوئن در سوئیس برگزار خواهد شد».

اعلام این توافق با موجی از واکنش‌های مثبت در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی همراه شد. بسیاری از مقامات کشورها و نهادهای بین‌المللی با استقبال از تفاهمات حاصل ‌شده میان تهران و واشینگتن، آن را گامی مهم در مسیر کاهش تنش‌ها و بازگشت ثبات به غرب آسیا توصیف کردند. 

آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل توافق میان ایران و آمریکا و بازگشایی تنگه هرمز را یک گام تعیین کننده به سمت تحقق صلح در منطقه توصیف و ابراز امیدواری کرد که طرفهای این توافق از شرایط به وجود آمده برای افزایش تلاش ها در راستای دستیابی به حل دائمی درگیری‌های منطقه‌ای بهره ببرند.

وزارت خارجه چین اعلام کرد:از دستیابی به یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا با هدف پایان دادن به جنگ استقبال می کنیم و امیدواریم همه طرفها به گزینه صلح از طریق گفتگو و مذاکره پایبند باشند. امیدواریم یادداشت تفاهم میان واشنگتن و تهران همان طور که برنامه ریزی شده امضا شود و بازگشایی تنگه هرمز به نفع کشورهای منطقه و جامعه بین‌الملل است.

نخست وزیر ژاپن هم گفت:ما از یادداشت تفاهم آمریکا و ایران با هدف پایان دادن به خصومت‌ها استقبال می‌کنیم.

نخست‌وزیر و وزیر خارجه استرالیا در بیانیه‌ای مشترک اعلام کردند:از توافق بین ایالات متحده و ایران استقبال می‌کنیم. استرالیا پیوسته خواستار کاهش تنش و پایان درگیری، از جمله در لبنان، بوده است و ما خوشحالیم که توافق بین واشنگتن و تهران شامل گامهایی برای بازگشایی تنگه هرمز است.

هند نیز از این توافق برای پایان دادن به تنشهای اقتصادی خطرناک جهان و توقف درگیری‌ها استقبال کرد.

استقبال بازیگران منطقه‌

تفاهمات حاصل‌شده میان تهران و واشینگتن با استقبال گسترده کشورهای عربی و اسلامی نیز همراه شده است.

محمد اسحاق دار وزیر خارجه پاکستان در سخنانی تاکید کرد:ما عمیقا از توافق میان ایران و آمریکا استقبال می کنیم. این توافق حامل پیام اطمینان بخش به جامعه بین الملل بوده و بخش زیادی از اعتماد و ثبات را به بازارهای جهانی مخابره می کند.

محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست‌وزیر قطر نیز گفت:ما از توافق حاصل ‌شده میان آمریکا و ایران استقبال می‌کنیم و امیدواریم که همه طرف‌ها در مذاکرات آتی با روحیه‌ای مثبت و سازنده که به تحکیم این پیشرفت کمک خواهد کرد، مشارکت داشته باشند.

از سوی دیگر، وزارت خارجه عربستان اعلام کرد: ریاض از توافق مذکور استقبال کرده و از تلاشهای پاکستان و قطر و همراهی واشینگتن و تهران با این تلاشها که در نهایت به توافق انجامید قدردانی می‌کند. ما بر اهمیت بازگشت امنیت و آزادی کشتیرانی به تنگه هرمز تاکید داریم و خواهان تحقق صلح از طریق دستیابی به توافق دائمی با در نظر گرفتن منافع امنیتی کشورهای منطقه هستیم.

وزارت خارجه کویت اعلام کرد: ما از یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا برای توقف عملیات نظامی به صورت فوری و دائمی استقبال می‌کنیم.

وزارت خارجه عراق  تاکید کرد: ما به طور کامل از تلاش‌ها برای تقویت گفتگو و ترجیح راه‌حل‌های دیپلماتیک در حل بحران‌ها و اختلافات حمایت می‌کنیم. موضع اصولی و ثابت عراق همواره بر رد جنگ و دنبال کردن گفتگو و ابزارهای مسالمت‌آمیز به عنوان تنها راه حل اختلافات استوار بوده و هست.

از آنجا که لبنان نیز بخشی از توافق منطقه‌ای بود، مقامات این کشور از این مسئله ابراز مسرت کردند.

نبیه بری رئیس پارلمان لبنان تاکید کرد: ما از تلاش تمام طرفها از جمله پاکستان، قطر، عربستان و مصر برای دستیابی به توافق و همچنین تهران و واشنگتن برای قرار گرفتن بند مربوط به توقف تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه لبنان قدردانی می‌کنیم. این توافق پایه‌های امنیت و ثبات را در منطقه از جمله در لبنان تقویت می‌کند.

ژوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان درباره توافق به دست آمده میان ایران و آمریکا اظهار کرد: خبر اعلام یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران و تاکید آن بر کاهش تنش از جمله در لبنان را دنبال کردم. ارزشمندترین بند این تفاهم‌نامه، احترام ویژه آن به مسئله لبنان و تاکید بر این موضوع است که امنیت لبنان بخشی جدایی‌ناپذیر از هرگونه تلاشی برای تحکیم ثبات است و من از این مسئله تقدیر می‌کنم. مشتاقانه منتظریم این توافق‌ها به گام‌های عملی تبدیل شوند که به خشونت پایان قطعی داده و مرحله‌ای از ثبات را برقرار کند.

احمد ابوالغیط، دبیرکل اتحادیه عرب در واکنش به اعلام تفاهمی برای توقف جنگ میان ایران و آمریکا، ابراز امیدواری کرد که این تحول گام مهمی در مسیر توقف نهایی حملات در منطقه بوده و شرایط مناسبی را جهت آغاز فرآیندی برای پایان دادن به جنگ و برقراری ثبات پایدار در منطقه ایجاد کند.

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه نیز ضمن استقبال از این توافق، با انتشار پیامی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:از همه طرف‌ها می‌خواهم تا از تحریک‌ها، لفاظی‌ها و اقدام‌هایی که می‌تواند روند پیش از امضای رسمی این توافق صلح را مختل کند، خودداری کنند.

وزارت خارجه جمهوری آذربایجان در این باره اعلام کرد:«ما از توافق حاصل شده در مورد یادداشت تفاهم بین آمریکا و ایران استقبال می‌کنیم. امیدواریم که مذاکرات آینده با تکیه بر این دستاورد مهم، به تضمین صلح و ثبات پایدار کمک کند.

علی القحوم عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله یمن هم این توافق را نشانه پیروزی ایران و شکست آمریکا دانست و تأکید کرد طرح صهیونیستی موسوم به خاورمیانه جدید شکست خورده است.

واکنش غربی‌ها

کشورهای غربی که از تبعات بحران خلیج فارس خسارات مالی سنگینی را متحمل شده بودند، بیش از دیگران از تفاهمات صورت‌گرفته ابراز رضایت کردند.

کایا کالاس، ‏مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا توافق بین ایران و آمریکا را گامی حیاتی برای ثبات منطقه خواند و تأکید کرد که اجرای این توافق به «کاهش بحران انرژی» منجر خواهد شد.

کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر انگلیس ضمن استقبال از این اقدام دیپلماتیک، گفت که توافق میان واشنگتن و تهران گامی بسیار مهم در راستای پایان دادن به جنگ، تضمین ثبات منطقه‌ای و بازگشایی تنگه هرمز است. 

امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه نیز با تأکید بر ضرورت اجرای کامل این توافق اعلام کرد که بازگشایی فوری تنگه هرمز و از سرگیری تردد دریایی بدون محدودیت، برای ثبات منطقه و اقتصاد جهانی اهمیت دارد. این توافق می‌تواند زمینه‌ساز مذاکرات گسترده‌تر برای تقویت صلح و امنیت در خاورمیانه باشد و فرانسه در کنار شرکای خود آماده ایفای نقش در این مسیر است.

خوزه مانوئل آلباریس بوئنو، وزیر خارجه اسپانیا ضمن استقبال از تفاهم آمریکا و ایران تاکید کرد که آزادی و امنیت دریانوردی در تنگه هرمز ضروری است. گفتگو و مذاکره می‌تواند مسائل معوقه را حل کرده و آتش‌بس را از جمله در لبنان تضمین کند.

رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران در دولت بایدن با انتشار پیامی در شبکه ایکس نوشت:«این یادداشت تفاهم دستاوردی مهم و خوشایند است، عمدتاً به این دلیل که تنگه هرمز را دوباره باز می‌کند، تنگه‌ای که بسته شدن آن هزینه‌های ویرانگری را بر میلیون‌ها نفر در سراسر جهان تحمیل کرده بود. این یادداشت تفاهم، در عین حال، کیفرخواستی روشن و محکوم‌ کننده علیه این جنگ است، زیرا مهم‌ترین دستاوردش بازگشایی آبراهی است که اساساً فقط به دلیل همان جنگ بسته شده بود».

بن رودز، قائم مقام مشاور امنیت ملی اوباما تاکید کرد:«این توافق یک آبراه را باز می‌کند که پیش از جنگ نیز باز بود و مذاکرات هسته‌ای را آغاز می‌کند که از آنچه ترامپ پیش از جنگ دنبال می‌کرد، بسیار محدودتر است.همه این‌ها با هزینه‌ای سرسام‌آور برای کل جهان انجام شد».

علاوه بر مقامات غربی، فعالان مجازی نیز از توافق تحمیل ‌کننده خواسته‌های تهران به آمریکا واکنشهای جالبی نشان داده‌اند.

در این میان، جکسون هینکل، تحلیلگر آمریکایی در پستی درباره توافق ایران و آمریکا نوشت:«جنگ اکنون تمام شده است. پایگاه‌های ایالات متحده در خاورمیانه از بین رفته‌اند، ایران میلیاردها دلار دریافت می‌کند، ایران اکنون عوارض هرمز دریافت خواهد کرد و اسرائیل مجبور به خروج از لبنان شد. کارت عالی بود ایران».

 

خشم همیشگی صهیونیستها

علیرغم استقبال گسترده جهان از این توافق، صهیونیست‌ها همچنان از این رویداد ثبات‌آفرین خشمگین هستند.

روزنامه عبری یدیعوت آحارانوت در گزارش نوشت که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر صهیونیستی به ترامپ اعلام کرده که ارتش اسرائیل از لبنان عقب‌نشینی نخواهد کرد و خود را ملزم به مفاد مربوط به لبنان در توافق با ایران نمی‌داند.

«یسرائیل کاتس» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نیز گفت:به‌رغم تمام فشارها، ما با عقب‌نشینی از لبنان مخالف هستیم. من و نتانیاهو سیاست واضحی را برای ابقای ارتش در مناطق امنیتی در لبنان، غزه و سوریه در پیش گرفته‌ایم. منطقه امنیتی در لبنان خالی از ساکنان خواهد شد و منازل را در روستای‌های مرزی تخریب خواهیم کرد. اگر ایران بار دیگر به دلیل حوادث لبنان به اسرائیل حمله کند ما با قدرت به ایران حمله خواهیم کرد.

ایتامار بن گویر، وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی در واکنش به تفاهم حاصل شده بین ایران و آمریکا برای خاتمه جنگ، گفت:«توافق ترامپ ما را ملزم نمی‌کند. اسرائیل تابع ایالات متحده نیست، ما مستقل و دارای حاکمیت هستیم. وظیفه اسرائیل دفاع از خود است و هر بار که در برابر فشارهای بین‌المللی تسلیم شده، بهای سنگینی پرداخته است. ما طرف توافقی نیستیم که امنیت ما را تضمین نمی‌کند. نباید از هیچ یک از مناطق در لبنان که نیروهای ما تصرف کرده‌اند، عقب‌نشینی کنیم».

«بتزلل اسموتریچ» وزیر دارای اسرائیل نیز بر تداوم کارزار جنایتکارانه این رژیم علیه ایران و لبنان تاکید کرد. اسموتریچ در شبکه «ایکس» نوشت:«تفاهم با ایران برای اسرائیل و کل جهان آزاد بد است. همین. این کارزار مشترک [اسرائیل و آمریکا علیه تهران] دستاوردهای زیادی در تضعیف ایران داشته و نباید از بین برود. ما باید خودمان و به روش‌های خلاقانه به کارزار سرنگونی رژیم ادامه دهیم و اطمینان حاصل کنیم که ایران هرگز سلاح هسته‌ای نخواهد داشت».

رونی ریمون، مشاور راهبردی کابینه نتانیاهو نیز با انتقاد ضمنی از توافق ایران و آمریکا گفت که اسرائیل نباید قربانی این توافق صلح شود.

نتان ایشل، از افراد نزدیک به نتانیاهو گفته است تفاهمی که ایران و آمریکا امضا کرده‌اند به هیچ وجه ارزشی ندارد و هیچ کس به استثنای ترامپ برای آن ارزش قائل نیست.

یائیر گولان رئیس حزب دموکرات‌ها نیز در واکنش به این توافق گفت که صبح پس از توافق بین ایران و آمریکا، صبحی دشوار برای اسرائیل است، زیرا این توافق بر سر اسرائیل بسته شد.

آوی اشکنازی، تحلیلگر صهیونیست اظهار داشت که تل‌آویو طرف این توافق نیست بلکه موضوع آن است، زیرا توافق مشخص می‌کند اسرائیل چه اقداماتی را می‌تواند انجام دهد و چه اقداماتی را نمی‌تواند انجام دهد. به دلیل ناکامی مسئولان سیاسی در تأثیرگذاری بر مفاد توافق، برنامه هسته‌ای ایران متوقف نشده و اورانیوم غنی‌ شده همچنان به‌ طور کامل یا جزئی در اختیار ایران باقی خواهد ماند.

بن درور یمینی، دیگر نویسنده صهیونیست هم هشدار داد هرگونه توافق احتمالی در عمل به معنای پذیرش و به رسمیت شناختن نظامی ایرانی خواهد بود که قدرتمندتر از گذشته شده است.

رسانه‌های عبری نیز این توافق را به مصلحت امنیت و منافع رژیم اشغالگر نمی‌دانند. شبکه «آی۲۴» رژیم صهیونیستی در گزارشی با رویکردی انتقادی نسبت به این توافق گزارش داد که دونالد ترامپ در جریان مذاکرات، امتیازات فراوانی را به طرف ایرانی واگذار کرده، بی‌آنکه در مقابل دستاورد ملموسی کسب کند. این رویکرد، توازن قوا را به نفع تهران تغییر داده است.

«کانال ۱۴» اسرائیل نیز در واکنشی تند و منفعلانه، سیاستهای اخیر ترامپ را ضربه به منافع تل‌آویو توصیف کرد. این رسانه با ابراز ناتوانی در تحلیل رفتارهای جدید کاخ سفید اعتراف کرد:«آنچه ترامپ در قبال ما مرتکب شده، واقعه‌ای چنان سهمگین و ناگوار است که توصیف و تبیین ابعاد آن دشوار است. این توافق یک دستاورد بسیار مهم برای ایرانی‌ها است، چرا که آتش‌بس فوری خواهد بود، یعنی بر اساس این تفاهم، اسرائیل باید فوراً حملات را در لبنان متوقف کند». سایت «وای نت» هم نوشت که این توافق یک شکست راهبردی برای اسرائیل است.

چهار ماه جنگ و فشار همه‌جانبه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در نهایت نتوانست اهداف اعلامی آنها را محقق کند. واشنگتن و تل‌آویو با هدف تضعیف توان هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای ایران وارد این رویارویی شدند اما تحولات میدانی و سیاسی نشان داد که جمهوری اسلامی نه تنها از مواضع خود عقب‌نشینی نکرد بلکه توانست طرف مقابل را به پذیرش واقعیت‌های جدید وادار کند. در نهایت، ترامپ ناچار شد توافق با تهران را بپذیرد که بخش مهمی از شروط و مطالبات ایران را در خود جای داده است.

عقب‌نشینی آمریکا از مطالبه توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم و پذیرش ادامه فعالیت هسته‌ای ایران در چارچوبی محدود و تحت نظارت بین‌المللی نشانه‌ای از شکست راهبرد فشار حداکثری تلقی می‌شود. همچنین پذیرش ضوابط مورد نظر تهران درباره تردد و امنیت در تنگه هرمز بیانگر این است که ایران در برابر فشارهای خارجی تسلیم نشد. این تحولات دستاوردی راهبردی محسوب می‌شود که ثابت می‌کند مقاومت در میدان و دیپلماسی، دشمنان را به عقب‌نشینی از مواضع اعلامی وادار می‌کند تا برای خروج از بحران خودساخته امتیاز بدهند.

 

تگ ها :

ایران آمریکا توافق استقبال جهانی خشم اسرائیل لبنان جنگ

نظرات
نام :
پست الکترونیک :
* متن :
ارسال

گالری

تصویر

فیلم

ساحل مشهور برزیل با نمایی باورنکردنی

ساحل مشهور برزیل با نمایی باورنکردنی