الوقت- جنگ میان ایران و دو قدرت نظامی مدعی داشتن برتری تکنولوژیکی و از صادرکنندگان مهم تسلیحات در جهان، درسهای مهمی درباره ماهیت و شکل جنگهای آینده برای تحلیلگران نظامی داشته است. جنگهایی که بویژه در استفاده از هوش مصنوعی و تکنولوژیهای ارزان قیمت و حملات سایبری فاصله بسیاری با نبردهای گذشته دارد.
در این میان برخلاف محاسبات روی کاغذ که از برتری مطلق آمریکا حکایت دارد بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ایران توانست با استفاده از یک استراتژی حساب شده و دقیق، در اتصال حلقههای «جنگ نامتقارن»، «مزیت ژئوپلتیکی» و یک «صنعت بومی نظامی» ثابت کند که نه تنها میتوان در مقابل قدرتمندترین ارتش جهان استادگی کرد بلکه حتی موجبات تحمیل شکست بر پروژه نظامی تسلیم ایران شد.
در حالی که اصلیترین کاربرد سلاح هستهای برای کشورهای برخوردار از این سلاح استفاده از قدرت بازدارندگی آن است، ایران بدون داشتن سلاح هستهای و با استفاده از دو سلاح کارآمدتر توانسته تا در برابر دو قدرت هستهای توازن نظامی ایجاد کند؛ 1ـ پهباد و موشکهای ارزانقیمت و 2ـ تنگه هرمز.
ایران به دلیل دههها تحریم نظامی شدید، امکان این را نداشت تا مثل کشورهای عربی ناوگان جنگندهها یا ناوهای جنگی پیشرفته را خریداری کند اما این موضوع سبب شد تا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بر اساس تجارت گرانبهای جنگ 8 ساله با رژیم بعثی عراق توسعه بومی یک صنعت دفاعی با محوریت موشک و پهباد را در دستور کار قرار دهند.
اکنون با گرفتار شدن آمریکا به عنوان ابرقدرت نظامی جهان در برابر راهبرد جنگی ایران، تحلیلگران نظامی از واقعیتی جدید در جنگها حرف میزنند و آن اینکه چگونه توانمندی یک کشور برای شلیک مداوم تعداد بسیار زیادی از موشکها و پهبادها قادر است تا برتری میدانی را حتی در وضعیت عدم توازن قدرت نظامی رقم بزند.
در این زمینه، نیویورک تایمز در سلسله گزارشهایی به تخمین حجم واقعی ذخایر ایران از پهپادها و موشکها پرداخته که بین هزاران تا دهها هزار متغیر است، و در طرف مقابل ضعف توانایی سیستمهای دفاعی برای مقابله با این تهدید، به خصوص با هزینه بالای رهگیری پهپادهای مذکور در مقایسه با قیمت پایین آنها.
این قدرت موشکی و پهبادی، که در عرصه دریایی نیز با سناریوی مشابه تولید انبوه قایقهای تندرو موشکانداز همراه بوده است، موجب شده تا در میان بهث و حیرت جهانی ایران بتواند سلاحی به مراتب قدرتمندتر را در میدان جنگ رونمایی کند، سلاحی که مقامات آن را بمب هستهای ایرانی نامیدهاند، یعنی تنگه هرمز.
ایران در طول جنگ به طور کامل نبض تنگه هرمز را به دست گرفت، که حدود 20 درصد از تولید نفت جهانی از آن عبور میکند و ثبات اقتصاد جهانی به آن وابستگی شدید دارد. وقتی با شروع جنگ، ایران بر اساس اصل اعمال حاکمیت سرزمینی و دفاع از منافع ملی خود از کنترل هوشمند بر تنگه هرمز و توقف مجوز نقل و انتقال نفت کشورهای در حال همکاری با دشمن خبر داد، بلافاصله کمبود عرصه به رشد انفجاری قیمتها منجر شد. این علاوه بر تورم سایر کالاها بوده که از صنایع پتروشیمی تغذیه میشوند.
اکنون تحلیلگران نظامی و راهبردی غربی به این نتیجه رسیدهاند که ایران «هماکنون نیز بازدارندگی خود را از طریق تسلط بر تنگه هرمز محقق ساخته است». از جمله جیم کرین، کارشناس ارشد انرژی در مؤسسه بیکر دانشگاه رایس، تصریح میکند: «معلوم شد که تنگه هرمز تقریباً مانند یک بمب هستهای عمل میکند؛ این یک برگ برنده قوی است که اقتصاد جهانی را گروگان میگیرد».
اکنون بهتر میتوان فهمید که دکترین نظامی تولید انبوه پهباد و موشک و شهرهای موشکی و پهبادی با مزیت جغرافیایی ایران گره خورده است به صورتی که جهان با وجود تمام اربدهکشیهای ترامپ درباره باز شدن تنگه هرمز اما در توانمندی ایران برای بسته نگه داشتن این تنگه راهبردی شکی به خود راه نمیدهند.
در همین ارتباط نیز نیویورک تایمز مینویسد: پهپادهای انتحاری «شاهد» مؤثرترین و آزاردهندهترین سلاح برای آمریکا و پایگاههای آن در کشورهای حاشیه خلیج فارس محسوب میشوند و کلیدی هستند که ایران برای کنترل تنگه هرمز و سیطره دقیق بر این تنگه، در جنگ جاری از آن استفاده میکند. به گفته کارشناسانی که روزنامه نیویورک تایمز به نظرات آنها استناد کرده، ایران قادر است حتی با ادامه جنگ، تولید پهپادها را ادامه داده و حتی افزایش دهد.
این گزارش در این زمینه تأکید میکند که جشن گرفتن آمریکا برای بمباران کارخانههای پهپادسازی ایران گاهی گمراهکننده است، زیرا این سلاحها میتوانند در کارگاههای کوچک و غیرقابل ردیابی ساخته شوند، به خصوص که مکانهای تولید آنها پراکنده است و همین امر اثربخشی هدف قرار دادن تأسیسات خاص را کاهش میدهد.
این واقعیت که صنعت تولید پهباد و موشک ایران با بمباران چند کارخانه قابل توقف نیست از سوی مقامات نظامی ایرانی نیز بارها مورد تأکید بوده است. در آخرین نمونه از این اظهارات امیر سرتیپ علیرضا شیخ، معاون اجرایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در گفتگو با خبرگزاری فارس میگوید میزان تولید پهپادهای ما در بازه هفت ماهه بعد از جنگ دوم، ده برابر کل دوران قبل از آن بوده است.
سردار سید مجید موسوی فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی آپ اسکرولد با انتشار تصاویری از یکی از شهرهای موشکی نوشت:
«در دوره توقف آتش، سرعت ما در بروزرسانی و پرکردن سکوهای پرتاب موشک و پهپاد، از قبل جنگ هم بیشتر است.
خبر داریم که دشمن در ایجاد این شرایط برای خود ناتوان است و مجبورند مهمات را از آن سر دنیا قطره چکانی بیاورند.
هم این مرحله جنگ را باختند، هم تنگه را و هم لبنان و منطقه را. اللهاکبر».
مع الوصف میتوان نتیجه گرفت که همافزایی دو سلاح تعداد زیاد موشکها و پهبادها و تنگه هرمز قادر است که هر ابرقدرتی که چشم طمع خاک پاک و مقدس ایران اسلامی را داشته باشد از پا درآورد. همانگونه دنی سیترینوویچ، رئیس سابق بخش ایران در اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی به صراحت اعتراف میکند: «اکنون همه میدانند که در صورت بروز درگیری، بستن تنگه اولین گزینه در کتاب راهنمای ایران خواهد بود. شما نمیتوانید بر جغرافیا غلبه کنید».
