الوقت- از ويژگی های بارز انقلاب اسلامی ايران، استمرار مبارزه با طواغيت در چارچوب «گفتمان مقاومت» است. از همين رو، نهضت اسلامي ايران به رهبری امام خمينی(ره)، ضمن اينکه به نهضتهای استکبار، استعمار و استبدادستيز منطقه و جهان «حيات دوباره» بخشيد، «بازتوليد» و «گسترش» اين گفتمان را وجهه همت خود قرار داد.
در راستای همين هدف مقدس، علاوه بر چارچوبهای قانونی (مصرح در ق. اساسيی ج.ا.ايران) مبني بر کمک به «مستضعفان جهان»، با تأکيد بر روی چارچوبهای ارزشی و صدور انقلاب اسلامی، بايستی «گفتمان انقلاب اسلامی» نیز در کانون توجه قرار می گرفت. بنابراين حمايت از نهضتهايی با شاخصه استکبارستيزی، استعمارستيزی و استبدادستيزی همواره در دستور کار قرار داشته و از همين رو، گستره آن محدود به مرزهای ج.ا.ايران نمانده است.
در شرايط و اوضاع کنونی بايد اذعان کرد که «گفتمان انقلاب اسلامی» در جهان اسلام و به ويژه منطقه خاورميانه در عرصه عملياتی در قالب «جبهه مقاومت» يا «محور مقاومت» بيش از هر زمانی، تجلي يافته و از اين رو گفتمانهای ديگر با شکستهای پی در پی، يکی پس از ديگری، صحنه زورآزمايی با «گفتمان اصلی انقلاب اسلامی» را ترک يا واگذار ميکنند. ليبراليسم، کمونيسم و صهيونيسم و"برخورد تمدنها" تاکنون نتوانستهاند خللي در اراده گفتمان يادشده- يا بهتر است بگوييم «گفتمان مقاومت»- ايجاد نمايند، از اين رو، به مقابله با اين گفتمان، از «جنس فاسد و تقلبي آن» دست زدهاند.
«گفتمان سلفي- تکفيري» اکنون در دايره سرزميني جهان اسلام و به ويژه منطقه خاورميانه، «گفتمان اسلامي» يا «گفتمان مقاومت» را به چالش طلبيده است و در اين برهه حساس «جريانهاي همسو با مقاومت» در عراق، سوريه، فلسطين، لبنان، بحرين و يمن و... با اتصال به کانون «جبهه مقاومت» يعني ج.ا.ايران در مقابل آن قرار گرفتهاند.
آنچه مسلم است اينکه «اتحاد هویت ايدئولوژيک و عقيدتي فصائل مقاومت» و «اتصال آن به کانون اصلي» به عنوان امالقراي جهان اسلام، يک اصل و معيار ثابت در پيروزي ميدان خواهد بود و بديهي است که پراکندگي و تفاوت در"ساختار سازمانی"،"رفتار سیاسی"و "تاکتيکهاي مبارزه" را نميتوان يک آسيب براي فصائل مقاومت تلقي کرد بلکه از نگاه جامعهشناسي سياسي و علوم نظامي، اين جامعه و زمين بازي است که اين پراکندگي و تفاوت را ضروري ساخته وحتی دیکته کرده است.
بنابراين بايد گفت که حفظ 2 شاخصه وحدت بخش يادشده ميتواند عامل مهم پيشران در مبارزه «جبهه مقاومت» عليه «جبهههاي غير» قرار گيرد. نکته مهم ديگر، اين است که فصائل مقاومت در مناطق جغرافيايي خود، عليرغم «تاکتيکهاي متفاوت در مبارزه»، هنوز بایستی «نخ تسبيح» يا «دال مرکزي» را مبناي رفتار خود قرار داده و در عين تعدد تاکتيکي، باید بتوان «توحد استراتژيکي و ايدئولوژيکي» را در رفتار آنها مشاهده کرد. اين مهم تأثيرگذاري ميداني فصائل مقاومت را در «کارکردهاي ويژه» تقويت خواهد کرد مشروط بر آنکه «تقسيم نقش دروني و بيروني در کليت مجموعه محور مقاومت» نيز ايجاد و تثبيت گردد.
«گفتمان مقاومت اسلامی» و شاخصههاي کلي آن:
انسجام يا پيوستگي اسلامي يعني همصدايي و سازگار شدن افراد يک ملت مسلمان با ملتهاي مسلمان ديگر، با هر نوع عقيده مذهبي، براي حفظ و گسترش دايره اسلام و تثبيت حقوق مسلمانان. بر اين مبنا دايره وحدت و اخوت اسلامي، فراتر از مرزهاي جغرافيايي، نژادي، خوني، تاريخي و يا رسمي بوده و اسلام با کم اهميت کردن محوريت قبيله، نسب، خويشاوندي و همخوني، هم بستگي و انسجام را در قالب همبستگي ايماني، ايدئولوژيکي و ارزشهاي اسلامي (تقوي) قرار داده و بدين وسيله زمينه «امتسازي» را فراهم کرده است؛ از همين رو، ميتوان مدعي شد که «چه بسيار افراد مؤمني که با قبيله خود به نبرد پرداختند و چه بسيار دشمنان قبيلهاي، که در پرتو ايمان مذهبي، دشمني را فراموش کردند و به دوستي و الفت و اخوت گراييدند، زيرا ايمان مذهبي، پايههاي نظام قبيلهاي را سست کرده بود و همين امر زمينه دولتسازي پيامبر(ص) را مهيا کرد».
مردم انقلابي و رهبران مبارز ايران، با تأسي به نهضت عظيم سيدالشهدا(ع) و اثرپذيري از انديشههاي آن حرکت اصيل اسلامي، به خلق ارزشهايي پرداختهاند که استمرار آن هم بر مبناي محورهاي ذيل است:
- ايمان به جهاد في سبيلالله و احياي روح مجاهده و مبارزه
- احياي روحيه شهادتطلبي
- مقاومت و پشتکار در مبارزه
- احياي روحيه آزادگي و ذلتناپذيري
- شجاعت و شهامت و پرهيز از ملاحظهکاري، مصلحتانديشي، عافيتطلبي و توجيهگري
- احياي امر به معروف و نهی از منکر و ساير امور عبادي
بنابراين «آموزههاي ايماني» به عنوان مهمترين رکن وحدت و پيوستگي اسلامي به شمار ميرود و در چارچوب «گفتمان اسلامي» و به اصطلاح خاص «محور مقاومت اسلامي» بدان معناست که ملل مسلمان با وجود همه تنوعات و اختلافات، سرنوشت مشترک دارند و از الگوهاي مشترک استفاده ميکنند و به سوي اصول، ارزشها و آرمانهاي مشترک و واحد طي طريق ميکنند. براي نيل به اين هدف، بايد ازتشتت و واگرايي اجتناب کرد و از توانمنديهاي يکديگر بهره گرفت. در اين مسير پرتلاطم و حياتي، از دست دادن انگيزه الهي و ديني، فراموش کردن مباني، ارزشها و الزامات حکومت اسلامي و نيز کنار گذاشتن وحدت کلمه از مهمترين آسيبهاست. به علاوه، انحراف از ا صول و ارزشهاي ديني، دلسردي، تفرقه، تأثيرپذيري از تبليغات دشمنان، ضعف مديريت، وابستگي به بيگانگان و نيز انحراف و فاصله گرفتن از آرمانها از آفاتي است که دوري از آنها، ضرورتي انکارناپذير براي تقويت، تثبيت و تحکيم جايگاه فصائل محور مقاومت است.
