الوقت- عملکرد متفاوت ایران در جنگ جنوب از نگاه تحلیلگران نظامی و اندیشکدههای معتبر بین المللی دور نماند و ارزیابی ناظران خارجی حاکی از آن است که ایران در این دور از درگیریها تاکتیکها و ابزارهای عملیاتی خود را متناسب با تغییر ماهیت جنگ تغییر داده و از یک دفاع صرفاً سرزمینی به یک راهبرد بازدارندگی منطقهای روی آورد.
یکی از مهمترین تحولات در جنگ جنوب، تغییر در شیوه استفاده ایران از ابزارهای نظامی بود که محاسبات مقامات واشینگتن را تغییر داد. مهمتر از حجم حملات، تغییر آشکار در رویکرد عملیاتی ایران است، تحولی که در صورت تداوم، میتواند محاسبات نظامی و برنامهریزی استراتژیک ایالات متحده را در سراسر منطقه تغییر شکل دهد.
بررسی سایت «wana» نشان میدهد که عملیات ایران از چندین جهت مهم تکامل یافته است. این تغییرات فراتر از افزایش قدرت آتش است و شامل دقت بیشتر در حملات، بهبود نفوذ در پدافند هوایی، افزایش قابلیتهای اطلاعاتی بلادرنگ و تمرکز گستردهتر بر مختل کردن لجستیک نظامی میشود. شاید قابل توجهترین پیشرفت، افزایش دقت حملات بوده باشد. حملات اخیر به جای تکیه بر بمباران گسترده، ساختمانهای خاص، تأسیسات ذخیرهسازی و زیرساختهای عملیاتی در پایگاههای نظامی را هدف قرار دادهاند.
این میتواند نشاندهنده استقرار سیستمهای موشکی جدیدتر، ارتقاء زرادخانههای موجود یا پیشرفت در فناوری هدایت و هدفگیری باشد. دقت بیشتر، امکان هدف قرار دادن داراییهای حیاتی نظامی با سلاحهای کمتر را فراهم میکند و همزمان بار سیستمهای دفاعی را افزایش میدهد.
بهبود عملکرد سیستم اطلاعاتی
بر اساس این گزارشها، یکی دیگر از تغییرات قابل توجه، بهبود آشکار در قابلیتهای اطلاعاتی و شناسایی بوده است. چندین عملیات نشان میدهد که اهداف با استفاده از اطلاعات به موقع میدان نبرد و نه صرفاً مختصات از پیش برنامهریزی شده انتخاب شدهاند. گزارشهای مربوط به هدف قرار دادن تجهیزات اخیراً مستقر شده و مواضع نظامی که به سرعت در حال تغییر هستند، نشان میدهد که چرخه تشخیص، شناسایی، تصمیمگیری و اجرای حمله به طور قابل توجهی کوتاهتر شده است که شاخص مهمی از اثربخشی عملیاتی در جنگ مدرن است.
روزنامه «واشینگتن پست» در گزارشی نوشت که برخلاف ادعاهای اولیه ترامپ درباره فلج شدن توان نظامی، نیروهای ایرانی همچنان قابلیت اجرای عملیات برون مرزی علیه اهداف مرتبط با آمریکا را حفظ کردهاند.
در شرایطی که هدف اصلی این درگیری، اعمال کنترل بر تنگه هرمز و تغییر موازنه در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان بود، آمریکا تصور میکرد که با هدف قرار دادن زیرساختهای دفاعی در جنوب، مانع اجرای عملیات علیه کشتیهای تجاری و نفتکشهایی میشود که خارج از مسیرهای اعلامی ایران در این آبراه تردد میکنند.
با این حال، ادامه حملات موشکی و پهپادی ایران به کشتیهای متخلف در تنگه هرمز نشان داد که تهران همچنان از شبکه گسترده از مراکز موشکی و ظرفیتهای پنهان برخوردار است که امکان واکنش سریع و هدف قرار دادن مواضع دشمن را فراهم میکند، تا جایی که پت هگست، وزیر جنگ آمریکا در جلسه استماع سنا اعتراف کرد که ایران همچنان تواناییهای نظامی دارد که میتواند حملاتی را علیه منافع آمریکا در منطقه انجام دهد.
روزنامه تلگراف، در این باره نوشت که این حملات بار دیگر تهدید ناشی از موشکهای بالستیک ایران را برجسته کرده است؛ آن هم در شرایطی که دونالد ترامپ همچنان اصرار دارد ارتش ایران «کاملا نابود» شده است. بر اساس این گزارش، با وجود پنج ماه حملات هوایی متناوب آمریکا و اسرائیل، تهران همچنان ذخایر موشکی قابل توجهی در اختیار دارد که میتواند از آنها استفاده کند، ذخایری که همچنان تهدیدی جدی برای نیروهای آمریکایی و متحدان واشنگتن در خلیج فارس به شمار میروند.
در همین حال، مقامات ایرانی در گفتوگو با روزنامه تلگراف اعلام کردهاند که در جریان حملات آمریکا، درسهای مهمی آموختهاند و اکنون با سرعت و دقت بیشتری حمله میکنند. یکی از مقامات ایرانی در این باره گفت: «خودِ آمریکاییها دلیل اصلی ارتقای موشکهای ما در روزهای اخیر هستند و موضوع بسیار ساده است؛ همه چیز به درس گرفتن از یک پرتاب و بهکارگیری آن در پرتاب بعدی مربوط میشود».
ناکار کردن پدافند آمریکا
یکی دیگر از ابعاد تغییر در الگوی عملیاتی ایران، افزایش توانایی آن در عبور از لایههای دفاعی دشمن و ایجاد اختلال در شبکههای پدافندی آمریکا بود. واشینگتن طی سالهای گذشته با استقرار گسترده سامانههای پیشرفته «پاتریوت و تاد» در کشورهای منطقه تلاش کرده بود یک سپر دفاعی چندلایه برای حفاظت از پایگاههای نظامی و نیروهای خود ایجاد کند اما تحولات اخیر نشان داد این سامانهها در برابر حملات ترکیبی و گسترده موشکی ایران با محدودیتهای جدی مواجه هستند.
حملات اخیر ایران، بهویژه عملیات علیه پایگاه «موفقالسلطی» در اردن نشان داد که افزایش برد، سرعت، دقت و حجم آتش موشکهای ایرانی، چالش جدیدی برای سامانههای رهگیری آمریکا ایجاد کرده است. مقامات آمریکایی کشته و زخمی شدن شماری از نظامیان خود در این حمله را تأیید کردند و ترامپ نیز این حادثه را «غمانگیز» توصیف کرد، موضوعی که نشان داد برخلاف تصور اولیه واشنگتن، پایگاههای آمریکا در منطقه نیز در برابر حملات موشکی ایران مصون نیستند.
اصابت موشکهای رهگیر پدافندی در اردن به تجهیزات خودی و ناکامی در خنثیسازی کامل تهدید نشان داد که سامانههای دفاعی پیشرفته نیز در برابر الگوهای جدید حملات موشکی با چالش مواجه هستند، تحولی که بیانگر ارتقای دقت، هدایتپذیری و قابلیتهای عملیاتی موشکهای ایرانی نسبت به دورههای گذشته و تغییر در موازنه میان قدرت تهاجمی و دفاعی در منطقه است.
گفته میشود تغییر تاکتیک حملات موشکی ایران در شطرنج جنگ منطقهای، پدافند هوایی دشمن را مات کرده است. در کنار شلیک ممتد موشکها و پهپادهای ایرانی، تغییر تاکتیک در این حملات، برگ دیگری را در جنگ رو کرده که باعث سردرگمی آمریکاییها شده است.
روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از مقامات مسئول آمریکا اعتراف کرده که ایران روشهای خود را برای عبور از سامانههای پدافند موشکی ایالات متحده ارتقا داده است. این روزنامه به تازگی در گزارشی اعلام کرده است که ایران در حملات خود از موشکهایی استفاده میکند که با سرعتهای بسیار بالا پرواز میکنند. در واقع این رسانه آمریکایی سعی کرده تا پاسخ راز شکست پدافند این کشور را در تغییر نوع موشکها یا افزایش سرعت آنها بیابد.
این روزنامه میافزاید:«این موشکها قادرند در مرحله پایانی مسیر پروازی خود، پیش از اصابت به هدف، مانورهای تاکتیکی انجام دهند و همین ویژگی، توانایی آنها را برای عبور از سد سیستمهای دفاع موشکی آمریکا افزایش داده است».
در همین حال یک مقام آمریکایی تعداد بالای موشکهای شلیک شده را عامل اصلی شکست پدافند آمریکا در اردن یا دیگر نقاط منطقه معرفی و سعی کرده تا تقصیر را گردن تعداد زیاد موشکها بیندازد.
این مقام آمریکایی به نیویورک تایمز گفته است:«حملات توسط موشکهای بالستیک ایرانی به صورت رگباری به یک پایگاه نظامی در اردن شلیک شدهاند که ما توانستم چند تای آنها را بزنیم، اما حداقل یکی از آنها از دفاع هوایی ایالات متحده و اردن عبور کرده است». یک مقام آمریکایی به نیوریوک تایمز گفته که تغییرات تاکتیکی در حملات ایران باعث کشته شدن سربازان این کشور در اردن شده است».
در همین حال سعدالله زارعی، کارشناس مسائل بین الملل معتقد است که «گزارش رسانههای اروپایی نشاندهنده شلیک موشکهای جدیدی از سوی ایران با سرعت و برد بیشتر و با سر جنگی سنگینتر است که نشان میدهد ما میتوانیم اوضاع جنگ را تغییر بدهیم».
اندیشکده آمریکایی Critical Threats Project در گزارشی نوشت که هدف ایران از عملیاتهای موشکی و پهپادی تنها وارد کردن خسارت نظامی نبود بلکه تلاش میکرد توان آمریکا برای ادامه جنگ را کاهش داده و هزینه سیاسی جنگ را برای دولت ترامپ بالا ببرد و بازدارندگی از دسترفته خود در برابر آمریکا و متحدان منطقهای آن را بازسازی کند.
حجم حملات ایران به قدری گسترده بود که موشکهای رهگیر نیز ته کشید. «نیویورک تایمز» در این باره گزارش داد که یکی از دلایل اصلی توقف عملیات علیه ایران، مصرف سریع موشکهای رهگیر در جریان مقابله با موشکها بوده است، زیرا ادامه چنین روندی میتواند ذخایر دفاع موشکی آمریکا را تحت فشار قرار دهد.
«انبیسی» نیز به نقل از مقامات دولتی آمریکا فاش کرد که ارتش این کشور به دلیل تخلیه سریع ذخایر دفاع هوایی خود، ناچار به اجرای سیاست «شلیک گزینشی» در برابر موشکها و پهپادهای ایرانی شده است.
گسترش دامنه جغرافیای درگیری
یکی دیگر از تغییرات مهم در الگوی عملیاتی ایران در این دوره از درگیری، گسترش عمق راهبردی و افزایش برد جغرافیایی پاسخهای نظامی بود. هدف قرار دادن مناطقی خارج از محدوده سنتی خلیج فارس این پیام را منتقل کرد که واکنش ایران محدود به مناطق جنوبی کشور نخواهد بود و هر نقطهای که به عنوان سکوی عملیات علیه تهران مورد استفاده قرار گیرد میتواند جزء اهداف مشروع نیروهای مسلح باشد.
آمریکا در هفتههای اخیر با جابجایی بخشی از نیروها، تجهیزات و هواپیماهای نظامی خود به پایگاههای اردن تلاش کرد تا فاصله عملیاتی خود از ایران را افزایش داده و آسیبپذیری نیروهایش را کاهش دهد ولی اصابت موشکهای بالستیک ایران به عمق راهبردی اردن و وارد شدن خسارت و تلفات به نیروهای آمریکایی، این تصور را باطل کرد.
علاوهبراین، هدف قرار دادن بندر عقبه در دریای سرخ و بیخ گوش سرزمینهای اشغالی نشان داد که حملات و هشدارهای تهران دامنه جغرافیایی وسیعتری پیدا کرده است. اگر در هفتههای گذشته تمرکز اصلی بر امنیت انرژی در خلیج فارس بود، اکنون انتخاب اهدافی در اردن نشان میدهد که تهران میتواند جغرافیای درگیری را به کریدورهای جایگزین نیز گسترش دهد.
عملیات اخیر ایران را میتوان واکنشی به محاصره دریایی آمریکا در تنگه هرمز ارزیابی کرد که نشان میدهد تهران در صورت تداوم این روند، از ظرفیت ایجاد محدودیت برای منافع آمریکا و شرکای منطقهای آن حتی در فواصل دورتر از مرزهای خود برخوردار است.
سایت wana، در این باره به نقل از تحلیلگران نوشت: عملیات اخیر به جای تمرکز انحصاری بر تخریب داراییهایی که از قبل در پایگاهها مستقر شدهاند، به طور فزایندهای مسیرها و مراکز مورد استفاده برای جابجایی پرسنل و تجهیزات را هدف قرار دادهاند. فشار بر مسیرهای تأمین دریایی، حمله به کریدورهای لجستیکی جایگزین و حملات علیه بنادر کلیدی، نشان دهنده تلاشی برای پیچیدهتر کردن تقویت و تأمین مجدد تأسیسات نظامی ایالات متحده در سراسر منطقه است. در صورت تداوم، چنین رویکردی میتواند هزینه و پیچیدگی حفظ نیروهای مستقر در خط مقدم را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.
معادله زیرساخت در برابر زیرساخت
در چارچوب تغییر الگوی عملیاتی ایران در پاسخ به حملات دشمن، تهران هشدارهای پیشین خود درباره هدف قرار دادن زیرساختهای کشورهای منطقه را به مرحله اجرا گذاشت. حمله به تأسیسات آبشیرینکن و نیروگاه برق در کویت نشان داد که قواعد درگیری وارد مرحله تازهای شده و راهبرد «زیرساخت در برابر زیرساخت» به بخشی از معادله بازدارندگی ایران تبدیل شده است.
این اقدامات را میتوان پیامی برای نمایش توان و اراده ایران در عملیاتی کردن تهدیدات خود دانست، بهگونهای که در صورت تشدید تنشها، دامنه اهداف میتواند به تأسیسات راهبردی دیگری مانند بنادر تجاری، مراکز انرژی و پالایشگاههای کشورهای منطقه نیز گسترش یابد.
مقامات ایرانی بارها تأکید کردهاند که امنیت منطقه امری یکجانبه نیست و نمیتوان امنیت صادرات انرژی دیگر کشورها را در شرایطی تضمین کرد که امنیت ایران تهدید شود. در همین چارچوب، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی تهدید کرد:«در منطقهای که ما نفت نفروشیم، کسی نفت نخواهد فروخت. اگر امنیت ما تأمین نشود، هیچ زیرساختی ایمن نخواهد بود».
درنهایت، جنگ جنوب نشان داد که معادله بازدارندگی در غرب آسیا تغییر کرده و ایران با توسعه توان موشکی، پهپادی و جنگ نامتقارن، هزینه اقدام نظامی مستقیم را افزایش داده است. در این شرایط، هرگونه تشدید جدید از سوی آمریکا دیگر مشابه گذشته نخواهد بود و میتواند به بحرانی گستردهتر با پیامدهای پیشبینی نشده برای واشینگتن و متحدانش منجر شود.
