الوقت- از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اتحادیه اروپا در روابطش با روسیه همواره نگرانی هایی داشته است. کشورهای اروپای شرقی و اسکاندیناوی با وسواس و سوءظن سیاست های مسکو را دنبال می کردند و هرگونه افزایش تحرک نظامی روسیه با واکنش سیاسی سران اتحادیه اروپا همراه می شد. این ترس ها در نهایت باعث شد تا کشورهایی که زمانی طعم تسلط شوروی و یا حمله نظامی این کشور را چشیده بودند، خواهان تسریع در عضویت ناتو و اتحادیه اروپا شوند، موضوعی که به مزاق کرملین خوش نیامد. از این رو روس ها، اوکراین به عنوان کشوری با موقعیتی استراتژیک، را خط قرمز خود اعلام کردند.
بحران داخلی اوکراین در سال 2014 و مداخله روسیه از یک سو و اروپا با همراهی آمریکا از سوی دیگر، برای اولین از زمان سقوط شوروی دو بلوک قدرت سابق را در مقابل هم قرار داد. صف آرایی های نظامی، مانورهای دریایی و کمک های سیاسی هر طرف به جناح های وابسته خود در کی یف، احتمال برخورد آنها را افزایش داد. اما تجریه دو جنگ جهانی و همچنین بیم از به کارگیری سلاح اتمی در شرایطی که اقتصاد دنیا در شبکه پیچیده ای از روابط درگیر شده است، مانع شد تا بحران اوکراین ماشه این تخاصم را فشار دهد.
انضمام شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه در این اوضاع، وضعیت روابط اروپا با مسکو را تغییر داد. بسیاری از رهبران و تحلیلگران اروپایی سکوت در برابر این حادثه را به کنفرانس مونیخ 1938 تشبیه کردند که اروپا با هدف جلوگیری از جنگ، اجازه داد نواحی آلمانینشین سودت در کشور چکسلوواکی، ضمیمه خاک آلمان نازی شود.
از این رو اروپا با همراهی آمریکا یک سری تحریم ها اقتصادی و نظامی علیه روسیه تصویب کرد که به سرعت بر اقتصاد این کشور اثر گذاشت. ادامه سیاست های گسترش طلبانه روسیه که می تواند نظم کنونی اروپا را برهم بریزد، به تمدید این تحریم ها منتهی شد. اما در سال جاری و نزدیک شدن به مدت اعتبار تحریم ها، سران اروپایی نسبت به همراهی دوباره واشنگتن در این خصوص بیمناک هستند.
روی کار آمدن دونالد ترامپ و موضع گیری های او در قبال روابط دو جانبه با اروپا و همچنین روسیه تردیدهایی را درباره شکاف میان کشورهای غربی به وجود آورده است. اشتراکات فکری ترامپ با پوتین در اندیشه های راست افراطی که یکی از شاخصه های آن ملی گرایی است، احتمال کاهش فشارها بر مسکو را فزونی بخشیده است.
ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی خود اعلام کرده بود اگر رئیس جمهور شود حاضر خواهد شد لغو تحریم های اعمال شده توسط غرب ضد روسیه و همچنین به رسمیت شناختن الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه را مورد بررسی قرار دهد. او همچنین تهدید کرده بود تعهد دفاع مشترک که سنگ بنای ائتلاف نظامی ناتو بوده را کنار خواهد گذاشت. زیرا آمریکا سالانه 800 میلیارد دلار در این زمینه از دست می دهد که عاقلانه به نظر نمی رسد
براین اساس در شرایط حاضر اروپا خود را با مسائل دشواری روبرو می بینند که می تواند حتی بقای این اتحادیه را به خطر اندازد. این قاره برای حفظ امنیت نظامی به آمریکا وابسته است. از میان کشورهای اروپایی عضو ناتو تنها چهار کشور سهم دو درصدی از تولید ناخالص داخلی خود را در بخش دفاعی هزینه می کنند که این مساله تا حد زیادی به مشکلات اقتصادی اروپایی برمی گردد که در یونان و اسپانیا نیز به اوج خود رسید.
همچنین از نظر اروپا، این دیدگاه ترامپ که بهبود روابط واشنگتن با مسکو دیگر جایی برای بقای ناتو نمی گذارد، این قاره را در مقابل توسعه طلبی هایی روسیه بی دفاع رها خواهد کرد.
براین اساس هفته گذشته وزرای خارجه ۲۸ کشور عضو اتحادیه اروپا برای بررسی تاثیرات ریاست جمهوری ترامپ بر این قاره در بروکسل گردهم آمدند. اعضای این اتحادیه باید در دسامبر تحریم ها علیه روسیه را تمدید کنند اما می دانند پس از سوگند خوردن ترامپ در ماه ژانویه، اگر واقعا بهبود روابط با پوتین وجود داشته باشد، این مساله موجب تشدید اختلافات بین کشورهای اروپایی بر سر روسیه و اولین شکاف در روابط با ایالات متحده می شود. وضعیت اروپا با خروج بریتانیا از این اتحادیه، به عنوان کشوری که حامی تداوم تحریم ها بود بیشتر تضعیف شده است.
واقعیت آن است که پیروزی ترامپ می تواند برای آینده نظام های سیاسی اروپا هم تهدید کننده باشد. جریان راست افراطی در کشورهای اتحادیه اروپا در حال جان گرفتن هستند. برگزیت اوج قدرت این طیف در کسب رای مردم بود. این جریان در کنار ضدیت با نژاد و مهاجران، خواهان تقویت نمادهای ملی گرایی هستند.
دیدگاه های ترامپ نسبت به پناهجویان و آمریکایی های غیر سفید پوست با ارزش های اتحادیه اروپا مطابقت ندارد. از همین رو دونالد تاسک، رئیس اتحادیه اروپا در نشست بروکسل در واکنش به پیروزی دونالد ترامپ گفت: وقایع سال ۲۰۱۶ نشانههای هشدار دهندهای برای همه معتقدان به لیبرال دموکراسی است.
احتمال روی کار آمدن رهبران راست افراطی مانند نایجل فاراژ در انگلیس، می تواند آغاز گر دومینوی سقوط رهبران حافظ اتحادیه اروپا باشد. به ویژه آنکه سال آینده در قدرتمندترین کشور این اتحادیه، یعنی آلمان انتخاباتی برگزار می شود که ممکن است تحت تاثیر حوادث سیاسی بریتانیا و آمریکا، نتیجه غیرمنتظره ای را رقم بزند.
بر این اساس پیروزی ترامپ بارقه های از امید را برای عملگرایی روسیه ایجاد کرده است که می تواند به بروز شکاف اروپا با آمریکا منتهی شود. پذیرش حاکمیت مسکو بر کریمه، عدم تمدید تحریم های ضد روسی، کاستن از قدرت ناتو و تقویت جریان های ملی گرایی تقریبا تمامی خواسته های پوتین برای احیای قدرت روسیه است که با موضع گیری های رئیس جمهور جدید آمریکا محقق می شود.
از این رو بسیاری از مفسران در اروپا نگران هستند با جهش پوپولیستها، حضور روسیه در شرق، بحران مهاجرت و تبعات بیپایان بدهی در منطقه یورو، آشوب دائمی پدیدار شود که این مساله به معنی تغییر توزان قدرت در اروپا به نفع روسیه خواهد بود.
در این شرایط حفط اتحاد، تاکید بر ارزش های لیبرال دموکراسی و افزایش نقش کشورهای قدرتمند اروپا در حوزه نظامی در دستور کار رهبران این اتحادیه قرار می گیرد. در صورتی که اروپا بتواند از این چالش عبور کند، نقش و به تبع توانایی آمریکا برای همراه سازی کشورهای این منطقه در مسائل مهم بین المللی به شدت کاهش می یابد و این مساله می تواند بر کنش گری کاخ سفید در معادلات جهانی هم اثر منفی بگذارد.
