سایت تحلیلی خبری الوقت | Alwaght Website

انتخاب سردبیر

خبر

بیشترین بازدید

روز هفته ماه

پرونده ها

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

undefined
بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

undefined
طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

undefined
کاروان‌های دریایی کمک به غزه

کاروان‌های دریایی کمک به غزه

undefined
جنگ 12 روزه

جنگ 12 روزه

undefined
گاه‌شمار جنگ غزه

گاه‌شمار جنگ غزه

undefined
توافق صلح ایران و عربستان

توافق صلح ایران و عربستان

undefined
طوفان الاقصی

طوفان الاقصی

تندروهای صهیونیست‌ باد کاشتند پس طوفان درو می‌کنند!
فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

undefined
معامله قرن

معامله قرن

undefined
اختلافات ترکیه و آمریکا

اختلافات ترکیه و آمریکا

undefined
New node

New node

تحولات ترکیه

تحولات ترکیه

undefined
آزادسازی موصل

آزادسازی موصل

آزادسازی موصل یا نبرد بازپس گیری موصل از اشغال گروه تروریستی داعش، عملیات نظامی منظم و کلاسیکی است که از روز دوشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ به فرمان حیدر العبادی نخست وزیر عراق برای پس گرفتن موصل از سیطره داعش آغاز شد. موصل مرکز استان نینوا و دومین شهر بزرگ عراق در تابستان ۲۰۱۴ به اشغال گروه داعش درآمد و از آن زمان ابوبکر بغدادی، خلافت خودخوانده خود را در این هشر استقرار نمود. عملیات آزادسازی موصل از نوع جنگ‌های شهری منظم به شمار می‌رود.
آزادسازی حلب

آزادسازی حلب

پس از آن که دیدبان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن؛ اوایل هفته جاری اعلام کرد که 60 درصد از مناطق شرقی حلب توسط ارتش سوریه از اشغال گروه‌های تروریستی آزاد شده است، حال منابع خبری امروز اعلام کرده‌اند؛ با پیشروی سریع و برق‌ آسای ارتش سوریه طی چند روز گذشته، مناطق تحت کنترل دولت سوریه در شرق حلب، به میزان 80 درصد رسیده است.
New node

New node

New node

New node

سازمان القاعده

سازمان القاعده

سازمان القاعده القاعده پس از 2001 دچار دگرگوني‌هاي چشم¬گيري شد. ساختار هرمي آن جاي خود را به ساختاري داد كه زيرمجموعه‌ها در آن با استقلال عمل فعاليت مي‌كردند. اين تحول اگرچه تسلط مركز بر پيرامون را تقليل داد اما بر گستره و توالي عمليات القاعده در كشورهاي مختلف خاورميانه افزود. با اين حال توان عملياتي كلان القاعده در اثر اين دگرگوني تا حدود زيادي تحليل رفت. القاعده پس از بمب‌گذاري‌هاي لندن در 2005، تاكنون نتوانسته است عمليات موفقيت آميزي در كشورهاي غربي انجام دهد. افزون بر اين، گسترش دامنۀ منطقه اي فعاليت هاي القاعده به كشته و دستگير شدن بسياري از رهبران و كادرهاي اصلي آن انجاميد. با اين حال تمامي اين چالش‌ها مانع تداوم فعاليت القاعده نشد. زيرمجموعه هاي آن در عراق، يمن، افغانستان، پاكستان، سومالي و ديگر كشورها و مناطق فعال باقي ماندند. تشكيلات القاعده تشكيلات القاعده در سال 1988 توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه با "اتحاد جماهير شوروي" در افغانستان تأسيس شد. القاعده از سازمان "مكتب الخدمة" كه هدف آن مسلح‌ كردن و آموزش مجاهدين اسلامي براي جنگ با شوروي بود گسترش و پيشرفت يافت. اين سازمان از حمايت و پشتيباني دولت‌هاي اسلامي به ‌ويژه عربستان سعودي و پاكستان و همچنين ايالات متحده آمريكا برخوردار بود. در سال 2000 ايمن ظواهري سازمان "جهاد اسلامي مصر" را با سازمان القاعده ادغام كرد و به شخص دوم اين تشكيلات تبديل شد. خاستگاه اصلي القاعده را بايد "وهابيت" برشمرد كه خود ريشه در جنبش سلفي، مذهب حنبلي و پيروان اهل حديث دارد. رهبران، نظريه پردازان و بسياري از اعضاي القاعده يا وهابي‌اند يا از پيروان مذاهب حنبلي و حنفي كه به وهابيت تمايل زيادي دارند. القاعده را جنبشي سلفي نيز دانسته‌اند، زيرا پيشوايان آن، يعني "احمد بن حنبل" و "ابن تيميه" از نخستين مدعيان سلفي‌گري بوده‌اند. اين تفكر با دريافت خاص خود از توحيد و تكيه بر استدلال‌هاي ظاهرگرايانه بسياري از مسلمانان را كافر مي‌داند و نوك اين ويژگي تكفيري خود را به طور خاص متوجه شيعيان كرده است. ايدئولوژي القاعده بر چهار ركن سلفي‌گري، راديكاليسم، شيعه ستيزي و غرب ستيزي استوار است. از آنجا كه دو ركن آخر بر آمده از ويژگي سلفي‌گري است، به اختصار مي‌توان آن را ايدئولوژي "سلفي راديكال" ناميد. از نگاه آنان، دين يك نظام ساده حقوقي است كه از جانب خداوند براي رهايي بشر از عذاب دنيوي و اخروي نازل شده و تكاليفي را بر او واجب كرده است. به همين دليل بشر براي سعادت دنيا و آخرت بايد به عبادت و اطاعت خدا بپردازد. به رغم تداوم فعاليت، القاعده از نيمۀ دهۀ گذشته دچار چالش‌هاي بزرگي شد كه آيندۀ آن را در هاله‌اي از ابهام فرو برد. چهار چالش عمدۀ القاعده در اين سال ها به ترتيب اهميت عبارتند از: - تنزل جايگاه در جهان اسلام: در نظرسنجي هاي پس از يازده سپتامبر، القاعده از مقبوليت و محبوبيت قابل توجهي در كشورهاي اسلامي برخوردار بود. اين جنبش در ذهن بسياري از مسلمانان متشكل از جهادگراني بود كه پس از آزادسازيِ افغانستان از اشغال ملحدان، مبارزه با ظلم و ستم در ابعاد داخلي (در برابر رژيم‌هاي فاسد منطقه) و خارجي (در برابر امريكا و غرب) و دفاع از منافع جهان اسلام را سرلوحۀ فعاليت هاي خود قرار داده‌اند. اين نوع نگاه در ابتدا با توجه به گفتمان ظلم‌ستيز و جهادگرايانۀ القاعده چندان غيرمنتظره نمي‌نمود. اما با روشن شدن پيامدهاي عملكرد القاعده بر جهان اسلام، به ويژه اشغال افغانستان و عراق و نيز گسترش فعاليت‌هايي كه بيش از هر چيز جان و مال مسلمانان و بي‌گناهان را هدف مي‌گرفت، طرفداري از گفتمان القاعده به تدريج رو به كاهش نهاد. به طور مشخص از سال‌هاي 2005 و 2006 محبوبيت القاعده و پشتيباني از آن در ميان مسلمانان رو به تنزل نهاد، به نحوي كه در 2010 طرفداري از القاعده نسبت به 2001 به نيم كاهش يافت. تنزل هواداري از القاعده به معناي كاهش حمايت پرسنلي و مالي به ويژه از زيرمجموعه‌هاي اين سازمان مي‌باشد. پيامدهاي اين واقعيت را در عراق، يمن و مغرب شاهد بوديم؛ - بهار عربي: دومين چالش، خيزش‌هاي فراگير و مردميِ 2011 در خاورميانه مي‌باشد. اين تحركات در سه جهت براي القاعده پيامدهاي منفي در بر داشت: نخست آنكه تبليغات عليه رژيم‌هاي حاكم كه پيشتر يكي از ابزارهاي اساسي القاعده براي جلب حمايت و توجيه عملكردش نزد مسلمانان بود، با توجه به حضور گستردۀ مردم در اعتراضات ضدرژيم، كارآيي خود را در جذب نيروهاي جوان و پشتيباني مالي از القاعده در ميان شهروندان عرب از دست داد. دوم آنكه تقريباً تمامي نيروهاي فعال در زندگي سياسيِ منطقه – به جز القاعده – در اين تحولات حضور داشتند. تصويري كه دوري القاعده از جوامع عربي را به خوبي به نمايش گذاشت. سوم آنكه، مردمي بودن تحولات و حاشيه‌اي بودن نقش آمريكا و در واقع غافلگيريِ اين كشور از سرعت و گسترۀ تحولات و نيز تضاد آمريكا با برخي از رژيم‌هاي عرب، امكان بهره‌گيري تبليغاتي القاعده از حضور امريكا را از بين برد؛ - حذف رهبر كاريزماتيك: مرگ بن لادن بزرگترين چالش القاعده در طول سال‌هاي فعاليت آن بود. جنبش‌هاي اسلام‌گرا اغلب بر محور شخصيتي كاريزماتيك و نيرومند به فعاليت مي‌پردازند. نگاهي به جنبش‌هاي اسلام‌گراي قرن بيستم در خاورميانۀ عربي نشان مي‌دهد كه حذف رهبريِ كاريزماتيك از صحنه، اغلب به معناي زمين‌گير شدن و آغاز زوال چنين جنبش‌هايي بوده است. افزون بر اين، شخصيت جذاب و محبوبيت بن لادن در ميان اعضاي القاعده و توان سخنوريِ وي نقشي اساسي در تحكيم وحدت سازمانيِ القاعده داشته است. مرگ بن لادن علاوه بر حذف چهرۀ كاريزماتيك و وحدت‌بخشِ القاعده، اين جنبش را با چالش جانشيني روبه رو كرد؛ - بحران جانشيني: هشت هفته پس از مرگ بن لادن اعلام شد كه أيمن الظواهري به جانشيني وي انتخاب شده است. اين فاصلۀ زماني به خوبي گوياي اختلافات دروني القاعده بر سر انتخاب جانشين است. حتي اگر اين تأخير را، بنا بر تحليلي، ناشي از دشواري برگزاري سريع نشست اعضاي عالي‌رتبۀ القاعده براي انتخاب رهبر بدانيم، عدم بيعت زودهنگام زيرمجموعه هاي القاعده اين تحليل را زير سوال برد. تأخير در بيعت ساير زيرمجموعه هاي القاعده، نشان از تأثير چالش جانشيني بن لادن بر وحدت سازماني القاعده مي باشد. افزون بر فقدان اجماع بر سر الظواهري، وي چهره‌اي كاريزماتيك به حساب نمي‌آيد و از شخصيت و قدرت سخنوري بن لادن و اثرگذاري وي در رهبران و كادرهاي القاعده برخوردار نيست. از ديد برخي وي بيشتر براي مديريت يك اداره يا شركت مناسب است تا رهبري يك جنبش جهاني. مجموعۀ چهار چالش فوق، القاعده را در بستر اصلي و در حال دگرگوني فعاليتش، خاورميانه، به حاشيه رانده است. مرگ بن لادن بزرگترين ضربه‌اي بود كه به القاعده وارد شد. اگرچه الظواهري به عنوان ايدئولوگ القاعده معروف است اما وي به وضوح از صفات لازم براي رهبري جنبشي گسترده همچون القاعده برخوردار نيست. وضعيت فعلي القاعده در حالي كه كمتر از سه سال از كشته شدن اسامه بن لادن، بنيان گذار القاعده نگذشته است كه طيف هاي جوان‌تر و نوظهور القاعده پاگرفته و اقدامات انتحاري را در برخي از كشورهاي منطقه انجام مي دهند. اين در حالي مي باشد كه در سال هاي گذشته، القاعده به لحاظ سازماني و ايدئولوژي در مسير تنزل و عقب نشيني بود. روند ظهور مجدد اين سازمان تروريستي در برخي از كشورهاي منطقه را مي توان به شرايط بحراني و بعضاً هرج و مرج داخلي اين كشورها بي ارتباط ندانست. چرا كه خلأ ايدئولوژي در جهان عرب به واسطه شكست حكومت‌هاي اصلاح طلب، بازار سازمان القاعده و ايدئولوژي القاعده گرايي را در جهان عرب رونق بخشيده است. به بيان ديگر، بسياري از مخالفان انقلاب هاي عربي، كه خواهان حفظ ديكتاتورهاي سابق در قدرت بودند و يا خواهان قدرت‌يابي ديكتاتورهاي ديگر و بعضاً بازگشت آن‌ها بودند، نسل جديدي از القاعده نوين را پايه گذاري كرده‌اند. سازماني كه بسياري از اعضاي قديمي و كليدي آن در سال‌هاي گذشته كشته شدند، با گفتمان جديد و با هدف تغيير در جهان اسلام، تنها از طريق جهاد خشونت‌آميز و تروريسم، سعي در پياده نمودن پارادايم خود دارند. در اين بين جماعت اخوان المسلمين به عنوان دشمن محوري القاعده، كه چند سالي در مسير تسلط بر سياست‌هاي جهان عرب، تغييراتي را به وجود آورد، نقش مهمي در تقويت اين گروه نوين بازي كرد. هر چند كه اخوان در ادامه حركت خود، دچار چالش هاي جدي شده است، اما توانست اثبات كند كه تغيير واقعي در جهان عرب بدون تروريسم و اقدامات خشن هم امكان دارد. بر همين اساس، بسياري از تحليلگران، ظهور نسل جديد از گروه القاعده را پيش بيني كردند. نكته قابل تأمل اينكه، نوظهوران و وابستگان به القاعده نوين خيز بلندي از دمشق تا بغداد و بيروت برداشته اند و در سال گذشته خشونت و افراطي‌گرايي هاي فراواني را انجام داده اند. القاعده اي كه در عراق صحبت از شكست و محو جدي آن بود، مجدداً احيا شده و اقداماتي مرگبارتر از گذشته انجام مي‌دهد. امروز گروه دولت اسلامي عراق و شام، داعش بار ديگر براي به دست گرفتن مناطق غربي عراق در حال جنگيدن است. حتي اين گروه با ائتلاف با جبهه النصره در سوريه شكوفاتر شده است و به همراه يكديگر براي نابودي منطقه تلاش مي كنند. بر همين اساس، خشونت فرقه اي بين شيعه و سني چندين برابر شده است. بسياري از جهادي‌هايي كه از اروپا روانه سوريه شده‌اند در آتش القاعده نوين در حال سوختن مي باشند. تلاش گردان‌هاي تروريستي چون (گردان‌هاي عبدا… عزام) براي كشاندن جنگ فرقه‌اي از سوريه به لبنان و عراق است. حتي حمله به سفارت ايران در بيروت و ساير اقدامات انتحاري چون بمب گذاري را در مناطق شيعه نشين در دستوركار خود دارند
گروه داعش

گروه داعش

دولت اسلامي عراق و شام يا داعش به عنوان گروهي منشعب از القاعده محسوب مي شود كه از منظر گرايشات عقيدتي و فكري و همچنين جنبه رفتاري رويكرد يكساني با القاعده دارد. با اين حال رفتارهاي اين گروه تروريستي در طول يك دهه گذشته و به خصوص چند سال اخير نشانگر راديكال تر و خشن تر بودن اين گروه در مقايسه با القاعده است و داعش با توجه به جدايي از القاعده و پيدايش اختلافاتي بين آن دو به عنوان مخوف‌ترين و قدرتمندترين گروه تروريستي در عرصه خاورميانه ظهور كرده است. هر چند كه داعش در شكل كنوني آن محصول بحران سوريه و گسترش اختلافات و منازعات منطقه اي بعد از 2011 است، اما ريشه ها و روند قدرت گرفتن آن به دوره پس از صدام در عراق يعني از سال 2003 به بعد مربوط است. حمله آمريكا به عراق در سال 2003 فرصت و فضاي مناسبي را براي حضور و نقش آفريني گروههاي مسلح و تروريستي مختلف از جمله گروههاي مرتبط با القاعده در اين كشور بوجود آورد. بر اين اساس گروههاي مسلح مختلفي به خصوص در سالهاي پس از 2004 در عراق ظهور كرد كه با جذب نيرو و منابع مالي در تلاش بودند كه با نيروهاي نظامي آمريكايي و همچنين نيروهاي عراقي مقابله كنند. يكي از مهمترين اين گروهها جماعه التوحيد و الجهاد بود كه به رهبري ابومصعب زرقاوي در سال 2004 تشكيل شد. پس از آنكه زرقاوي بيعت خود با اسامه بن لادن رهبر القاعده را اعلام كرد به تنظيم القاعده في بلاد الرافدين تبديل شد و همچنين به اين گروه القاعده عراق نيز اطلاق مي شد. زرقاوي بعد از آزادي از زندان در اردن در سال 1999 رهبري بخشي از داوطلبان جهادي در افغانستان را برعهده داشت، اما در سال 2001 از اين كشور به شمال عراق فرار كرد و در آنجا به گروه انصارالاسلام پيوست و سپس با ايجاد القاعده عراق، وفاداري خود به رهبري شبكه جهاني القاعده را بيان داشت. القاعده عراق به تدريج به اصلي ترين گروه تروريستي در عراق تبديل شد و بيشترين انفجارها و اقدامات تروريستي از سوي اين گروه صورت گرفت. از جمله مهمترين اقدامات القاعده عراق كه در پي ايجاد فتنه مذهبي و جنگ داخلي در عراق بود، انفجار حرم شريف امامين عسگرين در سامرا در سال 2006 بود. اين تشكل عمليات تروريستي خود را به اندازه اي افزايش داد كه به يكي از قوي ترين گروههاي مسلح در صحنه عراق تبديل شد و شروع به گسترش نفوذ خود در مناطق گسترده اي از عراق كرد تا اينكه در سال 2006،‌ زرقاوي علنا در يك نوار ويدئويي تشكيل آنچه را " شوراي مجاهدين" خواند به سركردگي عبدالله رشيد البغدادي اعلام كرد. پس از كشته شدن زرقاوي توسط نيروهاي آمريكايي در سال 2006، ابوحمزه المهاجر به سركردگي اين گروه تعيين شد و در پايان همان سال دولت اسلامي عراق به سركردگي ابوعمر البغدادي تشكيل شد. دولت اسلامي عراق به عنوان گروهي تروريستي و شاخه القاعده در عراق در شكل جديد خود تحت رهبري ابوعمر البغدادي تلاشهاي خود براي ايجاد ناامني در عراق را ادامه داد، با اين حال اين گروه از سال 2008 با افول و كاهش قدرت و تاثيرگذاري در عراق مواجه شد. شكل گيري نيروهاي الصحوه يا بيداري از ميان عشاير سني عراق براي مقابله با القاعده عراق و اقدامات نظامي و امنيتي در مقابل آن باعث تضعيف جدي اين گروه شد. در 19 آوريل 2010، نظاميان آمريكايي و عراقي طي يك عمليات نظامي در منطقه الثرثار، منزلي را هدف قرار دادند كه ابوعمر البغدادي و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند و پس از درگيريهاي شديد ميان دو طرف، اين منزل هدف حملات هوايي قرار گرفت و در نتيجه آن دو سركرده تروريستها به هلاكت رسيدند. يك هفته بعد، اين گروه تروريستي در بيانيه اي هلاكت البغدادي و المهاجر را رسما اعلام كرد و پس از حدود ده روز، مجلس شوراي دولت اسلامي عراق تشكيل جلسه داد و ابوبكر البغدادي را به عنوان جانشين ابوعمر البغدادي انتخاب كرد. هر چند در اين دوره دولت اسلامي عراق در مرحله ضعف بود، اما بحران سوريه فرصتهاي نويني را براي اين گروه ايجاد كرد و البغدادي با بهره گيري از آن توانست به جايگاه و نقش آفريني عمده اي در معادلات عراق و سوريه بپردازد. بحران سوريه از چند منظر باعث ايجاد فرصت براي گروه تروريستي دولت اسلامي عراق شد. اول اينكه سوريه با توجه به مجاورت جغرافيايي و پيوستگي سرزميني با عراق فضاي عملياتي مناسبي را براي افزايش قدرت و نقش آفريني اين گروه بوجود آورد. دوم اينكه گسترش بحران و رقابتهاي منطقه اي و افزايش تنشهاي مذهبي و فضاي افراط گرايانه در منطقه منابع انساني و مالي گسترده اي را براي گروه دولت اسلامي عراق فراهم ساخت. با توجه به شرايط جديد سوريه ابوبكر بغدادي يكي از معاونان خود به نام ابومحمد الجولاني را به سوريه فرستاد كه منجر به شكل گيري گروه جبهه النصره در سوريه در 2011 شد. جبهه النصره تا سال 2013 به عنوان گروهي وابسته به القاعده در سوريه معروف بود و توانست با جذب نيرو و منابع مالي به يكي از بازيگران مهم معارض در اين كشور تبديل شود. در حالي كه گزارشهاي اطلاعاتي از رابطه فكري و تشكيلاتي اين گروه با شاخه دولت عراق اسلامي پرده برداشت، در نهم آوريل 2013، ابوبكر البغدادي در يك پيام صوتي اعلام كرد كه جبهه النصره امتداد دولت اسلامي عراق است و تشكيل آنچه دولت اسلامي عراق و شام خواند با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامي عراق اعلام كرد. اما طولي نكشيد كه يك نوار صوتي منتسب به ابومحمد الجولاني پخش شد كه در اين نوار از رابطه خود با دولت اسلامي عراق سخن گفت، اما وي ايده ادغام با اين گروه را نپذيرفت و بيعت خود را با شبكه القاعده تحت رهبري ايمن الظواهري اعلام كرد. بر اين اساس به رغم تاكيد ايمن الظواهري بر انحلال داعش و فعاليت جداگانه دولت اسلامي در عراق و جبهه النصره در سوريه، البغدادي بر ادامه حيات داعش تاكيد كرد. بر اين اساس بود كه اختلافات مهمي بين البغدادي و ايمن الظواهري و درگيريهاي بين جبهه النصره و داعش رخ داد. با اين حال داعش توانست به نقش آفريني گسترده تري در سوريه بپردازد و جايگاه خود را در اين كشور با تصرف برخي مناطق تثبيت كند. داعش پس از تقويت خود در سوريه بتدريج حضور و نقش آفريني خود در عراق را نيز گسترش داد. داعشي‌ها كه در طول سال 2013 حضور پراكنده اي در عراق داشتند، از ابتداي 2014 نقش خود در اين كشور را بسيار توسعه دادند. بر اين اساس بود كه آنها توانستند بر مناطق گسترده اي از عراق در استان الانبار مسلط شوند و شهرهاي مهم رمادي و فلوجه را به تصرف خود درآورند. هر چند نيروهاي عراقي توانستند مناطق مهمي از جمله رمادي را از كنترل داعش خارج سازند، اما شهرهايي مانند فلوجه همچنان در دست داعش باقي ماند. در حالي كه ارتش عراق در حال تشديد اقدامات اطلاعاتي و نظامي خود براي خارج ساختن داعش از فلوجه بود، مرحله جديدي از عمليات نظامي و پيشرويهاي اين گروه در استانهاي صلاح الدين، نينوا، ديالي و كركوك آغاز شد. داعش بعد از ناكامي در تصرف سامرا به موصل حمله كرد و توانست بر اين شهر مسلط شود. سپس پيشرويهاي داعش به سوي ساير مناطق عراق ادامه يافت و از جمله باعث تسلط بر تكريت شد. در حال حاضر داعش بر مناطق قابل توجهي از سوريه به خصوص قسمتهاي شرقي مانند الرقه و همچنين بخش‌هاي مهمي از مركز و غرب عراق مسلط است. در چنين شرايطي كه با گسترش توان مالي و انساني داعش و همكاري برخي گروههاي محلي با آن همراه است، تهديدات مختلف ناشي از آن در منطقه در حال گسترش است.
جنبش گولن

جنبش گولن

جنبش گولن طی سال‌های اخیر، جریانی در ترکیه رشد کرده که اگر چه خود را وامدار اندیشه‌های سعید نورسی عالم برجسته ترک می‌داند، اما از جهات گوناگون به ارائه الگویی نوین پرداخته است. این جریان که عموماً با نام رهبر آن فتح‌الله گولن آمیخته است، تحت عناوینی هم‌چون جماعت خدمت، جریان نورچی و جماعت گولن نیز شناخته می‌شود. این جریان نه تنها در ترکیه نوین به عنوان یکی از جریان های مهم شناخته شده، بلکه در سطح منطقه نیز جریانی تاثیرگذار محسوب می شود و طی سال های گذشته، رشدی فزاینده در مناطقی همچون بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز، افریقا و حتی امریکا داشته است. شخصیت ودیدگاه های گولن درباره گولن و شخصیت او دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی از شاگردان گولن به او لقب خواجه افندی داده اند؛ زیرا وی هم تحصیلات سنتی دینی داشته و هم به فلسفه غرب و به ویژه فلسفه کانت تعلقی ویژه دارد. برخی دیگر از افراد جماعت، او را به چشم حضرت مهدی (عج) نگاه می کنند. برخی دیگر او را یک واعظ ساده مذهبی می دانند که بواسطه نوع سخنرانی هایش در میان مردم مشهور شده است. برخی نیز او را یک مصلح بزرگ دینی و پیام آور صلح و آشتی اسلام با دموکراسی تلقی می کنند. مخالفان وی نیز او را فردی دروغگو و فریبکار توصیف می کنند که حتی جرات بازگشت به ترکیه را نیز ندارد. عده ای نیز اعتقاد دارند گولن با شخصیت بت گونه ای که به هوادارانش داده، تصویری نژادپرست، ناسیونالیست و بیگانه از دیگران، از جماعت خود ترسیم کرده است. تکبر و خوار شمردن کسانی که خارج از جماعت هستند، به رویه ای معمولی تبدیل شده است. به نحوی که نزد پیروان این جماعت، غیر از گولن، سایر علمای جهان اسلام بی اطلاع هستند و درک درستی از مسایل ندارند. (DAĞ, 2014) به هر حال فارغ از آنکه قضاوتی درباره تعارف فوق از گولن و شخصیت وی داشته باشیم، واقعیت آن است که امروز نام فتح الله گولن با اصطلاح اسلام روشنگر یا معتدل ترک که بسیاری از پژوهندگان از آموزه هاو جهان بینی آن با عنوان «پارادایم اسلام اجتماعی» یاد می کنند، گره خورده است.( فلاح، 207:1389-205) در حقیقت فتح الله گولن در ترکیه به عنوان پدر اسلام اجتماعی معروف است و وی را بنیانگذار و رهبر جنبش گولن می‌خوانند. همچنین برخی از کتاب های گولن از پرفروش ترین کتاب ها در ترکیه و حتی سایر کشورهای اسلامی بوده اند. مدارس او در بیش از 160 کشور جهان فعالیت می کنند و آراء و افکار وی را به شاگران خود منتقل می کنند. جماعت خدمت(جریان گولن) آنچه امروز به نام جریان گولن یا جماعت خدمت معروف است، حاصل اندیشه ها و تلاش های محمد فتح الله گولن است. وی به عنوان یکی از شاگردان مکتب نورسی، تلاش زیادی جهت مدرن کردن جنبش نور انجام داد. وی که مشهورترین واعظ، نویسنده و تدریس کننده علوم اخلاقی و الهیات ترکیه محسوب می شود، در صدر جریانی قرار گرفته که طی سال های گذشته از تاثیر به سزایی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برخوردار بوده است. اگر چه گولن صراحتا نورجی بودن خود را به زبان نیاورده و در سخنرانی ها کمتر از سعید نورسی یاد می کند، باید این حال جریان وی عمدتا جریانی منشعب از جماعت نور تلقی می شود. گولن که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند، خطیبی توانا است که از سن 14 سالگی خطابه می کرده است. وی بیشتر آموزش های دینی خود را نزد پدر و در تکیه محله خود نزد علما و متصوفه فرا گرفته است. پدرش علاوه بر زبان عربی و ترکی، زبان فارسی را هم به او آموخت. وی که هیچگاه ازدواج نکرده و مجرد زندگی می کند، بحث های دینی خود را با احساسات، عواطف و بیانی رسا همراه می کند و عیبی نمی بیند که هنگام موعظه، اشکش بر گونه جاری شود. او از طریق فن خطابت و همچنین با شیوه های خاص خود مانند گریه کردن در حال سخنرانی، توجه مخاطبان را به خود معطوف کرده و نورجی ها و دیگر افراد گروه های دینی را تحت تأثیر قرار داده است. از جلسات وعظ او فیلمبرداری می‌شود و این فیلم ها میان هوادارانش دست به دست می چرخد و تکثیر می شود. همچنین مجموعه سخنرانی های فتح الله گولن در قالب کاست و سی دی در مناطق مختلف توزیع می شود. این اقدام که هم پول و هم طرفداران او را افزایش داده است، با مخالفت سایر زعمای حرکت نورجی مواجه شده و اعتراض آنها را برانگیخته است. با این حال فتح الله گولن همچنان به این شیوه تشکیلاتی خود ادامه می دهد و موفق به ایجاد شبکه ای گسترده شده است. ماهیت جریان گولن درباره این جریان، دیدگاه‌های کلان مختلفی وجود دارد. به نحوی که برخی جریان گولن را جریان بومی می دانند که از بطن جامعه و اعتقادات مذهبی مردم ترکیه برخاسته است و برخی دیگر نیز آن را جریانی وارداتی تلقی می‌کنند که توسط امریکا و سایر کشورهای غربی مورد حمایت قرار گرفته است. باید توجه داشت که فتح الله گولن در ترکیه به شخصیت افسانه ای تبدیل شده که حضور، نفوذ و سایه وی و جماعتش در محیط و فضای کلیه اماکن سیاسی، نظامی و امنیتی ترکیه سایه افکنده و وابستگی این جماعت و التزام آن به احکام اسلامی و سیاست های آن بطور واضح و شفاف مشخص نیست. در واقع این جریان به رغم تعدد و تنوع حوزه های فعالیتش، همچنان ناشناخته و مبهم به نظر می رسد و بسیاری از صاحب نظران چه در داخل و چه خارج از ترکیه، نسبت به مقاصد و نیات دراز مدت این جریان اظهار بی اطلاعی می کنند. به نحوی که هیچ کس از میزان قدرت مالی و تعداد طرفداران این جریان اطلاع درستی ندارد و معلوم نیست نفوذ گولن در دستگاه های کلیدی دولتی تا چه حد است و در صورت احراز قدرت بیشتر، چه خط مشی را پیش خواهد گرفت.
alwaght.net
یادداشت
اولویت‌های کنگره دموکرات برای برخورد با سیاست‌های کاخ سفید کدامند؟

وحشت ترامپ از آمدن یانکی‌های عصبانی

سه شنبه 12 آبان 1405
وحشت ترامپ از آمدن یانکی‌های عصبانی
دموکرات‌ها پایان‌دادن به جنگ ایران برای کاهش قیمت انرژی، لغو کاهش بودجه برنامه بیمه درمانی اقشار کم‌درآمد و لغو تعرفه‌های اعمال‌شده از سوی ترامپ را به عنوان سه هدف اصلی در کنگره جدید اعلام کرده‌اند

 

الوقت- تا ساعاتی دیگر  میلیون‌ها آمریکایی پای صندوق‌های رای می‌روند تا سرنوشت یکی از مهمترین دوران انتخابات‌های میاندوره‌ای کنگره را تعیین کنند.

برنامه‌های جنجالی ترامپ در حوزه‌های مختلف سیاست داخلی و خارجی به تشدید فضای دو قطبی در جامعه آمرکا طی سالهای اخیر دامن زده است تا جایی که بسیاری از جمله صاحبنظران آمریکایی او را خطری برای دموکراسی آمریکا می‌دانند و در مقابل طیف هوادارانش (ماگا) او را منجی آمریکا.

در این شرایط پیروزی احتمالی دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای و کسب اکثریت در مجلس نمایندگان یا سنا، می‌تواند بخشی از قدرت و نفوذ سیاسی را که این حزب در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ از دست داده است، به آن بازگرداند. چنین تحولی نه‌تنها ابزارهای نظارتی و تحقیقاتی گسترده‌تری را در اختیار دموکرات‌ها قرار می‌دهد، بلکه به آنها امکان می‌دهد بر روند تصویب بودجه، هزینه‌کرد منابع فدرال و حتی برخی از سیاست‌های دولت ترامپ تأثیر بگذارند.

در صورت کسب اکثریت، دموکرات‌ها می‌توانند تحقیقات گسترده‌ای درباره عملکرد دولت ترامپ آغاز کنند، برخی از تغییرات اعمال‌شده از سوی رئیس‌جمهور را به چالش بکشند و حتی برای وضع مقررات در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی که ترامپ با محدودسازی آن مخالف بوده است، تلاش کنند.

اگرچه دموکرات‌های مجلس نمایندگان احتمالاً مجموعه‌ای از لوایح حزبی را برای برجسته‌کردن اولویت‌های سیاسی خود به تصویب خواهند رساند، اما تبدیل این ابتکارات به قوانین اجرایی، مستلزم عبور از موانع سیاسی و حقوقی متعددی است به‌ویژه آنکه ترامپ وعده داده که با استفاده از اهرم «حق وتو» رئیس جمهور در برابر قوانین کنگره  مقاومت خواهد کرد.

ترامپ هفته گذشته در واکنش به احتمال مواجهه با کنگره‌ای تحت کنترل دموکرات‌ها گفت: «اتفاقی که خواهد افتاد این است که من همه چیز را وتو خواهم کرد و سپس دموکرات‌ها می‌آیند و می‌خواهند توافق کنند»

از این منظر، دموکرات‌ها برای پیشبرد هرگونه ابتکار قانونی ناچار خواهند بود از مسیرهایی مانند لوایح سالانه تخصیص بودجه استفاده کنند و در مواردی با جمهوری‌خواهان، به‌ویژه در سنا، به توافق برسند؛ چراکه انتظار نمی‌رود آنها بدون حمایت شماری از سناتورهای جمهوری‌خواه، اکثریت لازم (دو سوم پس از وتو رئیس‌جمهور) برای تصویب بسیاری از طرح‌ها را در اختیار داشته باشند.

گزارشی از شبکه خبری سی‌ان‌ان به بررسی مهم‌ترین اختیاراتی پرداخته است که دموکرات‌ها در صورت کسب اکثریت در مجلس نمایندگان یا سنا به دست خواهند آورد و اینکه چگونه می‌توانند از این ظرفیت‌ها برای اعمال فشار بر دولت ترامپ استفاده کنند.

هزینه زندگی و تورم؛ مهم‌ترین میدان رقابت سیاسی

بحران توان مالی خانوارها و افزایش هزینه‌های زندگی از جمله عواملی بود که موجب کاهش حمایت رأی‌دهندگان از جو بایدن، رئیس‌جمهور سابق آمریکا شد. اکنون همین مسئله می‌تواند به یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف سیاسی دونالد ترامپ تبدیل شود و موقعیت جمهوری‌خواهان را در انتخابات میان‌دوره‌ای تحت تأثیر قرار دهد.

دموکرات‌ها وعده داده‌اند که کاهش هزینه‌های زندگی را به یکی از اولویت‌های اصلی خود تبدیل کنند. سیاست‌های دولت ترامپ، هم به دلیل تشدید جنگ تجاری با دیگر کشورها بویژه چین که به تعرفه‌گذاری متقابل بر واردات کالاها و افزایش قیمت‌ها انجامید و هم به دلیل جنگ‌افروزی علیه ایران که با مسدود شدن تنگه هرمز و در ادامه کشیده شدن بحران به تنگه باب‌المندب موجب شکلگیری بحران انرژی و تورم سوخت شد، عامل اصلی افزایش هزینه‌های زندگی برای شهروندان بوده است.

با این حال بعید است که دموکرات‌ها بتواند کرسی‌های کافی برای لغو وتوی رئیس‌جمهور را به دست آورند؛ به همین دلیل، هرگونه تلاش برای کاهش تعرفه‌های تجاری اعمال‌شده از سوی ترامپ یا پایان‌دادن به جنگ علیه ایران، به حمایت بخشی از جمهوری‌خواهان نیاز خواهد داشت.

حکیم جفریز، رهبر دموکرات‌های مجلس نمایندگان، اعلام کرده است که حزب او گروه‌های کاری ویژه‌ای را برای بررسی راهکارهای کاهش قیمت‌ها در پنج حوزه کلیدی تشکیل می‌دهد:

  • مسکن؛
  • مراقبت‌های بهداشتی؛
  • خدمات مراقبتی برای افراد نیازمند؛
  • سوخت و خدمات عمومی؛
  • مواد غذایی و کالاهای مصرفی.

جفریز همچنین سه هدف فوری دموکرات‌ها را پایان‌دادن به جنگ برای کاهش قیمت انرژی، لغو کاهش بودجه برنامه بیمه درمانی اقشار کم‌درآمد و لغو تعرفه‌های اعمال‌شده از سوی ترامپ عنوان کرده است.

جنگ علیه ایران؛ محدودیت‌های کنگره در برابر اختیارات جنگی ترامپ

پایان‌دادن به جنگ علیه ایران احتملاً از مهمترین اولویت‌هایی است که در کنگره جدید از سوی اکثریت نمایندگان دنبال شود؛ با این حال، وادارکردن ترامپ به توقف عملیات نظامی با موانعی نیز روبه‌رو خواهد بود.

بر اساس قانون اختیارات جنگی آمریکا، ادامه عملیات نظامی بلندمدت به تأیید کنگره نیاز دارد. با این حال، برای بی‌اثرکردن وتوی احتمالی رئیس‌جمهور، کسب رأی دوسوم اعضای سنا، معادل ۶۷ رأی، ضروری است؛ موضوعی که نشان می‌دهد دموکرات‌ها برای پیشبرد چنین اقدامی ناچار به جلب حمایت شماری از جمهوری‌خواهان خواهند بود.

بودجه دولت؛ مهم‌ترین اهرم فشار دموکرات‌ها

یکی از مهم‌ترین ابزارهای قدرت دموکرات‌ها در صورت کسب اکثریت کنگره، نظارت بر هزینه‌کرد منابع مالی دولت فدرال خواهد بود. در واقع، توانایی این حزب برای اعمال فشار بر ترامپ و وادارکردن او به عقب‌نشینی از برخی سیاست‌ها، تا حد زیادی به امکان توقف، کاهش یا مشروط‌کردن تخصیص بودجه وابسته است.

دولت فدرال برای ادامه فعالیت خود به تصویب قوانین تأمین اعتبار از سوی کنگره نیاز دارد؛ موضوعی که در دوره‌های ریاست‌جمهوری ترامپ نیز بارها به مناقشه سیاسی و تعطیلی بخش‌هایی از دولت برای چندین ماه منجر شده است.

جمهوری‌خواهان پیش‌تر تلاش کرده‌اند با تأمین بودجه وزارت امنیت داخلی تا پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ، از سیاست‌های مهاجرتی دولت در برابر مداخلات احتمالی آینده دموکرات‌ها محافظت کنند. با این حال، دموکرات‌ها ممکن است در صورت کسب اکثریت، برای لغو یا تغییر این تخصیص‌های بودجه‌ای تلاش کنند؛ هرچند برای عبور از وتوی احتمالی ترامپ، به آرای بیشتری نیاز خواهند داشت.

به همین ترتیب، حتی اگر دموکرات‌ها نتوانند مستقیماً بودجه وزارت امنیت داخلی را تغییر دهند، ممکن است از ابزارهای نظارتی و فشارهای سیاسی برای تأثیرگذاری بر نحوه اجرای سیاست‌های این وزارتخانه استفاده کنند.

سقف بدهی؛ رویارویی مالی جدید در واشنگتن

یکی دیگر از پرونده‌هایی که احتمالاً به عرصه تقابل میان دولت ترامپ و کنگره دموکرات تبدیل خواهد شد، موضوع سقف بدهی عمومی آمریکاست.

جمهوری‌خواهان با تصویب طرح موسوم به «قانون بزرگ و زیبای» ترامپ، سقف بدهی دولت فدرال را ۵ تریلیون دلار افزایش دادند. با این حال، دموکرات‌ها در صورت کسب اکثریت ممکن است از مذاکرات مربوط به سقف بدهی به‌عنوان اهرمی برای پیشبرد مطالبات اقتصادی و سیاسی خود استفاده کنند.

البته این حزب خود نیز با یک چالش مالی جدی مواجه خواهد بود؛ چراکه لغو یا اصلاح برخی از کاهش‌های مالیاتی و هزینه‌ای مندرج در قانون مذکور، مستلزم تأمین منابع مالی قابل توجهی است. این مسئله حتی برای بخشی از دموکرات‌ها نیز دشوار خواهد بود؛ به‌ویژه در شرایطی که بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است.

مراقبت‌های بهداشتی؛ بازگشت مناقشه بر سر اوباماکر

افزایش یارانه‌های حق بیمه سلامت برای مشترکان قانون مراقبت‌های بهداشتی مقرون‌به‌صرفه، موسوم به «اوباماکر»، طی دو سال گذشته یکی از اولویت‌های اصلی دموکرات‌ها بوده است.

پاییز گذشته، اختلاف بر سر تداوم این یارانه‌ها به تعطیلی بی‌سابقه ۴۳ روزه دولت فدرال انجامید. دموکرات‌ها در آن مقطع تلاش کردند رهبران جمهوری‌خواه را برای تمدید کمک‌های بیمه‌ای که قرار بود در پایان سال ۲۰۲۵ منقضی شوند، تحت فشار قرار دهند.

با پایان‌یافتن دوره زمانی یارانه‌ها، هزینه پرداخت حق بیمه سلامت در سال جاری ۵۸ درصد افزایش یافته و چندین میلیون آمریکایی نیز پوشش بیمه‌ای خود را از دست داده‌اند.

با این حال، بازگرداندن دائمی این یارانه‌ها هزینه سنگینی برای دولت خواهد داشت. بر اساس برآورد دفتر بودجه کنگره، تمدید دائمی این کمک‌ها می‌تواند طی یک دوره ۱۰ ساله حدود ۳۵۰ میلیارد دلار هزینه در پی داشته باشد.

آغاز تحقیقات گسترده درباره عملکرد دولت ترامپ

در صورت بازگشت دموکرات‌ها به اکثریت کنگره، نظارت پارلمانی احتمالاً یکی از نخستین و ملموس‌ترین عرصه‌های تقابل با دولت ترامپ خواهد بود.

کسب اکثریت در مجلس نمایندگان یا سنا به دموکرات‌ها امکان می‌دهد جلسات استماع برگزار کنند، مقام‌های دولتی و سایر افراد مرتبط را برای ادای شهادت احضار کنند و تحقیقات گسترده‌ای درباره عملکرد نهادهای فدرال به جریان بیندازند.

یکی از محورهای احتمالی این تحقیقات، اقدامات ترامپ برای تعطیلی، تضعیف یا تغییر ساختار سازمان‌هایی خواهد بود که فعالیت آنها بر اساس مصوبات کنگره شکل گرفته است. دموکرات‌ها می‌توانند قانونی‌بودن این اقدامات، پیامدهای اجرایی آنها و میزان انطباقشان با اختیارات قانونی رئیس‌جمهور را زیر ذره‌بین قرار دهند.

در واقع، حتی اگر دموکرات‌ها نتوانند از طریق قانون‌گذاری سیاست‌های دولت را تغییر دهند، ابزار نظارتی کنگره می‌تواند هزینه سیاسی و اجرایی اقدامات ترامپ را افزایش دهد و دولت او را در معرض پاسخگویی بیشتری قرار دهد.

کمک‌های غذایی؛ چالش تازه برای ایالت‌های آمریکا

دموکرات‌ها همچنین احتمالاً یکی از مفاد «قانون بزرگ و زیبا» را که به تغییر سازوکار تأمین مالی برنامه کمک‌های غذایی منجر شده است، هدف قرار خواهند داد.

بر اساس این حکم، ایالت‌هایی که نرخ بالایی از پرداخت کمک‌های غذایی دارند، موظف خواهند شد بخشی از هزینه‌ها را بر عهده بگیرند. پیش از این، دولت فدرال تمام هزینه‌های مربوط را تأمین می‌کرد، اما قرار است این سازوکار از ماه اکتبر آینده برای بسیاری از ایالت‌ها تغییر کند.

این مقررات برخی ایالت‌ها را به سمت سخت‌گیرانه‌ترکردن فرایند ثبت‌نام، تمدید صلاحیت دریافت کمک‌ها و اعمال الزامات اداری و مستندسازی بیشتر سوق داده است.

بر اساس گزارش مرکز تحقیقات غذا و کار، از زمان امضای این قانون توسط ترامپ در ژوئیه ۲۰۲۵، بیش از ۵.۵ میلیون نفر مزایای کمک‌های غذایی خود را از دست داده‌اند.

با این حال، اجرای این تغییرات می‌تواند فشار مالی قابل توجهی بر بودجه ایالت‌ها وارد کند؛ آن هم در شرایطی که با ادامه بحران گرانی سوخت و هزینه‌های تولید و کالا در نتیجه جنگ ایران، بسیاری از آنها با محدودیت منابع مالی مواجه هستند. در نتیجه، ایالت‌ها ممکن است برای جبران هزینه‌ها به اقدامات سخت‌گیرانه‌تری روی آورند؛ روندی که می‌تواند دسترسی شمار بیشتری از شهروندان به کمک‌های غذایی را محدود کند.

آموزش عالی و وام‌های دانشجویی؛ تقابل بر سر سیاست‌های آموزشی

یکی دیگر از حوزه‌های اختلاف میان دو حزب، سیاست‌های مربوط به آموزش عالی و بازپرداخت وام‌های دانشجویی خواهد بود.

جمهوری‌خواهان میزان وام‌های فدرالی قابل دریافت برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی و والدین را کاهش داده و شرایط طرح‌های بازپرداخت وام دانشجویی را برای بسیاری از وام‌گیرندگان سخت‌گیرانه‌تر کرده‌اند.

جان وانسمیت، معاون ارشد روابط دولتی در شورای آموزش آمریکا، معتقد است دموکرات‌ها تلاش خواهند کرد تفاوت رویکرد دو حزب در این زمینه را برجسته کنند. این اقدام می‌تواند از طریق طرح لوایحی برای حفظ یا بازگرداندن مقررات حمایتی پیشین و وادارکردن جمهوری‌خواهان به اعلام موضع درباره آنها دنبال شود؛ حتی اگر ترامپ در نهایت چنین مصوباتی را وتو کند.

در کنار این موضوع، دموکرات‌ها می‌توانند تحقیقات نظارتی درباره تلاش دولت ترامپ برای انحلال وزارت آموزش و پرورش و انتقال مسئولیت‌های آن به سایر نهادهای فدرال را آغاز کنند.

محور اصلی این تحقیقات می‌تواند بررسی پیامدهای چنین تغییراتی بر کیفیت آموزش، دسترسی دانش‌آموزان به خدمات آموزشی و میزان تأثیرگذاری آنها بر عملکرد نظام آموزشی آمریکا باشد.

تأمین اجتماعی و مدیکر؛ پرونده‌ای حساس با راه‌حل‌های دشوار

با وجود نگرانی‌ها درباره آینده مالی برنامه‌های تأمین اجتماعی و مدیکر، انتظار نمی‌رود دموکرات‌ها در سال آینده ابتکار قانونی گسترده‌ای برای حل بحران پیش‌روی این دو برنامه ارائه دهند.

پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که ذخایر مالی این صندوق‌ها ممکن است در اوایل دهه ۲۰۳۰ به پایان برسد. با این حال، به نظر می‌رسد هیچ‌یک از دو حزب تمایل چندانی به ورود جدی به این پرونده پیچیده و سیاسی ندارند؛ دست‌کم تا زمانی که زمان احتمالی اتمام ذخایر به شکل ملموس‌تری نزدیک شود.

با وجود این، دموکرات‌ها ممکن است با ارائه لوایحی در زمینه افزایش پایداری مالی این برنامه‌ها، تلاش کنند رویکرد و راه‌حل‌های پیشنهادی خود را به افکار عمومی معرفی کنند و این مسئله را به یکی از محورهای رقابت سیاسی با جمهوری‌خواهان تبدیل سازند.

حوزه‌های احتمالی همکاری ترامپ و دموکرات‌ها

با وجود اختلافات عمیق میان ترامپ و دموکرات‌ها، برخی موضوعات همچنان می‌توانند زمینه‌ای برای همکاری محدود میان دو طرف فراهم کنند.

حکیم جفریز پس از دیدار اوایل سال جاری با جرد کوشنر، داماد ترامپ، برای گفت‌وگو درباره زمینه‌های احتمالی همکاری، با انتقاداتی از سوی برخی اعضای حزب خود مواجه شد. در این مذاکرات، موضوعاتی مانند مسکن و اصلاحات نظام عدالت کیفری مورد بحث قرار گرفت.

مسکن به‌ویژه می‌تواند یکی از معدود حوزه‌هایی باشد که امکان دستیابی به توافق میان دو حزب در آن وجود دارد. ترامپ همچنین پیش‌تر با زهران ممدانی، شهردار دموکرات نیویورک، درباره پروژه‌های مسکن و زیرساختی گفت‌وگو کرده است.

تجربه دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نیز نشان می‌دهد که چنین همکاری‌هایی غیرممکن نیست. در آن دوره، مهم‌ترین دستاورد قانون‌گذاری دوحزبی دولت ترامپ، تصویب قانون موسوم به «گام اول» بود که با هدف اصلاح نظام عدالت کیفری به تصویب رسید.

این قانون در ماه‌های پس از بازپس‌گیری کنترل مجلس نمایندگان توسط دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، با همراهی اعضای هر دو حزب به سرانجام رسید.

در مجموع، بازگشت احتمالی دموکرات‌ها به اکثریت کنگره می‌تواند توازن قدرت در واشنگتن را دگرگون کند. در چنین شرایطی، نظارت پارلمانی، کنترل بودجه و تحقیقات سیاسی به مهم‌ترین ابزارهای مهار دولت تبدیل خواهند شد؛ هرچند اختلافات حزبی و قدرت وتوی رئیس‌جمهور همچنان مانع بزرگی در برابر تغییرات بنیادین خواهد بود.

 

تگ ها :

انتخابات میاندوره‌ای ترامپ سیاست‌های ترامپ دموکرات‌ها کنگره جنگ ایران جنگ تجاری تعرفه‌ها حق وتو بیمه درمانی آمریکایی‌ها بدهی عمومی آمریکا

نظرات
نام :
پست الکترونیک :
* متن :
ارسال

گالری

تصویر

فیلم

جشن‌های خیابانی طرفداران داسیلوا

جشن‌های خیابانی طرفداران داسیلوا