الوقت- عصر دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، مولوی یوسف گرگیج، امام جماعت اهل سنت مسجد محمد رسولالله (ص) در زاهدان، مقابل درب منزل خود هدف حمله مهاجمان مسلح ناشناس قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله جان باخت.
این ترور، جدیدترین مورد در زنجیرهای از حملات به چهرههای دینی و امنیتی در استان سیستان و بلوچستان در ماههای اخیر است. چند روز پیش از این حادثه نیز یک روحانی سنی کرد در استان آذربایجان غربی ترور گشت.
وقتی به تحولات یکسال اخیر استان سیستان و بلوچستان نگاهی میاندازیم، میبینیم که گروهکهای تروریستی با انجام ترورهای کور و گاه هدفمند دنبال ناامنی و ایجاد جبهه جدید امنیتی بر علیه ج.ا.ایران هستند. بارها شده که این گروهکهای مزدور به پاسگاهها و یا مراکز دولتی و یا گشتهای پلیس حمله کردهاند و یا حتی با حمله کور به مردم، عملا ایجاد وحشت و نگرانی در میان مردم کردهاند. قضیه آدمربایی و دزدی هم که به نوعی با هدف ناامن نشان دادن استان سیستان و بلوچستان صورت میپذیرد.
اما به شهادت رساندن مولوی یوسف گرگیج از علمای ولایی و اهلسنت و بلوچ شهر زاهدان و امام جماعت مسجد محمد رسولالله (ص)، به نوعی نشان از گستاخی و پیشروی گروهکهای تروریستی دارد. بویژه که ایشان به عنوان یک چهره دینی و فعال فرهنگی، نقش بسزایی در ارائه روایت صحیح و تحلیل درست از قضایای اخیر منطقه سیستان و بلوچستان داشت و همواره از نقش دشمن در ایجاد تفرقه و دشمنی بین شیعه و سنی هشدار میداد.
مولوی گرگیچ، عالمی مردمی بود و ارتباطات مردم با او و مواضعی که وی در حمایت از وحدت اسلامی داشت، موجب تحسین سایر علمای شیعه و سنی بود و در عرصههای اجتماعی و مناسبتهای ملی و مذهبی، شخصی فعال بود.
بدون شک این اقدام تروریستی را گروههای تروریستی و عناصر تکفیری مزدور (بهویژه گروهک جیشالظلم) و مزدوران وابسته به سرویسهای جاسوسی کشورهای معاند انجام دادهاند.
هرچند تحقیقات امنیتی و قضایی برای شناسایی دقیق عناصر تروریستی و دستگیری و مجازات آنان در دستورکار است؛ اما باید برای پیشگیری از تکرار چنین حوادثی باید اقدامات اساسی صورت پذیرد. نباید از یاد برد که پشت پرده چنین ترورهایی در سه هدف مهم نهفته است:
هدف اول به ایجاد تفرقه مذهبی و قومی برمیگردد. هدف قرار دادن علمای اهلسنت که موضع همسو با نظام جمهوری اسلامی دارند؛ برای دشمنان وهابی و صهیونیستی ایران، یک هدف متداوم است و آنان برای ایجاد شکاف میان شیعه و سنی و دامن زدن به ناامنیهای قومی، ترور سایر علمای همسو را طراحی خواهند کرد؛ الگویی که برای هدایت جامعه به سمت افراطیگری در افغانستان و پاکستان هم پیگیری شده است.
هدف دوم ناامنسازی سیستان و بلوچستان میباشد. دشمنان آمریکایی، صهیونیستی و وهابی ایران و محور مقاومت از ترور چهرههای اعتدالی و معتقد به وحدت و تقریب مذاهب، دنبال ناامنسازی و ایجاد التهاب در مناطق شرقی ایران بویژه استان سیستان و بلوچستان میباشند.
اما هدف سوم به جنگ نیابتی سرویسهای جاسوسی مربوط میشود. از هر جنبه که به ترورها و ناامنیهای سیستان و بلوچستان نگریسته شود، میتوان رد پا و طراحیها سرویسهای جاسوسی- اطلاعاتی آمریکا و متحدانش در منطقه را دید. این موضوع نشان میدهد گروهکهای تجزیهطلب و تکفیری در جنوب شرق کشور از سوی سرویسهای اطلاعاتی منطقهای و فرامنطقهای (مانند سیا، موساد و غیره) پشتیبانی مالی و تسلیحاتی میشوند تا توان امنیتی کشور را در مناطق مرزی درگیر کنند.
بدون تردید هر بار که دشمن آمریکایی- صهیونیستی در جنگ رودررو با ایران دچار شکست و سردرگمی شده، شاهد ترورهای کور و حمله گروهکهای تروریستی به پاسگاههای مرزی و گشتهای پلیس و... بودهایم.
نکته پایانی این که آمریکا به نوعی در تنگه هرمز گرفتار شدهاند و تنها راه فرارش، حمایت و تجهیز گروهکهای تروریستی در مناطق مرزی شرقی و غربی است، اما هوشمندی نیروهای امنیتی و نظامی ایران، اجازه تحریک بیشتر به عناصر تروریستی جیشالظلم و...، نداده است و بیشک هم عاملین شهادت مولوی گرگیج پس از بازداشت به سزای عمل خود خواهند رسید، و هم سرویسهای جاسوسی- اطلاعاتی دخیل در طراحی چنین حملاتی شکست خواهند خورد.
