الوقت - در ادامه تجاوزات آمریکا علیه ایران، این روزها برخی رسانهها احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران را مطرح کردهاند. احتمالی که البته از سوی بسیاری از رساننهها و کارشناسان از پیش شکست خورده عنوان شده است. شبکه روسی «ریانووستی» هم به نقل از یک مقام نظامی ایرانی گزارش داد که جمهوری اسلامی ایران برای حمله زمینی احتمالی آمریکا کاملا آماده است. این منبع ایرانی که نامش فاش نشد، به ریانووستی گفت: «نیروهای مسلح ما سناریوهای مختلفی را برای مقابله با هرگونه حمله جدید از سوی آمریکا، به ویژه اگر واشنگتن اشتباه کند و حمله زمینی را آغاز کند، آماده کردهاند.» این مقام نظامی ایرانی تصریح کرد که تهدیدات «دونالد ترامپ» آمادگی عملیاتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را برای دفع تهاجم احتمالی افزایش داده است.
به طور کلی حمله هوایی و موشکی با حمله زمینی تفاوت اساسی دارد و بسیاری از کارشناسان معتقدند که اگرچه آمریکا از توانایی بالایی در اجرای عملیات هوایی برخوردار است، اما ورود نیروهای زمینی آمریکا به ایران با موانع راهبردی، جغرافیایی، لجستیکی و سیاسی روبهرو است؛ موانعی که باعث شده بسیاری از تحلیلگران، سناریوی اشغال یا تهاجم گسترده زمینی به ایران را بسیار پرهزینه و کماحتمال بدانند. با نگاهی به ارزیابیهای منتشر شده از سوی اندیشکدهها، رسانههای تخصصی و کارشناسان نظامی میتوان به برخی موانع تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران توجه داشت:
۱- وسعت جغرافیایی و توپوگرافی پیچیده ایران
بسیاری از کارشناسان نظامی، مهمترین مانع در برابر هرگونه حمله زمینی آمریکا به ایران را نه صرفاً توان نظامی ایران، بلکه جغرافیای این کشور میدانند. ایران با مساحتی نزدیک به یک میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع، حدود چهار برابر عراق و بیش از دو برابر افغانستان است. این وسعت، به گفته تحلیلگران، باعث میشود هر نیروی مهاجم برای پیشروی، تثبیت مناطق تصرفشده و حفاظت از خطوط تدارکاتی به حجم بسیار بزرگی از نیرو، تجهیزات و پشتیبانی نیاز داشته باشد.
در کنار وسعت، تنوع و پیچیدگی عوارض طبیعی ایران نیز از دید کارشناسان یک مزیت دفاعی مهم به شمار میرود. در غرب کشور، رشتهکوه زاگرس با صدها کیلومتر امتداد و گذرگاههای محدود، حرکت یگانهای زرهی و مکانیزه را دشوار میکند و فرصت مناسبی برای کمین، دفاع لایهای و جنگ فرسایشی در اختیار مدافعان قرار میدهد. در شمال نیز رشتهکوه البرز و مناطق جنگلی، تحرک نیروهای سنگین را محدود کرده و مسیرهای عبور را به چند محور اصلی کاهش میدهد.
در مرکز ایران نیز پهنههای وسیع کویری مانند دشت کویر و دشت لوت، با کمبود منابع آب، گرمای شدید، طوفانهای گرد و غبار و فاصله زیاد میان مراکز جمعیتی، چالشهای بزرگی برای جابهجایی نیروها و تأمین لجستیک ایجاد میکنند. کارشناسان معتقدند عبور از چنین مناطقی نیازمند شبکه گستردهای از پشتیبانی، سوخترسانی، تعمیر و نگهداری تجهیزات و حفاظت مداوم از کاروانهای تدارکاتی است.
از منظر عملیاتی نیز، وسعت سرزمینی ایران به این معناست که حتی در صورت نفوذ اولیه، نیروهای مهاجم باید صدها کیلومتر در عمق خاک کشور پیشروی کنند، در حالی که هرچه فاصله آنها از پایگاههای پشتیبانی بیشتر شود، آسیبپذیری خطوط تدارکاتی نیز افزایش مییابد. تجربه جنگهای مدرن نشان داده است که بسیاری از ارتشها نه در خط مقدم، بلکه به دلیل اختلال در زنجیره تأمین و پشتیبانی دچار مشکل میشوند.
تحلیلگران الجزیره در بررسی سناریوی حمله زمینی به ایران تأکید کردهاند که این ویژگیهای جغرافیایی، «برتری دفاعی طبیعی» برای ایران ایجاد میکند؛ به این معنا که مدافعان با اتکا به موانع طبیعی، میتوانند هزینه پیشروی نیروهای مهاجم را بهطور قابل توجهی افزایش دهند. به اعتقاد این تحلیلگران، همین عوامل سبب شده است که بسیاری از ارزیابیهای نظامی، اشغال سرزمینی ایران را گزینهای بسیار پرهزینه و از نظر عملیاتی غیرواقعبینانه بدانند.
۲- نیاز به نیروی انسانی بسیار گسترده
«مارک کانسیان» (Mark Cancian)، مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، معتقد است آمریکا برای عملیات تغییر نظام یا اشغال ایران به صدها هزار نیروی زمینی نیاز خواهد داشت؛ ظرفیتی که اکنون در منطقه وجود ندارد و انتقال آن نیز زمانبر و پرهزینه است. وی تأکید میکند استقرارهای فعلی آمریکا بیشتر برای حملات هوایی و عملیات محدود مناسب است، نه یک جنگ زمینی گسترده. بنابراین یکی از مهمترین موانع پیشروی زمینی آمریکا در ایران، کمبود نیروی زمینی آمریکاست.
۳- چالش عظیم لجستیکی
یکی دیگر از موانع مهم، حفظ خطوط تدارکاتی است. کارشناسان میگویند هرچه نیروهای مهاجم بیشتر وارد عمق خاک ایران شوند، تأمین سوخت، مهمات، تجهیزات، خدمات پزشکی و پشتیبانی دشوارتر خواهد شد. در یادداشت الجزیره آمده است که مقیاس جغرافیایی ایران باعث میشود عملیات نظامی بهصورت «غیرخطی» پیچیده شود؛ یعنی تنها افزایش تعداد نیرو کافی نیست، بلکه شبکه عظیمی از پشتیبانی نیز باید ایجاد شود.
این در حالی است که بر اساس ارزیابی اندیشکده CSIS و همچنین مؤسسه NEMO، آرایش فعلی نیروهای آمریکا در منطقه برای عملیاتهای محدود، حملات ویژه یا یورشهای ساحلی مناسب است، اما نشانهای از آمادهسازی زیرساخت لازم برای یک تهاجم سراسری دیده نمیشود. به گفته این تحلیلها، آمریکا هنوز یگانهای زرهی، تجهیزات مهندسی، انبارهای لجستیکی و ظرفیت حملونقل لازم برای اشغال ایران را مستقر نکرده است.
4- توان دفاع نامتقارن ایران
کارشناسان نظامی معتقدند ایران طی سالهای گذشته ساختار دفاعی خود را بر پایه جنگ نامتقارن طراحی کرده است؛ ساختاری که میتواند حرکت نیروهای مهاجم را با موشک، پهپاد، کمین، جنگ چریکی و حملات به خطوط پشتیبانی با هزینه بالا مواجه کند. سرهنگ «نضال ابوزید»، تحلیلگر نظامی، به الجزیره گفته است به همین دلیل آمریکا در صورت اقدام زمینی، احتمالاً تنها به عملیاتهای محدود نیروهای ویژه برای خرابکاری یا جمعآوری اطلاعات فکر خواهد کرد، نه اشغال گسترده خاک ایران. کارشناسان غربی بارها تجربه عراق و افغانستان را یادآوری کردهاند. به اعتقاد آنها، یک جنگ زمینی جدید میتواند هزاران کشته و زخمی، هزینههای مالی بسیار سنگین و فرسایش طولانیمدت برای آمریکا به همراه داشته باشد.
تحلیلگران رویترز نیز هشدار دادهاند که گسترش جنگ با ایران میتواند آمریکا را وارد یک درگیری طولانی و پرهزینه کند و با مخالفتهای داخلی روبهرو شود.
کارشناسان معتقدند حتی اگر آمریکا بتواند در برخی مناطق پیشروی کند، حفظ مناطق تصرفشده چالش اصلی خواهد بود. تحلیل مؤسسه Stratfor تصریح میکند که عملیات تغییر حکومت یا اشغال ایران علاوه بر ریسکهای نظامی، با موانع سیاسی، اجتماعی و راهبردی گسترده روبهرو خواهد شد و بدون حمایت منطقهای و داخلی، موفقیت آن بسیار بعید است. در واقع جمعبندی بسیاری از کارشناسان این است که اگر آمریکا دست به اقدام زمینی بزند، احتمالاً بهجای تهاجم گسترده، از عملیاتهای محدود نیروهای ویژه، حملات ساحلی کوتاهمدت یا تصرف موقت برخی نقاط حساس استفاده خواهد کرد.
«جان فیلیپس»، مشاور امنیتی و مربی سابق نظامی، به الجزیره گفته است آرایش فعلی نیروهای آمریکا بیشتر با سناریوهایی مانند تصرف موقت برخی جزایر یا عملیات محدود برای بازگشایی مسیرهای دریایی همخوانی دارد، نه اشغال ایران. همچنین سرهنگ نضال ابوزید نیز تأکید میکند سناریوی محتمل، عملیات ویژه با خروج سریع است، نه ورود گسترده نیروهای زمینی.
