سایت تحلیلی خبری الوقت | Alwaght Website

انتخاب سردبیر

خبر

بیشترین بازدید

روز هفته ماه

پرونده ها

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

undefined
بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

undefined
طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

undefined
کاروان‌های دریایی کمک به غزه

کاروان‌های دریایی کمک به غزه

undefined
جنگ 12 روزه

جنگ 12 روزه

undefined
گاه‌شمار جنگ غزه

گاه‌شمار جنگ غزه

undefined
توافق صلح ایران و عربستان

توافق صلح ایران و عربستان

undefined
طوفان الاقصی

طوفان الاقصی

تندروهای صهیونیست‌ باد کاشتند پس طوفان درو می‌کنند!
فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

undefined
معامله قرن

معامله قرن

undefined
اختلافات ترکیه و آمریکا

اختلافات ترکیه و آمریکا

undefined
New node

New node

تحولات ترکیه

تحولات ترکیه

undefined
آزادسازی موصل

آزادسازی موصل

آزادسازی موصل یا نبرد بازپس گیری موصل از اشغال گروه تروریستی داعش، عملیات نظامی منظم و کلاسیکی است که از روز دوشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ به فرمان حیدر العبادی نخست وزیر عراق برای پس گرفتن موصل از سیطره داعش آغاز شد. موصل مرکز استان نینوا و دومین شهر بزرگ عراق در تابستان ۲۰۱۴ به اشغال گروه داعش درآمد و از آن زمان ابوبکر بغدادی، خلافت خودخوانده خود را در این هشر استقرار نمود. عملیات آزادسازی موصل از نوع جنگ‌های شهری منظم به شمار می‌رود.
آزادسازی حلب

آزادسازی حلب

پس از آن که دیدبان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن؛ اوایل هفته جاری اعلام کرد که 60 درصد از مناطق شرقی حلب توسط ارتش سوریه از اشغال گروه‌های تروریستی آزاد شده است، حال منابع خبری امروز اعلام کرده‌اند؛ با پیشروی سریع و برق‌ آسای ارتش سوریه طی چند روز گذشته، مناطق تحت کنترل دولت سوریه در شرق حلب، به میزان 80 درصد رسیده است.
New node

New node

New node

New node

سازمان القاعده

سازمان القاعده

سازمان القاعده القاعده پس از 2001 دچار دگرگوني‌هاي چشم¬گيري شد. ساختار هرمي آن جاي خود را به ساختاري داد كه زيرمجموعه‌ها در آن با استقلال عمل فعاليت مي‌كردند. اين تحول اگرچه تسلط مركز بر پيرامون را تقليل داد اما بر گستره و توالي عمليات القاعده در كشورهاي مختلف خاورميانه افزود. با اين حال توان عملياتي كلان القاعده در اثر اين دگرگوني تا حدود زيادي تحليل رفت. القاعده پس از بمب‌گذاري‌هاي لندن در 2005، تاكنون نتوانسته است عمليات موفقيت آميزي در كشورهاي غربي انجام دهد. افزون بر اين، گسترش دامنۀ منطقه اي فعاليت هاي القاعده به كشته و دستگير شدن بسياري از رهبران و كادرهاي اصلي آن انجاميد. با اين حال تمامي اين چالش‌ها مانع تداوم فعاليت القاعده نشد. زيرمجموعه هاي آن در عراق، يمن، افغانستان، پاكستان، سومالي و ديگر كشورها و مناطق فعال باقي ماندند. تشكيلات القاعده تشكيلات القاعده در سال 1988 توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه با "اتحاد جماهير شوروي" در افغانستان تأسيس شد. القاعده از سازمان "مكتب الخدمة" كه هدف آن مسلح‌ كردن و آموزش مجاهدين اسلامي براي جنگ با شوروي بود گسترش و پيشرفت يافت. اين سازمان از حمايت و پشتيباني دولت‌هاي اسلامي به ‌ويژه عربستان سعودي و پاكستان و همچنين ايالات متحده آمريكا برخوردار بود. در سال 2000 ايمن ظواهري سازمان "جهاد اسلامي مصر" را با سازمان القاعده ادغام كرد و به شخص دوم اين تشكيلات تبديل شد. خاستگاه اصلي القاعده را بايد "وهابيت" برشمرد كه خود ريشه در جنبش سلفي، مذهب حنبلي و پيروان اهل حديث دارد. رهبران، نظريه پردازان و بسياري از اعضاي القاعده يا وهابي‌اند يا از پيروان مذاهب حنبلي و حنفي كه به وهابيت تمايل زيادي دارند. القاعده را جنبشي سلفي نيز دانسته‌اند، زيرا پيشوايان آن، يعني "احمد بن حنبل" و "ابن تيميه" از نخستين مدعيان سلفي‌گري بوده‌اند. اين تفكر با دريافت خاص خود از توحيد و تكيه بر استدلال‌هاي ظاهرگرايانه بسياري از مسلمانان را كافر مي‌داند و نوك اين ويژگي تكفيري خود را به طور خاص متوجه شيعيان كرده است. ايدئولوژي القاعده بر چهار ركن سلفي‌گري، راديكاليسم، شيعه ستيزي و غرب ستيزي استوار است. از آنجا كه دو ركن آخر بر آمده از ويژگي سلفي‌گري است، به اختصار مي‌توان آن را ايدئولوژي "سلفي راديكال" ناميد. از نگاه آنان، دين يك نظام ساده حقوقي است كه از جانب خداوند براي رهايي بشر از عذاب دنيوي و اخروي نازل شده و تكاليفي را بر او واجب كرده است. به همين دليل بشر براي سعادت دنيا و آخرت بايد به عبادت و اطاعت خدا بپردازد. به رغم تداوم فعاليت، القاعده از نيمۀ دهۀ گذشته دچار چالش‌هاي بزرگي شد كه آيندۀ آن را در هاله‌اي از ابهام فرو برد. چهار چالش عمدۀ القاعده در اين سال ها به ترتيب اهميت عبارتند از: - تنزل جايگاه در جهان اسلام: در نظرسنجي هاي پس از يازده سپتامبر، القاعده از مقبوليت و محبوبيت قابل توجهي در كشورهاي اسلامي برخوردار بود. اين جنبش در ذهن بسياري از مسلمانان متشكل از جهادگراني بود كه پس از آزادسازيِ افغانستان از اشغال ملحدان، مبارزه با ظلم و ستم در ابعاد داخلي (در برابر رژيم‌هاي فاسد منطقه) و خارجي (در برابر امريكا و غرب) و دفاع از منافع جهان اسلام را سرلوحۀ فعاليت هاي خود قرار داده‌اند. اين نوع نگاه در ابتدا با توجه به گفتمان ظلم‌ستيز و جهادگرايانۀ القاعده چندان غيرمنتظره نمي‌نمود. اما با روشن شدن پيامدهاي عملكرد القاعده بر جهان اسلام، به ويژه اشغال افغانستان و عراق و نيز گسترش فعاليت‌هايي كه بيش از هر چيز جان و مال مسلمانان و بي‌گناهان را هدف مي‌گرفت، طرفداري از گفتمان القاعده به تدريج رو به كاهش نهاد. به طور مشخص از سال‌هاي 2005 و 2006 محبوبيت القاعده و پشتيباني از آن در ميان مسلمانان رو به تنزل نهاد، به نحوي كه در 2010 طرفداري از القاعده نسبت به 2001 به نيم كاهش يافت. تنزل هواداري از القاعده به معناي كاهش حمايت پرسنلي و مالي به ويژه از زيرمجموعه‌هاي اين سازمان مي‌باشد. پيامدهاي اين واقعيت را در عراق، يمن و مغرب شاهد بوديم؛ - بهار عربي: دومين چالش، خيزش‌هاي فراگير و مردميِ 2011 در خاورميانه مي‌باشد. اين تحركات در سه جهت براي القاعده پيامدهاي منفي در بر داشت: نخست آنكه تبليغات عليه رژيم‌هاي حاكم كه پيشتر يكي از ابزارهاي اساسي القاعده براي جلب حمايت و توجيه عملكردش نزد مسلمانان بود، با توجه به حضور گستردۀ مردم در اعتراضات ضدرژيم، كارآيي خود را در جذب نيروهاي جوان و پشتيباني مالي از القاعده در ميان شهروندان عرب از دست داد. دوم آنكه تقريباً تمامي نيروهاي فعال در زندگي سياسيِ منطقه – به جز القاعده – در اين تحولات حضور داشتند. تصويري كه دوري القاعده از جوامع عربي را به خوبي به نمايش گذاشت. سوم آنكه، مردمي بودن تحولات و حاشيه‌اي بودن نقش آمريكا و در واقع غافلگيريِ اين كشور از سرعت و گسترۀ تحولات و نيز تضاد آمريكا با برخي از رژيم‌هاي عرب، امكان بهره‌گيري تبليغاتي القاعده از حضور امريكا را از بين برد؛ - حذف رهبر كاريزماتيك: مرگ بن لادن بزرگترين چالش القاعده در طول سال‌هاي فعاليت آن بود. جنبش‌هاي اسلام‌گرا اغلب بر محور شخصيتي كاريزماتيك و نيرومند به فعاليت مي‌پردازند. نگاهي به جنبش‌هاي اسلام‌گراي قرن بيستم در خاورميانۀ عربي نشان مي‌دهد كه حذف رهبريِ كاريزماتيك از صحنه، اغلب به معناي زمين‌گير شدن و آغاز زوال چنين جنبش‌هايي بوده است. افزون بر اين، شخصيت جذاب و محبوبيت بن لادن در ميان اعضاي القاعده و توان سخنوريِ وي نقشي اساسي در تحكيم وحدت سازمانيِ القاعده داشته است. مرگ بن لادن علاوه بر حذف چهرۀ كاريزماتيك و وحدت‌بخشِ القاعده، اين جنبش را با چالش جانشيني روبه رو كرد؛ - بحران جانشيني: هشت هفته پس از مرگ بن لادن اعلام شد كه أيمن الظواهري به جانشيني وي انتخاب شده است. اين فاصلۀ زماني به خوبي گوياي اختلافات دروني القاعده بر سر انتخاب جانشين است. حتي اگر اين تأخير را، بنا بر تحليلي، ناشي از دشواري برگزاري سريع نشست اعضاي عالي‌رتبۀ القاعده براي انتخاب رهبر بدانيم، عدم بيعت زودهنگام زيرمجموعه هاي القاعده اين تحليل را زير سوال برد. تأخير در بيعت ساير زيرمجموعه هاي القاعده، نشان از تأثير چالش جانشيني بن لادن بر وحدت سازماني القاعده مي باشد. افزون بر فقدان اجماع بر سر الظواهري، وي چهره‌اي كاريزماتيك به حساب نمي‌آيد و از شخصيت و قدرت سخنوري بن لادن و اثرگذاري وي در رهبران و كادرهاي القاعده برخوردار نيست. از ديد برخي وي بيشتر براي مديريت يك اداره يا شركت مناسب است تا رهبري يك جنبش جهاني. مجموعۀ چهار چالش فوق، القاعده را در بستر اصلي و در حال دگرگوني فعاليتش، خاورميانه، به حاشيه رانده است. مرگ بن لادن بزرگترين ضربه‌اي بود كه به القاعده وارد شد. اگرچه الظواهري به عنوان ايدئولوگ القاعده معروف است اما وي به وضوح از صفات لازم براي رهبري جنبشي گسترده همچون القاعده برخوردار نيست. وضعيت فعلي القاعده در حالي كه كمتر از سه سال از كشته شدن اسامه بن لادن، بنيان گذار القاعده نگذشته است كه طيف هاي جوان‌تر و نوظهور القاعده پاگرفته و اقدامات انتحاري را در برخي از كشورهاي منطقه انجام مي دهند. اين در حالي مي باشد كه در سال هاي گذشته، القاعده به لحاظ سازماني و ايدئولوژي در مسير تنزل و عقب نشيني بود. روند ظهور مجدد اين سازمان تروريستي در برخي از كشورهاي منطقه را مي توان به شرايط بحراني و بعضاً هرج و مرج داخلي اين كشورها بي ارتباط ندانست. چرا كه خلأ ايدئولوژي در جهان عرب به واسطه شكست حكومت‌هاي اصلاح طلب، بازار سازمان القاعده و ايدئولوژي القاعده گرايي را در جهان عرب رونق بخشيده است. به بيان ديگر، بسياري از مخالفان انقلاب هاي عربي، كه خواهان حفظ ديكتاتورهاي سابق در قدرت بودند و يا خواهان قدرت‌يابي ديكتاتورهاي ديگر و بعضاً بازگشت آن‌ها بودند، نسل جديدي از القاعده نوين را پايه گذاري كرده‌اند. سازماني كه بسياري از اعضاي قديمي و كليدي آن در سال‌هاي گذشته كشته شدند، با گفتمان جديد و با هدف تغيير در جهان اسلام، تنها از طريق جهاد خشونت‌آميز و تروريسم، سعي در پياده نمودن پارادايم خود دارند. در اين بين جماعت اخوان المسلمين به عنوان دشمن محوري القاعده، كه چند سالي در مسير تسلط بر سياست‌هاي جهان عرب، تغييراتي را به وجود آورد، نقش مهمي در تقويت اين گروه نوين بازي كرد. هر چند كه اخوان در ادامه حركت خود، دچار چالش هاي جدي شده است، اما توانست اثبات كند كه تغيير واقعي در جهان عرب بدون تروريسم و اقدامات خشن هم امكان دارد. بر همين اساس، بسياري از تحليلگران، ظهور نسل جديد از گروه القاعده را پيش بيني كردند. نكته قابل تأمل اينكه، نوظهوران و وابستگان به القاعده نوين خيز بلندي از دمشق تا بغداد و بيروت برداشته اند و در سال گذشته خشونت و افراطي‌گرايي هاي فراواني را انجام داده اند. القاعده اي كه در عراق صحبت از شكست و محو جدي آن بود، مجدداً احيا شده و اقداماتي مرگبارتر از گذشته انجام مي‌دهد. امروز گروه دولت اسلامي عراق و شام، داعش بار ديگر براي به دست گرفتن مناطق غربي عراق در حال جنگيدن است. حتي اين گروه با ائتلاف با جبهه النصره در سوريه شكوفاتر شده است و به همراه يكديگر براي نابودي منطقه تلاش مي كنند. بر همين اساس، خشونت فرقه اي بين شيعه و سني چندين برابر شده است. بسياري از جهادي‌هايي كه از اروپا روانه سوريه شده‌اند در آتش القاعده نوين در حال سوختن مي باشند. تلاش گردان‌هاي تروريستي چون (گردان‌هاي عبدا… عزام) براي كشاندن جنگ فرقه‌اي از سوريه به لبنان و عراق است. حتي حمله به سفارت ايران در بيروت و ساير اقدامات انتحاري چون بمب گذاري را در مناطق شيعه نشين در دستوركار خود دارند
گروه داعش

گروه داعش

دولت اسلامي عراق و شام يا داعش به عنوان گروهي منشعب از القاعده محسوب مي شود كه از منظر گرايشات عقيدتي و فكري و همچنين جنبه رفتاري رويكرد يكساني با القاعده دارد. با اين حال رفتارهاي اين گروه تروريستي در طول يك دهه گذشته و به خصوص چند سال اخير نشانگر راديكال تر و خشن تر بودن اين گروه در مقايسه با القاعده است و داعش با توجه به جدايي از القاعده و پيدايش اختلافاتي بين آن دو به عنوان مخوف‌ترين و قدرتمندترين گروه تروريستي در عرصه خاورميانه ظهور كرده است. هر چند كه داعش در شكل كنوني آن محصول بحران سوريه و گسترش اختلافات و منازعات منطقه اي بعد از 2011 است، اما ريشه ها و روند قدرت گرفتن آن به دوره پس از صدام در عراق يعني از سال 2003 به بعد مربوط است. حمله آمريكا به عراق در سال 2003 فرصت و فضاي مناسبي را براي حضور و نقش آفريني گروههاي مسلح و تروريستي مختلف از جمله گروههاي مرتبط با القاعده در اين كشور بوجود آورد. بر اين اساس گروههاي مسلح مختلفي به خصوص در سالهاي پس از 2004 در عراق ظهور كرد كه با جذب نيرو و منابع مالي در تلاش بودند كه با نيروهاي نظامي آمريكايي و همچنين نيروهاي عراقي مقابله كنند. يكي از مهمترين اين گروهها جماعه التوحيد و الجهاد بود كه به رهبري ابومصعب زرقاوي در سال 2004 تشكيل شد. پس از آنكه زرقاوي بيعت خود با اسامه بن لادن رهبر القاعده را اعلام كرد به تنظيم القاعده في بلاد الرافدين تبديل شد و همچنين به اين گروه القاعده عراق نيز اطلاق مي شد. زرقاوي بعد از آزادي از زندان در اردن در سال 1999 رهبري بخشي از داوطلبان جهادي در افغانستان را برعهده داشت، اما در سال 2001 از اين كشور به شمال عراق فرار كرد و در آنجا به گروه انصارالاسلام پيوست و سپس با ايجاد القاعده عراق، وفاداري خود به رهبري شبكه جهاني القاعده را بيان داشت. القاعده عراق به تدريج به اصلي ترين گروه تروريستي در عراق تبديل شد و بيشترين انفجارها و اقدامات تروريستي از سوي اين گروه صورت گرفت. از جمله مهمترين اقدامات القاعده عراق كه در پي ايجاد فتنه مذهبي و جنگ داخلي در عراق بود، انفجار حرم شريف امامين عسگرين در سامرا در سال 2006 بود. اين تشكل عمليات تروريستي خود را به اندازه اي افزايش داد كه به يكي از قوي ترين گروههاي مسلح در صحنه عراق تبديل شد و شروع به گسترش نفوذ خود در مناطق گسترده اي از عراق كرد تا اينكه در سال 2006،‌ زرقاوي علنا در يك نوار ويدئويي تشكيل آنچه را " شوراي مجاهدين" خواند به سركردگي عبدالله رشيد البغدادي اعلام كرد. پس از كشته شدن زرقاوي توسط نيروهاي آمريكايي در سال 2006، ابوحمزه المهاجر به سركردگي اين گروه تعيين شد و در پايان همان سال دولت اسلامي عراق به سركردگي ابوعمر البغدادي تشكيل شد. دولت اسلامي عراق به عنوان گروهي تروريستي و شاخه القاعده در عراق در شكل جديد خود تحت رهبري ابوعمر البغدادي تلاشهاي خود براي ايجاد ناامني در عراق را ادامه داد، با اين حال اين گروه از سال 2008 با افول و كاهش قدرت و تاثيرگذاري در عراق مواجه شد. شكل گيري نيروهاي الصحوه يا بيداري از ميان عشاير سني عراق براي مقابله با القاعده عراق و اقدامات نظامي و امنيتي در مقابل آن باعث تضعيف جدي اين گروه شد. در 19 آوريل 2010، نظاميان آمريكايي و عراقي طي يك عمليات نظامي در منطقه الثرثار، منزلي را هدف قرار دادند كه ابوعمر البغدادي و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند و پس از درگيريهاي شديد ميان دو طرف، اين منزل هدف حملات هوايي قرار گرفت و در نتيجه آن دو سركرده تروريستها به هلاكت رسيدند. يك هفته بعد، اين گروه تروريستي در بيانيه اي هلاكت البغدادي و المهاجر را رسما اعلام كرد و پس از حدود ده روز، مجلس شوراي دولت اسلامي عراق تشكيل جلسه داد و ابوبكر البغدادي را به عنوان جانشين ابوعمر البغدادي انتخاب كرد. هر چند در اين دوره دولت اسلامي عراق در مرحله ضعف بود، اما بحران سوريه فرصتهاي نويني را براي اين گروه ايجاد كرد و البغدادي با بهره گيري از آن توانست به جايگاه و نقش آفريني عمده اي در معادلات عراق و سوريه بپردازد. بحران سوريه از چند منظر باعث ايجاد فرصت براي گروه تروريستي دولت اسلامي عراق شد. اول اينكه سوريه با توجه به مجاورت جغرافيايي و پيوستگي سرزميني با عراق فضاي عملياتي مناسبي را براي افزايش قدرت و نقش آفريني اين گروه بوجود آورد. دوم اينكه گسترش بحران و رقابتهاي منطقه اي و افزايش تنشهاي مذهبي و فضاي افراط گرايانه در منطقه منابع انساني و مالي گسترده اي را براي گروه دولت اسلامي عراق فراهم ساخت. با توجه به شرايط جديد سوريه ابوبكر بغدادي يكي از معاونان خود به نام ابومحمد الجولاني را به سوريه فرستاد كه منجر به شكل گيري گروه جبهه النصره در سوريه در 2011 شد. جبهه النصره تا سال 2013 به عنوان گروهي وابسته به القاعده در سوريه معروف بود و توانست با جذب نيرو و منابع مالي به يكي از بازيگران مهم معارض در اين كشور تبديل شود. در حالي كه گزارشهاي اطلاعاتي از رابطه فكري و تشكيلاتي اين گروه با شاخه دولت عراق اسلامي پرده برداشت، در نهم آوريل 2013، ابوبكر البغدادي در يك پيام صوتي اعلام كرد كه جبهه النصره امتداد دولت اسلامي عراق است و تشكيل آنچه دولت اسلامي عراق و شام خواند با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامي عراق اعلام كرد. اما طولي نكشيد كه يك نوار صوتي منتسب به ابومحمد الجولاني پخش شد كه در اين نوار از رابطه خود با دولت اسلامي عراق سخن گفت، اما وي ايده ادغام با اين گروه را نپذيرفت و بيعت خود را با شبكه القاعده تحت رهبري ايمن الظواهري اعلام كرد. بر اين اساس به رغم تاكيد ايمن الظواهري بر انحلال داعش و فعاليت جداگانه دولت اسلامي در عراق و جبهه النصره در سوريه، البغدادي بر ادامه حيات داعش تاكيد كرد. بر اين اساس بود كه اختلافات مهمي بين البغدادي و ايمن الظواهري و درگيريهاي بين جبهه النصره و داعش رخ داد. با اين حال داعش توانست به نقش آفريني گسترده تري در سوريه بپردازد و جايگاه خود را در اين كشور با تصرف برخي مناطق تثبيت كند. داعش پس از تقويت خود در سوريه بتدريج حضور و نقش آفريني خود در عراق را نيز گسترش داد. داعشي‌ها كه در طول سال 2013 حضور پراكنده اي در عراق داشتند، از ابتداي 2014 نقش خود در اين كشور را بسيار توسعه دادند. بر اين اساس بود كه آنها توانستند بر مناطق گسترده اي از عراق در استان الانبار مسلط شوند و شهرهاي مهم رمادي و فلوجه را به تصرف خود درآورند. هر چند نيروهاي عراقي توانستند مناطق مهمي از جمله رمادي را از كنترل داعش خارج سازند، اما شهرهايي مانند فلوجه همچنان در دست داعش باقي ماند. در حالي كه ارتش عراق در حال تشديد اقدامات اطلاعاتي و نظامي خود براي خارج ساختن داعش از فلوجه بود، مرحله جديدي از عمليات نظامي و پيشرويهاي اين گروه در استانهاي صلاح الدين، نينوا، ديالي و كركوك آغاز شد. داعش بعد از ناكامي در تصرف سامرا به موصل حمله كرد و توانست بر اين شهر مسلط شود. سپس پيشرويهاي داعش به سوي ساير مناطق عراق ادامه يافت و از جمله باعث تسلط بر تكريت شد. در حال حاضر داعش بر مناطق قابل توجهي از سوريه به خصوص قسمتهاي شرقي مانند الرقه و همچنين بخش‌هاي مهمي از مركز و غرب عراق مسلط است. در چنين شرايطي كه با گسترش توان مالي و انساني داعش و همكاري برخي گروههاي محلي با آن همراه است، تهديدات مختلف ناشي از آن در منطقه در حال گسترش است.
جنبش گولن

جنبش گولن

جنبش گولن طی سال‌های اخیر، جریانی در ترکیه رشد کرده که اگر چه خود را وامدار اندیشه‌های سعید نورسی عالم برجسته ترک می‌داند، اما از جهات گوناگون به ارائه الگویی نوین پرداخته است. این جریان که عموماً با نام رهبر آن فتح‌الله گولن آمیخته است، تحت عناوینی هم‌چون جماعت خدمت، جریان نورچی و جماعت گولن نیز شناخته می‌شود. این جریان نه تنها در ترکیه نوین به عنوان یکی از جریان های مهم شناخته شده، بلکه در سطح منطقه نیز جریانی تاثیرگذار محسوب می شود و طی سال های گذشته، رشدی فزاینده در مناطقی همچون بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز، افریقا و حتی امریکا داشته است. شخصیت ودیدگاه های گولن درباره گولن و شخصیت او دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی از شاگردان گولن به او لقب خواجه افندی داده اند؛ زیرا وی هم تحصیلات سنتی دینی داشته و هم به فلسفه غرب و به ویژه فلسفه کانت تعلقی ویژه دارد. برخی دیگر از افراد جماعت، او را به چشم حضرت مهدی (عج) نگاه می کنند. برخی دیگر او را یک واعظ ساده مذهبی می دانند که بواسطه نوع سخنرانی هایش در میان مردم مشهور شده است. برخی نیز او را یک مصلح بزرگ دینی و پیام آور صلح و آشتی اسلام با دموکراسی تلقی می کنند. مخالفان وی نیز او را فردی دروغگو و فریبکار توصیف می کنند که حتی جرات بازگشت به ترکیه را نیز ندارد. عده ای نیز اعتقاد دارند گولن با شخصیت بت گونه ای که به هوادارانش داده، تصویری نژادپرست، ناسیونالیست و بیگانه از دیگران، از جماعت خود ترسیم کرده است. تکبر و خوار شمردن کسانی که خارج از جماعت هستند، به رویه ای معمولی تبدیل شده است. به نحوی که نزد پیروان این جماعت، غیر از گولن، سایر علمای جهان اسلام بی اطلاع هستند و درک درستی از مسایل ندارند. (DAĞ, 2014) به هر حال فارغ از آنکه قضاوتی درباره تعارف فوق از گولن و شخصیت وی داشته باشیم، واقعیت آن است که امروز نام فتح الله گولن با اصطلاح اسلام روشنگر یا معتدل ترک که بسیاری از پژوهندگان از آموزه هاو جهان بینی آن با عنوان «پارادایم اسلام اجتماعی» یاد می کنند، گره خورده است.( فلاح، 207:1389-205) در حقیقت فتح الله گولن در ترکیه به عنوان پدر اسلام اجتماعی معروف است و وی را بنیانگذار و رهبر جنبش گولن می‌خوانند. همچنین برخی از کتاب های گولن از پرفروش ترین کتاب ها در ترکیه و حتی سایر کشورهای اسلامی بوده اند. مدارس او در بیش از 160 کشور جهان فعالیت می کنند و آراء و افکار وی را به شاگران خود منتقل می کنند. جماعت خدمت(جریان گولن) آنچه امروز به نام جریان گولن یا جماعت خدمت معروف است، حاصل اندیشه ها و تلاش های محمد فتح الله گولن است. وی به عنوان یکی از شاگردان مکتب نورسی، تلاش زیادی جهت مدرن کردن جنبش نور انجام داد. وی که مشهورترین واعظ، نویسنده و تدریس کننده علوم اخلاقی و الهیات ترکیه محسوب می شود، در صدر جریانی قرار گرفته که طی سال های گذشته از تاثیر به سزایی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برخوردار بوده است. اگر چه گولن صراحتا نورجی بودن خود را به زبان نیاورده و در سخنرانی ها کمتر از سعید نورسی یاد می کند، باید این حال جریان وی عمدتا جریانی منشعب از جماعت نور تلقی می شود. گولن که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند، خطیبی توانا است که از سن 14 سالگی خطابه می کرده است. وی بیشتر آموزش های دینی خود را نزد پدر و در تکیه محله خود نزد علما و متصوفه فرا گرفته است. پدرش علاوه بر زبان عربی و ترکی، زبان فارسی را هم به او آموخت. وی که هیچگاه ازدواج نکرده و مجرد زندگی می کند، بحث های دینی خود را با احساسات، عواطف و بیانی رسا همراه می کند و عیبی نمی بیند که هنگام موعظه، اشکش بر گونه جاری شود. او از طریق فن خطابت و همچنین با شیوه های خاص خود مانند گریه کردن در حال سخنرانی، توجه مخاطبان را به خود معطوف کرده و نورجی ها و دیگر افراد گروه های دینی را تحت تأثیر قرار داده است. از جلسات وعظ او فیلمبرداری می‌شود و این فیلم ها میان هوادارانش دست به دست می چرخد و تکثیر می شود. همچنین مجموعه سخنرانی های فتح الله گولن در قالب کاست و سی دی در مناطق مختلف توزیع می شود. این اقدام که هم پول و هم طرفداران او را افزایش داده است، با مخالفت سایر زعمای حرکت نورجی مواجه شده و اعتراض آنها را برانگیخته است. با این حال فتح الله گولن همچنان به این شیوه تشکیلاتی خود ادامه می دهد و موفق به ایجاد شبکه ای گسترده شده است. ماهیت جریان گولن درباره این جریان، دیدگاه‌های کلان مختلفی وجود دارد. به نحوی که برخی جریان گولن را جریان بومی می دانند که از بطن جامعه و اعتقادات مذهبی مردم ترکیه برخاسته است و برخی دیگر نیز آن را جریانی وارداتی تلقی می‌کنند که توسط امریکا و سایر کشورهای غربی مورد حمایت قرار گرفته است. باید توجه داشت که فتح الله گولن در ترکیه به شخصیت افسانه ای تبدیل شده که حضور، نفوذ و سایه وی و جماعتش در محیط و فضای کلیه اماکن سیاسی، نظامی و امنیتی ترکیه سایه افکنده و وابستگی این جماعت و التزام آن به احکام اسلامی و سیاست های آن بطور واضح و شفاف مشخص نیست. در واقع این جریان به رغم تعدد و تنوع حوزه های فعالیتش، همچنان ناشناخته و مبهم به نظر می رسد و بسیاری از صاحب نظران چه در داخل و چه خارج از ترکیه، نسبت به مقاصد و نیات دراز مدت این جریان اظهار بی اطلاعی می کنند. به نحوی که هیچ کس از میزان قدرت مالی و تعداد طرفداران این جریان اطلاع درستی ندارد و معلوم نیست نفوذ گولن در دستگاه های کلیدی دولتی تا چه حد است و در صورت احراز قدرت بیشتر، چه خط مشی را پیش خواهد گرفت.
alwaght.net
گزارش
در نشست رسانه‌ای چشم انداز مقاومت عراق مطرح شد:

زارعان: خلع سلاح و انحلال مقاومت در عراق امکان‌پذیر نیست / آمریکا بدنبال مقاومت‌زدایی در منطقه

يکشنبه 24 خرداد 1405
زارعان: خلع سلاح و انحلال مقاومت در عراق امکان‌پذیر نیست / آمریکا بدنبال مقاومت‌زدایی در منطقه
دکتر زارعان: ضرورت توازن گروه‌های قومی باعث می‌شود که خلع سلاح مقاومت در عراق غیرممکن باشد. کردها و اهل سنت هرکدام گروه‌های مسلح خود را در اختیار دارند و گروه‌های مقاومت نیز حافظ کیان شیعیان هستند. موضوع حفظ کیان شیعه و فرهنگ مقاومت دو عامل مهمی است که امکان خلع سلاح گروه‌های مقاومت در عراق را غیرممکن ساخته است.

 

الوقت - نشست رسانه‌ای «چشم انداز مقاومت عراق در پرتو بیانیه چارچوب هماهنگی شیعیان مبنی بر ضرورت قطع ارتباط حشدالشعبی با جریان‌های سیاسی و حزبی» در خبرگزاری فارس برگزار شد.

در این نشست دکتر «احمد زارعان»، رئیس «موسسه مطالعات راهبردی اندیشه سازان نور» وضعیت فعلی عراق و فعالیت گروه‌های مقاومت و روابط این گروه‌ها با دولت بغداد را مورد بحث و بررسی قرار داد.

 

شرایط حساس منطقه

دکتر زارعان ابتدا با تأکید بر شرایط حساسی که منطقه بعد از جنگ تحمیلی 40 روزه و آتش بس شکننده از سر می‌گذراند گفت: نه تنها وضعیت جمهوری اسلامی ایران در منطقه به یک وضعیت کاملا متفاوتی تبدیل شده است و ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای شناخته شده است، بلکه آمریکا متحمل یک شکست تلخ شده است که پس لرزه‌های آن در داخل جامعه آمریکا و صحنه داخلی رژیم صهیونیستی و مناسبات واشنگتن با سایر قدرت‌های جهانی قابل مشاهده است. کشورهای منطقه نیز شرایط متفاوتی دارند و جا دارد که موضوعات مهم هم در لبنان و هم در عراق مورد توجه قرار گیرد.

 

پیشینه ریشه دار مقاومت در عراق

رئیس موسسه مطالعات راهبردی اندیشه سازمان نور در ادامه به پیشینه مقاومت در عراق پرداخت و اظهار داشت: مسئله مقاومت در عراق یک موضوع ریشه‌دار است و اساسا یک فرهنگ تاریخی به شمار می‌رود. مقاومت در عراق یک موضوع مربوط به امروز و دیروز نیست و حتی مربوط به دوره زمانی معاصر هم نیست، بلکه فرهنگ مقاومت عراق ریشه تاریخی هزار ساله دارد. بویژه در میان شیعیان فرهنگ مقاومت مرهون تاریخ مبارزاتی شیعه است. در شرایطی که بیشتر جمعیت عراق قرن‌ها تحت ظلم و فشار قرار داشته‌اند، فرهنگ مقاومت در میان شیعیان عراق نهادیه شده است.

به گفته دکتر زارعان، در 100 سال گذشته در دوره قیمومت، بعد دیگری به مقاومت شیعیان عراق افزوده شد و آن مقاومت در برابر استیلای خارجی است که در کنار مقاومت در برابر استبداد داخلی وجود داشته است. لذا مقاومت بخش جدایی‌ناپذیر فرهنگ عراقی‌هاست و قیام‌های شیعیان در یک قرن گذشته و رویکردهای علمای شیعه این ادعا را تائید می‌کند. نمونه مقاومت عراقی‌ها در یک قرن گذشته را در جریان مبارزات ضد استعمار انگلستان، مبارزات علیه اندیشه‌های الحادی و کمونیستی در میانه قرن بیستم و مبارزات علیه حاکمیت استبدادی حزب بعث، انتفاضه شعبانیه و مقاومت در برابر نیروهای بیگانه پس از سقوط صدام می‌توان مشاهده کرد. مجموع این تحولات نشان می‌دهد که مقاومت بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ سیاسی شیعیان عراق است.

این کارشناس مسائل غرب آسیا در ادامه افزود: فرهنگ مقاومت مورد تائید آموزه‌های تشیع هم است و دارای یک پشتوانه عقیدتی است. این فرهنگ البته یک چالش و تهدید علیه مستبدان داخلی و اشغالگران خارجی در عراق به شمار می‌رود.

دکتر زارعان همچنین اظهار داشت: اگر بخواهیم مقاومت فعلی عراق را ریشه یابی کنیم، متوجه خواهیم شد که همه آن‌ها یا سازمان‌هایی هستند که در جریان مبارزه علیه استبداد حزب بعث از دهه 70 میلادی به بعد شکل گرفتند و یا گروه‌های مقاومت فعلی شامل سازمان‌هایی هستند که پس از دوره سقوط صدام برای مبارزه با اشغالگری خارجی ایجاد شدند. 

 

نوع رابطه دولت عراق و گروه‌های مقاومت

رئیس موسسه مطالعات راهبردی اندیشه سازان نور در ادامه مباحث خود به رابطه دولت عراق و گروه‌های مقاومت پرداخت و از دوره‌های مختلفی که گروه‌های مقاومت در دوران پساصدام سپری کرده‌اند، نام برد. به گفته زاعان: برخی از این دوره‌ها برای گروه‌های مقاومت پرچالش بوده است، مانند زمانی که درگیری‌های داخلی جیش المهدی تشدید شد و مرجعیت شیعه با ورود به این تنش‌ها توانست این درگیری‌ها را مدیریت کند.

این کارشناس افزود: در جریان رابطه میان دولت عراق و گروه‌های مقاومت در برخی از این دوره‌ها رابطه نزدیکی میان دولت و گروه‌های مقاومت شکل گرفته است. به عنوان نمونه در حد فاصل سال‌های 2014 تا 2018 گروه‌های مقاومت میدان دار تحولات عراق بودند و نقش مهمی در سرکوب فتنه داعش داشتند. در این دوران گروه‌های مقاومت بعد از فتوای جهاد کفایی، همه ظرفیت‌های خود را در اختیار سازمان حشدالعشبی برای مبارزه با تروریست داعش قرار دارند و سرکوب داعش مرهون ظرفیت‌های گروه‌های مقاومت است.

این کارشناس با پرفراز و نشیب خواندن روابط گروه‌های مقاومت و دولت عراق، آن را در طیفی وسیعی از تقابل تا تعامل طبقه‌بندی کرد.

به گفته دکتر زارعان، عوامل مهمی بر روابط گروه های مقاومت و دولت عراق تاثیرگذار بوده است. یکی از این عوامل تغییر دولت‌ها در عراق بوده و هر دولتی در عراق بر اساس رویکرد خود روابط متفاوتی با گروه‌های مقاومت داشته است. عامل بعدی مداخلات خارجی بوده است که در تنظیم روابط گروه‌های مقاومت و دولت عراق نقش زیادی داشته است.

این کارشناس مسائل منطقه افزود: به طور کلی براساس ذات پدیده دولت، هر دولتی در عراق بدنبال انحصار قدرت نظامی در دست خود است و طبیعی است که همه دولت‌های عراق کم و بیش بدنبال مهار قدرت مسلحانه در دست خود بوده‌اند. البته باید توجه داشت که بسیاری از سیاستمداران شیعه عراقی هم می‌دانند که وجود گروه‌های مقاومت عراق ضامن امنیت جامعه، تداوم دولت، کیان و منافع شیعیان است. در میان شیعیان هم گروه‌هایی هستند که اگرچه بازوی نظامی ندارند و ارتباط سازمان یافته با گروه‌های مقاومت ندارند، اما معترف هستند که گروه‌های مقاومت ضامن امنیت، تداوم دولت و کیان شیعیان در عراق هستند و اعتراف می‌کنند که اگر در سال 2014 گروه‌های مقاومت از آمادگی کافی برخوردار نبودند و ظرفیت‌های خود را در اختیار حشدالشعبی قرار نمی‌دانند، داعش در مناطقی از عراق حمام خون به راه می انداخت. به یاد داریم زمانی را که سامرا در محاصره داعش قرار گرفته بود و در مناطق دیگری هم بدنبال یافتن فرصتی برای انجام اقداماتی علیه شیعیان بودند و اگر ظرفیت گروه‌های مقاومت نبود، شیعیان عراق ضربات جدی دریافت می‌‌کردند.

به گفته دکتر زارعان، به طور کلی سیاستمدارانی که در راس دولت هستند، بدنبال انحصار قدرت نظامی در دست خود هستند و در این جا یک تناقض پیش می‌آید که تقریبا در همه دولت‌های عراق وجود داشته است. در واقع ما همزمان شاهد یک نوع جاذبه و دافعه در روابط دولت و گروه‌های مقاومت هستیم. یعنی دولت و گروه‌های عراق همزمان دافع و جاذب هم هستند؛ به صورتی که هر وقت دولت مرکزی به گروه‌های مقاومت نیاز داشته باشد، شاهد جذب گروه‌های مقاومت توسط دولت عراق و روابط نزدیک تر دو طرف هستیم. در دولت عادل عبدالمهدی وضعیت جذب گروه‌های مقاومت از سوی دولت بغداد بیشتر بود. در عین حال در برخی دولت‌های عراق شرایط دفع گروه‌های مقاومت از سوی دولت بغداد بیشتر بوده است. باید در نظر داشت که شرایط دفع و یا جذب گروه‌های مقاومت با دولت مرکزی بستگی به شرایط خود دولت و همچنین شرایط منطقه‌ای و بین المللی دارد. همچنین مداخلات خارجی نیز در دفع و جذب گروه‌های مقاومت و دولت بسیار تاثیرگذار است. هر وقت دولت بغداد به ثبات می‌رسد، وضعیت دفعی گروه‌های مقاومت پیش می‌آید و هر وقت وضعیت امنیتی تشدید می‌شود، وضعیت جذبی گروه‌های مقاومت از سوی دولت بغداد پیش می‌آید.

این کارشناس مسائل منطقه درباره وضعیت فعلی روابط گروه‌های مقاومت و دولت مرکزی بغداد گفت: الان شرایط امنیتی در عراق پایدار است و فشار خارجی از سوی آمریکایی‌ها افزایش پیدا کرده و دولت جدیدی در عراق روی کار آمده است. این وضعیت باعث شده تا موضوع گروه‌های مقاومت اکنون مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

 

رابطه آمریکا و گروه‌های مقاومت

زارعان در بخش دیگری از مباحث خود پیرامون بررسی شرایط داخلی عراق، به روابط گروه‌های مقاومت و آمریکا پرداخت و گفت: از آنجا که گروه‌های مقاومت برای مخالفت با اشغالگری آمریکا شکل گرفت، آمریکایی‌ها اساسا با گروه‌های مقاومت مشکل دارند. آمریکایی‌ها گروه‌های مقاومت را در رده گروه‌های تروریستی معرفی می کنند و برای معرفی سران و رهبران آن‌ها جایزه تعیین می‌کنند. در واقع ایده آل آمریکا نابودی کامل گروه‌های مقاومت است.

به گفته دکتر زارعان، بعد از 7 اکتبر 2023 نیز صهیونیست‌ها با حمایت آمریکایی‌ها پروژه مقاومت زدایی در غرب آسیا را کلید زدند که هدف آن عادی‌سازی وضعیت رژیم صهیونیستی در منطقه است و این مسئله باز هم به گروه‌های مقاومت مرتبط می‌شود. لذا اعتبارزدایی و مشروعیت زدایی و در نهایت حذف موسسات و نهادهای مقاومت از عراق وضعیت ایده‌آل آمریکایی‌ها در منطقه و عراق است. آمریکا در حال فشار به دولت عراق است تا دولت پروژه حذف مقاومت را به پیش ببرد، همان‌طور  که در لبنان هم همین مسیر دنبال می‌شود. آن چیزی که الان در عراق دنبال می‌شود، موضوع خلع سلاح و یا انحلال گروه‌های مقاومت نیست، بلکه موضوع مهم بازتعریف رابطه گروه‌های مقاومت با موسسات دولتی بویژه حشدالشعبی است. البته موضوع خلع سلاح یک پروژه کلان در منطقه است که در افق استراتژیک آمریکایی‌ها قرار دارد. آمریکا نه تنها بدنبال خلع سلاح گروه‌های مقاومت، بلکه بدنبال خلع سلاح دولت‌های مقاومت هم هستند و جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک دولت مقاومت در معرض این پروژه قرار دارد. مطرح شدن مسئله موشکی و یا هسته‌ای ایران نیز در چارچوب خلع سلاح دولت‌های مقاومت در منطقه است که با فشار آمریکایی‌ها دنبال می‌شود.

 

انحلال غیرممکن گروه‌های مقاومت

دکتر زارعان درباره پیشبینی خود از آینده گروه‌های مقاومت در عراق به این نکته اشاره کرد که انحلال و یا خلع سلاح گروه‌های مقاومت در عراق با توجه به نظام اجتماعی عراق امکان پذیر نیست. ضرورت توازن گروه‌های قومی باعث می‌شود که خلع سلاح مقاومت در عراق غیرممکن باشد. کردها و اهل سنت هرکدام گروه‌های مسلح خود را در اختیار دارند و گروه‌های مقاومت نیز حافظ کیان شیعیان هستند. موضوع حفظ کیان شیعه و فرهنگ مقاومت دو عامل مهمی است که امکان خلع سلاح گروه‌های مقاومت در عراق را غیرممکن ساخته است.

این کارشناس غرب آسیا درباره پیگیری روند سیاسی از سوی برخی گروه‌‌های مقاومت عراقی نیز گفت: ما در حال حاضر شاهد آن هستیم که برخی گروه‌های مقاومت مانند عصائب اهل حق، کتائب امام علی و سرایاالسلام ارتباط خود را با تیپ‌های نظامی حشدالشعبی قطع کرده‌اند. یک بیانیه نیز در منزل عبادی اعلام شد که براساس آن قطع ارتباط گروه‌های مقاومت با تیپ‌های نظامی حشدالشعبی بر مبنای مواضع مرجعیت و قانون اساسی و قانون حشدالشعبی صورت می‌گیرد و همه جریان‌های سیاسی عراق باید ارتباط خود را با حشدالشعبی قطع کنند.

 

پیگیری روند سیاسی

رئیس اندیشکده اندیشه‌سازان نور در بررسی انگیزه‌ها و اهداف گروه‌هایی که ارتباط خود را با حشدالشعبی قطع کرده‌اند، تاکید نمود که این مسئله از چند جهت قابل توجه است:

اول این که آمریکایی‌ها نمی‌توانند به بهانه ارتباط حشدالشعبی با گروه‌های مقاومت، این سازمان را در فهرست تروریستی قرار دهند و حشدالشعبی به عنوان یک نیروی موثر می‌تواند ظرفیت خود را در عراق حفظ خواهد کرد.

دوم آن که گروه‌های مقاومت مانند عصائب اهل حق که ارتباط تشکیلاتی خود را با تیپ‌های نظامی حشدالشعبی قطع می‌کنند و فرماندهی تیپ‌های نظامی خود را به حشدالشعبی واگذار می‌کنند، امکان مشارکت در دولت را پیدا می‌کنند. این یک فرصت خوب برای جریان‌های مقاومت جهت فعالیت در عرصه سیاسی است. عصائب اهل حق در حال حاضر 28 کرسی در پارلمان عراق دارد و در بین همه احزاب (نه ائتلاف‌ها) بیشترین کرسی‌ها را در پارلمان عراق بدست آورده است و نقش بسیار برجسته در دولت عراق ایفا خواهد کرد. ضمن این که نائب رئیس پارلمان عراق نیز در حال حاضر از عصائب اهل حق است. در واقع دولت فقط ساحت نظامی نیست  و اگر جریان مقاومت بتواند در حوزه سیاسی راهبردهای کلان خود را به پیش ببرد، این برای مقاومت یک فرصت مناسب خواهد بود.

سومین نکته اینکه، در روند قطع ارتباط برخی گروه‌های مقاومت با تیپ‌های نظامی، فشار بر دولت عراق هم کاهش پیدا می‌کند و روند تکمیل دولت سرعت خواهد گرفت. در حل حاضر فقط 14 وزیر از 23 وزارت‌خانه تعیین شده و با ورود گروه‌های مقاومت به فرایند سیاسی، روند تکمیل دولت هم می‌تواند سرعت پیدا کند و دولت عراق با سرعت بیشتری ساماندهی پیدا خواهد کرد و از وضعیت فعلی عبور می‌کند.

چهارمین نکته نیز باید توجه داشت که سایر گروه‌های مقاومت مانند کتائب حزب‌الله که در پارلمان کرسی دارند، اعلام کردند که اگر مشارکت در دولت منوط به قطع ارتباط با تیپ‌های نظامی باشد، تصمیمی برای کسب کرسی در دولت نخواهند داشت. در وقع سایر گروه‌های مقاومت مانند کتائب حزب الله که کارآمدی بالایی دارند، هم چنان وضعیت مقاومتی خود را با حفظ سلاح و تشکیلات نظامی حفظ خواهند کرد.

 

روند سیاسی مکمل مقاومت

دکتر زارعان در بخش پایانی سخنان خود بر پیگیری روند سیاسی از سوی برخی گروه‌های مقاومت تاکید کرد و گفت: برخی گروه‌های مقاومت مانند عصائب اهل حق و کتائب امام علی که روند سیاسی را پیگیری می‌کنند، هم چنان در مدار مقاومت قرار دارند و اتهام قطع رابطه این گروه‌ها با مقاومت نادرست است. این گروه‌ها، روند مقاومت را در عرصه سیاسی دنبال خواهند کرد و علاوه بر این که هویت مقاومتی خود را حفظ می‌کنند، کماکان دارای توان بسیج‌گری خواهند بود و با همین توان بسیج‌گری پروژه مقاومت را در عرصه سیاسی به پیش خواهند بود.

این کارشناس مسائل غرب آسیا تاکید کرد که مقاومت در عراق علیه اشغالگری و ضدصهیونیست‌ها ادامه پیدا خواهد کرد. مقاومت همچنان حافظ امنیت و تمامیت ارضی و مردم عراق خواهد بود. همین جریان‌های مقاومت بود که فتنه داعش را سرکوب کرد، به یاری هموطنان اهل سنت خود در نینوا و ایزدی‌ها در زمان فتنه داعش شتافت و همین گروه‌های مقاومت بود که به بهبود اوضاع امنیتی عراق کمک کرده است، چون رتبه امنیتی عراق به نسبت سال‌های گذشته بسیار بهبود پیدا کرده و این وضعیت مناسب بی‌تردید مرهون مجاهدت‌های گروه‌های مقاومت و تداوم دولت در عراق است.

 

تگ ها :

عراق مقاومت ایران آمریکا حشدالشعبی

نظرات
نام :
پست الکترونیک :
* متن :
ارسال

گالری

تصویر

فیلم

ساحل مشهور برزیل با نمایی باورنکردنی

ساحل مشهور برزیل با نمایی باورنکردنی