الوقت- تنها چند روز پس از سفر پرسروصدای ترامپ به چین که در فضایی آکنده رقابت شدید دو کشور در مسائل اقتصادی تا ژئوپولیتیکی انجام شد، پکن بار دیگر میزبان یک رهبر مهم جهانی است اما در حال و هوایی بسیار متفاوت از حضور ترامپ.
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه در روزهای ۲۹ و ۳۰ اردیبهشت به چین میرود، تا با شی مذاکره کند. مذاکرهای که تنها یک دیدار دوجانبه تلقی نمیشود بلکه رویدادی اثرگذار بر معادلات سیاسی و اقتصادی و نشانهای از تغییر تدریجی آرایش قدرت در نظام بینالملل به شمار میرود.
پوتین و شی جینپینگ، رئیس جمهور چین تاکنون بیش از ۴۰ بار با یکدیگر دیدار کردهاند که به مراتب از تعداد ملاقاتهای شی با رهبران غربی بیشتر است و از روند رو به گسترش همکاری و نزدیکی میان دو کشور حکایت دارد. در همین چارچوب، شی جینپینگ در پیام تبریکی به همتای روس خود پیش از سفر به پکن تأکید کرد که روابط دوجانبه چین و روسیه به طور مستمر در حال تعمیق و تثبیت است و یادآور شد که امسال سیامین سالگرد شکلگیری همکاریهای راهبردی میان دو کشور به شمار میرود.
همزمان، وزارت خارجه چین در آستانه سفر پوتین، گفت که روابط با روسیه به طور پیوسته در حال توسعه بوده و به حفظ ثبات راهبردی جهانی و عدالت بینالمللی کمک میکند و دو کشور قصد دارند روابط دوجانبه را به سطح بالاتری ارتقا دهند.
دیمیتری پسکوف، سخنگوی ریاست جمهوری روسیه نیز با بیان اینکه روسیه در تلاش است تا روابط مستقل و چندجانبه با چین را توسعه دهد، اظهار داشت:«تمام مسائل اقتصادی در دستورکار روسیه و چین در سفر پوتین به چین مورد بحث قرار خواهد گرفت».
تقویت همکاریهای اقتصادی و انرژی
روابط چین و روسیه در سالهای اخیر بهویژه پس از آغاز جنگ اوکراین به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده و دو کشور همکاریهای گستردهای را در حوزههای مختلف توسعه دادهاند. پس از اعمال تحریمهای گسترده غرب علیه مسکو، پکن به مهمترین شریک اقتصادی روسیه تبدیل شد و حجم تجارت دوجانبه در سال ۲۰۲۳ از مرز ۲۴۰ میلیارد دلار عبور کرد، رقمی بیسابقه که نشان دهنده تعمیق وابستگی متقابل اقتصادی دو طرف است.
در سال 2024، تجارت بین دو کشور افزایش یافت و به حدود 244.8 میلیارد دلار رسید که بالاترین سطح ثبت شده در تاریخ روابط اقتصادی دو کشور محسوب میشود. این رشد تجاری نشان داد که تحریمهای غرب نتوانستهاند مسیر همکاری اقتصادی مسکو و پکن را متوقف کنند. در آن سال، صادرات چین به روسیه حدود 115 میلیارد دلار و واردات از روسیه حدود 129 میلیارد دلار بود.
عمده تعاملات دو طرف در حوزه انرژی است که چین اکنون بزرگترین خریدار نفت خام روسیه به شمار میرود و واردات گاز طبیعی و زغالسنگ از روسیه را نیز به شکل چشمگیری افزایش داده است. در حال حاضر، دو کشور همکاریهای راهبردی متعددی را در این بخش دنبال میکنند که مهمترین آنها پروژه خط لوله گاز «قدرت سیبری ۲» است. این خط لوله قرار است سالانه حدود ۵۰ میلیارد مترمکعب گاز روسیه را از طریق مغولستان به چین منتقل کند و به یکی از بزرگترین پروژههای انرژی اورآسیا تبدیل شود. علاوهبراین، قراردادهای بلندمدت نفت و گاز میان شرکتهای بزرگ دو کشور از جمله گازپروم و شرکت ملی گاز چین امضا شده است.
از سوی دیگر، روسیه و چین تلاش گستردهای برای کاهش وابستگی به دلار و توسعه مبادلات با ارزهای ملی انجام دادهاند و بخشی از تجارت دوجانبه اکنون با «روبل و یوآن» انجام میشود و بانکهای دو کشور نیز در حال ایجاد سازوکارهای مالی مستقل از نظام مالی غرب هستند.
این روند بخشی از تلاش بزرگتر پکن و مسکو برای کاهش سلطه اقتصادی آمریکا و مصونسازی خود در برابر تحریمهای غربی است. چین همچنین صادرات گسترده کالاهای صنعتی، فناوری، خودرو، تجهیزات الکترونیکی و ماشینآلات به روسیه را افزایش داده و عملاً بخشی از خلأ ناشی از خروج شرکتهای غربی از بازار روسیه را پر کرده است.
همکاریهای نظامی و امنیتی پکن و مسکو نیز در سالهای اخیر گسترش یافته است. دو کشور رزمایشهای مشترک دریایی و هوایی متعددی در اقیانوس آرام، دریای ژاپن و مناطق مختلف آسیا و آمریکای لاتین برگزار کردهاند و همکاری در زمینه سامانههای دفاعی، فناوریهای موشکی، امنیت سایبری و تبادل اطلاعات نظامی را افزایش دادهاند. اکنون روسیه یکی از مهمترین تأمینکنندگان فناوریهای پیشرفته نظامی برای چین محسوب میشود و این همکاریها نشان میدهد مسکو و پکن در حال تبدیل روابط خود به یک شراکت راهبردی بلندمدت در برابر فشارهای غرب هستند.
رهبری پکن و مسکو در نهادهای بینالمللی
جدای از همکاریهای دوجانبه، روابط روسیه و چین به طور فزایندهای در قالب نهادهای منطقهای و بینالمللی، بهویژه «سازمان همکاری شانگهای و بریکس» نیز در حال تعمیق است. هدف اصلی این دو کشور از تقویت این چارچوبها، ایجاد یک موازنه جدید در برابر نظم بینالمللی غربمحور و کاهش وابستگی به ساختارهای سیاسی، مالی و امنیتی تحت رهبری آمریکا عنوان میشود.
در چارچوب سازمان همکاری شانگهای، مسکو و پکن تلاش کردهاند همکاریهای امنیتی خود را در حوزه مبارزه با تروریسم، افراطگرایی و جداییطلبی گسترش دهند و همزمان این سازمان را از یک نهاد صرفاً امنیتی به یک بستر چندبعدی برای همکاریهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل کنند.
در سوی دیگر، گروه «بریکس» هم به مهمترین پروژه سیاسی و اقتصادی مشترک پکن و مسکو برای بازآرایی نظم جهانی تبدیل شده است. چین و روسیه در چارچوب بریکس آشکارا از ضرورت ایجاد نظم مالی جدید، کاهش وابستگی به دلار و تقویت نقش کشورهای موسوم به «جهان جنوب» سخن میگویند و میخواهند بریکس را به یک قطب اقتصادی و سیاسی رقیب برای گروه هفت و نهادهای غربی تبدیل کنند و توسعه بریکس به عنوان یکی از محورهای اصلی این راهبرد مورد توجه قرار گرفته است.
در سه سال گذشته، شمار قابل توجهی از کشورها تمایل خود را برای پیوستن به این گروه اعلام کردهاند و گسترش اعضای آن میتواند وزن سیاسی و اقتصادی بریکس را در برابر بلوک غرب به رهبری واشینگتن افزایش دهد.
از نگاه مسکو و پکن، نارضایتی فزاینده بسیاری از کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین از یکجانبهگرایی آمریکا و سلطه غرب بر اقتصاد جهانی، زمینه را برای شکلگیری نظم جدیدی در عرصه بینالملل فراهم کرده است. بر همین اساس، چین با اتکا به ظرفیت عظیم اقتصادی و روسیه با بهرهگیری از نفوذ سیاسی، نظامی و ژئوپلیتیکی خود در تلاشند ائتلافی گسترده از قدرتهای نوظهور و کشورهای جنوب جهانی ایجاد کنند که هدف آن کاهش سلطه نظم تکقطبی برساخته غرب و حرکت به سوی نظامی چندقطبی در جهان است.
جشن سیاسی در برابر آمریکا
دیدار پوتین و شی جینپینگ در پکن، از منظر نمادین نیز حامل پیامی روشن علیه آمریکا است. همزمانی این سفر با اقدامات جنجالی ترامپ، فضای مناسبی برای نمایش همگرایی چین و روسیه فراهم کرده است. ترامپ در ماههای اخیر به دلیل حمله به ایران، ماجراجویی در منطقه کارائیب و اختلافات با اروپا بر سر تعرفهها و موضوع گرینلند، جهان را علیه سیاستهای واشینگتن برانگیخته است.
از اینرو، این وضعیت برای پکن و مسکو فرصتی ارزشمند به شمار میرود تا آمریکا را به عنوان قدرتی بیثبات و بحرانساز معرفی کنند و در مقابل، خود را مدافع ثبات و چندجانبهگرایی نشان دهند.
از نگاه چین و روسیه، شکافهای فزاینده میان واشینگتن و متحدانش و همچنین شکست در برابر ایران نشانه افول تدریجی هژمونی آمریکا است. به همین دلیل، دیدار پوتین و شی را میتوان نوعی نمایش اعتمادبهنفس و حتی جشن سیاسی در برابر واشینگتن دانست که هدف آن تأکید بر این پیام است که فشارها، تحریمها و سیاستهای تقابلی غرب نتوانسته اتحاد مسکو و پکن را تضعیف کند. برعکس، دو کشور اکنون خود را در موقعیتی میبینند که میتوانند از بحرانهای آمریکا برای تقویت نفوذ جهانی خود استفاده کنند.
در مجموع، سفر پوتین به چین را میتوان بخشی از روندی گستردهتر دانست که به تدریج در حال بازتعریف موازنه قدرت در جهان است. این سفر، نماد تعمیق همکاری میان دو قدرتی به شمار میرود که در پی شکلدهی به نظمی جدید در دوران پساغرب هستند که در آن آمریکا دیگر قدرت بلامنازع نخواهد بود و چین و روسیه در کنار کشورهای جنوب جهانی، نقش و سهم پررنگتری در مدیریت سیاسی و اقتصادی جهان ایفا خواهند کرد.
