الوقت- با اینکه جنگ اخیر آمریکایی- صهیونیستی علیه ایران موجب شد تا حضور نظامیان خارجی در خاک عراق تا حد بسیار زیادی محدود شود و عراقیها پس از دو دهه تلاش خود را به رویای تکمیل روند خروج اشغالگران خارجی نزدیک ببینند، اما در روزهای اخیر بار دیگر زمزمه بازگشت نیروهای غربی به خاک این کشور به گوش میرسد، موضوعی که این بار نه در محافل پشت پرده سیاسی بلکه آشکارا از زبان یکی از فرماندهان سابق ناتو مطرح شده است.
در این رابطه، کریستوف هنتزی، فرمانده سابق ناتو اعلام کرد که پس از انتقال موقت مأموریت ناتو از عراق به ایتالیا در پی تحولات امنیتی منطقه، این ائتلاف در حال بررسی شرایط برای ازسرگیری فعالیت خود در عراق است. به گفته او، این بازگشت در صورت فراهم شدن بستر لازم و در قالبی متفاوت از گذشته انجام خواهد شد.
هنتزی جزئیات روشنی درباره زمان این بازگشت ارائه نکرد اما تأکید کرد که اراده سیاسی لازم برای آن وجود دارد و سناریوهای مختلفی برای اجرای مرحلهای این مأموریت در دست بررسی است، مأموریتی که به گفته او از نظر حجم و گستره، کوچکتر از گذشته خواهد بود و ممکن است طی یکسال تا 18 ماه آینده شکل جدیدی پیدا کند.
اگرچه مأموریت ناتو در عراق از سال ۲۰۱۸ به شکل همکاری غیررزمی، آموزش نظامی و مشاوره امنیتی و بنا به درخواست دولت بغداد شروع شد اما هرگونه سخن از بازگشت آن در فضای داخلی عراق حساسیتبرانگیز است. برای بسیاری از عراقیها، بحث بازگشت ناتو تنها یک تصمیم نظامی نیست بلکه یادآور مرحلهای دشوار از تاریخ معاصر کشورشان است که با مداخله خارجی، فروپاشی امنیت، بحران سیاسی و فرسایش حاکمیت ملی گره خورده است.
حضوری که هیچگاه پایان نیافت
بازگشت ناتو به عراق موضوع تازهای نیست و در دورههای مختلف به اشکال و سازوکارهای گوناگون تکرار شده است.
با وجود اعلام خروج رسمی نیروهای آمریکایی از عراق در سال ۲۰۱۱ اما واشینگتن هرگز پروژه حضور خود در این کشور را به طور کامل پایان نداد. آمریکا از همان زمان تلاش کرد با استفاده از تحولات امنیتی و سیاسی عراق، مسیر بازگشت تدریجی خود را باز نگه دارد و حضورش را در قالبهای تازه بازتعریف کند.
نخستین مرحله جدی این بازگشت در سال ۲۰۱۴ و همزمان با حملات داعش رقم خورد، زمانی که آمریکا با ادعای کمک به مبارزه با تروریسم، هزاران نیروی نظامی را دوباره وارد خاک عراق کرد ولی این حضور بیش از آنکه در خدمت مقابله با تروریسم باشد، به استمرار ناامنی و پیچیدهتر شدن بحران امنیتی کشور منجر شد.
در سالهای بعد نیز این حضور با عناوینی مانند آموزش نظامی و مشاوره امنیتی ادامه یافت و به تدریج به بخشی از ساختار امنیتی در عراق تبدیل شد. اکنون نیز با تشدید تنشها در منطقه بار دیگر زمینه برای بازگشت پررنگتر آمریکا و متحدانش فراهم شده است، حضوری که این بار نیز با ادبیاتی امنیتی توجیه میشود اما این اقدام ادامه همان سیاست نفوذ و تداوم اشغالگری در قالبی جدید تلقی میشود.
دور زدن قانون با پوشش امنیتسازی
یکی از جدیترین انتقادهایی که طی سالهای گذشته نسبت به آمریکا و متحدانش در عراق مطرح شده، استفاده از مفهوم «حفظ امنیت» به عنوان پوششی برای تداوم حضور نظامی در این کشور است.
واشینگتن همواره تلاش کرده حضور خود را نه در قالب نیروی خارجی بلکه با عنوان «شریک امنیتی بغداد» تعریف کند، روایتی که از نگاه منتقدان، بیش از آنکه بازتاب واقعیت میدانی باشد، ابزاری سیاسی برای مشروعیتبخشی به ادامه حضور نظامی و دور زدن توافقات مربوط به خروج نیروها بوده است.
این رویکرد بهویژه پس از تصویب مصوبه پارلمان عراق در سال ۲۰۱۹ مبنی بر خروج نیروهای خارجی، برجستهتر شد. بنابراین، آمریکا در واکنش به افزایش فشارهای سیاسی و مردمی در عراق سعی کرد شکل حضور خود را تغییر دهد تا حساسیتها را کاهش دهد.
در همین چارچوب، بخشی از پایگاههای نظامی خود را در مناطق مختلف عراق تخلیه کرد اما این اقدام به معنای خروج واقعی نبود بلکه نیروها به مناطق دیگری در اقلیم کردستان منتقل شدند.
وزارت دفاع عراق در 28 دی ماه 1404 عقب نشینی نیروهای آمریکایی از عین الاسد را تایید کرد و گفت کنترل این پایگاه به ارتش عراق سپرده میشود. پس از آن منابع امنیتی و سیاسی در اربیل تأکید کردند که «تیم مستشاران به پایگاه هوایی الحریر منتقل شده است و شامل هیچ نیرو یا پرسنل نظامی متخصص در حملات نیستند. این تیم شامل بیش از ۲۰۰ مشاور، کارشناس و مربی در زمینههای مختلف نظامی، رزمی و فنی است که خدمات خود را به نیروهای نخبه پیشمرگها ارائه میدهند».
به این ترتیب، آنچه از آن به عنوان کاهش حضور یاد میشد، در عمل چیزی جز جابجایی در نقشه استقرار نظامی نبود و ساختار حضور آمریکا حفظ شد و تنها محل استقرار نیروها تغییر کرد. با وجود مذاکرات و توافقات دوجانبه میان بغداد و واشینگتن درباره تعیین جدول زمانی خروج، شواهد میدانی نشان میدهد این نیروها نه تنها عراق را ترک نکردهاند بلکه شمار آنها در مقاطعی افزایش نیز یافته است.
در این میان، نقش دولتهای عراق نیز قابل توجه است. دولتهای متوالی بغداد طی سالهای گذشته به دلیل فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی آمریکا نتوانستهاند تصمیمی قاطع و اجرایی برای پایان دادن به حضور نظامی خارجی اتخاذ کنند و این فشارها فضای تصمیمگیری بغداد را محدود کرده است. حاصل این وضعیت آن بوده که با وجود مطالبه گسترده مردمی و مواضع رسمی درباره لزوم خروج نیروهای خارجی، این پرونده همچنان در مرحله اجرا متوقف مانده و آمریکا توانسته حضور خود را در عراق تثبیت کند.
تغییر و تحولات نیروهای ناتو تنها به جابجایی آمریکاییها محدود نشد بلکه در بحبوجه چنگ ایران، برخی نیروهای این ائتلاف از کشورهای اروپایی نیز مجبور شدند محل ماموریت خود را ترک کنند. آلمان در اول اسفند اعلام کرد بهدلیل «افزایش تنشها در خاورمیانه» بخشی از نیروهای خود را بهطور موقت از پایگاه اربیل در شمال عراق خارج کرده است. به موازات آن در 29 اسفند ناتو اعلام کرد که تمامی نیروهای ماموریت مشورتی خود را از عراق خارج و به اروپا منتقل کرده است.
امنیتی که با حضور آمریکا حاصل نشد
تجربه نشان داده که حضورآمریکا در منطقه نه تنها امنیت پایدار ایجاد نکرده بلکه در موارد متعدد خود به عامل تشدید تنشها تبدیل شده است.
نمونه بارز آن در جریان جنگ اخیر با ایران بود. در این جنگ قلمرو کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به بخشی از جغرافیای مورد تهاجم ایران تبدیل شد صرفا به این دلیل که پایگاههای آمریکایی در خاک این کشورها قرار داشت و ایران حق مشروع خود میدانست که به مبدا حملات و منافع و نظامیان دشمن متجاوز حمله کند.
از سوی دیگر نه تنها حضور نظامی آمریکا عامل کشیده شدن پای کشورهای میزبان آن به جنگ شد بلکه حتی ثابت شد که این حضور نمیتواند امنیت آنها را تضمین کند و این کشورها ضربات سختی را متحمل شدند و با بسته شدن تنگه هرمز نیز هزینههای مضاعفی را متقبل شدند.
در عراق نیز وضعیت مشابهی برقرار بود و در بحبوحه جنگ اخیر گزارشهایی مطرح شد مبنی بر اینکه آمریکا به صورت مستقیم زمینه فعالیت رژیم صهیونیستی برای ایجاد پایگاههایی در خاک عراق را فراهم کرده تا عملیاتی را علیه گروههای مقاومت از آنجا سازماندهی کند، اقدامی که نشانگر وجه المسالحه شدن امنیت و حاکمیت عراق در منافع و سیاست منطقهای کاخ سفید است.
روزنامه وال استریت ژورنال اخیرا به نقل از منابع آگاه گزارش داد که رژیم صهیونیستی بیش از یکسال را صرف آمادهسازی یک مکان مخفی در عراق برای تجاوزات علیه ایران کرد. این پایگاه در اواخر فوریه ۲۰۲۶ در منطقهای بیابانی نزدیک النخیب و در میانه جنگ ایران، توسط یک چوپان عراقی کشف شد. گفته میشود اسرائیل برای پشتیبانی از عملیات نظامی خود علیه ایران، از این پایگاه استفاده میکرده است. با این حال، پیش از آن که نیروهای امنیتی به آن محل برسند، جنگندههای اسرائیلی به قصد پنهان نگه داشتن مکان پایگاه، به آنها حمله کردند.
به گزارش نیویورک تایمز، مقامات امنیتی منطقهای گفتند پایگاه کشف شده پیش از جنگ فعلی وجود داشته و در طول جنگ ۱۲ روزه علیه تهران در ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد ۱۴۰۴) مورد استفاده قرار گرفته است. نیویورک تایمز به نقل از برخی مقامات عراقی گزارش داده که پایگاه دوم نیز در بیابانی در غرب عراق وجود دارد که هنوز فاش نشده است. وجود این پایگاههای سری نشان میدهد که حضور آمریکا در منطقه نه برای تامین امنیت کشورهای عربی بلکه برای دفاع از منافع رژیم صهیونیستی است.
بر همین اساس، این دیدگاه در عراق تقویت شده که سیاستهای آمریکا به جای کمک به ثبات، در عمل به افزایش بیثباتی در این کشور دامن زده است و بازگشت مجدد نیروهای ناتو بیشتر به ناامن شدن این کشور منجر خواهد شد.
رفتوآمدهای مکرر ناتو و توجیه مأموریتهایش در عراق، بیش از هر چیز به این وضعیت شبیه است که «مهمان را از در بیرون میکنند اما او بیاعتنا از پنجره دوباره به داخل بازمیگردد».
گروههای مقاومت سد راه بازگشت ناتو
با وجود تلاش مقامات واشینگتن برای القای این گزاره که نبود نیروهای آمریکایی موجب ناامنی بیشتر در عراق خواهد شد، تجربه سالهای اخیر و عملکرد گروههای حشدالشعبی در مقابله با تهدیدات امنیتی نشان داد که نیازی به حضور نیروهای خارجی وجود ندارد.
به دست گرفتن امنیت مرزهای غربی در دوره سقوط نظام بشار اسد و نگرانیهای جدی از احیای داعش و تکرار سناریوی سال 2014 ثابت کرد که عراقیها خود میتوانند برای تامین امنیت روی پای خود بایستند و گفتمان مقاومت عراق در تاکید بر پارامترهای وحدت ملی، مقابله با فرقهگرایی و اشغالگری خارجی در گسترش امنیت درونزا بسیار کارآمد بوده است.
در تحولات و درگیریهای اخیر نیز گروههای مقاومت عراق نشان دادند که در برابر هرگونه اقدام تنشزای آمریکا قادر به واکنش جدی و بازدارنده هستند.
در واقع جریانهای مقاومت نشان دادند که نه تنها عامل حفظ امنیت داخلی بلکه بازیگری مؤثر در تحولات آینده منطقه نیز هستند که با خروج نظامیان آمریکایی میتوانند در تامین امنیت کشورهای اسلامی به آنها کمک کنند. جنگ اخیر به بازتنظیم بنیادین معادلات نظم امنیتی منطقه خواهد انجامید و روندی که با طوفان الاقصی شروع شد با جنگ ایران نتایج خود را در تثبیت جایگاه تعیین کننده محور مقاومت در آینده معادلات امنیتی منطقه به ثمر خواهد نشاند، دورانی که حضور نظامی امریکا و ناتو به عنوان یک گزاره امنیتی هیچ محلی از اعراب ندارد.
درمجموع، بازگشت ناتو به عراق به بهانه ادامه مأموریت مستشاری خود فریبی بیش نیست و هدف نهایی مقابله با نفوذ ایران و رصد تحرکات گروههای مقاومت برای جلوگیری از هرگونه اقدامی علیه منافع غرب در منطقه است اما جریان مقاومت که در ساختارهای امنیتی و سیاسی عراق ریشه دوانده، اجازه جولان مجدد به واشینگتن و متحدانش را نخواهد داد.
