الوقت- با افزایش هزینههای زندگی بویژه قیمتهای سوخت در آمریکا یکی از انتقادات مداوم مخالفان جنگافروزی ترامپ علیه ایران مسئله خسارات جنگ به اقتصاد آمریکا بوده است. اما در حالی که طی ماههای گذشته عمده توجهات بر خرج مالی سنگین پنتاگون متمرکز بوده و مخالفان دولت ترامپ را به دروغگویی و پنهانکاری متهم میکنند، یکی از جنبههای کمتر پرداخته شده درباره هزینههای جنگ مربوط به نابودی زیرساختهای نظامی آمریکا در منطقه میباشد؛ زیرساختهایی که محصول دههها سرمایهگذاریهای ایالات متحده و شرکای آن برای داشتن جای پای نظامی محکم در منطقه بوده است و در این جنگ ایران بخش اعظم آن را نابود کرد.
در طول جنگ 40 روزه نیروهای مسلح ایران بویژه نیروی هوافضای سپاه پاسداران تمامی داراییها و پایگاههای آمریکا در کشورهای میزبان آنها در همسایگی ایران را زیر موج حملات قرار دادند اما اطلاعات بسیار کمی از سوی پنتاگون درباره خسارات و تلفات این حملات منتشر میشد به صورتی که از همان روزهای نخست جنگ شائبه اعمال سانسور خبری از سوی وزارت دفاع و سنتکام مطرح شد.
اکنون و پس از گذشت چندین هفته از توقف درگیریها، رسانههای آمریکایی با زوم کردن بر روی وضعیت پایگاههای آمریکا در منطقه اطلاعات جدیدی از خسارات سنگین وارده بر این تأسیسات منتشر کرده اند.
خسارت گسترده به قطر، بحرین، اردن، امارات و عربستان
روزنامه واشنگتن پست اخیرً فاش کرد که حملات هوایی ایران از زمان آغاز جنگ در 28 فوریه گذشته، حداقل 228 تأسیسات یا تجهیزات نظامی آمریکایی در خاورمیانه را تخریب کرده یا به آنها آسیب رسانده است.
بر اساس تصاویر ماهوارهای که توسط این روزنامه آمریکایی تحلیل شده است، خسارات وارده شامل آشیانههای هواپیما، پادگانها، انبارهای سوخت، هواپیماها، تجهیزات رادار و ارتباطات و پدافند هوایی بوده است، و نشان میدهد که حجم تخریب بسیار بیشتر از آن چیزی است که دولت آمریکا قبلاً اعلام کرده بود.
واشنگتنپست همچنین دریافت که حملات به یک سایت ارتباطات ماهوارهای در پایگاه هوایی العدید در قطر، تجهیزات پدافند موشکی پاتریوت در پایگاههای هوایی الرفاع و عیسی در بحرین و پایگاه هوایی علیالسالم در کویت، یک دیش ماهواره در تاسیسات پشتیبانی دریایی بحرین (مقر فرماندهی ناوگان پنجم آمریکا)، یک نیروگاه در کمپ بوهرینگ در کویت و ۵ سایت ذخیره سوخت (بلدر) در ۳ پایگاه مختلف اصابت کرده است.
تصاویر همچنین آسیب یا تخریب قبلی رادارهای گنبدی (رادوم) در کمپ عریفجان و پایگاه هوایی علیالسالم در کویت و مقر ناوگان پنجم، رادارها و تجهیزات پدافند موشکی تاد در پایگاه موفق السلطی اردن و ۲ سایت در امارات متحده عربی، سایت دوم ارتباطات ماهوارهای در العدید، و همچنین یک هواپیمای فرماندهی و کنترل ایتریسنتری (E۳ Sentry-) و یک هواپیمای سوخترسان در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان عربستان را مستند کرده است.
بیش از نیمی از آسیبهایی که واشنگتنپست بررسی کرده، در مقر ناوگان پنجم و ۳ پایگاه کویت — یعنی پایگاه هوایی علیالسالم، کمپ عریفجان و کمپ بوهرینگ — رخ داده زیرا علنا به ارتش آمریکا اجازه دادهاند حملات علیه ایران را از خاک خود انجام دهند. کمپ عریفجان مقر منطقهای ارتش آمریکا محسوب میشود.
تداوم محدودیتهای واشنگتن بر عکسبرداری ماهوارهای
به نوشته این رسانه اعمال محدودیت بر دادههای ماهوارهای همچنان مانع از دستیابی بیشتر به تصاویر پایگاههای آمریکایی میشود و در حال حاضر تهیه تصاویر ماهوارهای از خاورمیانه بسیار سخت شده است. ۲ غول تجاری این حوزه، وانتور (Vantor) و پلنت (Planet)، به درخواست دولت آمریکا (بزرگترین مشتریشان) انتشار تصاویر منطقه را محدود یا به تعویق انداختهاند و گاهی کاملا متوقف کردهاند. این محدودیتها از کمتر از ۲ هفته پس از شروع جنگ اعمال شده و ارزیابی حملات متقابل ایران را بسیار دشوار کرده است.
با این حال واشنگتن پست اذعان کرده که تصاویر منتشر شده از سوی رسانههای ایرانی که با وضوح بالا منتشر شدهاند حجم بالای خسارات وارد شده به پایگاهها و تاسیسات آمریکا را مستند کرده است.
واشنگتن پست، صحت 109 تصویر ایرانی را با مقایسه آنها با تصاویر سیستم "کوپرنیکوس" اروپا و "پلانت" تأیید کرد و 19 تصویر نامشخص را حذف کرد؛ درحالی که هیچ مدرکی دال بر دستکاری در این تصاویر یا اینکه مثلا آنها با هوش مصنوعی ساخته شده باشند پیدا نکرد.
رسانه مذکور آمریکایی توضیح داد که 10 تأسیسات آسیبدیده دیگر را نیز در تصاویر "پلانت" مشاهده کرده است که در تصاویر ایرانی ظاهر نشده بودند، که مجموع خسارات را به 217 تأسیسات و 11 تجهیزات در 15 مکان نظامی میرساند.
این حجم از سانسور اطلاعاتی اکنون پرسش مهمتری را نیز به همراه داشته و آن اینکه آیا آمارهای پنتاگون از تعداد تلفات انسانی نیروهای نظامی آمریکا واقعیت را بیان میکند و یا همچنان از ارائه آمار درست تلفاتشان خودداری میکند. ارتش آمریکا کشته شدن هفت نظامی در حملات ایران به تأسیسات ایالات متحده (شش نفر در کویت و یک نفر در عربستان سعودی) و زخمی شدن بیش از 400 سرباز تا اواخر آوریل، از جمله 12 نفر با جراحات جدی را اعلام کرد. آماری که هیچ سنخیتی با حجم آسیبهای وارده به پایگاههای این کشور در منطقه ندارد. این در حالی است که کارشناسان نظامی، از جمله مارک کانسیان از مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، تأکید دارند که حملات ایران دقیق بوده و با هدف ایجاد بیشترین تعداد تلفات، انجام شده است.
سرنخ معمای درخواست آتشبس
اکنون با برملا شدن اطلاعات قطرهچکانی دولت آمریکا از هزینهها و خسارات جنگ با ایران و بویژه آسیبهای وارده بر پایگاههای آمریکایی در منطقه، میتوان از به دست آوردن سرنخی مهم درباره ابهام علت توقف یکباره جنگ توسط ترامپ آنهم پس از تهدید به "نابودی کامل یک تمدن با هدف قرار دادن زیرساختهای ایران" سخن گفت.
گزارش واشنگتن پست نشان میدهد که نه تنها ارتش آمریکا درباره برآورد قدرت نظامی هجومی ایران اشتباه کرده بود و در تطبیق با جنگ پهپادی شکست خورد، بلکه حتی فرماندهی آمریکا مجبور شد در ابتدای جنگ بیشتر پایگاههای منطقه را از پرسنل خود تخلیه و یا به صورت محافظت نشده رها کند.
به گفته ماکسیمیلیان برمر، پژوهشگر غیرمقیم در مرکز استیمسون و افسر بازنشسته نیروی هوایی، حملات به پایگاههای آمریکا در منطقه باعث شده برنامهریزان نظامی در حال بازنگری در برخی موازنههای راهبردی باشند: عقبکشیدن نیروها به مکانهای امنتر و در نتیجه محدود شدن توان عملیاتی آنها، یا حفظ پایگاهها در وضعیت فعلی و پذیرفتن احتمال تلفات در آینده.
طبق این گزارش یک مقام آمریکایی گفته که آسیب واردشده به تاسیسات پشتیبانی دریایی بحرین «گسترده» است و مقر فرماندهی آنجا به پایگاه نیروی هوایی مکدیل (MacDil) در تامپا (Tampa)، فلوریدا (مقر فرماندهی مرکزی ایالات متحده) منتقل شده است. این مقام افزود که بعید است نیروهای نظامی، پیمانکاران یا کارکنان غیرنظامی «به این زودیها» به این پایگاه بازگردند. دو مقام دیگر نیز گفتند که نیروهای آمریکایی ممکن است هرگز به تعداد زیاد به پایگاههای منطقه بازنگردند.
در چنین شرایطی، توقف ناگهانی جنگ بیش از آنکه ناشی از تغییر محاسبات سیاسی باشد، به نظر میرسد حاصل واقعیتهای میدانی و هزینههای پیشبینینشدهای باشد که توان راهبردی آمریکا در منطقه را با چالش جدی روبهرو کرده است.
مجموع این تحولات نشان میدهد که جنگ نهتنها دستاوردی برای واشنگتن نداشت، بلکه موازنه قدرت و معادلات امنیتی منطقه را نیز به شکلی کمسابقه دگرگون کرد.
