الوقت- همه ترامپ را با ماگا میشناسند. ماگا یک جنبش سیاسی آمریکایی است که نخستینبار در جریان کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶ شکل گرفت. واژه «ماگا» در واقع مخفف شعار «آمریکا را دوباره عظیم میکنیم» (Make America Great Again) است. این جنبش را میتوان یک جنبش راستِ پوپولیستی دانست که معتقد است عظمت آمریکا به دلایلی از میان رفته و مهمترین علت آن را مسائل خارجی میداند. بهعنوان نمونه، آنها باور دارند یکی از عوامل افول آمریکا موج مهاجرانی است که به این کشور آمدهاند؛ بهویژه مسلمانان. همچنین در عرصه بینالمللی، دخالتهای بیهدف آمریکا در جنگهای بیحاصل خاورمیانه را عاملی برای تضعیف کشور میبینند.
این جریان با خلق یک دیگاه قطبیسازی شده ــ که جامعه را به دو گروه «آمریکایی» و «غیرآمریکایی»، «مسیحی» و «مسلمان»، «کمونیست» و «سرمایهدار» تقسیم میکرد ــ توانست بدنه گستردهای از راستگرایان را جذب کند. البته این به معنای وجود تجانس میان جریانهای نزدیک به ماگا نیست؛ لیبرتارینها، راستگرایان مسیحی و نئوکانها اختلافات جدی با یکدیگر دارند، اما در سال ۲۰۱۶ توانستند بر سر دونالد ترامپ به توافق برسند.
با این حال، به مرور زمان و بهویژه در دوره دوم ریاستجمهوری آمریکا، این ائتلاف دچار تنشهای گسترده شد و امروز بسیاری معتقدند جنبش ماگا ــ با تعدیلهای صورتگرفته در آن ــ عملاً به جریانی محدود به «ترامپیستها» تبدیل شده است. جنگ با ایران نقطه اوج این شکاف بود؛ جایی که چهرههای رسانهای سابقاً نزدیک به ماگا مانند تاکر کارلسون و نیک فوئنتس بیپرده آمریکا و لابی صهیونیستی را مسئول جنایات در ایران معرفی کردند.
زمینههای شکاف میان ماگا و ترامپ
ماگا مدتهاست از ترامپ ناامید شده است. شاید نمادینترین نمونه، پرونده جفری اپستین باشد. نظرسنجیها نشان میدهد کمتر از نیمی از جمهوریخواهان از نحوه برخورد دولت ترامپ با این پرونده رضایت دارند و اکثریت آنها معتقدند دولت اطلاعات مربوط به مرگ اپستین و مشتریان احتمالی او را پنهان کرده و از افراد قدرتمند دخیل در ماجرا محافظت میکند. این موضوع شائبه حضور جدی ترامپ در حاشیههای پرونده اپستین را در بدنه حزب جمهوریخواه تقویت کرده و تصویر او را از «مردی مؤمن و مسیحی» به «متهمی مرتبط با جرایم جنسی علیه کودکان» تنزل داده است.
مسئله دیگر به موضوعات مالی و معیشتی مربوط میشود. سیاست جنگ تعرفهای که ابتدا مورد حمایت بدنه ماگا قرار داشت، خیلی زود نشان داد که تنها موجب افزایش قیمتها و تورم شده است؛ آن هم در حالی که یکی از شعارهای اصلی ترامپ، تقویت توان اقتصادی کارگران آمریکا بود، اما سیاست تعرفهای در عمل خلاف آن عمل کرد. از سوی دیگر، این سیاست با باورهای سنتی جمهوریخواهان درخصوص تجارت آزاد نیز همخوان نبود و نارضایتی میان نخبگان حزبی را افزایش داد. سال گذشته، در شرایطی که مردم با افزایش قیمتها دستوپنجه نرم میکردند، ترامپ همزمان در پی افزایش ثروت شخصی از طریق پروژههای خصوصی بود. همین مسئله گمانهزنیها درباره تعارض منافع را تشدید کرد. آخرین نمونه، اعلام یک پروژه جدید در مالدیو با شرکایی مرتبط با عربستان سعودی پیش از سفر ولیعهد این کشور به واشنگتن بود.
کاخ سفید اعلام کرده این موارد تعارض منافع «بهطور گسترده» بررسی شده است. کارولین لوییت، سخنگوی کاخ سفید، در ماه مه گفت: «صراحتاً مضحک است که کسی حتی پیشنهاد دهد رئیسجمهور ترامپ کاری برای منفعت شخصی انجام میدهد.» با این حال، یک نظرسنجی مرکز پیو نشان میدهد حدود سه نفر از هر ده جمهوریخواه و مستقل متمایل به جمهوریخواهان معتقدند ترامپ احتمالاً از مقام خود برای ثروتمند کردن خود یا نزدیکانش سوءاستفاده کرده است.
سبک زندگی پرزرقوبرق ترامپ و خانوادهاش نیز برای بسیاری از رأیدهندگانی که به دلیل مشکلات معیشتی از او حمایت کرده بودند خوشایند نبوده است. نمونهای از این موارد، تصمیم ترامپ برای تخصیص ۳۵۰ میلیون دلار بودجه برای ساخت سالن رقص در کاخ سفید بود؛ آن هم زمانی که دولت به دلیل بحران بودجه تعطیل شده بود.
یکی از شعارهای اصلی ترامپ در دور دوم ریاستجمهوری «اول آمریکا» بود. او میگفت تمرکز باید بر منافع آمریکا باشد، نه کشورهای دیگر. اما نگاهی به فهرست کشورهایی که در این دوره مورد تهاجم قرار گرفتهاند، نشان میدهد این ادعا بیمعنا شده است. ترامپ تاکنون دستکم به هفت کشور حمله کرده و از طرف دیگر تلاش کرده مشکلات داخلی آمریکا را با جذب سرمایه خارجی از کشورهای عربی خلیج فارس حل کند؛ مسئلهای که از نگاه حامیانش باعث وابستگی بیشتر آمریکا به بازیگران خارجی است.
استیو بنن، از چهرههای برجسته ماگا، در گفتوگو با آکسیوس اظهار داشت ترامپ زمان زیادی را صرف موضوع فلسطین میکند. بهزودی دیگران نیز ادعاهای مشابهی درباره دخالتها در یمن، سوریه و ایران (جنگ دوازدهروزه) مطرح کردند. در این مرحله، هواداران ماگا الگوی آشنایی در این رفتارها یافتند: دخالتهای بیمورد آمریکا در خاورمیانه. و خیلی سریع به یک نتیجه واحد رسیدند: نقش لابی صهیونیستی.
تاکر کارلسون را میتوان بهترین نمونه تغییر رویکرد در میان چهرههای نزدیک به ماگا دانست. مجری و مفسر سابق فاکسنیوز که زمانی از سرسختترین حامیان ترامپ بود، در یک سال گذشته روایت تازهای ساخت: روایتی درباره نفوذ اسرائیلیها در ارکان حکومت آمریکا و تأثیرگذاری آنها بر سیاستهای کاخ سفید. او با مصاحبههای پیدرپی با مسیحیان فلسطینی تلاش کرد به مردم آمریکا نشان دهد مشکل اسرائیل فقط با مسلمانان نیست؛ بلکه با همان شدت، مسیحیان را نیز هدف قرار میدهد. نیک فوئنتس، پادکستر مشهور راستگرا، رویکرد تندتری اتخاذ کرد و با اظهاراتی درباره یهودیان، اوضاع را پیچیدهتر ساخت. در نهایت، روایت جدید منتقدان سابقاً ماگایی این است: منظور ترامپ از «اول آمریکا»، درواقع «اول اسرائیل» بوده است.
جنگ رمضان؛ میخ آخر بر تابوت حمایت ماگا از ترامپ
با آغاز جنگ رمضان و شکستهای پیدرپی در میدان نبرد، اوضاع برای ترامپ وخیمتر شد؛ شکافها عمیقتر و انتقادات شدیدتر شد. ترامپ نیز بیکار ننشست و در توییتی، منتقدان جنگ با ایران را «احمقهایی که هیچکس برایشان ارزشی قائل نیست» خطاب کرد. او دو مجری سابق و پرطرفدار فاکسنیوز، تاکر کارلسون و مگان کلی، و همچنین الکس جونز و کندیس اوونز را مورد حمله قرار داد و آنان را «بازنده» خواند. ترامپ گفت: «آنها ماگا نیستند. وقتی بخواهم میتوانم آنها را در کنار خود داشته باشم، اما وقتی تماس میگیرند، جواب نمیدهم چون بیش از حد درگیر امور جهانی و کشوری هستم.»
کارلسون معتقد بود آمریکا و اسرائیل بازندگان این جنگ هستند و ترامپ را به ارتکاب جنایت جنگی علیه ایرانیان متهم میکرد. اوونز، که پیشتر مدعی شده بود چارلی کرک توسط اسرائیلیها ترور شده، در میانه جنگ گفت زمان آن رسیده ترامپ به خانه سالمندان فرستاده شود.
مارجوری تیلور گرین، نماینده سابق کنگره که ترامپ در پست خود از او نام برده بود، در ایکس به این گفتهها واکنش نشان داد. او نوشت: «رئیسجمهور ترامپ دیوانه شده، در حالی که وارد جنگ با ایران میشود؛ یک وعده انتخاباتی شکسته.» او افزود: «من در کنار تاکر کارلسون، مگان کلی، کندیس اوونز و الکس جونز جنگیدم تا به انتخاب ترامپ کمک کنم.» گرین در نهایت تأکید کرد: «ما تغییر نکردهایم؛ این ترامپ است که عوض شده.»
با اعلام آتشبس دوازدهروزه در جنگ رمضان، ترامپ در تلاش برای یافتن راهی برای خروج از آشفتگی مدیریت جنگ بود. او روزی چند بار در توییتر اعلام پیروزی میکرد، اما واقعیت این بود که آتشبس و دور نخست مذاکرات، وضعیت او را بدتر کرد. مخالفان و منتقدان، این آتشبس را نشانه ضعف یا شکست دانستند. دموکراتها و دیگر منتقدان، آن را «شکست استراتژیک» توصیف کردند؛ چراکه ایران همچنان حکومتش پابرجاست، برنامههای هستهای و موشکی خود را حفظ کرده و کنترل تنگه هرمز را از دست نداده است. برخی تحلیلگران محافظهکار نیز هشدار دادند شاید ترامپ به اهداف خود نرسیده باشد و آتشبس فرصتی برای تجدید قوای ایران ایجاد کند.
در میان چهرههای ماگا نیز صداهای انتقادی پررنگ بود. برخی حامیان سابق ترامپ، آتشبس را «فرصتی برای تسلیح دوباره ایران» دانسته و آن را نه پیروزی، بلکه «تعویق» ارزیابی کردند. چهرههایی مانند لارا لوومر نتیجه مذاکرات را «منفی برای کشور» توصیف کرده و گفتند آمریکا دستاورد ملموسی نداشته است. بخشی از اینفلوئنسرها و پادکسترهای وابسته به ماگا نیز ترامپ را متهم کردند که از شعار «اول آمریکا» فاصله گرفته و برخلاف وعده پایان دادن به مداخلات نظامی، در مسیر اشتباه در سیاست خارجی گام برداشته است.
با تمام این تفاسیر، تنشها، اختلافها و بازتعریفهای درونی، تصویری پیچیده و چندلایه از وضعیت کنونی جنبش ماگا ترسیم میکند؛ جریانی که از سال ۲۰۱۶ تاکنون دستخوش تحولات چشمگیری شده است. همزمان با تغییر شرایط سیاسی، امنیتی و اقتصادی، رابطه این جریان با رهبر اصلیاش، دونالد ترامپ، نیز فراز و فرودهای متعددی را تجربه کرده است. اکنون بخشهایی از بدنه سابقاً متحد این جنبش، برداشتها و تفسیرهای متفاوتی از رفتارها، تصمیمها و جهتگیریهای دولت ارائه میکنند و همین امر سبب شده روایتهای گوناگون و گاه متعارض درباره ماهیت امروز ماگا شکل بگیرد.
همه این ها به این معنی است که ترامپ با از دست دادن متحدان نزدیک به خود که وظیفه توجیه سیاست های او را برای عموم مردم آمریکا به عهده داشتند، دو سال سختی را در پیش خواهد داشت سالهایی که او عملا دربرابر رسانه های نزدیک به دمکرات ها بیدفاع میشود و از طرف دیگر نزاعی درونی مابین جمهوری خواهانی مانند ونس برای جذب بدنه ناراضی از ترامپ برای کاندیداتوری آینده شکا خواهد گرفت.
