الوقت - دونالد ترامپ عصر روز دوشنبه با انتشار پیامی در شبکه مجازی خود اعلام کرد که پس از مذاکره و توافقهایی با ایران، حمله به زیرساختهای ایران را به مدت پنج روز به تاخیر انداخته است. این خبر خیلی زود در رسانههای جهان بازتاب پیدا کرد و قیمت نفت را تا مرز 102 دلار کاش داد. برخورد تحلیلگران و صاحب نظران به این پیام ترامپ متفاوت بود و هر یک از منظری آن را تحلیل کرد.
در این میان مسئله اصلی پی بردن به علت انتشار این پیام است که این مسئله با بازخوانی چند نکته در روزهای اخیر قابل دستیابی است:
1-کودتای تروریستی در داخل: وعده اصلی نتانیاهو برای مجاب کردن ترامپ به منظور افتادن در ورطه جنگ که بیشترین جذابیت و نه منطق را برای ترامپ داشت، فعال شدن جریان تروریستی در داخل ایران بود که عمق وحشیگری و مزدوریاش را در 18 و 19 دی به نمایش گذاشت و نظر ترامپ را تا آنجا جلب کرد که بدون اندیشه و تنها از روی بغض و احساس تنفر نسبت به ایران به آنها وعده کمک داد. پس از یورش وحشیانه اسرائیل و آمریکا به ایران، به صورت نهادینه ایرانیان به خروش آمده و دریای خمشگین و متلاطم ایرانیان به خیابانها سرازیر شد و جرئت هرگونه اقدام تروریستی از تروریستهای مزدور سلب گردید.
2- حکمرانی مقتدرانه بر تنگه هرمز: هشدارهای چند دههای ایران در بزنگاههای حساس درباره بستن تنگه هرمز در زمان مقتضی و عدم انجام آن به سبب فقدان زمینهها، هیئت حاکمه آمریکایی ترامپ را به این نتیجه رسانده بود که جمهوری اسلامی توان بستن این تنگه راهبردی را ندارد، بویژه اگر طرف مقابل آمریکایی باشد که رهبر آن ترامپ و مدعی در اختیار داشتن قدرتمندترین ارتش باشد. جمهوری اسلامی ایران با آگاهی دقیق و هوشمندانه از تواناییهای ارتش آمریکا و پایگاههایی که در منطقه دارد و با وقوف کامل بر داشتههای خود سالهای متمادی راهها و چگونگی بستن تنگه هرمز را زیرکانه و بسیار پیچیده و چند لایه و نامحسوس بررسی و برنامهریزی کرده بود. نتیجه این آینده نگری ضروری که مبتنی بر طراحی گسترده از بعد مکان و زمان بود، با قدرت خدشه ناپذیر در به اجرا درآمدن عملیات بستن تنگه هرمز از روزهای آغازین جنگ خود را نشان داد و با سرکوب هرگونه اقدام نظامی آمریکا برای بازگشایی آن، آمریکا طعم تلخ تحقیر را چشید و عاجزانه فقط نظارهگر روند افزایشی قیمت انرژی بود که داستان پایان نیافته ماجرای این جنگ است!؟
3- پیام پارس جنوبی با زبان موشکهای ایرانی: حدود یک هفته قبل، اسرائیل با رایزنی و هماهنگی آمریکا به چند فاز پارس جنوبی حمله و خساراتی به این فازها وارد کرد. این در حالی بود که ایران از ابتدای جنگ مایل به گسترش آن به حوزههای غیرنظامی نبود و با وجود آنکه برای ورود به این عرصه آمادگی داشت و پرونده جنایت مدرسه میناب را با خون تازه در دست داشت، خویشتنداری به خرج میداد، لکن پس از این حمله، ایران پاسخ بسیار کوبندهای را در سرزمینههای اشغالی و حوزههای انرژی مربوط به آمریکا در منطقه داد که اولین واکنش آن از سوی آمریکا این بود که واشنگتن ادعا کرد که از این حمله بی خبر بودیم و ترامپ مدعی شد که از نتانیاهو خواسته است تا این مسئله تکرار نشود. اهمیت پاسخ فوری ایران به این حمله در سرعت و جدیت آن بود که نشان داد بی توجهی به هشدارهای ایران با سرعت بخشیدن به روند جنگ میتواند شکست دشمن را جلو بیندازد.
4-عقب نشینی با شعار پیشروی: با بازخوانی موارد سه گانه فوق میتوان نکات دیگری به آن اضافه کرد. تا رسیدن به تهدید یک روز و نصف پیش ترامپ که ادعا کرده بود در صورت باز نشدن تنگه هرمز، زیرساختهای انرژی ایران را بمباران میکند و پس از آن که او خبر دروغ از مذاکره با ایران را داد، همگی حاکی از یک عقب نشینی معنادار با شعار پیشروی دارد و از این مفهوم جدی و بسیار آزاردهنده خبر میدهد که ترامپ با گرفتار شدن در قضیه نظامی، سیاسی، اقتصادی و بینالمللی و حتی اجتماعی، مجبور است کارتهایی را که شاید در زمان لازم به کارش میآمد، بسوزاند، بدون آن که ما به ازای مناسبی دریافت کند. گرفتاریهای لاینحل ترامپ او را به گرفتارترین فرد دوران حاضر تبددیل کرده که صحبت از آن ادامه خواهد داشت.
