الوقت_ گذشته از تبليغات رسانهها، حمله به يمن طي هفتههاي گذشته روشن كرد كه با گذر هر روز از اين جنگ، اميد سعوديها براي دستيابي به اهداف مورد نظر در اين كشور كمتر و كمتر مي شود، زيرا ارتش يمن و كميتههاي دفاع مردمي و جنبش انصار الله نه تنها از مواضع خود عقب ننشستند، بلكه در بسياري از مناطق جنوبي و شرقي يمن پيشرويهاي چشمگير و مهمي را محقق كردند. در نتيجۀ تحولات يادشده، برداشتها و تصورات اوليۀ سعودي ها تغيير كرد تا به تبع آن اهداف تجاوز به يمن نيز تغيير كند. بدين ترتيب اهداف رسانههاي تابع عربستان و متحدان آن از واداشتن انصار الله به عقب نشيني از مواضع خود و مناطقي كه به سمت آنها پيشروي كرده بود، به واداشتن انصار الله به نشستن پاي ميز مذاكره و از سرگيري گفتوگوها تغيير كرد .
از اين چرخش موضع به راحتي ميتوان دريافت كه عربستان سعودي به دنبال يافتن راه خروج آبرومندانه از بحران يمن است و به نظر مي رسد در آينده اي نزديك شاهد خواهيم بود كه عربستان سعودي و هم پيمانانش در ائتلاف سعودي ضد يمن با ميانجيگري اطراف ثالث براي پايان دادن به اين بحران موافقت خواهند كرد. با اين حال يك استراتژيست به خوبي ميداند ورود به يك جنگ بسيار راحتتر از خروج از اين عرصه آن هم بدون ايجاد تغيير و تحولاتي است كه منافع كشورهاي متجاوز را به خطر بياندازد. بنابراين، تحولات ناشي از تجاوز عربستان و متحدان آن به يمن تبعاتي خواهد داشت كه مي توان آنها را در موارد زير خلاصه كرد :
نخست آنكه شكست عربستان سعودي و متحدانش در يمن منجر به بازگشت گسترده آمريكا به منطقه نخواهد شد. به نظر آشكار مي رسد كه با توجه به بحرانهاي حاكم بر منطقه خاورميانه آمريكا درپي كاستن حضور خود در اين منطقه و محدود كردن آن است. اگر اين حقيقت را در نظر داشته باشيم و آن را در كنار اين واقعيت قرار دهيم كه جنگ در يمن دير يا زود با شكست متجاوزان همراه خواهد بود، براي آمريكا گزينهاي باقي نميماند، جز اينكه در متحدان منطقهاي خود بازنگري كند و روي به بازيگران منطقهاي بياورد كه مسئوليت پذيرتر از عربستان سعودي باشند. از اين منظر عربستان سعودي ناخواسته بر ثقل استراتژيك ايران در منطقه و در نگاه غرب و آمريكا افزوده است. چنين بروندادي طبعاً مد نظر استراتژيست هاي كم تجربۀ سعودي نبوده و نيست .
نكتۀ دوم آنكه شكست عربستان سعودي در يمن بر نگرانيهاي استراتژيك غرب و آمريكا در مورد هرگونه تحرك سعوديها در آينده در منطقه خواهد افزود. آشكار است كه تحركات عربستان سعودي در افغانستان و حمايت اين كشور از برخي جريانهاي تروريستي تكفيري منجر به ظهورطالبان و القاعده شد، همانگونه كه حمايت از طرفدارانش در عراق به ظهور و شكل گيري «دولت اسلامي عراق» و در سوريه به تشكيل «داعش» و گروههاي وابسته به آن انجاميد. بنابراين تجربه نيز نشاندهندۀ ضعفِ نگاه دوربردِ عربستان در كنشِ استراتژيك است. براين اساس آشكار است يكي از مهمترين نتايج تجاوز اين كشور به يمن افزايش قدرت و گستره نفوذ القاعده و گروههاي وابسته به داعش در يمن است، به همين دليل ميتوان پيش بيني كرد كه آمريكا محدوديتهايي براي آزادي عمل استراتژيك عربستان سعودي در سراسر منطقه و از راههاي مختلف قائل شود .
نكتۀ سوم آنكه نتايج جنگ در يمن موجب نفرت بيش از پيش غرب و آمريكا از عربستان سعودي خواهد شد، چون اين باور در آنها شكل ميگيرد كه سعوديها بازيگر بيمسئوليتي هستند كه اصول بازي را نميدانند و در اين بين قطعنامه صادر شده از سوي شوراي امنيت سازمان ملل در محكوميت يمن تنها بيانگر حيرت و سرگرداني غرب در برابر حوادث جاري در يمن و عدم آگاهي از حقايق جاري در عرصه و نتايج واقعي جنگ عربستان در اين كشور بود. از قراين موجود به نظر مي رسد آمريكا در پي اداره بحرانهاي منطقه توسط بازيگران منطقه اي است و از اين حيث پس از آگاهي از نتايج استراتژيك اين جنگ، به سرعت از گزينههاي عربستان سعودي در يمن دور خواهد شد و اين دوري به سود عربستان سعودي نخواهد بود .
نكتۀ چهارم آنكه شيوه اداره بحران يمن توسط سعوديها بيشك موجب افزايش وحدت و انسجام جبهه ضد سعودي در داخل يمن خواهد شد، جبههاي كه مخالف سيطره عربستان بر تصميم گيريها يمن و ترسيم آينده آن است. يمنيها از يك سو شاهد نابودي كشور خود و زيرساخت هايشان توسط عربستان سعودي هستند، بدون آنكه اين كشور اهداف مورد نظر خود در يمن را محقق كند؛ امري كه نفرت بيش از پيش يمنيها از سعوديها را به دنبال دارد و از سوي ديگر مي توان از كوته بينيِ استراتژيك مطرح كنندگان قطعنامۀ شوراي امنيت سخن گفت كه با قرار دادنِ احمد صالح در كنار رهبران انصارالله، اتحاد اين دو را در آيندۀ يمن تضمين كرده و راه را بر احتمال عهدشكنيِ علي عبدالله صالح بست .
نكتۀ پنجم آنكه تجاوز عربستان سعودي به يمن در قالب عمليات طوفان قاطعيت نه تنها نگرانيهايي براي خود سعوديها ايجاد ميكند، بلكه اين نگرانيها به كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس نيز سرايت خواهد كرد. ناگفته روشن است كه مماشات كشورهاي عربي كوچك شوراي همكاري خليج فارس با تصميم عربستان سعودي در تجاوز به يمن اگرچه ممكن است در مواردي همچون قطر براي بازيابيِ نقش منطقه-اي خويش صورت گرفته باشد اما از سوي ديگر از بيم اين كشورها از عربستان سعودي و امكان تحرك آن عليه اين كشورها در صورت وقوع هرگونه تحول نوين در اين كشورها ناشي مي شد؛ همچنانكه تحولات يمن به مداخلۀ سعودي ها در اين كشور منجر شد .
نكتۀ ششم آنكه ميتوان پيش بيني كرد كه عربستان سعودي به گزينه تقسيم يمن روي بياورد تا به اين طريق تا حد امكان از تبعات شكست استراتژيك خود در اين كشور بكاهد. اما روي آوردن سعوديها به اين گزينه دستاوردهاي اندك و زيانهاي بسياري براي آنها به همراه خواهد داشت، از جمله اينكه عربستان سعودي در اين گزينه بايد از مشروعيت مورد ادعايش در خصوص عبد ربه منصور هادي چشم پوشي كند. همانگونه كه روي آوردن سعوديها به اين گزينه به معناي انسجام و اتحاد بيش از پيش يمنيها و كنار نهادن اختلافات موجود ميان آنها و تشريك مساعي شان در برابر تلاش هاي عربستان براي تجزيۀ يمن خواهد بود .
در مجموع مي توان گفت استراتژيستهاي كمتجربه عربستان سعودي اين كشور را درگير جنگي كرده اند كه گزينههاي دشوار و تلخي را پيش روي سعوديها قرار داده و امكان خروج آسان از اين جنگ بدون تحقق اهداف اعلام شده را غير ممكن ساخته است. بيشك خروج عربستان سعودي از جنگ يمن بدون تحقق اهداف اعلام شده از سوي اين كشور، لطمه بسياري به اعتبار اين كشور خواهد زد و موقعيت آن را به عنوان بازيگر منطقهاي تنزل خواهد داد، در عين حال كه امكان ادامه اين جنگ با توجه به هزينههاي آن و انتقادها و محكوميتهاي داخلي و منطقهاي و بين المللي براي سعوديها وجود ندارد. به سادگي ميتوان گفت، عربستان سعودي وارد باتلاقي شده كه توان خروج آبرومندانه استراتژيك و نظامي از آن و در عين حال مقابله با بازتابهاي منفي احتمالي آن چه در عرصه منطقهاي و چه در عرصه بين المللي نيست .
در اين زمينه ديگر كشورهاي متحد نيز تا آنجا با عربستان همراهي خواهند كرد كه امنيت ملي خود را در خطر نيابند. اما به نظر مي رسد، عربستان به سادگي نخواهد توانست از اين جنگ خارج شود. همچنانكه تحولات دومين ماه جنگ يمن نشان داد، امكان تسري جنگ به خاك عربستان يك گزينۀ جدي است كه عربستان در برابر آن فاقد گزينه هاي انتخابي چندان زيادي است. امارات متحده عربي در برابر حمايت عربستان از اصلاح و تضاد آن با علي صالح و انصارالله سياست متفاوتي اتخاذ كرده است كه دو وجهي بوده و از يك سو جوياي توقف فشارهاي عربستان بر اين كشور است و از سوي ديگر جوياي تضعيف جريان اصلاح و تضاد با اين جريان اخواني است.
