الوقت_ بحران اوکراين نماد مردودي دوباره بان کيمون در آزمونهاي بين المللي محسوب مي شود. سازمان ملل متحد در اين بحران نيز مانند ديگر بحرانهاي بين المللي نه تنها نقش موثري ايفا نکرده است، بلکه در مواردي به عامل تشديد کننده بحران تبديل شد. دفتر هماهنگی امور انسان دوستانه این سازمان طی دو گزارش وضعیت اوکراین را بحرانی اعلام کرد. این دفتر در اولین گزارش خود، اعلام کرد: « اوضاع انسانی هم چنان در شرق اوکراین و به ویژه مناطقی که تحت کنترل دولت نیست و امکان دسترسی آن ها به خدمات و مزایای دولتی از ماه دسامبر (آذر) سال 2014 قطع شده، وخیم است. این وضعیت به طرز چشمگیری وضعیت اسفناک ساکنان این منطقه را بدتر کرده و دسترسی آنها به مواد غذایی و خدمات اساسی را به طور جدی تحت تاثیر قرار داده است» . همچنین این دفتر در آخرین گزارش خود نیز که در اوایل آوریل 2015 منتشر شد، اعلام کرد: « از زمان آغاز درگیری ها دراوکراین از اواسط آوریل 2014 تا 19 مارس 2015 بیش از شش هزار و 72 تن کشته و 15 هزار و 345 تن مجروح شدهاند».
این درحالی است که تعلقخاطر بان کيمون به ايالات متحده آمريکا و برخي کشورهاي اروپايي سبب شد تا وي عملاً اقدامي در راستاي جلوگيري از تشديد بحران و خشونت در کييف صورت ندهد. اوضاع در اوکراين تا پیش از اعلام استقلال شبه جزيره کريمه، به گونه اي پيش رفت که مطلوب بان کيمون بود اما با استقلال شبه جزیره کریمه و اعلام خودمختاری دو استان دونتسک و لوهانسک، دبير کل سازمان ملل به شدت از آنچه در اوکراين ميگذرد ابراز نگرانی کرده است. بان کيمون تاکنون گامهای دیپلماتیک بسیاری در جهت حل بحران برداشته است، لکن به جهت قصور در مهار ايالات متحده و اتحاديه اروپا و ناتو در کييف، نتیجهای عملی که نشان از بهبود شرایط بوده باشد، دربر نداشته است. این مسأله موجب شده تا بار ديگر نام بان کيمون به عنوان دبير کلي ناتوان و وابسته به غرب در معادلات اوکراين به چشم آید .
بان کيمون به طور کلي در مواجهه با بحرانهاي بين المللي کارنامه اي بسيار ضعيف داشته است. در حال حاضر یمن در آتش و خون می غلتد. اما به راستی بان کیمون چه اقدام و گام مهمی را در خصوص متوقف نمودن جنايات عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی در این جنگ برداشته است؟
بان كيمون در دوراني كه وزارت امور خارجه كره جنوبي را برعهده داشت يكي از حاميان جنگ عراق محسوب ميشد و همين مسئله سبب شده بود تا كشورهايي جنگ طلب مانند ايالات متحده و انگلستان حمايت كاملي را از دبيركلي وي اعمال نمايند. در مجموع بان کیمون در طول دوران دبیرکلی خود در سازمان ملل، كارنامه بسيار ضعيفي از خود ارائه داده و با سكوت خود تداوم جنايات کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی علیه ملتهای مظلوم را به امروز تضمين نموده است.
واقعيت امر اين است که وجود بان کيمون در سازمان مللمتحد نماد و نشانهاي از نفوذ و سلطه ايالات متحده آمريکا و برخي کشورهاي اروپايي در سازمانهاي بينالمللي است. واقعيت تلخي که نميتوان آن را منکر شد. در جريان بحران اخير اوکراين نيز بان کيمون بار ديگر نشان داد که به وظايف حداقلي خود در جلوگيري از بحرانهاي بين المللي پايبند نيست و صرفاً زماني متوجه اين وظيفه سنگين مي شود که موقعيت استراتژيک غرب در دنيا در خطر باشد.
بنابراین می توان گفت که بان کي مون بار ديگر باخت! اين بار او بايد بابت چراغ سبزي که در خصوص مداخلهجويي هاي آمريکا در اوکراين داد به نظام بين الملل پاسخگو باشد. هر چند بديهي به نظر می رسد که اين پاسخگويي تا زمان حضور دبير کل سازمان ملل در مسند فعلي اش صورت پذیرد.