الوقت- راست افراطی جریانی ناسیونالیستی است که در هر کشوری که پدیدار شود تلاش می کند با بازگشت به دوران گذشته باشکوه، ارزش ها و آرمان های آن ملت را احیا سازد. در این راستا پیروان این گرایش با ورود مهاجران با سرزمین شان مخالف و به دنبال این هستند که با ایجاد دولت رفاه، رونق اقتصادی را تنها شامل حال مردم کشورشان سازند.
رواج این تفکر در دوران قبل از جنگ های جهانی زمینه ساز بروز نبردهایی شد که اوج آن را در طرح های آلمان نازی برای یکسان سازی نژاد این کشور و توسعه طلبی ارضی شاهد بودیم. اما وقوع فاجعه در مقیاس با مرگ بیش از 50 میلیون انسان جنگ جهانی دوم نیز نتوانست پایانی برای اندیشه های راست افراطی باشد. تا جایی که امروز و در قرن بیست و یک نیز در برخی از کشورهای اروپا مانند سوئد، فرانسه، دانمارک و انگلیس احزاب راست افراطی موفق شدند با جلب نظر رای دهندگان وارد ساختار سیاسی شوند و بعضا جهت گیری های کلان کشورشان را تغییر دهند.
در نتیجه رشد اندیشه های راست افراطی در انگلیس، این کشور چند ماه قبل با رای اکثریت مردم از اتحادیه اروپا خارج شد. در فرانسه نیز جبهه ملی با رویکرد راست افراطی در حال حاضرجزء جریان های اصلی سیاسی این کشور محسوب می شود و توانست در انتخابات محلی امسال 25 درصد آرا را به دست آورد.همچنین نظرسنجی ها نشان می دهد که ژان ماری لوپن رهبر این حزب یکی از دو کاندیدایی باشد که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2017 به دور دوم راه پیدا کند.
حرکت آرام احزاب راست افراطی در هرم قدرت اروپا، آینده مبهمی برای ساختار اتحادیه اروپا که نماد فراملی گرایی این قاره است به وجود می آورد. این روند با انتخاب ترامپ در ایالات متحده بیش از پیش در عرصه سیاسی جهان نمود پیدا کرد. اما آنچه که باعث شد تا مردم اروپا به افکار راست افراطی اقبال نشان دهند ریشه در بحران های اقتصادی دارد.
در حالی که اتحادیه اروپا در سال 2008 با بحران مالی یورو در یونان، ایتالیا، اسپانیا و پرتغال مواجه بود، مهاجران زیادی از کشورهای آفریقا و خاورمیانه به این قاره نیز عزیمت کردند. وقوع بحران اقتصادی، میزان بیکاری اتحادیه اروپا را از زیر 7 درصد به 11 درصد افزایش داد که در ادامه به دلیل تقاضای روزافزون مردم و مهاجران برای دریافت کمک های رفاهی دولت، تورم و رکود ادامه یافت. در این شرایط مردم کشورهای درگیر بحران، مهاجران را بار اضافه ای به دولت های خود می دانستند و همین امر به محبوبیت شعارهای احزاب راست افراط گرایی دامن زد.
در سال 2015، نیز 250 میلیون مهاجر بین المللی و 65 میلیون آواره در سرتاسر جهان سرشماری شد که اروپا با 76 میلیون نفر بزرگترین سهم پذیرش مهاجر را داشت. این وضعیت در کنار مسائلی مانند نابرابری و رشد آهسته اقتصادی بر شدت اضطراب ها افزود و باعث تغییر نظر رای دهندگان و ارتقا جایگاه رهبران احزاب راست افراط گرایی شد.
تا جایی که شاهد بودیم نایجل فاراژ، رهبر حزب راست گرای افراطی انگلیس از همین راه توانست نظر مخالفان خروج این کشور از اتحادیه اروپا را تغییر دهد و برگزیت را رقم بزند. او در این فرایند با شعار ضد مهاجرت، این نگرانی را در میان مردم انگلیس افزایش داد که اگر ترکیه به اتحادیه اروپا بپیوندد، زندگی انگلیس نخستین هدف شهروندان این کشور خواهد شد که اولین آسیب این اتفاق افزایش بیکاری است.
تا پیش از روی کار آمدن دونالد ترامپ، جریان راست افراطی نتوانسته بود برای پیشبرد برنامه هایش فردی را به عنوان نامزد یکی از احزاب اصلی آمریکا داشته باشد. بنیان تفکرات افراطی گری ترامپ، ناراحتی های نژادی است. او هم به مانند همسلکان اروپایی اش ورود مهاجران مکزیکی و مسلمانان به آمریکا را عامل وضعیت بد معیشت مردم این کشور می داند.
سخنان پوپولیستی بلندگوی افکار راست افراطی است که ترامپ از آن به خوبی در جریان مبارزاتی انتخاباتی اش بهره برد. در این شرایط پیروزی ترامپ و شعارهایش امید به موفقیت و انگیزه را در راست افراطی در کشورهای اروپایی تقویت کرده است، چنانکه رهبران راست افراطی در اروپا اولین کسانی بودند که به ترامپ پیروزی اش را تبریک گفتند.
اکثر رهبران راست افراطی در اروپا رابطه ای شخصی با ترامپ دارند. آنان پوتین و ترامپ را به عنوان نمادهای ضد قدرت و ضد سیستم می بینند که می توان از آنان برای مقابله با اتحادیه اروپا و نخبگان ملی در کشورهای عضو این اتحادیه استفاده کرد و این هدف مشترک باعث شده است این افراد بدون هدف ایجاد اتحادی بلند مدت، در کنار هم قرار گیرند.
در داخل کنگره امریکا نیز جمهوریخواهی هستند که با راست افراطی اروپا در ارتباط هستند. از این رو پیروزی ترامپ بر کلینتون در واقع موفقیت راست افراطی در یافتن راهی برای نفوذ در ساختار سیاسی آمریکا بود و این می تواند هشداری برای نظام های دموکراسی غربی باشد. زیرا در این شرایط تشدید شکاف ها و تنش های نژادی و قومیتی از جمله وقوع حملات علیه مسلمانان، سیاهپوستان و آمریکاییهای لاتین تبار و آسیایی ها در اروپا و ایالات متحده دور از انتظار نخواهد بود.
