الوقت- «هرگونه حمله به تأسیسات هستهای هر کشوری ناقض اصول بنیادین ایمنی هستهای است.» این جملهای است که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، طی سالهای جنگ اوکراین بارها و بارها تکرار کرده است. اما با گسترش جنگ علیه ایران و حملات مکرر آمریکا و اسرائیل به اطراف تأسیسات هستهای بوشهر و حمله اخیر به نیروگاه هستهای در حال ساخت دارخوین، این پرسش در تهران بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است که آیا آژانس همین حساسیت را درباره ایران نیز نشان داده است؟
بسیاری از ناظران و کارشناسان معتقدند که اگرچه آژانس در مواردی نسبت به خطرات و تهدیدات علیه تاسیسات هستهای ایران در زمان حملات و بمبارانهای آمریکا و رژیم صهیونیستی ابراز نگرانی کرده، اما شدت، سرعت و دامنه واکنشهای آژانس با مواضعی که طی چهار سال گذشته درباره نیروگاه زاپوریژیا در اوکراین اتخاذ کرده، قابل مقایسه نیست. حتی بررسی گزارشها حاکی از آن است که آژانس تا کنون هیچ گونه بیانیهای در ارتباط با حملات مشترک و تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه تاسیسات هستهای ایران صادر نکرده و این حملات را محکوم نکرده است. موضوعی که با توجه به محکومیتهای زیاد حملات به تاسیسات هستهای اوکراین از سوی آژانس، رفتار دوگانه این نهاد بین المللی را در جنگ اوکراین و ایران بیش از زمان زمان دیگری آشکار میکند.
واکنش فوری در اوکراین
بررسی گزارشها و خبرها نشان میدهد که از نخستین روزهای درگیری روسیه و اوکراین، آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پرونده تاسیسات هستهای زاپوریژیا در اوکراین را به یکی از مهمترین اولویتهای خود تبدیل کرد.
رافائل گروسی شخصاً چندین بار به اوکراین سفر کرد، تیم دائمی بازرسان آژانس در نیروگاه مستقر شدند، دهها بیانیه رسمی منتشر شد، نشستهای ویژه شورای حکام برگزار و آژانس حتی موفق شد چندین آتشبس محدود برای انجام تعمیرات و حفظ ایمنی نیروگاه میان طرفهای درگیر برقرار کند.
گروسی تقریباً پس از هر حمله پهپادی، موشکی یا حتی قطع خطوط برق زاپوریژیا، بیانیه منتشر میکرد و هشدار میداد که ادامه حملات میتواند جهان را با یک فاجعه هستهای روبهرو کند. آژانس همچنین هفت اصل ایمنی هستهای در شرایط جنگ را تدوین و بارها بر رعایت آنها تأکید کرد.
در ایران؛ هشدارها محدود و بدون پیگیری
در مقابل، با آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تأسیسات هستهای بوشهر چندین بار در معرض اصابت راکت و موشک قرار گرفت و تصاویر ماهوارهای نیز برخورد پرتابهها در نزدیکی این نیروگاه را تأیید کردند.
آژانس وقوع حملات در نزدیکی بوشهر را تأیید و اعلام کرد راکتوری که در حال بهرهبرداری است آسیب ندیده، اما هشدار داد هرگونه حمله به این نیروگاه میتواند پیامدهای پرتوی گستردهای برای ایران و کشورهای منطقه داشته باشد. (
با این حال، برخلاف پرونده اوکراین، نه نشست فوقالعادهای در شورای حکام برگزار شد، نه هیئت اضطراری ویژهای به ایران اعزام شد و نه سازوکاری مشابه آتشبسهای محلی زاپوریژیا برای حفاظت از تأسیسات هستهای ایران پیشنهاد شد.
همین تفاوت، محور اصلی انتقادات تهران نسبت به رویکرد دوگانه آژانس نسبت به ایران و اوکراین در زمان جنگ است.
آخرین نمونه رویکرد دوگانه آژانس را در جریان حمله اخیر آمریکا به نیروگاه هستهای در حال ساخت دارخوین میتوان دید. آژانس در واکنش به حمله اخیر آمریکا به دارخوین، در اظهارنظری بسیار منفعلانه اعلام کرد این مرکز در آخرین بازرسی خود فاقد مواد هستهای بوده و بنابراین خطر فوری انتشار مواد پرتوزا وجود ندارد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرد در حال بررسی این گزارشهاست و یادآور شد این نیروگاه در دارخوین در مراحل بسیار ابتدایی ساخت قرار دارد و در آخرین بازرسی آژانس، هیچ ماده هستهای در آن وجود نداشت.
منتقدان اما معتقدند مسئله صرفاً وجود یا نبود مواد هستهای نیست؛ بلکه اصل حمله به یک تأسیسات هستهای تحت نظارت آژانس، باید با محکومیتی صریح و قاطع روبهرو میشد؛ همانگونه که در پرونده اوکراین بارها شاهد آن بودهایم، اما آژانس تا کنون حمله آمریکا به تاسیسات هستهای دارخوین را محکوم نکرده است.
انتقاد تهران از «انفعال آژانس»
تاکنون محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، طی ماههای اخیر بارها در نامهها و اظهارات رسمی از آژانس خواسته است حملات به تأسیسات هستهای ایران را بهطور شفاف محکوم کند.
بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی نیز معتقد است سکوت یا واکنشهای حداقلی آژانس میتواند این تصور را ایجاد کند که حمله به تأسیسات هستهای برخی کشورها هزینه سیاسی چندانی ندارد.
به گفته کارشناسان اگر حمله به نیروگاههای اوکراین تهدیدی علیه امنیت هستهای جهان محسوب میشود، همین منطق باید درباره ایران نیز بهطور یکسان اعمال شود.
کارشناسان چه میگویند؟
برخی تحلیلگران معتقدند آژانس در سالهای اخیر بیش از گذشته تحت تأثیر فضای سیاسی قدرتهای غربی قرار گرفته است. حسن بهشتیپور، کارشناس مسائل بینالملل، پیشتر تأکید کرده است که آژانس باید در موضوع ایمنی هستهای صرفاً بر مبنای استانداردهای فنی عمل کند و از هرگونه شائبه برخورد سیاسی فاصله بگیرد.
به گفته بسیاری از کارشناسان برخورد متفاوت نهادهای بینالمللی با بحرانهای مشابه، اعتبار آنها را در نگاه افکار عمومی کاهش میدهد و این تصور را تقویت میکند که قواعد بینالمللی برای همه کشورها به یک شکل اجرا نمیشود.
از نگاه کارشناسان، اگر اصل بنیادین آژانس آن است که «هیچ حملهای نباید امنیت هستهای را تهدید کند»، این اصل نباید با ملاحظات ژئوپلیتیکی تفسیر شود. آنها میگویند مسئله اصلی، اصل ممنوعیت حمله به تأسیسات هستهای است؛ اصلی که باید بدون توجه به اینکه تأسیسات در اوکراین، ایران یا هر کشور دیگری قرار دارد، به یک اندازه مورد دفاع قرار گیرد.
در واقع جنگ ایران و آمریکا، آژانس بینالمللی انرژی اتمی را با آزمونی تازه روبهرو کرده است؛ آزمونی که صرفاً درباره ایمنی هستهای نیست، بلکه به اعتبار و بیطرفی این نهاد نیز مربوط میشود.
اگر آژانس بخواهد همچنان بهعنوان مرجع فنی و بیطرف نظام عدم اشاعه شناخته شود، به باور بسیاری از ناظران، ناگزیر است در قبال هرگونه تهدید علیه تأسیسات هستهای، فارغ از هویت طرفهای درگیر، استانداردی واحد، واکنشی متوازن و موضعی شفاف اتخاذ کند؛ در غیر این صورت، انتقادها درباره وجود «استانداردهای دوگانه» در عملکرد این نهاد، همچنان ادامه خواهد یافت.
