الوقت- نشست امسال سران ناتو در ترکیه در شرایطی برگزار میشود که این ائتلاف با یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ خود روبهرو است. اگر در گذشته اختلافات اعضا عمدتاً بر سر میزان بودجه دفاعی یا نحوه مدیریت بحرانهای منطقهای بود، اکنون شکافها به مسائل بنیادینتری مانند آینده رهبری آمریکا، جنگ اوکراین، پیامدهای جنگ ایران، نقش اروپا در امنیت قاره و حتی فلسفه وجودی ناتو گسترش یافته است.
در چنین فضایی، بسیاری از تحلیلگران از ورود ناتو به مرحلهای جدید با عنوان «ناتو ۳.۰» سخن میگویند؛ مرحلهای که قرار است این سازمان را از یک پیمان دفاع جمعی کلاسیک به یک شبکه امنیتی جهانی، فناورانه و چندبعدی تبدیل کند. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا ناتویی که درگیر اختلافات عمیق داخلی است، توانایی ورود به چنین مرحلهای را دارد یا خیر؟
از ناتو ۱.۰ تا ناتو ورژن ۳.۰؛ تحول یک ائتلاف نظامی
سیر تحول ناتو را میتوان در سه مرحله اصلی بررسی کرد.
ناتو ۱.۰ به دوره جنگ سرد از سال ۱۹۴۹ تا ۱۹۹۱ بازمیگردد؛ دورهای که مأموریت اصلی این ائتلاف، مهار اتحاد جماهیر شوروی و حفاظت از اروپای غربی زیر چتر بازدارندگی هستهای آمریکا بود. در این دوره، ساختار ناتو بر جنگ متعارف، بازدارندگی هستهای و دفاع سرزمینی استوار بود.
با فروپاشی شوروی، ناتو ۲.۰ شکل گرفت. از سال ۱۹۹۱ تا آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، این ائتلاف مأموریتهای جدیدی همچون مدیریت بحران، عملیات برونمرزی، مبارزه با تروریسم، امنیت دریایی و مأموریتهای حفظ صلح در بالکان، افغانستان، خاورمیانه و شمال آفریقا را در دستور کار قرار داد.
اما جنگ روسیه و اوکراین، افزایش رقابت راهبردی با چین، گسترش تهدیدات سایبری، هوش مصنوعی، جنگهای هیبریدی، فناوریهای فضایی، سامانههای بدون سرنشین، امنیت انرژی و امنیت زنجیرههای تأمین، ناتو را وارد مرحله سوم کرده است؛ مرحلهای که از آن با عنوان «ناتو ۳.۰» یاد میشود.
در این نسخه جدید، دفاع جمعی دیگر صرفاً به معنای استقرار نیروهای نظامی نیست، بلکه صنایع دفاعی، ظرفیتهای فناورانه، زیرساختهای حیاتی، امنیت اقتصادی و حتی زنجیرههای تأمین نیز به بخشی از معماری امنیتی ناتو تبدیل شدهاند.
اجلاس ترکیه؛ میدان آزمون ناتو ۳.۰
نشست ترکیه نخستین آزمون عملی این الگوی جدید امنیتی محسوب میشود؛ اما برخلاف انتظار، دستور کار اجلاس بیش از آنکه بر آینده فناوریهای دفاعی یا مقابله با تهدیدات نوظهور متمرکز باشد، تحت تأثیر اختلافات سیاسی میان اعضای ائتلاف قرار گرفته است.
یکی از مهمترین محورهای تنش، پیامدهای جنگ اخیر ایران و انتظارات واشنگتن از متحدان اروپایی است. دولت دونالد ترامپ معتقد است اروپا در حمایت از سیاستهای آمریکا در قبال ایران همراهی کافی نداشته و همچنان از مزایای امنیتی آمریکا بدون پرداخت هزینه متناسب بهرهمند میشود؛ موضوعی که کاخ سفید از آن با عنوان «مفتسواری امنیتی اروپا» یاد میکند.
همین مسئله باعث شده روابط ترامپ با برخی رهبران اروپایی، از جمله نخستوزیر بریتانیا، صدراعظم آلمان و نخستوزیر ایتالیا، با تنشهای کمسابقهای روبهرو شود؛ اختلافاتی که احتمالاً بر فضای مذاکرات اجلاس نیز سایه خواهد انداخت.
در همین ارتباط میتوان مشاهده کرد که همزمان با برگزاری اجلاس سران، وزرای خارجه کشورهای عضو ناتو با همتایان خود از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس دیدار میکنند تا درباره بنبست ایجادشده بر سر بازگشایی تنگه هرمز و آینده امنیت کشتیرانی در این آبراه راهبردی گفتوگو کنند. محور اصلی این نشست، پیشنهاد مشترک فرانسه و انگلیس برای تشکیل یک مأموریت دریایی چندملیتی در تنگه هرمز است؛ طرحی که تهران آن را بهصراحت رد کرده و هشدار داده است که تنگه هرمز میدان نمایش قدرت نظامی بازیگران فرامنطقهای نیست. حضور وزرای خارجه بحرین، قطر، کویت و امارات در این نشست نیز نشان میدهد که ناتو در چارچوب الگوی «ناتو ۳.۰» دیگر صرفاً بر دفاع از قلمرو اعضای خود تمرکز ندارد، بلکه امنیت مسیرهای انتقال انرژی، آبراههای بینالمللی و مشارکت با شرکای منطقهای را نیز بخشی از مأموریت راهبردی خود تعریف میکند.
از این منظر، ورود رسمی موضوع تنگه هرمز به دستور کار اجلاس ناتو را میتوان یکی از مهمترین نشانههای گذار این ائتلاف از یک پیمان دفاعی منطقهای به سازمانی با رویکرد امنیتی جهانی دانست. با این حال، مخالفت صریح ایران با هرگونه حضور نظامی فرامنطقهای در هرمز، نشان میدهد که اجرای چنین طرحهایی نه تنها با چالشهای سیاسی و حقوقی روبهرو خواهد بود، بلکه میتواند به یکی از محورهای جدید تقابل میان ناتو و بازیگران اصلی غرب آسیا نیز تبدیل شود. از همین رو، اجلاس ترکیه تنها درباره آینده جنگ اوکراین یا روابط فراآتلانتیکی نیست، بلکه به عرصهای برای ترسیم نقش ناتو در معادلات امنیتی خاورمیانه و مهمترین شاهراه انرژی جهان نیز تبدیل شده است.
شکاف فزاینده در روابط دو سوی آتلانتیک
اختلافات میان آمریکا و اروپا دیگر تنها به افزایش بودجه دفاعی محدود نمیشود. تصمیم واشنگتن برای کاهش تدریجی حضور نظامی در اروپا و اولویت دادن به بازسازی ذخایر تسلیحاتی خود پس از جنگ ایران، نگرانیهای عمیقی در میان اعضای اروپایی ناتو ایجاد کرده است.
بر اساس گزارشها، آمریکا به تعدادی از متحدان اروپایی از جمله بریتانیا، آلمان، لهستان، لیتوانی و استونی اطلاع داده است که تحویل بخشی از سفارشهای تسلیحاتی آنها به دلیل اولویتهای جدید پنتاگون با تأخیر مواجه خواهد شد.
این تحول، کشورهای اروپایی را بیش از گذشته به سمت توسعه صنایع دفاعی مستقل سوق داده است؛ روندی که اگرچه میتواند وابستگی اروپا به آمریکا را کاهش دهد، اما در بلندمدت ممکن است به رقابت اقتصادی و صنعتی میان دو سوی آتلانتیک نیز منجر شود.
از سوی دیگر، هرچه اروپا استقلال دفاعی بیشتری پیدا کند، احتمال کاهش خرید تجهیزات آمریکایی نیز افزایش مییابد؛ مسئلهای که با منافع اقتصادی و راهبردی واشنگتن در تضاد قرار دارد.
بحران اعتماد به چتر امنیتی آمریکا
یکی دیگر از مهمترین چالشهای اجلاس ترکیه، تردید روزافزون اروپا نسبت به میزان تعهد آمریکا به امنیت این قاره است.
اظهارات دولت ترامپ درباره کاهش نیروهای آمریکایی در اروپا و تمرکز بیشتر بر رقابت با چین، این نگرانی را ایجاد کرده که بازدارندگی هستهای آمریکا دیگر همان اعتبار گذشته را ندارد.
گرچه انتظار میرود واشنگتن در بیانیه پایانی اجلاس بار دیگر بر تعهد خود به ماده پنجم پیمان ناتو تأکید کند، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند اعتبار بازدارندگی تنها با صدور بیانیه حفظ نمیشود، بلکه نیازمند حضور عملی و پایدار آمریکاست.
در واقع از نگاه اروپاییها اگر این تصور در مسکو شکل بگیرد که آمریکا دیگر حاضر نیست همانند دوران جنگ سرد برای دفاع از اروپا هزینه بدهد، یکی از مهمترین پایههای بازدارندگی ناتو تضعیف خواهد شد.
اختلاف بر سر مدیریت ترامپ
چالشهای اجلاس تنها به اختلافات میان آمریکا و اروپا محدود نمیشود. در داخل اروپا نیز درباره نحوه تعامل با دولت ترامپ اجماع وجود ندارد.
برخی کشورها همچنان معتقدند باید با انعطاف و امتیازدهی، واشنگتن را در چارچوب ناتو حفظ کرد، اما گروهی دیگر این رویکرد را نوعی عقبنشینی سیاسی میدانند.
در همین چارچوب، عملکرد مارک روته، دبیرکل ناتو، نیز با انتقادهای گستردهای روبهرو شده است. منتقدان معتقدند تلاشهای او برای جلب رضایت ترامپ، نه تنها اختلافات را کاهش نداده، بلکه جایگاه دبیرکل ناتو را نیز تضعیف کرده است.
از نگاه بسیاری از پایتختهای اروپایی، ناتو بیش از هر زمان دیگری به رهبری مستقل و تصمیمگیری جمعی نیاز دارد؛ نه مدیریتی که بیش از اندازه به مواضع کاخ سفید وابسته باشد.
اختلاف بر سر تهدید روسیه
در کنار مجموعهای از اختلافات که در موضوعات اجلاس ناتو اکنون دیگر کاملا عیان شدهاند، شاید مهمترین موضوع مسئله درک اولویت تهدید برای این ائتلاف است. آمریکای ترامپ به دنبال محدود کزدن قدرت فزاینده چین و مقابله با ایران در راستای راهبرد نوانزواگرایی دکترین امنیت ملی کاخ سفید است اما اروپا روسیه را همچنان مهمترین تهدید امنیتی این ائتلاف میداند.
گزارشهای اطلاعاتی کشورهای اروپایی، از جمله سوئد و استونی، حاکی از آن است که مسکو همچنان در حال افزایش توان نظامی و گسترش عملیاتهای هیبریدی علیه کشورهای عضو ناتو است و ممکن است در سالهای آینده، میزان آمادگی این ائتلاف برای اجرای ماده پنجم را مورد آزمون قرار دهد.
در این شرایط حتی با وجود تصمیم کشورهای عضو برای افزایش بودجه دفاعی، توسعه صنایع نظامی و نوسازی ارتشها، این اختلاف میتواند انسجام عملیاتی این ائتلاف را تضعیف کند.
اجلاس ترکیه؛ آغاز ناتو جدید یا آشکار شدن شکافهای قدیمی؟
اجلاس سران ناتو در ترکیه بیش از آنکه نقطه آغاز رسمی «ناتو ۳.۰» باشد، به صحنهای برای سنجش میزان انسجام سیاسی این ائتلاف تبدیل شده است. اگر اعضا نتوانند اختلافات خود را بر سر نقش آمریکا، تقسیم بار امنیتی، استقلال دفاعی اروپا و نحوه مواجهه با بحرانهای جهانی مدیریت کنند، تحقق الگوی جدید امنیتی نیز با دشواریهای جدی روبهرو خواهد شد.
به بیان دیگر، موفقیت ناتو ۳.۰ صرفاً به توسعه هوش مصنوعی، سامانههای بدون سرنشین یا فناوریهای نوین وابسته نیست؛ بلکه پیش از هر چیز به حفظ وحدت سیاسی میان اعضای ائتلاف بستگی دارد. در شرایطی که شکافهای فراآتلانتیکی روزبهروز عمیقتر میشود، اجلاس ترکیه میتواند مشخص کند که ناتو در آستانه یک بازسازی راهبردی قرار گرفته یا وارد مرحلهای از واگرایی شده است که آینده این ائتلاف را با ابهامهای جدی مواجه خواهد کرد.
