الوقت- گزارش تازه روزنامه «والاستریت ژورنال» درباره ایجاد یک پایگاه نظامی محرمانه از سوی رژیم صهیونیستی در صحرای عراق، جنجال بزرگی به راه انداخته و به صدر اخبار رسانههای این کشور تبدیل شده است؛ جایی که تحلیلگران از تبدیل شدن خاک عراق به فضایی برای لایههای عمیقتری از رقابت امنیتی و جنگ پنهان منطقهای و گره خوردن موقعیت ژئوپلتیکی مهم این کشور به منازعات همسایگان سخن میگویند.
این روزنامه روز شنبه به نقل از منابعی نامعلوم مدعی شد که اسرائیل با اطلاع آمریکا، در صحرای عراق پایگاهی سری برای پشتیبانی از حملات علیه ایران ایجاد کرده است؛ ادعایی که اگرچه از سوی مقامهای عراقی بهطور رسمی تأیید نشده، اما با مجموعهای از تحرکات میدانی، گزارشهای محلی و واکنشهای امنیتی بغداد درهم تنیده شده و به موضوعی فراتر از یک خبر امنیتی تبدیل شده است.
پایگاه پنهان در بیابان؛ چرا النخیب؟
طبق این گزارش، این پایگاه در اواخر فوریه ۲۰۲۶ در منطقهای بیابانی نزدیک النخیب ایجاد شده؛ نقطهای که بهدلیل موقعیت جغرافیاییاش، میتواند برای عملیات هوایی، پشتیبانی لجستیکی و جابهجایی نیروهای ویژه کارکردی عملیاتی داشته باشد. منابع ادعایی والاستریت ژورنال گفتهاند این موقعیت برای پشتیبانی از حملات علیه ایران و همچنین عملیات جستوجو و نجات خلبانان اسرائیلی در صورت سقوط هواپیماها در یک درگیری گسترده طراحی شده بود.
در این روایت، صحرای عراق فقط یک بستر جغرافیایی نیست؛ بلکه به دلایلی از جمله نزدیکی به مرزها، فاصلهی کوتاهتر تا عمق ایران، زمینهای بیابانیِ باز با تراکم جمعیتی کمتر، سهولت حرکت هوایی به دلیل نداشتن پدافند قوی هوایی، و امکان اجرای عملیات پشتیبانی و نجات دور از رصد مستقیم به صحنهای برای جنگِ پنهانِ فرامرزی تبدیل میشود.
افشای ماجرا با یک گزارش محلی
به نوشته این روزنامه، لو رفتن پایگاه در اوایل مارس گذشته اتفاق افتاده؛ زمانی که رسانههای دولتی عراق از گزارش یک چوپان محلی درباره رفتوآمد غیرعادی بالگردها و تحرکات نظامی مشکوک خبر دادند. همین گزارش محلی، بهسرعت مسیر ماجرا را تغییر داد و نیروهای عراقی را برای بررسی به منطقه کشاند.
اما در ادامه، ادعای والاستریت ژورنال ابعاد دراماتیکتری به خود میگیرد: گفته شده نیروهای صهیونیستی برای دور نگه داشتن نیروهای عراقی و جلوگیری از کشف پایگاه، دست به حملات هوایی زدند. اگر این روایت درست باشد، با یکی از حساسترین سناریوها در خاک عراق روبهرو هستیم: تقابل مستقیم یا غیرمستقیم بر سر یک موقعیت نظامی مخفی در عمق بیابان.
پاسخ بغداد: «هیچ پایگاه غیرمجازى در خاک عراق وجود ندارد»
در برابر این ادعاها، بغداد تلاش کرده روایت رسمی خود را تثبیت کند. فرماندهی عملیات مشترک عراق اعلام کرده که نیروهای این کشور در ماه مارس گذشته با «گروههایی ناشناس و فاقد مجوز» که از پشتیبانی هوایی برخوردار بودند، در صحرای کربلا درگیر شدهاند؛ اما در عین حال تأکید کرده که «هیچ نیرو یا پایگاه نظامی غیرمجازی» در خاک عراق وجود ندارد.
همزمان، علی الحمدانی، فرمانده عملیات الفرات میانه در سازمان حشدالشعبی، از آغاز عملیاتی نظامی با عنوان «بسط حاکمیت» در صحرای نجف و کربلا در چهار محور خبر داد. به گفته او، هدف اصلی این عملیات، تأمین امنیت جاده ارتباطی میان کربلا و منطقه النخیب است؛ مسیری که اکنون به نقطهای کلیدی در این پرونده تبدیل شده است.
الحمدانی توضیح داد که این عملیات با دستور فرمانده کل نیروهای مسلح و عبدالامیر یارالله، رئیس ستاد کل ارتش عراق، انجام میشود و چند محور از جمله فرماندهی عملیات فرات میانه، کربلای مقدس، الانبار و تیپ دوم حشدالشعبی را دربر میگیرد. او گفت نیروها طبق برنامهریزی مشخص و با «سطح بالایی از حرفهایگری» عملیات جستوجو و پاکسازی را تا عمق ۷۰ کیلومتر پیش میبرند.
همزمان با این تحولات، قاسم الأعرجی، مشاور امنیت ملی عراق، نیز بر موضع ثابت بغداد در مخالفت با استفاده از خاک این کشور برای اجرای عملیات خصمانه یا امنیتی علیه همسایگان تأکید کرد. او همچنین بار دیگر بر عدم اجازه عراق به هر طرف یا گروهی برای سوءاستفاده از اراضی این کشور و تهدید امنیت کشورهای مجاور تأکید داشت.
این موضعگیریها نشان میدهد دولت بغداد در خصوص ناتوانی برای مواجهه با تحرکات واشنگتن در خاک عراق که همانند ماجرای حضور نیروهای اسرائیلی موجبات تهدید امنیتی برای ایران میشود از سوی افکار عمومی و بویژه گروههای مقاومت به شدت تحت انتقاد است.
انکار رسمی، اما سایه تردید باقی است
این فشارها موجب شده تا دولت برای کنترل اوضاع اطلاعات منتشر شده را تکذیب کند. روز یکشنبه نیز سرتیپ سعد معن، رئیس ستاد اطلاعرسانی امنیتی فرماندهی عملیات مشترک عراق، در بیانیهای رسمی گزارشهای مربوط به وجود پایگاه نظامی رژیم صهیونیستی در خاک عراق را تکذیب کرد و گفت آنچه برخی رسانهها و صفحات مجازی درباره «عملیات هلیبرن در صحرای کربلا» منتشر کردهاند، صحت ندارد.
با این حال، مجموع این تکذیبها، گزارشهای رسانهای، تحرکات میدانی و عملیاتهای همزمان، باعث شده این پرونده صرفاً یک شایعه خبری تلقی نشود؛ بلکه به بخشی از رقابت امنیتی پیچیدهتری در منطقه بدل شود.
ابعاد ماجرا فراتر از یک پایگاه
آنچه این خبر را مهمتر میکند، فقط ادعای یک پایگاه مخفی نیست؛ بلکه همزمانی آن با چند نشانه دیگر است: نگرانی از امنیت بیابانهای غرب و مرکز عراق، مسئل حاکمیت و حساسیت عراقیها نسبت به نفوذ خارجی، و ادعای رسانه آمریکایی درباره هماهنگی تلآویو و واشنگتن.
از این زاویه، ماجرا سه لایه پیدا میکند:
- لایه میدانی: تحرکات مشکوک، بالگردها، عملیات جستوجو و پاکسازی، و حضور نیروهای ناشناس همگی نشان از کاستیها و روزنههای نفوذی است که در مرزهای حساس غربی عراق وجود دارد و با توجه به نگرانیهای یکسال اخیر درباره احتمال احیای داعش در سوریه تحت رهبری جولانی و گسیل تروریستها به خاک عراق (پس از فرار هزاران زندانی داعشی از زندانهای تحت کنترل کردها) این نگرانیها اکنون بیشتر میشود.
- لایه سیاسی: افزایش انگیزههای پارلمان عراق برای حفظ حاکمیت و جلوگیری از تبدیل خاک عراق به سکوی حمله علیه ایران؛
بر اساس اطلاعات منتشر شده نیروهای آمریکایی منطقه ادعایی انجام عملیات نیروهای اسرائیلی را کنترل و برای بازرسی نیروهای عراقی ممنوعه اعلام کرده بودند تا عملاً واشنگتن متهم ردیف اول پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی و امنیتی نفوذ اخیر معرفی شود. واقعیتی که بار دیگر ثابت کرد که تداوم حضور نظامی آمریکا در عراق نه تنها عامل امنیت و در راستای منافع عراق نیست بلکه منبع تهدید و بیثباتی و برهم زدن روابط همسایگی بغداد با همسایگانش بویژه ایران میباشد.
- لایه راهبردی: جنگ پنهان آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران که میتواند جغرافیای عراق را نیز درگیر کند. با توجه به اینکه بسیاری از تحلیلگران نتیجه این جنگ را تعیین کننده آینده نظم ژئوپلتیکی منطقه میدانند نفوذ اخیر بار دیگر توجهات را به سوی راهبردهای مشترک واشنگتن و تلآویو برای بازآرایی نقشه ژئوپلتیکی خاورمیانه جلب کرده است.
واقعیتهای نظامی تا این لحظه نشان میدهند که هدف اصلی به رویارویی با ایران و تلاش برای کاهش فاصلههای عملیاتی و تأمین پشتیبانی لجستیکی برای عملیات هوایی مربوط میشود. اما خطر واقعی در این است که «بازترتیب دادن مرزها» معمولاً زیر پوشش «اقدامات امنیتی موقت» آغاز میشود… و سپس با گذشت زمان به واقعیتهای راهبردیِ دائمی تبدیل میگردد. و خطرناکترین بخش ماجرا فقط وجود یک پایگاه اسرائیلی در صحرای عراق نیست، بلکه پیامی است که با خود حمل میکند.
وقتی کابینه راستگرای نتانیاهو با ایدههای آخرالزمانی بویژه «از نیل تا فرات»، از نظر نظامی از غزه تا جنوب لبنان تا سوریه و سپس عراق (بینالنهرین) را مورد هجوم قرار میدهد سؤال مهم این است که چه خاورمیانهای زیر دود این جنگها در حال شکلگیری است؟ این مفهومی دینی/توراتمحور است که به متنی در سفر پیدایش (۱۵:۱۸-۲۱) استناد میکند: «به نسل تو این سرزمین را بخشیدم، از رود مصر تا رود بزرگ، فرات.»
این متن طی دههها بخشی از جدال اعتقادی و سیاسی مرتبط با برخی جریانهای راست دینی و ملیگرا در داخل سرزمینهای اشغالی بوده است؛ جریانهایی که معتقدند گسترهی جغرافیایی «از نیل تا فرات» بُعدی تاریخی و دینی دارد که فراتر از مرزهای کنونی اسرائیل است. رشد جریانهای راست افراطی در راس گفتمان قدرت سرزمینهای اشغالی در سالهای اخیر این بحث را دوباره و با شدت بیشتری به میان آورده است.
در نهایت به نظر میرسد صحنه طوری است که گویی رژیم صهیونیستی دیگر فقط به بازدارندگی سنتی تکیه نمیکند، بلکه بهسوی ساختن «عمق عملیاتی منطقهای» حرکت میکند که به آن اجازه میدهد آزادانهتر در کل خاورمیانه عمل کند.
