الوقت - تنگه هرمز برای ایران، علاوه بر بازدارندگی، جنبهای دفاعی به خود گرفته است. وابستگی اقتصاد و امنیت جهانی به منابع انرژی، ناگزیر کشورها را وادار میکند تا ملاحظات ایران را در نظر گرفته و ارتباطات سیاسی و اقتصادی خود را بر اساس آن تنظیم کنند. با توجه به بیانیه اخیر مقام معظم رهبری درباره اهمیت خلیج فارس و تنگه هرمز، پایگاه الوقت گفتگویی را با دکتر «احمد زارعان»، کارشناس مسائل منطقه داشته است. مشروح این گفتگو در ادامه آمده است:
1- رهبری در بخشی از بیانیه خود به سابقه تاریخی مبارزات و جان فشانی های ملت ایران در راه حفظ امنیت خلیج فارس و مقابله با استعمارگران اشاره کردند و اکنون که تاریخ مجددا در حال تکرار است، این یادآوری تاریخی فارغ از مبنای مناسبت صدور این بیانیه چه معنایی در تشریح نقش و جایگاه ایران به عنوان حافظ همیشگی امنیت و ثبات در خلیج فارس دارد؟
خلیج فارس به صورت تاریخی همواره تحت سیطره ژئوپلیتیکی ایران قرار داشته است. از قدیم الایام تا دوران کنونی و در برخی دورههای تاریخی سرزمینهای دو سوی خلیج فارس به ایران تعلق داشته و ایران یک کنترل مطلق را بر خلیج فارس اعمال کرده است. به دلیل اهمیت اقتصادی خلیج فارس در طول تاریخ و همچنین اهمیتی که خلیج فارس در حدود یکصد سال اخیر یعنی از زمان کشف نفت در منطقه ما پیدا کرده همواره این دریا یک منطقه استراتژیک برای همه قدرتها بوده است و در گذشته که نفت کشف نشده بود، خلیج فارس به دلیل موقعیتی که در تجارت جهانی ایفا میکرد، مورد توجه قدرتهای استعماری بوده است. به همین دلیل شاهد این بودیم که هلندیها، پرتغالی ها، انگلیسیها و بعدها آمریکاییها همواره به این منطقه چشم طمع داشتند و این ایران بوده که در طول تاریخ از خلیج فارس در مقابل دخالت نیروهای استعمارگر و متجاوز دفاع میکرد.
2- یکی از مهمترین موضوعات امروز درباره جنگ 40 روزه و مسئله امنیت خلیج فارس مربوط به وضعیت تنگه هرمز است که در بیانیه رهبری هم بر مدیریت ایران بر این تنگه در آینده تأکید شده است. از طرفی هم رهبری بر آمادگی کامل ملت ایران شامل 90 میلیون ایرانی داخل و خارج از کشور برای پاسداری از مرزهای آبی و خاکی کشور خبر میدهند. این موضع گیری و خط قرمز روشن درباره تنگه هرمز چه پیامی برای آمریکا و متحدان آن دارد که در روزهای اخیر بار دیگر سخن از انجام عملیات جدید بویژه در خلیج فارس می زنند؟
همانطور که اشاره کردم خلیج فارس همواره مورد طمع قدرتهای استعماری غربی قرار داشته و طبیعتاً آنها تلاش میکردند از طریق تسلط بر خلیج فارس منافع اقتصادی، نظامی، امنیتی و سیاسی خودشان را تامین کنند. به طور طبیعی کنشگری بیگانگان در منطقه معطوف به منافع خودشان بوده است و حتی حمایت از رژیمهای کشورهای حاشیه خلیج فارس با هدف تامین منافع خودشان صورت میگیرد. طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران مخالف هرگونه مداخله خارجی در ترتیبات سیاسی امنیتی و اقتصادی منطقه است و جمهوری اسلامی ایران معتقد است که مداخله خارجی زمینه بیثباتی و ناامنی را در منطقه فراهم کرده و اگر بساط مداخله خارجی برچیده شود، قطعا کشورهای منطقه میتوانند از طریق ایجاد یک رژیم امنیتی خودشان به دست خودشان امنیت منطقه را معماری کنند.
جنگ ۴۰ روزه اخیر هم ثابت کرد که هدف آمریکاییها از حضور در منطقه خلیج فارس و ایجاد پایگاه در کشور حاشیه خلیج فارس منافع کشورهای منطقه نیست، بلکه منافع خود آمریکا و رژیم صهیونیستی است. آمریکاییها در میانه جنگ ۴۰ روزه اقتصاد و امنیت کشورهای منطقه را به گروگان گرفتند و دیدیم که کشورهای منطقه در جریان این جنگ چقدر آسیب دیدند. لذا خروج آمریکا از منطقه که از اهداف راهبردی جمهوری اسلامی ایران هست، میتواند به ثبات و امنیت منطقهای کمک کند و جمهوری اسلامی ایران نیز بعد از جنگ ۴۰ روزه به صورت جدی منطقه عاری از آمریکا به ویژه خلیج فارس عاری از آمریکا و سیاست خلیج فارس آری از آمریکا را دنبال خواهد کرد. ایران با اعمال مدیریت تنگه هرمز و کنترل این آبراه حیاتی تلاش میکند که نقش و نفوذ آمریکا را در منطقه کم کند. البته آمریکاییها این موضوع را برنمیتابند و تلاش میکنند که با محاصره دریایی ایران به نوعی بتوانند تنگه هرمز را باز کنند، اما این راهبرد آمریکا هم تا الان موفقیت آمیز نبوده، اگرچه که ما باید نسبت به این اقدام آمریکاییها واکنش مناسب را انجام دهیم و اجازه ندهیم این اقدام تبدیل به یک رویه متعارف در کنشگری آمریکا در مورد ایران شود.
این که آمریکاییها تهدیدات مکرری علیه ایران انجام میدهند، به نوعی سعی میکنند از طریق اعمال تهدید بتوانند فشار را بر ایران افزایش دهند و در شرایط داخلی ایران به ویژه اقتصادی تاثیرگذار باشند و برخی از آنها با این لفاظیها به دنبال این هستند که بین صفوف مردم و بین صفوف مسئولین شکاف ایجاد کنند، اما اگر آمریکاییها فارغ از این اهدافی که دنبال میکنند، اگر بخواهند واقعاً یک اقدام نظامی را علیه ایران در ساحل خلیج فارس در جزایر انجام دهند، پاسخ ایران نیز بسیار دردناک خواهد بود و خلیج فارس به گورستان آمریکاییها تبدیل خواهد شد. آمریکا شاید آغازگر یک جنگ مجددی علیه ایران باشد، اما این ایران است که قواعد جنگ را در منطقه تعیین خواهد کرد. ما ۱۴۰۰ کیلومتر ساحل در خلیج فارس داریم و با احتساب سواحل جزایر این خط ساحلی ما به بیش از ۱۸۰۰ کیلومتر افزایش پیدا میکند.لذا جنگ نامتقارنی که سپاه برای مقابله با متجاوزان با استفاده از شهبادها و با استفاده از قایقهای تندرو و با استفاده از موشکهای کروز دریایی کوتاه برد و امثال اینها تمرین کرده، قطعا شرایط جنگ را به ضرر آمریکاییها تغییر خواهد داد و آمریکاییها یک شکست دیگر را تجربه خواهند کرد.
3- یک موضوع مهم دیگر در پیام رهبری، اظهارات ایشان درباره اثبات حضور آمریکاییها به عنوان عامل اصلی ناامنی برای ملتهای منطقه و افکار عمومی جهان در جنگ اخیر بود و اینکه ایشان نوید آینده درخشان منطقه خلیج فارس و بهره مندی ملتهای منطقه از مواهب پبشرفت آن را داده اند. ارزیابی شما از چگونگی انتفاع ملتها و کشورهای منطقه از خروج نیروهای خارجی از منطقه خلیج فارس چیست؟
آمریکاییها دلیل حضورشان در منطقه خلیج فارس و در همه مناطق ژئوپلیتیکی را اعمال هژمونی و تعقیب منافع خودشان و متحدان خودشان میدانند. در منطقه ما هم اینها به دنبال منافع خودشان و همچنین منافع رژیم صهیونیستی هستند و تسلط بر این آبراه مهم و استراتژیکی بسیار ارزشمند را در سر دارند. هدفشان این است که با کنترل این آبراهه و کنترل منطقه خلیج فارس به عنوان بزرگترین میدان نفتی جهان تلاش کنند که بتوانند رقبای خودشان را مدیریت و مهار کنند. بنابراین حضور آمریکاییها در منطقه ما ضامن رفاه و امنیت کشورهای منطقه نیست، بلکه کشورهای منطقه دارند هزینه سیاستها و راهبردهای آمریکا را در منطقه پرداخت میکند و جنگ اخیر هم نشان داد که حضور آمریکاییها در منطقه نه تنها به امنیت آنها و تامین امنیتشان کمک نمیکند، بلکه در یک معادله معکوس آنها را در معرض خطر و تهدید قرار خواهد داد. طبیعتاً اگر کشورهای حاشیه خلیج فارس به این بینش و بصیرت برسند که حضور آمریکاییها دقیقاً خلاف منافع و مصالح آنها و سایر کشورها منطقه است و زمینه خروج و یا اخراج آمریکا را از منطقه فراهم کنند، میتوانند از منابعی که در اختیار دارند در جهت رفاه بیشتر ملتهای خودشان استفاده کنند و همچنین کشورهای منطقه میتوانند با همراهی و هماهنگی هم رژیمهای امنیتی دفاعی و اقتصادی بسیار خوبی را ایجاد کنند و از طریق همکاریهای اقتصادی در جهت منافع ملتها گام بردارند.
4- سوال آخر اینکه برخی کشورهای اروپایی با محوریت فرانسه و انگلیس اخیرا از تشکیل ائتلافی برای مشارکت در امنیت کشتیرانی در خلیج فارس خبر داده اند و از لزوم به گفته آنها کشتی رانی آزاد در تنگه هرمز سخن میگویند. اولاً چرا اروپا با وجود تشنگی شدید ترامپ به تشکیل ائتلاف حاضر نشدند با آمریکا برای چنین مأموریتی مشارکت کنند و ثانیاً آیا چنین ائتلافی در عمل کاری از پیش خواهد برد و خواهد توانست نگرانی های سران عرب خلیج فارس را مرتفع کند؟
در اثنای جنگ ۴۰ روزه اروپاییها نشان دادند که حاضر نیستند برای آمریکاییها و برای بلندپروازیهای ترامپ هزینه بدهند. به همین دلیل علی رغم درخواستهای ترامپ و بعد هم تهدیدهای ترامپ حاضر به مشارکت در جنگ علیه ایران نشدند. اما در مورد مباحثی که مطرح میشود که اروپاییها میخواهند یک ائتلاف برای امنیت در خلیج فارس تشکیل دهند، باید بدانیم که موضوع کشتیرانی در خلیج فارس موضوعی نیست که ایران مانع آن شده باشد. این آمریکاییها هستند که در این مسیر اخلال ایجاد کردند و طبیعتاً اگر اروپاییها بخواهند امنیت کشتیرانی در خلیج فارس را تضمین کنند، ابتدا باید جلوی اقدامات خصمانه آمریکاییها را بگیرند. آمریکاییها الان یک محاصره دریایی ایجاد کردند و به نوعی شرایط جنگی را به شکل نرم اعمال کردند. به نوعی آتش بسی که در ۱۹ فروردین آغاز شد، از طریق محاصره دریایی و حمله به کشتیهای ایرانی نقض میشود. لذا ایران هم حق دارد که در شرایط جنگی واکنش نشان دهد. اگر این جنگ به پایان برسد، امنیت کشتییرانی با مدیریت جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز برقرار خواهد شد، اما اگر اروپاییها به دنبال این هستند که کشتیهای خودشان را از منطقه عبور دهند، بدون اینکه ایران کنترل و نظارتی بر تنگی هرمز نداشته باشد، این امکانپذیر نیست، چون بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها جمهوری اسلامی ایران حق دارد که بر آبهای سرزمینی خودش در محدوده ۱۲ مایلی نظارت کند. همچنین محدوده بعدی هم آبهای تحت نظارت ایران است که ایران حق داره در محدوده ۱۲ مایلی بعد از آبهای سرزمینی هم بر عبور و مرور کشتیها نظارت و کنترل داشته باشد و مطمئن شود که این ترددها و این کشتیرانی بی ضرر است و امنیت ایران در ابعاد مختلف را تحت تاثیر قرار نمیدهد.
همچنین ایران حق دارد که بابت اقدامات خودش برای تامین امنیت در تنگه هرمز عوارض دریافت کند. اینها امور مسبوق به سابقه است که یک عرف محسوب شده و مغایر حقوق بینالملل هم نیست. لذا اگر آمریکاییها این جنگ را به پایان برسانند و شرایط جنگی به پایان برسد، در منطقه خلیج فارس و هم در تنگه هرمز عبور و مرور به حالت عادی برخواهد گشت و ایران هم بر اساس حقوقی که از آن برخوردار است، حق دارد که بر تنگه هرمز اعمال مدیریت کند.
نکته دیگر هم که اینجا باید مورد اشاره قرار گیرد این است که تنگه هرمز از طریق اقدام نظامی باز نخواهد شد. این تنگه به دلیل عرض پایین و کم و همچنین اشرافی که ایران بر این آبراهه دارد، راه حل نظامی ندارد، بنابراین کشورهای اروپایی اگر میخواهند که تنگه هرمز به روی کشتیها باز شود و بحران انرژی، بحران غذایی و سایر بحرانها به پایان برسد، لازمهاش این است که جلوی اقدامات خصمانه آمریکاییها را بگیرند. اروپاییها همچنین میتوانند از طریق به رسمیت شناختن حقوق ملت ایران و احترام به حاکمیت ملی ایران و لغو تحریمهای ظالمانه که علیه ایران دارند، از مزایای تنگه هرمز برخوردار شوند، اما اگر اروپاییها اقدامی علیه آمریکا انجام ندهند و صرفاً از ایران بخواهند که یکسری اقدامات را انجام دهد و به اقدامات خصمانه در قبال ایران ادامه دهند، طبیعتاً تنگه هرمز برای آنها هم بسته خواهد ماند و اقدامات نظامی اروپاییها هم به باز شدن تنگه هرمز منجر نخواهد شد و برعکس باعث افزایش تنش در منطقه خواهد شد.
