الوقت- خلیج فارس از نظر استراتژیک دارای موقعیتی ممتار و اهمیتی فوقالعاده بوده و شاهراه ارتباطی خاور دور و باختر جهان به حساب میآید و با وجود اختراع وسایل مدرن که در امر ارتباطات و دریانوردی انقلاب بزرگی ایجاد نموده و از اهمیت بعضی از راههای طبیعی کاسته است، نه تنها از اعتبار این خلیج چندان کم نشده بلکه به دلیل ممتاز بودن موقعیت و دارا بودن ثروتهای بیکران روز به روز بر اهمیتش افزوده شده است.
یکی از برجستهترین وجوه این اهمیت فزاینده خلیج فارس مربوط به تنگه هرمز است که در جنگ اخیر آمریکا علیه ایران، به دلیل قرار گرفتن در کانون این منازعه و تأثیرپذیریهای اقتصاد جهانی از بیثبات شدن آن بر سر زبانها افتاد.
تنگه هرمز
برخلاف اینکه گاه به عنوان «دریای نیمه بسته» تعریف میشود، خلیج فارس دریایی باز است و از راه تنگه هرمز به اقیانوس هند راه دارد.
تنگه هرمز، کامل باریک و منحنی شکل با درازای حدود یکصد مایل دریایی، خلیج فارس را به اقیانوس هند پیوند میدهد. این تگه در حد فاصل رشته کوههای ایران و شبه جزیرۀ مسندم واقع شده است. از این رو تنگه هرمز نوعی فرورفتگی جغرافیایی است که از سوی شمال به ایران و از طرف جنوب به شبه جزیره مسندم متصل میگردد.
باریکترین نقطه این تنگه 21 مایل دریایی پهنا داشته و بین جزیره ایرانی لارک و جزیره کوچک «قوین بزرگ» عمان قرار گرفته است. در آن نقطه هریک از کشورهای ایران و عمان مدعی مالکیت 12 مایل از آبهای سرزمینی هستند اما تاکنون هر دو کشور بر این نکته که هر کدام نیمی از تنگه را در اختیار داشته باشند اتفاق نظر داشتهاند.
تا 1979 کشتیرانی در تنگه هرمز میان جزایر قوین و مسندم از نزدیکترین راه صورت میگرفت ولی در آن سال عمان اعلام کرد که کشتیرانی در این تنگه باید از منطقه خارج از محدوده جزایر قوین صورت پذیرد. این اقدام عمان به منظور کاهش مشکلات تأمین امنیت این خطوط که در نزدیکی جزایر و خشکی آن کشور بودند صورت گرفت. پهنای هر یک از خطوط جدید کشتیرانی که به طور کلی از سال 1979 مورد استفاده قرار دارند حدود یک مایل است. البته کشتیرانی در این تنگه تنها به محدودۀ یاد شده خلاصه نمیشود و حتی تانکرهای بزرگ نیز به راحتی قادرند به چند مایلی کرانههای ایران نزدیک شوند.
در پی خروج بریتانیا از خلیج فارس، ایران بیش از هر کشور دیگری به اهمیت نقش خویش در تأمین امنیت و جلوگیری از هرگونه تهدید خارجی در منطقه پی برد.
منابع تاریخی برآنند که از قرنها پیش موقعیت بازرگانی و استراتژیک تنگه هرمز بسیار مورد توجه قدرتهای منطقه و کشورهای خارجی بوده است.
برای ایران امنیت منطقه از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که صرف نظر از در اختیار داشتن ارتشی نیرومند، ایران قادر است با استفاده از بنادر استراتژیک خود که در درازای این آبراه قرار دارند و نیز جزایر متعلق به خود که از موقعیت خوبی در تنگه هرمز برخوردار هستند، امنیت این تنگه را بهگونهای شایسته تأمین نماید.
در دهانه خلیج فارس، ایران دارای چندین جزیره استراتژیک است که در میان آنها شش جزیره موسوم به «خط منحنی» از برترین موقعیت استراتژیک برخوردارند. این جزایر عبارتند از: هرمز، لارک، قشم، هنگام، تنب بزرگ و ابوموسی.

در سال 1978، ایران تحت فرماندهی یکی از فرماندهان عالیرتبه، به منظور بهرهبرداری از موقعیت استراتژیک این جزایر، مقدار و شمار در خور توجهی از تجهیزات و نیروی دفاعی در آنجا مستقر نمود و در دهههای بعد نیز این رویکرد ادامه یافت.
از آنجا که این جزایر با فاصله کمی از یکدیگر قرار دارند، یک خط فرضی (خط منحنی) در طور این جزایر بیانگر این مطلب است که تا چه حد آتش سلاحهای ایرانی در این منطقه میتواند بر روی کشتیها موثر واقع شود.
جزایر منحنی
معرفی این جزایر به گونه بهتری میتواند این موضوع را شفاف کند.
1- جزیره هرمز
این جزیره با هشت کیلومتر پهنا، در بیست کیلومتری جنوب بندر عباس واقع شده است. طی قرون گذشته این جزیره به عنوان کلید ورود به خلیج فارس مورد توجه بود و نامیدن تنگه هرمز به نام این جزیره دال بر این مطلب میباشد.

هخامنشیان از این جزیره به عنوان پایگاه نیروی دریایی خود استفاده میکردند. به علاوه این جزیره برای هندیان، چینیان، و دیگر بازرگانان شرقی به عنوان مرکز تجارت محسوب میشد. پرتغالیها نیز به آن به عنوان دژ مستحکم ک در محل برخورد خلیج فارس و اقیانوس هند قرار دارد مینگریستند.
در دوران کنونی که تانکرهای غولپیکر نفتکش از این تنگه میگذرند، جزیره هرمز علیرغم دوری نسبی از آبهای عمیق کانال کشتیرانی، همچنان موقعیت استراتژیک خود را حفظ کرده است.

2- جزیره لارک
این جزیره در چهل کلیومتری جنوب بندرعباس، بیست کیلومتری غرب حزیره هرمز و دوازده کیلومتری شرق جزیره قشم واقع شده است.
جزیره لارک تنها جزیره متعلق به ایران است که به کانال آبهای عمیق تنگه هرمز که همواره کشتیهای غولپیکر نفتکش از آنجا عبور میکنند، نزدیک است. سطح این جزیره پوشیده از تپههای با شیب ملایم است که امتداد آنها به جلگههایی که در شرق جزیره به سوی دریای عمان قرار دارد منتهی میشود.

3- جزیره قشم
قشم بزرگترین جزیره خلیج فارس اشت که در 20 کیلومتری جنوب بندرعباس، 40 کیلومتری شرق بندر لنگه و 31 کیلومتری شرق تنب بزرگ واقع شده است. طول این جزیره 140 کیلومتر است و در حالی که در پهناورترین نقطه، وسعت آن به 40 کیلومتر میرسد، در باریکترین نقطه فقط 8 کیلومتر پهنا دارد. بدین صورت، شکل جزیره شبیه به سر پیکان است و به همین دلیل در بسیاری از منابع کهن کیش (به معنای سر پیکان) نامیده شده است ولی کیش نام جزیره دیگری است که در همان نزدیکی قرار دارد.
جزیره قشم یک جزیره شنی است که در بخش مرکزی آن تعدادی تپه وجود دارد. بلندترین نقطه تپه این جزیره، «کوه بوخو» است که 405 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. قشم 1644 کیلومتر مربع وسعت دارد و معادن آن شامل نفت، گاز، سرب، گوگرد و نمک میشود.

4- جزیره هنگام
هنگام، جزیره کوچکی است واقع در 3 کیلومتری جنوب جزیره قشم، 50 کیلومتری جزیره عمانی غنم، و همچون جزیره لارک در لبه آبهای عمیق کانالهای کشتیرانی تنگه هرمز قرار دارد.
هنگام 10 کیلومتر درازا و بین سه تا شش کیلومتر پهنا دارد. در دوران قاجار بریتانیا شماری پایگاه نظامی در این جزیره تأسیس کرده بود. کرانههای جزیره هنگام بیشتر برای استقرار ناوگان دریایی مناسب است و عمق زیاد آبهای کرانه این جزیره میتواند به عنوان لنگرگاهی برای کشتیهای جنگی و زیردریاییها مورد استفاده قرار گیرد.

5- تنب بزرگ
در فاصله 31 کیلومتری از جنوب غرب جزیره قشم و درست روبه تنگه هرمز، جزیره تنب بزرگ واقع شده است. این جزیره در شمال خط منصف خلیج فارس قرار دارد در حالی که فاصلهاش از کرانههای رأس الخیمه امارات متحده عربی 67 کیلومتر است.
تنب بزرگ حلقه پراهمیتی در زنجیره دفاعی و حاکمیتی ایران در تنگه هرمز است. موقعیت تنب کوچک در رابطه با موقعیت استراتژیک تنب بزرگ مورد توجه است که در 12 کیلومتری غرب آن قرار دارد.
جیمز موریه دیپلمات معروف انگلیسی، در کتاب سفر از راه ایران و ارمنستان و آسیای کوچک، به این دو جزیره اشاره کرده است و میگوید: «روز بیستم فوریه ما در نزدیکی دو جزیره بودیم که تمب بزرگ و تمب کوچک نام دارند و نام این جزایر فارسی است و مربوط به طرف ایرانی (خلیج فارس) میشوند».

6- ابوموسی
غربیترین جزیره خط منحنی فرضی ایران، جزیره بوموسی است که آخرین حلقه زنجیره دفاعی ایران را در دهانه خلیج فارس تشکیل میدهد؛ در فاصله 67 کیلومتری از بندر لنگه و 62 کیلومتر از بندر شارجه امارات. به بیان دیگر جزیره ابوموسی تقریباً روی خط منصف خلیج فارس واقع شده است.
ابوموسی بزرگتر از دو تنب بزرگ و کوچک و تقریبا لوزی شکل است. سطح مرکزی و جنوبی آن هموار و شنی و بلندیهای جزیره به سوی شمال فزونی میگیرد تا به کوه حلوا میرسد. این جزیره بیشتر با نخلستانها و معدن اکسید سرخ آهن شناخته میشود. نفت ابوموسی به میدان مبارک، در بخش دریایی شرق جزیره محدود است و از لحاظ کیفیت از بهترین نوع در خلیج فارس شمرده میشود.
در پی اعلام توافق آذرماه 1350 میان ایران و حاکن شارجه و تجدید حاکمیت ایران بر این جزیره، مقررات 12 مایل آبهای سرزمینی ایران در مورد ابوموسی به اجرا درآمد. این توافق حاکمیت ایران را بر جزیره ابوموسی به رسمیت میشناسد و ساکنان دهکده ابوموسی را تابع حکومت شارجه میداند.
در مجموع باید گفت جزایر تنب و ابوموسی توأم با چهار جزیره دیگر ایرانی در تنگه هرمز، در حقیقت مجمع الجزایری هستند با ارزش استراتژیک فراوان بر سر راههای ورود و خروج در تنگه هرمز.
منبع: کتاب خلیج فارس؛ کشورها و مرزها
