الوقت- برای دهههای متمادی اسرائیل یکی از اصلیترین متحدان استراتژیک آمریکا در خاورمیانه و جهان بوده است. با این حال شاید بتوان گفت حضور دونالد ترامپ از راستگراترین بخش جامعه آمریکا در قدرت این روابط را به حد نهایی حمایتهای کاخ سفید از تلآویو رساند به صورتی که این نزدیکی و اتحاد در مورد هیچ کشور دیگری در سیاست خارجی آمریکا قابل رویت نیست. در دوران او آرزوی دیرینه صهیونیستها برای به رسمیت شناختن قدس اشغالی به عنوان پایتخت سیاسی رژیم توسط کاخ سفید به واقعیت پیوست و حتی ترامپ برخلاف تمام مصوبات شورای امنیت از الحاق شهرکسازیهای غیرقانونی رژیم در کرانه باختری و همچنین بلندیهای اشغالی جولان سوریه به اراضی اشغالی حمایت نمود.
اما در پس این روابط ظاهراً آرمانی اما فریبنده، حقیقتی پنهان و در حال رشد مخفی مانده است که دیگر حتی سلطه امپراتوری رسانهای صهیونیسم در آمریکا نیز قادر نیست آن را مخفی کند؛ حقیقت نفرت فزاینده از اسرائیل در یک جامعه در حال پوستاندازی.
نتایج نظرسنجیهای دو موسسه معتبر گالوپ و پیو حاکی از رشد احساسات ضدصهیونیستی در جامعه آمریکا دارد.
بر اساس یافتههای موسسه پیو در واشنگتن، دیدگاه منفی افکار عمومی آمریکا به اسرائیل به ۶۰ درصد رسیده که نسبت به سال ۲۰۲۲ حدود ۲۰ درصد افزایش یافته است. ۵۹ درصد پاسخدهندگان اعلام کردهاند به بنیامین نتانیاهو در مدیریت سیاست خارجی اعتماد ندارند. همچنین ۷۶ درصد از دموکراتها نیز بیاعتمادی خود به نتانیاهو را ابراز کردهاند.
در نظرسنجی مشابه مؤسسه گالوپ در پایان ماه فوریه (اسفند 1404) نیز آمده که افکار عمومی در نظرسنجی مداوم این موسسه که از سال ۲۰۰۱ انجام شده است، برای اولین بار تغییر کرده و ۴۱ درصد از آمریکاییها بیش از گذشته با فلسطینیها ابراز همدردی میکنند، در حالی که این رقم پیشتر ۳۶ بود. در سال ۲۰۱۸، نیز این ارقام ۶۴ به ۱۹ به نفع رژیم صهیونیستی بود اما این رژیم به طرز چشمگیری در حال از دست دادن حمایت خود، به ویژه در میان جوانان است.
بر اساس نتایج این نظرسنجی حتی حمایت از یهودیان در میان نسل جوان مسیحیان محافظهکار، به عنوان سختترین طیف سنتی حامی صهیونیسم نیز کاهشی بوده است. در حالی که موضع منفی جوانان حزب دموکرات درباره اسرائیل به ۸۰ درصد رسیده است.
علاوه بر این حتی ترامپ که به عنوان رئیس جمهور به بسیاری از دادههای علنی و سرّی تحلیل نگرش جامعه و افکار عمومی نسبت به سیاستها دسترسی دارد، اخیراً در اعترافی ضمنی از تصویر منفور اسرائیل در نزد جهانیان و به تبع آن جامعه آمریکا پرده برداشت و در اظهارنظری رسانهای گفت: «چه مردم اسرائیل را دوست داشته باشند چه نه، آنها ثابت کردهاند که متحد بزرگی برای ایالات متحده آمریکا هستند».
ظهور شبکههای اجتماعی و پایان عصر سلطه رسانههای بزرگ
اصلیترین دلیل رشد احساسات ضدصهیونیستی در جهان به تبع آن در جامعه آمریکا، مربوط به آگاهی افکار عمومی از میزان ظلم و جنایتی است که رژیم آپارتاید صهیونیستی علیه فلسطینیان غزه و کرانه باختری در وهله نخست و سپس مردم کشورهای همسایه روا میدارد.
اگرچه سابقه این جنایات به اندازه کل حیات منحسوس این رژیم شیطانی است اما پرده سانسور رسانهای اجازه آگاهی از این واقعیات را به جهانیان نمیداد.
این رژیم دردوران سلطه رسانههای رسمی مانند رادیو و تلویزیون و روزنامهها در عرصه خبررسانی و با در دست داشتن کنترل امپراتوریهای رسانهای و نفوذ در هالیوود، در جا انداختن یک تصویر قربانی تاریخی و ملتی تحت ظلم در منطقهای که دشمنان زیادی دارد و تصویری فیلتر و سانسور شده از واقعیات جاری فلسطین به افکار عمومی آمریکا موفق بود و در این دوران شهروندان آمریکایی با داستان وقایع فلسطین از زاویه روایت صهیونیستها آشنا میشدند. حتی رسانههای آمریکایی با قلب واقعیت اسرائیل طرفدار صلح و فلسطینیان و کشورهای عربی را مخالف صلح و حامی نابودی قوم یهود معرفی میکردند.
این روایت یک طرفه رسانهای با ظهور و رشد شبکههای اجتماعی اینترنتی و محدود شدن امکان سانسور واقعیات برای مخاطبان در سالهای اخیر، علیرغم روابط نزدیک مالکان غولهای رسانهای مانند متا و ایکس و مایکروسافت با لابی صهیونیستی، موجب شده تا همدردی با فلسطین و مخالفت با اسرائیل و نفوذ لابی صهیونیستی بر سیاست آمریکا در جامعه آمریکایی رشد یابد. نمونه بارز این تحول را میتوان در اعتراضات گسترده دانشجویی سال 2024 در دانشگاههای مختلف آمریکا مشاهده کرد که به زعم جامعهشناسان آمریکایی یک جنبش جدید در جامعه با اثرات سیاسی و فرهنگی دامنهدار را رقم زد.
تغییرات در بافت اجتماعی
رشد جامعه مهاجران که عمدتاً قشر فقیر و متوسط جامعه آمریکا هستند، بویژه افزایش نسبت جمعیتی اقلیت شهروندان مسلمانان، جامعه لاتین تبار و سیاهپوستان کاتولیک در برابر سفیدپوستان پروتستان که اکثریت قشر سرمایهداران والاستریت و صاحبان کارخانههای اسلحهسازی را تشکیل میدهند، خود یکی از دلایل و زمینههای همذاتپنداری و رشد حمایت از فلسطینیان در برابر ظلم تاریخی صهیونیستها است.
شمشیر دو لبه سیاست نخست آمریکا
همانند بافت اجتماعی رایدهندگان، مخالفت با اسرائیل و نوع رابطه آمریکا با تلآویو در ساختار سیاسی و نخبگان آمریکا نیز در حال رشد است و میتوان این نارضایتی فزاینده را در هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه مشاهده کرد.
در گذشته اکثر سیاسیون آمریکایی به اسرائیل به عنوان یک دولت لیبرال- دموکراتیک و متحد غرب در منطقهای با نظامهای عمدتاً غیردموکراتیک و دارای روابط نزدیک با بلوک شرق نگاه میکردند. در این میان بر هم خوردن توازن استراتژیک در نظم امنیتی منطقه غرب آسیا به ضرر آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و ناکامی بزرگ واشنگتن در از دست دادن یکی از مهمترین متحدان خارجی خود در منطقه استراتژیک خلیج فارس، به نزدیکی تنگاتنگتر روابط تلآویو- واشنگتن نیز افزود.
اما امروزه بسیاری از نخبگان حزب دموکرات رویکردهای در حال رشد راستگرایان در اسرائیل بویژه نتانیاهو هم قطارانش، که با جنگطلبی و شهرکسازی و عدم تعهد به طرح دودولتی، مانع تحقق صلح هستند را برای تداوم اتحاد دو طرف بزرگترین چالش میدانند. امروزه اکثریت دموکرتها در کنگره به لایحههای فروش تسلیحات به اسرائیل رای مخالف میدهند.
در این میان شاید عجیب به نظر برسد اما در جریان راست نیز وضعیت تقریباً مشابهی رخ داده است. شعار نخست آمریکا (MAGA)، یعنی همان گفتمانی که موفق شد یکی از درخشانترین دوران نفوذ تلآویو بر سیاستهای کاخ سفید را رقم بزند، اکنون به صورت شمشیری دولبه در حال عمل کردن است و بخشی از کارزار مخالفت با نفوذ صهیونیسم بر ساختار سیاسی آمریکا را در طیف راستگرایان تشکیل میدهد.
نخبگان هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه با همه اختلافات در سیاست خارجی، اما بر روی لزوم کاهش بار هزینههای نظامی در خاورمیانه و تمرکز بیشتر بر چین برای مهار قدرت پکن متفق القول هستند و این در حالی است که اکنون از نظر آمریکاییها، لابی صهیونیستی و نتانیاهو عامل کشیده شدن پای آمریکا به جنگ بیهوده دیگری در خاورمیانه، آنهم در برابر یک قدرت بزرگ منطقهای مانند ایران هستند. تنها در یک فاکتور از جیب مالیات دهندگان آمریکایی، برای دهههای متمادی واشنگتن به طور ثابت سالانه 2 میلیارد دلار کمکهای نظامی در اختیار تل آویو قرار داده است.
یکی از شعارهای مهم ترامپ برای جلب هواداران این جنبش، پایان دادن به جنگهای بیحاصل و پرهزینه در خاورمیانه برای ملتسازی و صدور دموکراسی بود. بحرانهای اقتصادی و هزینههای سرسامآور جنگافروزیهای آمریکا برای دهههای متمادی بویژه در دو جنگ افغانستان و عراق مورد انتقاد مالیاتدهندگانی بوده که تأثیرات منفی آن را به مرور بر وضعیت رفاهی و اقتصادی خود لمس کردهاند.
با این حال از نظر چهرههای برجسته ماگا ترامپ به وعدههایش عمل نکرده و اسرائیل و نتانیاهو افسار کاخ سفید را در دست گرفتهاند. آنها منتقد جنگ آمریکا علیه ایران هستند که با دستور کار «اول اسرائیل» درحال اجراست. «تاکر کارلسون» مجری و خبرنگار معروف آمریکایی از جمله این افراد است. وی اخیراً در مصاحبه با شبکه سعودی «روتانا خلیج» از خیانت چندین رهبر سیاسی آمریکایی، که از نزدیکان به حلقه ترامپ هستند، مانند سناتور «لینسدی گراهام» و «تد کروز» سخن گفت که منافع اسرائیل را به منافع رایدهندگان آمریکایی ترجیح دادهاند.
در مجموع باید گفت اگرچه انتظار نمیرود روابط دیرپای آمریکا و رژیم صهیونیستی در آینده نزدیک با چالش عدیدهای مواجه شود اما ترکهای موجود در این دیوار، با فعالتر شدن گسلهای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی در جامعه آمریکا نسبت به ادامه حمایتها از این رژیم دیری نخواهد پایید که پایان تصویر کنونی از یک اتحاد غیرقابل خدشه را رقم خواهد زد.
