آمریکا در اصل گفتگو با ایران یک اصل راهبردی برای تضعیف ایران داشت و در این روند دست به هرکاری زده است. به طور کلی آمریکاییها در برابر ایران قدرت مردم را دست کم گرفته بود و تصور داشت که مردم مخالف جمهورس اسلامی هستند و در صورت حمله نظامی به جمهور اسلامی ایران مردم نیز به خیابانها خواهند ریخت.
با این حال، محاسبات آمریکا در برابر ایران باردیگر نادرست از آب درآمد و شکست خورد، چون دولت ترامپ حتی در به میدان آوردن تجزیه طلبان کردی هم شکست خورد، چون ایران با قدرت به تجزیه طلبان کردی ضربه ضربه زد توانست همزمان با جنگ جلو ظهور و بروز گروههای تجزیه طلب را بگیرد. البته اقلیم کردستان عراق هم همکاری خوبی با ایران برای جلوگیری از تحرکات تجزیه طلبان داشت.
واشنگتن در گزینه نظامی مقابله با ایران نیز فکر نمی کرد که ایران بتواند توان خود را حفظ کند. آمریکا تصور این را نداشت که ایران پس از چند هفته جنگ بتواند نرخ شلیک موشکهای خود را افزایش دهد. از سوی دیگر کاخ سفید و پنتاگون تهدید ایران به بستن تنگه هرمز را هم جدی نگرفته بودند و فکر کرده بودند که تنگه هرمز قابل مدیریت است، اما حدود 38 روز جنگ نشان داد که همه محاسبات آمریکاییها نادرست است و این برای رهبران واشنگتن هم ثابت شد.
حتی شهادت رهبر بزرگ نظام نیز با جایگزینی رهبر بعدی باعث شد تا محاسبات واشنگتن برای بهم خوردن شرایط ایران شکست خورد و در عمل شهادت رهبر انقلاب اسلامی نتوانست به نتایج موردنظر متجاوزان منجر شود.
از سوی دیگر، بستن تنگه هرمز باعث فشار اقتصادی زیادی هم در آمریکا و هم در کشورهای دیگر و اروپا شد. بسیاری در آمریکا و خارج از آمریکا وضعیت ناگوار اقتصادی ناشی از بستن تنگه هرمز را از چشم جنگ طلبی آمریکا میبینند. انتقادات از وضعیت اقتصادی و ناتوانی آمریکا در پیشبرد اهداف خود در میدان باعث شد که آمریکا بدنبال راه خروج از جنگ باشد.
به همین دلیل، دولت ترامپ به موازات جنگ، روند دیپلماتیک با ایران را شروع کرد. همزمان ترامپ هم ارعاب را شروع کرد و با با تهدیدات خود سعی کرد مسیر حمله زمینی به اصفهان برای خروج اورانیوم غنی شده ایران را باز کند، اما این هدف نیز با شکست روبرو شد و متجاوزان آمریکایی در خروج اورانیوم از ایران به بن بست خوردند.
با بن بست پیش آمده در جنگ، دولت ترامپ از طریق پاکستان به ایران پیغام فرستاد که 15 بند پیشنهادی برای آتش دارد، اما این پیشنهادات را ایران نپذیرفت و هر حمله با حمله متقابل پاسخ داد و در اینجا ایران نشان داد که از تهدیدات مرعوب نشده است.
بعد از ماجرای اصفهان ترامپ شروع به تهدیدات زیرساختی علیه ایران کرد که این تهدیدات به عنوان جنایت جنگی شناخته میشود، بویژه آن جا که گفت یک تمدن تا چند ساعت دیگر از بین می رود، البته متقالا ایران هم تهدید به پاسخ متقابل کرد و مردم هم زنجیره انسانی تشکیل دادند و انتقادات داخلی در آمریکا از تهدیدات ترامپ علیه زیرساختهای ایران، باعث شد تا رئیس جمهور جنجالی آمریکا بمباران زیرساختهای ایران را کنار گذارد، چون در عمل نه ایران عقب نشینی کرد و همزمان انتقادات از تهدیدات ترامپ در نظام بین الملل بالا گرفت.
در عین حال ایران وقتی مخالفت خود را با 15 مورد پیشنهادی آمریکا در آتش بس اعلام کرد، همزمان 10 موضوع به عنوان پیشنهاد موردنظر خود را مطرح کرد و گفت که این ها شروط ما برای آتش بس است. آمریکا در مرحله اول به پیش شرطهای ایران برای آتش بس پاسخ منفی داد، اما چند روز بعد در مرحله دوم وقتی که دید ایران با تهدید عقب نشینی نکرد، ترامپ آتش بس را پذیرفت و از ورود به مذاکرات آتش بس در پاکستان خبر داد.
ترامپ در عین حال تلاش داشته است تا این آتش بس را به عنوان فرصت مذاکره نشان دهد نه عقب نشینی، هرچند بدعهدی و کارشنکیها واشنگتن نیز همزمان با آتش بس شروع شد که از جمله این کارشنکیها عدم برقرار آتش بس در لبنان بود، در حالی که آقای شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان تصریح کرده بود که آتش بس در ایران، لبنان و همه میدان ها برقرار میشود و آمریکا هم این اتش بس سراسری را پذیرفته بود.
با این حال روز بعد ترامپ مدعی شد که لبنان جز آتش بس نیست، هرچند سفیر پاکستان هم در مصاحبه ای مفصلی گفت که لبنان هم جز آتش بس بود و این کارشنکی رژیم صهیونیستی بود. در عین حال با فشار ایران یک آتش بس نصف و نیمه در لبنان شکل گرفت و از این مرحله آمریکاییها تلاش کردند از فضای سیاسی امتیاز بگیرند.
در واقع وقتی ترامپ خود را در موضوع ضرب العجل نجات داد، ادعا کرد که دست برتر را در مذاکرات دارد، اما همه گزارش منابع آمریکایی هم نشان داده است که آمریکا اهرم فشاری در برابر ایران ندارد.
ایران نشان داده است که با بستن تنگه هرمز، می تواند جلو آمریکا ایستادگی کند و از حقوق خود کوتاه نمی آید، اما آمریکاییها می خواهند امتیازاتی از ایران بگیرند. تصمیم ایران مشخص است و ایران بدنبال حقوق قانونی خود است و آمریکا هم به دنبال اعمال محدودیتهای مازد بر ایران است، اما ایران نخواهد پذیرفت. ایران نه محدویت موشکی را میپذیرد، نه تعلیق غنی سازی یا از دست دادن کنترل تنگه هرمز.ئ ایران طبق ان پی تی حق غنی سازی دارد و نظارت ها را هم پذیرفته، اما فشارهای غیرقانونی را نمیپذیرد.
این که اکنون مذاکرات پاکستان متوقف شده است، ناشی از کارشکنی آمریکاییهاست که مطالبات زیادی دارند. ایران نشان داده که آمادگی بازگشت به میدان جنگ را دارد و میتواند باردیگر ضربات جدی را به صهیونیست ها وارد و جنگ را مدیریت کند. در حال حاضر انتخاب با آمریکاست که تسلیم شود یا با ورود دوباره به جنگ متحمل ضربات سنگین از ایران شود!
