الوقت - دکتر احمد زارعان، کارشناس مسائل غرب آسیا در یادداشتی با اشاره به تشدید تنشها میان ایران و آمریکا، نوشته است که علیرغم مواضع اعلامی و اقدامات عملی آمریکا، ممکن است جنگی رخ ندهد. دکتر زارعان در این ارتباط نوشته است:
روز به روز بر استعداد نظامی آمریکا در خلیج فارس، اقیانوس هند و دریای مدیترانه افزوده میشود و در کنار این لشکرکشی گسترده، آمریکاییها دائماً ایران را به حمله نظامی تهدید میکنند. اگر مواضع اعلامی و اقدامات نظامی آمریکا را در کنار هم قرار دهیم نتیجهای جز آغاز جنگ علیه ایران در آینده نزدیک نمیتوان گرفت. اما بنا به دلایل ذیل، علیرغم مواضع اعلامی و اقدامات عملی آمریکا، ممکن است جنگی رخ ندهد:
- آمریکا به دنبال دستیابی به پیروزیهای قاطع و سریع با کسب دستاوردهای بزرگ است. اغلب کارشناسان آمریکایی و غیرآمریکایی، دستیابی به چنین پیروزی در جنگ احتمالی آینده علیه ایران را غیرممکن میدانند؛
- آمریکا به دنبال جنگ کمهزینه است. باز هم اغلب کارشناسان هشدار دادهاند که تلقی ایران از جنگ احتمالی، یک "تهدید موجودیتی" است و به همین دلیل ایران با منطقهای کردن جنگ و استفاده از تمام ظرفیتهایش، جنگ احتمالی را به جنگی پرهزینه برای آمریکا تبدیل خواهد کرد؛
- افکار عمومی آمریکا و افکار عمومی منطقهای و بینالمللی با جنگ احتمالی موافقت و همراهی ندارند؛
- آغاز جنگی که ابعاد و مدت آن نامشخص و احتمال آسیب دیدگی سربازان و اتباع آمریکایی بالاست به مجوز کنگره نیاز دارد و ترامپ چنین مجوزی ندارد؛
- کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ با این جنگ موافق نیستند و بسیار بعید است آمریکا بتواند اجماع بینالمللی و در ادامه یک ائتلاف بینالمللی علیه ایران ایجاد کند؛
- آغاز جنگی که به تغییر نظام در ایران منجر نشود ایران را به محور روسیه و چین نزدیکتر و فشارهای داخلی برای دستیابی به سلاح هستهای را بیشتر خواهد کرد که هر دو مورد به هیچ وجه مطلوب آمریکا نیست.
با توجه به این دلایل، احتمال عدم وقوع جنگ نیز بالاست و میتوان نتیجه گرفت هدف آمریکا از تحرکات نظامی گسترده، "معتبر کردن تهدید جنگ" و در ادامه، به شکست کشاندن مقاومت ایران و تسلیم ایران در مقابل خواستههای آمریکاست.
با این حال، بنا به دلایل ذیل باید سناریوی جنگ را نیز جدی گرفت:
- تلقی ترامپ و برخی مشاورانش مبنی بر این که "ایران ضعیف شده است" و آمریکا قادر به دستیابی به یک پیروزی سریع و قاطع و پردستاورد از طریق یک جنگ کمهزینه است میتواند محرک ترامپ برای صدور فرمان جنگ باشد؛
- اسرائیل و لابی صهیونیستی در آمریکا، به شدت ترامپ را برای آغاز جنگ تحت فشار قرار دادهاند. "رسوایی اپستین" نیز ابزار خوبی برای اعمال فشار بر ترامپ است؛
- این تلقی که "جنگ نظامی میتواند زمینه تغییر نظام در ایران را فراهم کند" نیز انگیزه ترامپ برای جنگ را بالا میبرد. تغییر نظام در ایران، تاثیر قابل توجهی بر تقویت موقعیت آمریکا در نظام بینالملل و تضعیف جایگاه چین و روسیه خواهد گذاشت.
- بنابراین، احتمال عدم وقوع جنگ به اندازه احتمال وقوع آن بالاست و باید تلاش کرد با تقویت پیشرانهای عدم وقوع جنگ، این سناریو را محقق کرد. تاثیر بر دستگاه محاسباتی ترامپ و مشاورانش و ارسال پیامهایی که بازدارندگی ایران را تقویت میکند از جمله این تلاشهاست.
48 ساعت نفسگیر
از سوی دیگر، برای سناریوی جنگ نیز باید آماده بود. ۴۸ ساعت اول جنگ سرنوشتساز است. همانطور که اشاره شد ترامپ نمیخواهد جنگ احتمالی، جنگی پرهزینه باشد به همین دلیل آمریکا و متحدانش بهویژه اسرائیل در اولین ضربه، به دنبال نابودی توان پدافندی و آفندی ایران خواهند بود. اگر ایران بتواند از طریق راهبرد پراکندگی و پنهانکاری، سیستم فرماندهی و کنترل و همچنین توان موشکی، پهپادی و دریایی خود را حفظ نموده و ضربه دوم را با شدت هر چه تمام به دشمن وارد کند ترامپ بلافاصله شیپور پایان جنگ را خواهد نواخت و مفتضحانه و بدون هر گونه دستاوردی از جنگ خارج خواهد شد.
نکته کلیدی ماجرا این است که در جنگ احتمالی، باید برای بدترین سناریوها و غیرممکنترین اقدامات دشمن آماده باشیم و بدانیم این بار کوچکترین غافلگیری در حفظ داراییهای حیاتی، به شکستی استراتژیک تبدیل خواهد شد.
اگر چه بهطور کلی جنگ خسارتبار است اما شاید این بار، جنگ احتمالی به تامین امنیت ایران در یک دوره طولانی کمک نموده و بازدارندگی ایران را تقویت و تثبیت کند به شرط آن که در ابعاد مختلف آماده و هوشیار باشیم، انسجام سیاسی و اجتماعی خود را حفظ کنیم و در نهایت، نترسیم و نترسانیم.
