الوقت- در آمریکا تصمیم هر رئیسجمهوری برای ورود به یک درگیری نظامی بزرگ، نقطهعطفی سرنوشتساز است. در مورد دولت دونالد ترامپ، به نظر میرسد برخی مخالفان داخلی و خارجی او، نه تنها از چنین اقدامی هراسی ندارند، بلکه شاید به صورت محتاطانه، مشتاق آن باشند. تحلیل رفتار این مخالفان نشان میدهد که ممکن است آنها بیش از حامیان جنگطلب ترامپ، از عمق میدان مین سیاسی-نظامی پیش رو آگاه باشند و نتیجه چنین جنگی را نه تقویت که تخریب دولت ترامپ و شتاببخشی به افول نسبی قدرت آمریکا ببینند.
دموکراتها
در صحنه داخلی، مخالفان اصلی ترامپ، به ویژه حزب دموکرات، در کمین فرصتی برای به چالش کشیدن شکنندگی سیاسی او هستند. یک ماجراجویی نظامی پرهزینه و طولانی در ایران، میتواند دقیقاً همان تله باشد. این حزب به خوبی میداند که جنگ میتواند به سرعت محبوبیت یک رئیسجمهور را در گورستان هزینههای انسانی و مالی دفن کند. جنبش ماگا به عنوان هسته سخت طرفداران ترامپ حتی درباره حمله به ونزوئلا نیز انتقادات شدیدی علیه کاخ سفید انجام دادند و اینبار هزینههای نامعلوم جنگ با ایران میتواند شکاف بزرگی میان ترامپ و ماگا ایجاد کند.
استراتژی انتخاباتی: یک درگیری طولانی، پرهزینه و فاقد پیروزی آشکار، احتمالاً اخبار را تحت سلطه خود درآورده و دستاوردهای داخلی را تحت الشعاع قرار میدهد. دموکراتها میتوانند از فرسودگی عمومی از جنگ، فشار اقتصادی (مانند افزایش قیمت نفت، هزینههای کسری بودجه) و تلفات احتمالی، برای ضربه زدن به چشماندازهای جمهوریخواهان در انتخابات استفاده کنند.
بهرهگیری از تغییر مسیر سیاستی: مخالفانی که پیشتر سیاست "حداکثر فشار" ترامپ و خروج از برجام را غیرمسئولانه خواندهاند، میتوانند یک جنگ را نقطه اوج فاجعهبار همان استراتژی شکستخورده قلمداد کنند و به اعتبار ترامپ و تیم سیاست خارجی او آسیب بزنند.
بحران قانون اساسی : جنگی که بدون مجوز روشن کنگره آغاز شود، میتواند به رویارویی بزرگ قانون اساسی دامن زده، کشور را بیشتر قطبی کرده و حکمرانی را فلج کند.
بنابراین برای دموکراتها، جنگی ناموفق یا طولانی، سلاح نهایی برای به حاشیه راندن رقیب و بازپسگیری قدرت در واشنگتن خواهد بود.
چین و روسیه
در عرصه بینالملل، رقبای ژئوپلیتیک آمریکا، یعنی چین و روسیه، نیز ممکن است چنین جنگی را فرصتی تاریخی ببینند.
درگیری طولانیمدت در خاورمیانه، منابع نظامی، توجه دیپلماتیک و سرمایه مالی آمریکا را از منطقههای کلیدی مانند هندو-پاسیفیک و اروپای شرقی — که پکن و مسکو در جستجوی گسترش نفوذ خود در آنها هستند — منحرف میکند. یک آمریکای درگیر در یک جنگ دشوار، منابع کمتری برای مهار صعود چین یا مقابله با نفوذ روسیه خواهد داشت. علاوه بر این، تضعیف بیشتر وجهه و قدرت آمریکا در جهان، به طور مستقیم به تحقق دیدگاه چندقطبی این کشورها کمک میکند. آنها به وضوح میبینند که پیروزی در جنگی علیه ایران – با آن جغرافیا، جمعیت و توانایی بسیج مقاومت – امری سریع و قطعی نخواهد بود و آمریکا را برای سالها درگیر و تحلیلرفته نگه خواهد داشت.
همچنین جنگی که بتواند هیمنه و حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه را پس از دههها به چالش بکشد در نهایت موجب خواهد شد که روند کاهش اتکای نظامی کشورهای عربی منطقه به غرب تسریع شده و نفوذ چین و روسیه در منطقه افزایش یابد.
اروپا؛ متحدان دلخسته
حتی متحدان سنتی آمریکا در اروپا، که از دوره ریاستجمهوری ترامپ به دلیل سیاستهای یکجانبهگرایانه، خروج از توافقات بینالمللی، و بیاعتنایی به ناتو دلآزرده و عصبانی هستند، ممکن است منافع متناقضی در این زمینه داشته باشند. رویکرد ترامپ در قبال اوکراین و حتی صحبتهای گذرا درباره خرید گرینلند، بیاعتمادی عمیقی ایجاد کرده است. اروپاییها ممکن است یک جنگ جدید را مصیبتی برای منطقه و جهان بدانند، اما از منظر روابط فراآتلانتیکی، ممکن است آن را آغازگر بازگشت چرخ روزگار ببینند. به عبارت بهتر برخی استراتژیستهای اروپایی ممکن است به شکل سودجویانهای تصور کنند که یک درگیری دردناک و غیرقطعی میتواند آمریکا را "متواضع" کرده و آن را به بازگشت به یک سیاست خارجی چندجانبهگراتر و متکی بر اتحادها وادارد، و رویکرد تراکنشی ترامپ نسبت به ناتو را معکوس کند.
قدرت نامتقارن ایران
نکته کلیدی که این طیف متنوع از مخالفان را به اشتراک نظر میرساند، احتمالاً درک واقعبینانهتری است که نسبت به طرف مقابل جنگ – یعنی ایران و محور مقاومت – دارند. آنها به خوبی از شکستهای گذشته آمریکا در مواجهه با تاکتیکهای نامتقارن، از ویتنام تا عراق و افغانستان، درس گرفتهاند. آنها میدانند که جغرافیای ایران، انسجام داخلی آن و توانایی ایجاد یک جنگ فرسایشی گسترده، میتواند کابوس یک سیاستمدار بلندپرواز را محقق کند.
همچنین این سناریو در میان ناظران جهانی بسیار مطرح میشود که ایران در جنگ گسترده با هدف قرار دادن منافع، متحدان و زیرساختهای انرژی جهانی آمریکا چندین بحران همزمان ایجاد خواهد کرد. بحرانی که به اختلال شدید در عرضه نفت جهانی، افزایش شدید قیمتها و بروز رکودی که دستاودهای اقتصادی داخلی دولت ترامپ را محو میکند، خواهد انجامید.
بنابراین، در حالی که برخی مشاوران ترامپ ممکن است او را به سوی درگیری سوق دهند، مخالفان او – از واشنگتن تا مسکو و پکن – با درکی تاریخیتر، شاید در سکوت منتظر هستند تا او گام در باتلاقی بگذارد که نه تنها دولت او، بلکه جایگاه جهانی آمریکا را برای سالها تحتالشعاع قرار دهد.
