الوقت- تنها چند هفته پس از نشست شرمالشیخ که در آن آمریکا و صهیونیست ها از بلندپروازی های خیالی درباره ترسیم چشم انداز آینده خاورمیانه در راستای ادغام موجودیت صهیونیستی در نظم سیاسی وامنیتی و اقتصادی منطقه به عنوان نمادی از تحقق «خاورمیانه جدید» پردهبرداری کردند، نشانههای عقیم ماندن چنین پروژهای روز به روز در حال پررنگتر شدن هستند.
در حالی که یکی از مولفههای کلیدی چشمانداز نظم منطقهای مطلوب واشنگتن و تلآویو پیشبرد پرونده عادیسازی روابط کشورهای عربی بویژه عربستان سعودی با رژیم در نظر گرفته شده بود اما واقعیتهای جدید منطقهای، بنیانهای پروژه عادیسازی را به لرزه درآورده و رویای دیرینه تلآویو برای به رسمیتشناسی توسط قدرت برجسته عربی یعنی عربستان سعودی را برای همیشه مدفون کرده است. نشانهشناسی این موضوع در سه عرصه قابل پیگیری است.
1- اعتراف دو سویه به شکاف استراتژیک در فلسطین
از یک سو، تحلیلگران صهیونیست با ناامیدی به پایان نقشه راه پیشین خود برای ادغام در منطقه از طریق عادیسازی با ریاض اذعان میکنند.
نمونه اخیر در رسانههای صهیونیستی را میتوان در اعتراف قابل تأمل، ادی کوهن، تحلیلگر ارشد صهیونیستی در گزارش خود به روزنامه معاریو دید که در این گزارش وی به صراحت از پایان عصر «محور اعتدال عربی» و غیرقابل دسترس بودن عادیسازی با عربستان سعودی سخن میگوید. وی با لحنی قاطع اعلام کرد که مفاهیمی چون «دولتهای سنی میانهرو» باید از ادبیات سیاسی اسرائیل حذف شوند، زیرا کشورهایی مانند قطر، عربستان و عمان نه تنها میانهرو نیستند، بلکه به حامیان فعال جریانهای مخالف اسرائیل تبدیل شدهاند. کوهن با اشاره به حمایت قطر از حماس، همسویی عربستان با ایران، و نقش عمان در تسلیح یمن، نتیجهگیری کرد که رویای الحاق ریاض به پیمان ابراهیم، «دور، مبهم و دستنیافتنی» است و تلآویو باید سیاست خود را بر اساس واقعیت جدید همگرایی ریاض با تهران بازتنظیم کند.
در سوی دیگر این شکاف، مواضع رسمی و اقدامات عربستان سعودی به وضوح گواهی بر این تغییر استراتژیک میدهد. در حالی که ریاض در سالهای گذشته با اتخاذ رویکرد «عادیسازی خزنده» - مانند اجازه عبور به هواپیماهای اسرائیلی از آسمان این کشور و بازکردن کانالهای غیرمستقیم گفتگو - گامهای محتاطانه اما معناداری در دادن چراغ سبز به شروع پروژه عادیسازی برداشته بود، از اواخر ۲۰۲۳ این روند متوقف شده و هیچ نشانه یا بیانیه مشترکی دال بر پیشرفت مذاکرات منتشر نشده است. از اواخر 2023 هیچ نشانهای از پیشرفت مذاکرات یا انتشار بیانیههای مشترک دیده نمیشود. پس از دیدار محمد بن سلمان در دفتر بیضی شکل با ترامپ در 20 نوامبر 2025، او از تمایل ریاض برای پیوستن به توافقنامههای ابراهیم صحبت کرد ، اما تأکید کرد که هرگونه پیشرفتی همچنان به تضمین «مسیری روشن به سوی راهحل دو کشور» بستگی دارد.
همچنین مواضع غیررسمی چهرههای نزدیک به دستگاه تصمیمیگیری در ریاض سیگنالهای روشنی از فاصلهگیری از پروژه عادیسازی را نمایان کرده است. برای مثال سخنان شاهزاده ترکی الفیصل، چهرهای که مواضع او را بیان غیررسمی سیاست واقعی عربستان در خصوص مسائل مختلف بینالمللی میدانند. او چندی پیش به تایمز اسرائیل گفت که ریاض در حال حاضر حتی به عادیسازی روابط با اسرائیل فکر نمیکند و این کار را نخواهد کرد مگر اینکه تلآویو به طرح دو دولتی برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی بر اساس مرزهای 1967 و به پایتختنی قدس شرقی تن دهد. شرایطی که مواضع هیچ نیروی سیاسی در داخل سرزمینهای اشغالی به آن نزدیک هم نیست.
2- نشانههای عملی در عرصه بینالمللی
نشانه دوم مربوط به رفتارشناسی سیاست خارجی عربستان نسبت به موضوعات مرتبط با رژیم صهیونیستی است که اشکال مختلفی دارد.
- رأیدهی در نهادهای بینالمللی: عربستان در سازمان ملل و شورای حقوق بشر به قطعنامههای محکومیت اقدامات رژیم صهیونیستی در غزه رأی مثبت داده است.
- تشکیل ائتلافهای دیپلماتیک علیه رژیم صهیونیستی: ریاض در رأس تلاشهای کشورهای عربی برای به رسمیتشناسی بینالمللی دولت فلسطین قرار گرفته و چندین اجلاس فوری در این زمینه برگزار کرده است از جمله نشست کشورهای حامی به رسمیت شناختن کشور فلسطین در حاشیه اجلاس 2025 سازمان ملل که با مشارکت فرانسه برگزار شد و کشورهای اروپایی جدیدی مانند انگلستان و اسپانیا و سوئد نیز به جمع کشورهای حامی ابتکار دودولتی پیوستند.
- مخالفت با به رسمیتشناسی سومالیلند توسط صهیونیستها: در این مدت سیاستهای منطقهای عربستان و رژیم صهیونیستی نیز در حال فاصلهگیری از هم بوده است. در پرونده یمن به عنوان مهمترین پرونده مطرح در سیاست خارجی عربستان سعودی، نقش آفرینی امارات و رژیم صهیونی در حمایت از جداییطلبان جنوبی خشم ریاض را در پی داشته است و اتحاد گذشته با این بازیگران دیگر محلی از اعراب ندارد. همچنین حمله هوایی بی سابقه اسرائیل به قطر، که با محکومیت شدید کشورهای عربی و شورای همکاری خلیج فارس مواجه شد نگرانی عمیق ریاض را در پی داشت و حتی موجب شد تا این کشور به سمت انعقاد یک پیمان دفاعی هستهای با پاکستان برود. آخرین پرده از این اختلافات نیز در موضوع به رسمیت شناختن سومالی لند از سوی رژیم صهیونیستی رخ داد که عربستان نسبت به نقشآفرینی بیثباتساز تلآویو در دریای سرخ و شاخ آفریقا نگران کرده است.
3- نشانههای رسانهای و گفتمانی
تغییر لحن محسوس رسانهای و گفتمانی رسانههای نزدیک به حکومت در عربستان سعودی نسبت به عادیسازی و به طور کلی ماهیت رژیم صهیونیستی از دیگر مولفههای قابل ارزیابی در درک فاصلهگیری عربستان از عادیسازی روابط است.
- مطبوعات و شبکههای سعودی که پیش از این گاه لحنی میانهرو در قبال اسرائیل داشتند، پس از جنگ غزه به صف منتقدان شدید تبدیل شدهاند. انتشار مقالاتی مانند مقاله «دکتر احمد بن عثمان التویجری» در الجزیره عربستان که اسرائیل را «در مسیر نابودی» خوانده، نشاندهنده فضای گفتمانی کاملاً متضاد با عادیسازی است. اخیراً روزنامه الجزیره عربستان در مقالهای به قلم «دکتر احمد بن عثمان التویجری» نقش آفرینی و سیاست های کلان رژیم صهیونیستی را برای جهان عرب مخرب و عامل فتنه و بی ثباتی دانست و حتی درباره آینده بقای این رژیم ابراز تردید جدی کرد. در این مقاله که بر علیه سیاستهای امارات نوشته شده بود، در آغوش گرفتن صهیونیسم از سوی ابوظبی به عنوان اسب تروای اسرائیل در جهان عرب یاد شده است که خیانتی به خدا، رسولش و کل امت اسلام میداند! تویجری مینویسد: چه حماقت و کوتهبینی! اسرائیل در مسیر نابودی سریع خود است، در حالی که ملت، به خواست خدا، پایدار خواهد ماند.
- خطبههای نماز جمعه در مکه از دیگر منابع مهم درک گفتمان سیاسی درباره مسئله عادیسازی است زیرا به عنوان بلندگوی غیررسمی مواضع حکومت شناخته میشود چنانکه در دوران نرمش ریاض به مقوله عادیسازی خطیبان نماز در مکه و مدینه از روابط تاریخی مسلمانان و یهودیان سخن میگفتند. در ماههای اخیر این مواضع دچار تغییرات محسوسی شده است. به طور مثال شیخ صالح بن عبدالله بن حمید اواسط آذرماه در مواضعی تند، از خداوند خواست یهودیان را مجازات کند و اسرائیل را نیز به عنوان «دشمن ظالم صهیونیستی» توصیف کرد و در مورد عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل ابراز تردید کرد. ادی کوهن، پژوهشگر مرکز استراتژی بزرگ اسرائیل که در لبنان متولد شده است، گفت که خطبههای یهودستیزانه از هفته گذشته آغاز نشده است و از نه شیخی که به نوبت خطبههای جمعه را ایراد میکنند، سه نفر مرتباً علیه یهودیان اظهاراتی داشتهاند. کوهن اظهار داشت: «محمد بن سلمان از هر مورچهای که در عربستان سعودی میخزد، خبر دارد، بنابراین مطمئناً میداند در هر خطبه جمعه چه میگذرد. او نمیتواند ادعا کند که نمیداند. او [بن حمید] را منصوب کرده است».
