الوقت - تا پیش از آن که طالبان موفق به سلطه بر کابل شود، طی دههها این گروه توانسته بود وحدت و انسجام داخلی خود را حفظ کند. 20 سال رویارویی نظامی با نیروهای آمریکایی به وحدت داخلی در میان صفوف طالبان منجر شده بود. با این حال، طالبان از زمان بازگشت به قدرت در اوت 2021، با چالشهایی روبرو شده است که میتواند انسجام داخلی و ثبات آن در افغانستان را تهدید کند .
یکی از بزرگترین چالشها، وجود اختلافات بین دو جناح اصلی درون این گروه، یعنی جناح موسوم به قندهاری به رهبری مولوی هبتالله آخوندزاده و جناحی که در رسانههای غربی به عنوان شبکه حقانی شناخته میشود، به رهبری سراجالدین حقانی، وزیر کشور فعلی است.
با وجود آن که جناح قندهار بر اکثر اهرمهای قدرت در کابل تسلط دارد، اما تنشها بین دو طرف بهویژه در رابطه با مسائل سیاسی و اجتماعی و امور خارجه تشدید شده است.
روزنامه هشت صبح نیز گزارش داده است که هبتالله آخوندزاده، رهبر غایب طالبان، بار دیگر از اختلافات میانگروهی ابراز نگرانی کرده است و در فرمانی که روز شنبه، ۱۳ جدی(دی ماه)، منتشر شده، تأکید کرده است که اعضای این گروه با یک آزمون بزرگ روبهرو هستند.
او همچنان بر ضرورت ایجاد «فضای اعتماد» در میان اعضای طالبان تأکید کرده است. رهبر طالبان در این فرمان به زیردستانش دستور داده است از اقداماتی که سبب افزایش بیاعتمادی در میان طالبان میشود، پرهیز کنند و هشدار داده است که دخالت در وظایف یکدیگر میتواند به تضعیف انسجام این گروه بینجامد. رهبر طالبان پیش از این نیز از اختلافات درونگروهی ابراز نگرانی کرده بود.
همزمان ماه گذشته نیز گزارش شده بود که سراجالدین حقانی، وزیر داخله حکومت طالبان، به ولایت قندهار سفر کرده است. این سفر به گفته منابع محلی، به گونه غیرمنتظره انجام شده است.
حقانی اخیراً با لحنی تند، از نحوه برخورد طالبان با مردم انتقاد کرده بود؛ اظهاراتی که بازتاب گستردهای در میان اعضای این گروه داشته و به نظر میرسد باعث افزایش اختلافات داخلی میان رهبران طالبان شده است.
در تازهترین گزارش شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز، به صراحت وجود اختلافات داخلی در میان رهبری طالبان تأیید شده است.
ساختار داخلی طالبان
به طور کلی باید توجه داشت که طالبان ترکیبی از جریانهای مذهبی و منطقهای است، به طوری که شاخه قندهار آن به رهبری مولوی هبت الله آخوندزاده متشکل از رهبران مذهبی سنتی متعلق به مدارس دیوبندی است. با این حال شاخه حقانی - که ریشه در سازمانهای جهادی در دوران جهاد افغانستان علیه تهاجم شوروی در دهه ۱۹۸۰ دارد - شاخهای عملگراتر با ارتباطات منطقهای بیشتر است.
این در حالی است که جناح قندهار از تسلط سیاسی و اداری در دولت برخوردار است و رهبران آن کنترل اکثر وزارتخانهها، استانهای کلیدی و فرماندهیهای نظامی را در دست دارند، در حالی که جناح حقانی احساس میکند با وجود نفوذ نظامی قوی و تواناییاش در تأمین بودجه و حمایت، اما به حاشیه رانده شده است.
نگاهی به ترکیب دولت موقت افغانستان نیز نشان میدهد که جناح قندهار سهم عمدهای از مناصب ارشد و حساس را در دولت موقت در اختیار دارد، چرا که مناصب مهم توسط اعضای این جناح که اهل منطقه قندهار در جنوب افغانستان هستند، اشغال شده است.
همچنین علاوه بر وزرای آموزش و پرورش، آموزش عالی، معادن، دارایی، توسعه روستایی، کارهای عمومی، رسانهها و حمل و نقل، رئیس بانک مرکزی و استانداران اکثر استانهای مهم، همه آنها نه تنها از جناح قندهار در جنبش طالبان هستند، بلکه به قبایل و مناطقی در قندهار بزرگ، یعنی استانهای قندهار، هلمند، زابل و ارزگان تعلق دارند.
مصادیق اختلاف نظرها
در عین حال تفاوتهای اساسی بین دو جناح اصلی درون جنبش طالبان و دولت موقت آن را میتوان در نکات زیر خلاصه کرد:
کنترل قدرت
قدرت در دست جناح قندهار به رهبری مولوی هیبتالله آخوندزاده متمرکز است که با اقتدار مطلق در شهر قندهار حکومت میکند، در حالی که جناح حقانی که بدنبال نقش بیشتری در تصمیمگیری متناسب با قدرت نظامی خود است، به حاشیه رانده شده است.
وضعیت آموزشی
مدارس و دانشگاهها در افغانستان به روی دختران بسته شده است و این موضوع یکی از برجستهترین نقاط اختلاف میان دو گروه اصلی طالبان است، زیرا سراجالدین حقانی و برخی از رهبران، مانند معاون وزیر امور خارجه، شیر عباس استانکزی با ممنوعیت تحصیل دختران مخالفند و معتقدند که این سیاست به اعتبار بینالمللی طالبان آسیب زده و مانع از به رسمیت شناخته شدن رسمی حکومت آن میشود. با این حال جناج قندهاری در طالبان بر ممنوعیت تحصیل دختران و زنان در افغانستان تاکید دارد.
روابط خارجی
جناح حقانی به دنبال بهبود روابط با کشورهای منطقهای و بینالمللی برای تأمین حمایت اقتصادی و سیاسی برای حکومت موقت طالبان است، در حالی که جناح قندهار موضع سختگیرانهتری اتخاذ میکند و از هرگونه امتیازدهی یا نشان دادن انعطاف در موضع سیاست خارجی امتناع میورزد.
شیر عباس استانکزی، معاون وزیر امور خارجه و رئیس سابق دفتر سیاسی جنبش در دوحه، مذاکرهکننده ارشد با ایالات متحده و معاون وزیر امور خارجه در دولت موقت، به عنوان یکی از برجستهترین منتقدان سیاستهای ملاهبت الله آخوندزاده به ویژه در مورد سیاست خارجی و تعطیلی مدارس به روی دختران پس از دوره ابتدایی است.
رسانههای افغانستان فایلهای صوتی و تصویری منتسب به استانکزی را پخش کردهاند که در آنها او بر اهمیت تحصیل زنان در اسلام تأکید میکند و میگوید: «این محدودیتهای اعمالشده بر زنان، منعکسکننده تمایلات شخصی برخی از مقامات ارشد این جنبش است.»
با این حال گزارشهای داخلی در افغانستان حاکی از آن است که عباس استانکزی پیش از آنکه مقامات بتوانند او را دستگیر کنند، از کشور فرار کرده است، هرچند استانکزی ادعا کرده که برای «استراحت» افغانستان را ترک کرده است. خروج استانکزی از افغانستان نشانهای از اختلافات شدید در درون طالبان و احتمال تشدید بیشتر تنشها در آینده است.
اختلافات بر سر قدرت امنیتی
روزنامه انگلیسی تلگراف هم از اختلاف نظر بین هیبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان و دیگر رهبران برجسته آن، از جمله سراجالدین حقانی، ملا یعقوب، وزیر دفاع، و عباس استانکزی در مورد ممنوعیت تحصیل و اشتغال زنان و دختران خبر داده است.
این روزنامه به فرار معاون سیاسی وزیر امور خارجه از افغانستان و اعزام نیرو توسط ملاهبت الله آخوندزاده به فرودگاه کابل برای جلوگیری از خروج سایر مقامات اشاره کرده است.
روزنامه روسی نزاویسیمایا گازتا نیز به درگیری فزاینده بین «گروه قندهار» و «گروه کابل» پرداخته و توضیح داده است که این اختلاف بر سر کنترل و نفوذ، به ویژه در رابطه با بودجه دولت، متمرکز است، زیرا جناح کابل خواستار افزایش تخصیص بودجه برای سازمانهای امنیتی است، اما جناح قندهار این درخواستها را رد میکند.
پیش از این نیز، رهبر طالبان با صدور حکمی، وزارتخانههای دفاع و کشور و رئیس سرویس اطلاعاتی را از باز کردن انبارهای سلاح و توزیع سلاح بدون دستور مستقیم خود منع کرده بود.
اختلاف یا شکاف؟
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان ، وجود شکاف میان رهبران طالبان را رد میکند و اختلاف نظر در درون این جنبش را امری عادی میداند که نباید در مورد آن اغراق شود. مایکل کوگلمن، مدیر موسسه جنوب آسیا در مرکز ویلسون، میگوید: «ما شاهد برخی نشانههای نارضایتی در میان رهبران برجسته طالبان هستیم، اما هنوز به سطح شکاف گسترده داخلی نرسیده است.»
عبدالله مولوی زاده، تحلیلگر سیاسی، به الجزیره گفته است که رهبران طالبان مشتاق حفظ انسجام داخلی خود و جلوگیری از جدایی هستند، زیرا «یک شکاف رسمی در درون طالبان میتواند کنترل آن را تضعیف کند و در را به روی درگیریهای داخلی، جدایی در صفوف آن و از دست دادن اقتدار مرکزی باز کند.»
یک چهره سیاسی نزدیک به جنبش طالبان نیز که نخواست نامش فاش شود، در مصاحبهای اختصاصی با الجزیره نت گفت: «وقوع انشعاب در جنبش طالبان صحت ندارد، اما وجود اختلافات داخلی فقط شایعه نیست، بلکه یک واقعیت است و نشاندهنده رقابت عمیقتر بین برخی از رهبران در مورد دیدگاه سیاسی، توزیع قدرت و ماهیت رابطه با قدرتهای منطقهای و بینالمللی است.»
قدرتنمایی حقانی در قندهار
هفته گذشته سراجالدین حقانی برای شرکت در مراسم درگذشت مادر ملاعمر به قندهار رفته بود و پس از آن گزارشهای حضور او در نشست امنیتی قندهار با حضور ملا هبةالله و میانجیگری ملایعقوب میان او و رهبر طالبان منتشر شد. این سفر، با توجه به استقبالی که از حقانی در قندهار صورت گرفت، به معنای قدرتنمایی رهبر شبکه حقانی در مرکز قدرت رهبر طالبان است و نشانگر این است که سراج همچنان یک رقیب درونگروهی قدرتمند برای ملا هبةالله است، حتی اگر طرفداران ملا هبةالله به انتقادات صریح سراجالدین حقانی نسبت به استبداد رهبر طالبان واکنش نشان دهند.
در ماه گذشته، گزارشهای تأییدنشدهای در شبکههای اجتماعی منتشر شد که خبر از یک سوءقصد نافرجام به جان ملا هبةالله در قندهار میداد. اگر این گزارشها درست باشد، نشان میدهد که شکاف امنیتی در قندهار قابل توجه است و حذف فیزیکی رهبر طالبان چندان دور از دسترس نیست؛ چه این اقدام توسط رقبای داخلی صورت گیرد یا با دخالت یک نیروی خارجی انجام شود.
تاثیر اختلافات بر آینده افغانستان
کارشناسان معتقدند که اگر اختلافات در درون طالبان تشدید شود، ممکن است شاهد انشعابهای داخلی باشیم که این امر میتواند منجر به شورش برخی از فرماندهان میدانی یا اتحاد با احزاب دیگر شود و این وضعیت میتواند کنترل طالبان بر افغانستان را تضعیف کرده و منجر به افزایش اختلالات داخلی شود.
همچنین ممکن است جنبشهای مخالف جدیدی، چه از درون این جنبش و چه از سایر گروههای مسلح، مانند داعش-ولایت خراسان، ظهور کنند که ممکن است از این اختلافات برای گسترش نفوذ خود سوءاستفاده کنند. برخی از چهرههای بانفوذ در طالبان نیز ممکن است از این گروه جدا شوند و اتحادهای جدیدی تشکیل دهند که به طور بالقوه افغانستان را دوباره به ورطه جنگ داخلی بکشاند.
رقابت بین جناحهای مختلف طالبان ممکن است حتی به قدرتهای منطقهای و بینالمللی فرصتی برای مداخله مستقیم یا غیرمستقیم بدهد. به عنوان مثال، برخی کشورها ممکن است از یک جناح خاص برای تضمین دستیابی به منافع ژئوپلیتیکی خود حمایت کنند و شکی نیست که این مداخله وضعیت سیاسی افغانستان را پیچیدهتر میکند و ممکن است انزوای بینالمللی طالبان را افزایش دهد و اوضاع اقتصادی و امنیتی را بدتر از وضعیت فعلی سازد.
