به گزارش الوقت، «نیکولاس کریستوف»، تحلیل گر وبگاه آمریکایی نیویورک تایمز در یادداشتی با عنوان «آدم چین در آمریکا، نامش ترامپ است»، سیاست خارجی و عملکرد دولت ترامپ در ارتباط با چین را به شدت زیر سوال برده است.
کریستوف در این یادداشت می گوید: رئیس جمهور ما در حال تقویت یک ملت است، اما نه ملت آمریکا.
این نویسنده قدیمی نیویورک تایمز معتقد است بر خلاف ادعاهای ترامپ که می گوید هیچ کس بیشتر از او دربرابر چین سخت گیری نکرده و از این مجرا تلاش دارد تا با نشان دادن چهره ضدچینی خود، زمینه پیروزی در انتخابات آتی ریاست جمهوری را فراهم کند، اما او در واقع یک آلت دست نشانده چین و یک دلسوز واقعی «شی جین پینگ» است.
نویسنده یادداشت نیوریورک تایمز، سخنان خود را به کتاب تازه منتشر شده خاطرات بولتون استناد میدهد و می گوید اگر پیشتر مدرکی در ارتباط با کمک ترامپ به چین نبود، الان کتاب خاطرات بولتون این مدارک و شواهد را به ما نشان می دهد.
نیکولاس کریستوف در ادامه حتی رفتار ترامپ در برابر چین را به سجده کردن مقابل «شی جین پینگ» تشبیه می کند و در این ارتباط به سخنان پیشین ترامپ در ستایش رئیس جمهور چین اشاره می کند که از جمله در ابتدای شیوع کرونا مدیریت شی جینگ را در مقابله با کرونا ستوده بود و یا در مقطعی دیگر گفته بود که شی جین پینگ عاشق مردمش است.
نویسنده در این یادداشت با استناد به خاطرات بولتون، به گفتگوی تلفنی ترامپ و شی جین پینگ اشاره می کند که در آن ترامپ از همتای چینی خود خواستار تاثیرگذاری بر نتایج انتخابات آتی ریاست جمهوری برای تسهیل کردن پیروزیاش در انتخابات شده بود و حتی ترامپ به چینیها اعلام میکند که پیروزی او در انتخابات به نفع آنها خواهد بود.
همچنین در این یادداشت با اشاره به کتاب خاطرات بولتون به سکوت ترامپ در برابر آن چه اقدامات ضدحقوق بشری چین عنوان شده، اشاره میشود و حتی در جایی به نقل از بولتون گفته شده که ترامپ مخالفتی با ساخت اردوگاههای کاری در چین نداشت.
در این یادداشت همچنین نویسنده با اتهام به ترامپ که به گفته او مواضع قدرتمندی را در برابر چین اتخاذ نمی کند و برعکس در مواردی به تعریف و تمجید از رئیس جمهور چین میپردازد، در زبانی طنز می گوید که نام چینی ترامپ در واقع «چوآن ژیانگژو» یا « ترامپ کشورساز» است، چون در واقع ترامپ با گمراه کردن آمریکا در واقع رژیم شی جین پینگ را قدرتمند میکند.
نویسنده در پایان میگوید: ترامپ تلاش میکند تا یک کشور را بزرگ و با عظمت کند، اما این کشور آمریکا نیست.
پیشتر نیز، یک روزنامه آمریکایی طی تحلیلی به قلم یکی از سناتورهای دموکرات این کشور، سیاستهای «دونالد ترامپ» رئیس جمهور ایالات متحده در قبال چین را زیر سئوال برد.
دربخشی از این تحلیل که به قلم «کریس مورفی» سناتور دموکرات ایالت «کنتیکت» در روزنامه «یو اس ای تودی» با عنوان «ترامپ در بحبوحه کرونا رئیس جمهور بزرگی برای چین بوده و نه آمریکا» آمده است، دیپلماسی چین هرگز تهاجمی نبوده و هرگز چنین اهداف گسترده ای نداشته است. سیاست چین هرگز با زبانی تند همراه نشده است.
«شی جین پینگ» رئیس جمهور چین از تهدید استرالیا با تحریم اقتصادی گرفته تا زندانی کردن شهروندان کانادایی و بیرون راندن ارتش ایالات متحده از فیلیپین در حال حرکت به سمت جلوست.
نویسنده معتقد است که سیاست ترامپ در قبال چین بسان یک هدیه بسته بندی شده از طلا به پکن بوده و باعث شده فضایی برای تحکیم قدرت این کشور در داخل و خارج را فراهم کند و اکنون در حالی که ترامپ در صدد است تا توجه افکار عمومی از عدم موفقیت فاجعه بار در واکنش به مهار ویروس کرونا را از بین ببرد، او در حال گرم گرفتن با چین است. ترامپ امیدوار است هیچ کس متوجه نشود که او بهترین رئیس جمهور ایالات متحده در خدمت به منافع چین در تاریخ کوتاه آمریکا بوده است.
به باور نویسنده، ترامپ در آسیای جنوب شرقی به جای اتحاد با کشورهای منطقه برای مقابله با امیال چین برای کنترل آبهای منطقه، هر متحد منطقه ای را از آمریکا دور کرده به طوریکه پس از یک همکاری نظامی 21 ساله با فیلیپین، فشارهای چین و غفلت آمریکا باعث شد «رودریگو دوترته» رئیس جمهور فیلیپین، قوای ایالات متحده را از کشورش بیرون کند. ترامپ به طور موثر هیچ کاری برای متوقف کردن آن انجام نداد و یک جایگاه حساس آمریکا در اقیانوس آرام در حال از بین رفتن است.
در ژاپن و کره جنوبی نیز ترامپ تهدید میکند که نیروهای خود را از هر دو کشور بیرون بکشد، مگر اینکه پرداخت های خود را به ایالات متحده چهار برابر کنند. قطع عمده مشارکتها دراین منطقه به معنای این است که کشورهای کوچک آینده اقتصادی معناداری در همکاری با ایالات متحده نمی بینند و ترجیح به نزدیکتر شدن به پکن می دهند. در مجامع بین المللی نیز عقب نشینی آمریکا خلاء ایجاد کرده و چین با خوشحالی آن را پر کرده است. سازمان بهداشت جهانی مهمترین نمونه این پدیده است.
نویسنده در انتهای این تحلیل نوشت، اگر قضیه ترامپ این باشد که انتخاب مجدد وی در تقابل آمریکا با چین موثر است، تاریخ اخیر روشن میکند که خلاف این درست است. چهار سال دیگر سیاست فاجعه آمیز ترامپ در قبال چین به احتمال زیاد به برجسته کردن موقعیت جهانی چین کمک میکند. اگر ترامپ بخواهد سیاست چین را محور فعالیتهای آینده ساز و کار انتخاباتی خود قرار دهد، مخالفان وی باید از آن استقبال کنند.
