الوقت- کارآمدی تحریمهای غرب علیه روسیه نامعلوم است. مجموعهای از تحریمها مرتبط با توافق مینسک است. در پایان امسال توافق مینسک خاتمه مییابد و در آن زمان اروپا باید بررسی کند که آیا توافق مذکور اجرایی شده یا خیر و اگر نشده کدام طرف مقصر است؟
اروپا و روسیه بر سر قواعد بازی دچار مشکل شدهاند. طرفین با پاردایمهای کاملا متفاوت به قواعد بینالمللی مینگرند. اختلاف و مشکل طرفین بر سر حوزه نفوذ است. روسیه مدعی حفظ حوزه نفوذ سنتی خود است.
این باور تا حدودی ناشی از شخصیت و جهان بینی ولادیمیر پوتین است. پوتین جهان را متشکل از چند کانون قدرت به عنوان مراکز مسلط بر جهان و تعدادی بازیگران کوچکتر که آلت دست مراکز قدرت هستند، میبیند. وی انقلابهای رنگی در جمهوریهای شوروی سابق را دسیسه غرب با هدف تضعیف روسیه میپندارد .
چنین جهانبینی در روسیه ریشهدار و فراتر از پوتین است. چنین نگرشی به نوع حکومتی برمیگردد که در پی کسب مشروعیت از طریق بسیج مردم علیه دشمن داخلی یا خارجی است. این نوع نگاه به نظام آموزشی، شیوه تاریخی دولت محوری و روابط بینالمللی این کشور برمیگردد. سرانجام اینکه، این نوع نگرش به چند قرن تفکر فلسفی روسیه برمیگردد که مسکو را روم سوم با رسالت "ماموریت مسیحایی" برای نجات دیگر ملل قلمداد میکند .
برخورد و مواجهه احساسی و اجتناب ناپذیر
طرز تفکر متفاوت روسیه و اروپا از روابط بینالملل محتوم به مواجهه است. این برخورد برای سالها وجود داشته و بسته به شرایط، در برخی دورهها برجسته و در برخی دورهها غیرمحسوس بوده است. به میزان افزایش تفکر و رفتار پسا-مدرن در اروپا، به همان میزان عدم درک مفهومی طرفین عمیقتر شده و برخوردهای احساسی بین آنها نیز بیشتر شده است .
مسکو خود را بازنده قلمداد میکند، بدین مفهوم که اروپای مرکزی، منطقه بالتیک، کوبا، آفریقا و خاورمیانه را از دست داده و آخرین لقمه باقی مانده اکراین است که غرب قصد دارد آن را نیز تصرف کند. از این رو مسکو سعی کرده با آن مقابله کند .
سردی فعلی حاکم بر روابط اروپا و روسیه تا زمانی که احساسی باشد، اجتنابناپذیر خواهد بود. طرفین میتوانستند مانع از این سردی روابط شوند. کشورهای واقع در همسایگی روسیه یا همان منطقه موسوم به طرح مشارکت شرقی اتحادیه اروپا استقلال خود را در سال 1991 به دست آوردند و یک مسیر ناهموار و اجتنابناپذیر برای این کشورها وجود دارد .
اتحادیه اروپا چارهای جز حمایت از این روند ندارد. روسیه با هرگونه تغییر در جوامع اروپایی شرقی مخالفت میکند. از این رو مواجهه روسیه و غرب نظاممند است و تا زمانیکه بنیانهای این مواجهه تغییر نکند، برخوردشان بارها تکرار خواهد شد .
مسکو در پی معامله با غرب است، اما غرب قطعا تن به چنین معاملهای نخواهد داد. یک معامله آشکار غیرممکن است و چنین معاملهای خلاف مجموعه قوانین و مقررات ناظر بر رفتار بینالمللی کشورهای اروپایی و منشور سازمان امنیت و همکاری اروپا، اصول شورای اروپا و اسناد تاسیسی اتحادیه اروپا و ناتو است .
البته یک معامله ضمنی هم احتمالا مسکو را متقاعد نخواهد کرد، چراکه مقامات کرملین احساس فریبخوردگی میکنند. به عنوان مثال اوایل دهه 1990 به آنها گفته شد که ناتو گسترش نخواهد یافت، اما عکس آن اتفاق افتاد .
مشکل روسیه و غرب باید چگونه حل شود؟
مشکل غرب با روسیه بلندمدت است و باید آن را مدیریت کرد. نباید انتظار داشت که مشکل مذکور سریع حل و فصل شود. اروپا به تنهایی قادر به انجام چنین کاری نیست. در شرایطی که بیاعتمادی و عدم درک متقابل بین طرفین وجود دارد، تلاشها برای حصول شتابزده موفقیت میتواند خطرناک باشد و امید واهی ایجاد کرده و منجر به ناامیدی خطرناکی شود.
اتحادیه اروپا مایل است روسیهای را در همسایگی خود داشته باشد که اگر ارزشهای غرب را قبول ندارد حداقل در برخی از منافع آن سهیم باشد. تحقق این خواستهها مستلزم تغییر رژیم در روسیه است. البته برخی کارشناسان معتقدند حل مشکل اروپا و روسیه مستلزم بازنگری گسترده این کشور در ابزارها و اهداف رفتار بینالمللیاش است که چیزی نزدیک به یک تغییر هویتی است و نه تغییر رژیم.
نقش تحریمها
اروپا نیاز به یک راهبرد بزرگ دارد که از یک طرف امنیت، حاکمیت و استقلال کشورهای آسیبپذیر عضو اتحادیه اروپا و ناتو را حفاظت کند و از طرف دیگر تحریمها را تا زمان فراهم شدن شرایط لازم یعنی اجرای توافق مینسک یا حل مسئله شبه جزیره کریمه ادامه دهد .
هدف تحریمها نباید تغییر رژیم در روسیه باشد. روسیه احتمالا آینده و چشمانداز مثبت و موفقی خواهد داشت .
رفع تحریمها منوط به برآورده شدن مطالبات ملموس همچون پس دادن کریمه و اجرای توافق مینسک است. در حالی که حل و فصل وضعیت کریمه معلوم نیست، تحریمهای مرتبط با کریمه احتمالا برای آیندهای قابل پیشبینی باقی خواهند ماند .
توافق مینسک بسیار مبهم تنظیم شده و روسیه و اکراین کاملا متفاوت از هم آن را تفسیر میکنند. خستگی اتحادیه اروپا از بحران اکراین همراه با فرسایشی شدن بحران یادشده و عدم موفقیت مقامات کییف برای اجرای اصلاحات سیاسی و اقتصادی مد نظر اتحادیه اروپا موجب خواهد شد تا اتحادیه اروپا تفسیر روسیه از توافق مینسک را بهعنوان یک راه حل آبرومندانه برای خروج از بحران بپذیرد .
تحریم علیه روسیه نباید تشدید نشود، چرا که اتحادیه اروپا از نظر سیاسی و اقتصادی قادر به تحمل آن نیست. تحریمها نباید معیار سنجش رفتار روسیه باشد، در آن صورت با تشدید یا فروکش کردن بحران، تحریمها نیز دچار نوسان خواهد شد .
دوام و قاطعیت تحریمها مهمتر از شدت آن است. تحریمها باید یک فشار آرام و تدریجی باشد تا قدرت مانور روسیه را کاهش دهد. تحریمهای غرب علیه روسیه، هزینههایی برای کشورهای اروپایی دارد و برای حصول نتیجه، غرب باید این هزینهها را بپردازد. مشکل اروپا با روسیه بلندمدت و چند لایه است. قرار نیست تحریمها همه مشکل را حل کند، بلکه بخش کوچکی از یک راهبرد بزرگتر است.
اندیشکده شورای روابط خارجی اروپا