الوقت- امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه به تازگی در گفت وگویی تلفنی با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، راه حل سیاسی را تنها راه حل بحران سوریه عنوان کرده و علاوه بر این درباره فرصت های موجود برای کمک به بازسازی سوریه پس از پایان جنگ در این کشور با کرملین تبادل نظر کرده بود.
پیش از این نیز وزیرخارجه فرانسه نسبت به دخالت نظامی ترکیه در شمال سوریه ابراز نگرانی کرده و از آنکارا خواسته بود که به بحرانیتر شدن مناقشه در سوریه دامن نزند.
حتی رئیس جمهور فرانسه در ارتباط با دخالت نظامی ترکیه در شمال سوریه هشدار داد در صورت ادامه پیشروی نظامی ترکیه در شمال سوریه این اقدام به منزله تجاوز نظامی تلقی خواهد شد.
این گونه اظهارات مقامات فرانسوی در ارتباط با تحولات جاری در سوریه و حتی تحولات پس از جنگ حاکی از آن است که الیزه بدنبال ایفای نقش فعالانهتری در سوریه میباشد.
اما نگاه فرانسویها به بحران سوریه همیشه فرایندی یکنواخت و همسو نبوده است.
نگاه تاریخی فرانسه به شامات
فرانسویها به سوریه از دیدگاه منطقه نفوذ سنتی خود در خاورمیانه نگاه میکنند . سوریه تا سال 1936 بخشی از مناطق تحت استعمار فرانسه به شمار میرفت و اگرچه دراین سال فرانسویها پیمان استقلال سوریه را پذیرفتند، اما حضور اقتصادی و سیاسی و سلطه نظامی فرانسه تا سالها بعد همچنان در این کشور ادامه داشت.
حتی خروج نیروهای فرانسوی در آوریل 1946 بعد از کشتار گسترده معترضان سوری علیه اشغال فرانسه انجام شد و تنها در یک مرحله حداقل 400 شهروند سوری شرکت کننده در اعترضات علیه فرانسه با آتش توپخانه ارتش کشته شدند و سوریه پس از این سال بود که توانست با کمک نیروهای بریتانیا به عنوان رقیب فرانسه استقلال کامل خود را اعلام کند.
پس از خروج نیروهای فرانسوی از سوریه، اگرچه فرانسه دیگر نتوانست به مانند دوران پیش از استقلال از نفوذ قابل توجهی در سوریه برخوردار باشد، اما پاریس در مقاطع مختلف تلاش داشته است تا با موضعگیری در ارتباط با تحولات سوریه، به نوعی نقش تاریخی خود را در منطقه بازیابد.
رویکرد پرنوسان فرانسه به سوریه
روابط فرانسه و سوریه بویژه همزمان با جنگ در این کشور، دچار نوعی افت و خیز بوده است که ناشی از نواسان سیاست خارجی پاریس در خاورمیانه است.
بطور کلی فرانسه در رویکردهای خاورمیانهای خود بسیار متغیر عمل میکند. در دوران ژاک شیراک، فرانسه به شدت نسبت به مداخلهگرایی آمریکا در خاورمیانه نگاه احتیاطآمیزی دنبال میکرد و حتی نسبت به مداخله نظامی آمریکا در عراق در سال 2003 به شدت مخالفت کرد.
متاثر از این نگاه پر افت و خیز به خاورمیانه، نگاه فرانسویها به سوریه نیز تا کنون بسیار پرمتناقض بوده است.
به گفته واشنگتن پست، نخبگان فرانسه روی کارآمدن بشاراسد در سال 2000 را دورهای جدید و روشن برای سوریه ارزیابی کردند که میتواند توسعه این کشور را در مسیر جدید قرار دهد. همین نگاه مثبت فرانسه به سوریه در تمام دوران دولت بشار اسد تا سال 2012 ادامه داشت و نیکولا سارکوزی رئیس جمهور وقت فرانسه در سال 2010، دولت سوریه تحت رهبری بشار اسد را بدلیل رعایت حقوق مساوی برای اقلیتهای مسیحی در سوریه مورد ستایش قرار داد.
با این حال با شروع وقایع سال 2012 و ورود سوریه به دورهای از جنگ داخلی علیه گروههای شورشی و تروریستی رویکرد فرانسه نیز به سوریه به شدت دچار دگرگونی شد. سارکوزی که تا قبل از بحران تروریستی سوریه، دمشق را در میان دولتهای عربی نمونه موفق آزادی ادیان و مذاهب معرفی میکرد، پس از آن سیاستهای بشاراسد را تنفرآمیز خواند و خواستار استعفای او شد.
حتی رئیس جمهور بعدی فرانسه، فرانسوا اولاند در سال 2013 با طرح ادعای لزوم دخالت نظامی در سوریه برای حذف بشاراسد، شدیدترین رویکردها را در قبال دمشق اتخاذ کرد. با این حال کارشناسان معترفند که شعار دخالت نظامی در سوریه از سوی فرانسوا اولاند تلاشی از سوی این رئیسجمهور چپگرا بود تا به ترمیم چهره نه چندان محبوب خود در افکار عمومی مردم فرانسه بپردازد. انتخابات ریاست جمهوری فرانسه قرار بود در سال 2017 برگزار شود و اولاند که یک سال پس از ورود به کاخ الیزه با ریزش قابل توجه آرای عمومی مواجه شده بود، شعار دخالت نظامی در سوریه را مسیری در جهت نشان دادن چهره ملیگرا و قاطع از خود میدید، هرچند دیگر متحدان فرانسه بویژه همتای آمریکایی او، باراک اوباما علی رغم استقبال اولیه از موضوع دخالت نظامی در سوریه، اما با جدی شدن موضوع عقب نشست و فرانسه نیز در این شرایط از طرح دخالت نظامی در سوریه با هدف سرنگونی دولت مرکزی دمشق انصراف داد.
با این حال رویکرد فرانسه در قبال سوریه طی یک سال گذشته و با روی کارامدن امانوئل ماکرون به عنوان بیست و ششمین رئیس جمهور فرانسه دارای چرخش قابل توجهی بوده است. در حالی که فرانسوا اولاند بارها در زمان ریاست جمهوری خود از حمله نظامی و دخالت مستقیم برای براندازی دولت دمشق جانبداری میکرد، اما حال امانوئل ماکرون بر لزوم پیگیری راه حل سیاسی در سوریه سخن میگوید و در گفتگو با ولادیمر پوتین همتای روسی خود بر راه حل سیاسی در مورد بحران سوریه تاکید دارد. این گونه موضعگیری نشان میدهد نگاه فرانسهی ماکرون به تحولات سوریه متفاوت از فرانسهی اولاند و یا سارکوزی است و در شرایط فعلی پاریس بر حذف قهری دولت دمشق اصراری ندارد.
شرایط منطقه و چرخش مواضع فرانسه در بحران سوریه
از طرف دیگر نگاه فعلی دولت ماکرون به سوریه بی ارتباط با سایر تحولات منطقه نیست.
بطور کلی در میان کشورهای اروپایی، فرانسه علاقه بیشتری به نشان دادن نوعی استقلال عمل در مقابل آمریکا دارد و این موضوع را در جریان خروج این کشور از پیمان ناتو در زمان ژنرال دوگل در سال 1964 و یا حتی مخالفت با مداخله نظامی یکجانبه آمریکا در عراق در سال 2003 میتوان مشاهده کرد.
با این پیش زمینه چندان عجیب نیست در حالی که آمریکای ترامپ بر حذف کامل بشاراسد از قدرت تاکید دارد، ماکرون در فرانسه از راهحل سیاسی و مذاکراه با دولت بشاراسد(هرچند در دوران انتقالی) سخن گوید. در واقع رویکرد فعلی فرانسه در قبال سوریه را میتوان ناشی از نوعی علاقه به استقلال عمل در مقابل آمریکا ارزیابی کرد که ویژگی کلی سیاستمداران فرانسوی میباشد.
در این میان برخی بلندپروازیهای پاریس در رقابت با متحد آمریکایی خود در خاورمیانه باعث میشود که پاریس بیش از آن که به فکر پیروی از طرحهای مورد نظر واشنگتن در مورد سوریه باشد، خود را مبتکر طرحها و ابتکارات بحران سوریه نشان دهد. به نقل از نویسنده دیلی میل، فرانسه در مقاطعی از جمله در جریان لیبی و حال در مورد سوریه تلاش دارد تا جای آمریکا را در خاورمیانه بگیرد، هرچند این جاه طلبی در مورد لیبی در مراحل نخست خود را نشان داد، اما در مورد سوریه هنوز نتوانسته به نتیجه برسد.
از سوی دیگر برای فرانسویها نرمش بیشتر در ارتباط با بحران سوریه، به معنای گرایش بیشتر برای نزدیکی به روسیه خواهد بود و در شرایطی که پاریس مبتکر "طرح احیای روابط اقتصادی مسکو-پاریس" میباشد، تنش در موضوع سوریه چندان به نفع فرانسه نیست. همکاریهای فضایی و تلاش برای راه اندازی طرحهای مشترک صنعتی از جمله در زمینه خودروسازی با روسیه برای فرانسویها بسیار مهمتر از ادامه تنشهای سیاسی در موضوع سوریه است و طبیعی است که پاریس دیگر به مانند گذشته چندان بر طبل اختلافات در مورد سوریه نخواهد کوبید.
در این میان نمیتوان شرایط داخلی سوریه و تثبیت موقعیت دولت مرکزی را پس از آزادسازی حلب و شکست داعش نادیده گرفت و با توجه به تغییر معادلات بازی، تغییر مواضع پاریس در قبال دمشق را چرخشی طبیعی ارزیابی کرد.
