الوقت- هدف قرار گرفتن یک کشتی باری تجاری ایران در دریای خزر در روز شنبه را شاید بتوان شروع یک برهه جدید در فضای گسترش درگیری میان ایران و محور آمریکایی- صهیونیستی و ائتلافسازیهای جدید پیرامون آن دانست.
در حالی که با افزوده شدن تنگه راهبردی باب المندب به معادلات جنگ طی روزهای اخیر در پی اقدام تأثیرگذار انصارالله یمن در اعلام محاصره دریایی علیه بنادر عربستان سعودی، که بازارهای انرژی را به طور فزاینده ملتهب خواهد کرد، فعال کردن جبهه دریای خزر علیه تجارت دریایی ایران میتواند حرکت جدید تحت مدیریت آمریکایی برآورد شود که از سوی اوکراین اجرایی شد.
زلنسکی روز شنبه در برنامه X مسئولیت این حمله را به عهده گرفت و گفت که اوکراین «با حملات برد بلند در دریای خزر - از جمله کشتیهایی که در حمل محمولههای نظامی مربوط به ایران استفاده میشوند - به نتایج بسیار قوی دست یافته است».
این ادعای غیرمستند در حالی است که به گزارش خبرگزاری ایسنا استاندار گیلان اعلام کرد که این شناور حامل بار آهن بود که از بندر آستاراخان به مقصد بندرانزلی در حال حرکت بود؛ مسیری که سالها به عنوان یک کریدور امن و مطمئن برای تبادلات تجاری میان دو بندر مورد استفاده قرار میگرفت.
جنگ میان روسیه و اوکراین پس از مدتها رکود به دلیل فعال شدن کانالهای دیپلماتیک برای میانجیگری تحت فشار کاخ سفید، در هفتههای گذشته مجدداً شعله ور شده و دو طرف زیرساختهای اقتصادی بویژه در حوزه بنادر و تجارت دریایی را هدف قرار میدهند.
جنگ پیرامون بنادر و تجارت دریایی وقتی آغاز شد که مرحله اول اوکراین به کشتیهای تجاری روسی و زیرساختهای مرتبط با حمل و نقل دریایی روسیه حمله کرد. کیف با استفاده از سیستمهای تهاجمی بدون سرنشین، عملیاتی را با هدف محدود کردن توانایی روسیه در استفاده از خطوط دریایی خود آغاز کرد. گام بعدی گسترش این عملیات به کشتیهایی بود که با پرچمهای بیطرف در دریای سیاه تردد میکردند. این بدان معنا بود که خطرات مرتبط با ناوبری دیگر محدود به کشتیهای روسی نبود.

اما با این حال، با در نظر داشتن سخنان زلنسکی، مطمئناً حمله به کشتی تجاری ایرانی توسط کیف با علم به آثار و عواقب آن و خارج از دستورکار ضربات اقتصادی به مسکو انجام گرفته و هدف یا یکی از اهداف اصلی وارد آوردن ضربه به تجارت دریایی ایران در خزر بوده است که در شرایط کنونی به دلیل محاصره دریایی در خلیج فارس از سوی آمریکا، اهمیت فزاینده در ایجاد فضای نفسی برای ایران یافته است.
اهمیت دریای خزر در تجارت ایران و روسیه
حمله به کشتی تجاری در لنگرگاه خارجی رود ولگا، صرفاً هدف قرار دادن یک شناور باری نبود؛ بلکه تعرض به یکی از امنترین مسیرهای تجاری منطقه محسوب میشود؛ مسیری که طی سالهای گذشته به دلیل دور بودن از تنشهای امنیتی منطقه، به شاهراه اصلی تبادلات اقتصادی ایران و روسیه تبدیل شده است. اگر این مسیر نیز وارد چرخه ناامنی شود، عملاً آخرین گذرگاه نسبتاً امن تجارت دریایی ایران نیز در معرض تهدید قرار خواهد گرفت.

اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر میشود که جایگاه دریای خزر در کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب مورد توجه قرار گیرد.
این کریدور که هند، ایران، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی را به یکدیگر متصل میکند، در سالهای اخیر به مهمترین پروژه ژئوپلیتیکی برای دور زدن مسیرهای تحت کنترل غرب و کاهش وابستگی به کانال سوئز تبدیل شده است. بخش دریایی این کریدور از بنادر آستاراخان، ماخاچقلعه و اولیا در روسیه آغاز شده و از طریق بندر انزلی، امیرآباد و کاسپین به شبکه ریلی و جادهای ایران متصل میشود؛ شبکهای که در نهایت امکان دسترسی روسیه به آبهای آزاد اقیانوس هند را فراهم میکند.
در همین چارچوب، حتی در شرایط جنگ و تشدید تحریمهای غرب، روابط اقتصادی تهران و مسکو روندی صعودی داشته است.
حجم تجارت دو کشور در سال ۱۴۰۴ از مرز ۵ میلیارد دلار عبور کرد و دو طرف با هدفگذاری 10 میلیارد دلاری توافقهایی درباره گسترش تجارت با ارزهای ملی، اتصال شبکههای بانکی جایگزین سوئیفت، توسعه تهاتر کالا و سرمایهگذاری مشترک در حوزه حملونقل و انرژی امضا کردهاند.
این روند نشان میدهد که خزر دیگر تنها یک مسیر حمل کالا نیست، بلکه بخشی از زیرساخت راهبردی همکاری اقتصادی ایران و روسیه برای کاهش اثر تحریمهای غرب و ایجاد یک نظام مالی و تجاری مستقل محسوب میشود. از همین رو، هرگونه ناامنسازی این مسیر، فراتر از یک اقدام نظامی محدود، تلاشی برای اخلال در یکی از مهمترین پروژههای ژئوپلیتیکی ضدتحریمی منطقه ارزیابی میشود.
بازی اوکراین در نقشه آمریکایی
پذیرش رسمی مسئولیت این حمله از سوی ولودیمیر زلنسکی، تحلیل این حادثه را از یک عملیات صرفاً مرتبط با جنگ روسیه و اوکراین فراتر میبرد. اگر هدف تنها وارد آوردن خسارت به روسیه بود، حمله به یک کشتی تجاری ایرانی که در مسیر معمول بازرگانی میان آستاراخان و بندرانزلی تردد میکرد، توجیه چندانی نداشت. همین موضوع این گمانه را تقویت میکند که کیف در حال ایفای نقشی فراتر از میدان نبرد شرق اروپا و هماهنگ با راهبردهای گستردهتر واشنگتن در قبال ایران است.

در ماههای گذشته، آمریکا به این جمعبندی رسیده که نه تحریمهای اقتصادی، نه فشار حداکثری و نه حتی محاصره دریایی در خلیج فارس، نتوانستهاند تجارت خارجی ایران را به طور کامل مختل کنند. ایران به واسطه مرزهای گسترده زمینی با همسایگان و همچنین فعال شدن مسیرهای شمالی از طریق دریای خزر، توانسته بخش مهمی از فشارهای اقتصادی را خنثی کند. در چنین شرایطی، طبیعی است که انتقال فشار به این مسیرهای جایگزین در دستور کار قرار گیرد؛ بهویژه آنکه طی هفتههای اخیر برخی زیرساختهای بندری و خطوط ریلی مرتبط با تجارت ایران و روسیه نیز هدف حملات قرار گرفتهاند.
از سوی دیگر، اوکراین نیز انگیزههای خاص خود را برای همراهی با چنین راهبردی دارد. دولت زلنسکی پس از فراز و نشیب روابط با کاخ سفید، به دنبال اثبات جایگاه خود به عنوان شریک امنیتی قابل اتکای آمریکا است تا روند دریافت کمکهای نظامی و مالی غرب را حفظ کند. همزمان، گسترش دامنه تنشها به مناطقی خارج از میدان جنگ اوکراین میتواند محاسبات روسیه را پیچیدهتر کرده و روند هرگونه آتشبس یا توافق تحمیلی به کیف را مختل کند.
اظهارات همزمان زلنسکی پس از این حمله که در آن از کمکهای مسکو به تهران در اشتراکگذاری تصاویر ماهوارهای سخن گفت نیز در همین چارچوب قابل تفسیر است. او مدعی شد روسیه از پایگاههای نظامی آمریکا در بحرین، اردن و کویت تصویربرداری کرده و این اطلاعات در اختیار ایران قرار گرفته است؛ ادعایی که تاکنون هیچ سند مستقلی برای آن ارائه نشده، اما تلاش آشکاری برای پیوند زدن جنگ اوکراین با منازعات خاورمیانه و القای این تصور است که اقدامات کیف در واقع بخشی از دفاع از منافع امنیتی غرب در منطقه محسوب میشود.

فرصتطلبی اوکراین برای نزدیک شدن به کشورهای عربی
همزمان با افزایش تنشهای منطقهای، اوکراین تلاش کرده از نگرانی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نسبت به اقدامات تلافیجویانه ایران، به عنوان فرصتی برای توسعه روابط سیاسی و امنیتی خود استفاده کند. در شرایطی که بخش مهمی از سامانههای پدافندی غربی درگیر جنگ اوکراین شدهاند، کییف میکوشد تجربه چند ساله خود در مقابله با پهپادها و موشکها را به یک کالای راهبردی تبدیل کند.
بر همین اساس، گزارشهای منتشر شده از همکاری اوکراین با برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس حکایت دارد؛ همکاریهایی که شامل ارائه فناوری رهگیری پهپاد، اعزام متخصصان جنگ الکترونیک و مشاوره در حوزه دفاع هوایی به کشورهایی مانند قطر، امارات، عربستان سعودی و کویت است. این همکاریها علاوه بر درآمد اقتصادی، برای کییف یک دستاورد سیاسی نیز به همراه دارد؛ زیرا میتواند حمایت کشورهای ثروتمند عرب از مواضع اوکراین در مجامع بینالمللی و همچنین سرمایهگذاریهای احتمالی در بازسازی این کشور پس از جنگ را تقویت کند.
از این منظر، حمله به کشتی ایرانی را میتوان تلاشی از سوی اوکراین برای ارسال پیام سیاسی به بازیگران عرب منطقه نیز تلقی کرد؛ پیامی مبنی بر اینکه کییف آماده است نقش فعالتری در همکاریهای نظامی و امنیتی با این کشورها ایفا کند. چنین رویکردی در عمل جایگاه اوکراین را از یک بازیگر صرفاً اروپای شرقی به بخشی از آرایش امنیتی جدید غرب در منطقه ارتقا میدهد؛ آرایشی که تلاش دارد جبهههای فشار علیه ایران را از دریای سرخ و خلیج فارس تا دریای خزر گسترش دهد.

بابالمندب و گرفتار شدن اوکراین در معادله «چشم در برابر چشم»
واکنش اولیه جمهوری اسلامی ایران به این حادثه، در چارچوب رویههای متعارف دیپلماتیک انجام شد؛ از احضار کاردار اوکراین و محکومیت رسمی این حمله گرفته تا رایزنی عباس عراقچی با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و درخواست واکنش شورای امنیت سازمان ملل.
با این حال، ادبیات بیانیههای وزارت امور خارجه و همچنین مواضع مقامات نظامی ایران نشان میدهد تهران این حادثه را صرفاً یک اختلاف دوجانبه تلقی نمیکند، بلکه آن را اقدامی خصمانه با تبعات امنیتی گستردهتر میداند.
در ماههای اخیر، سیاست اعلامی ایران بر راهبرد «چشم در برابر چشم» استوار بوده است؛ راهبردی که در جنگ اخیر نیز بارها مورد تأکید قرار گرفت. بر همین اساس، اگر حملات علیه منافع تجاری ایران در دریای خزر ادامه پیدا کند، بعید است پاسخ تهران صرفاً به اعتراضهای دیپلماتیک محدود بماند.

در این میان، یکی از آسیبپذیرترین حوزههای اوکراین، تجارت دریایی و صادرات محصولات کشاورزی این کشور است. صادرات گندم، ذرت، روغن آفتابگردان و سویا بیش از ۲۲.۵ میلیارد دلار، معادل حدود ۵۶ درصد کل صادرات و نزدیک به ۱۷ درصد تولید ناخالص داخلی اوکراین را تشکیل میدهد. بخش قابل توجهی از این صادرات یعنی حدود 40 درصد نیز راهی بازارهای غرب آسیا و شمال آفریقا میشود و امنیت مسیرهای دریای سرخ، بابالمندب و اقیانوس هند برای استمرار آن اهمیت حیاتی دارد.
از این رو، در صورتی که تهران به این جمعبندی برسد که کییف عملاً وارد تقابل مستقیم با منافع ایران شده است، میتواند با استفاده از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و نفوذ خود در معادلات دریای سرخ و بابالمندب، هزینههای این رویکرد را برای اوکراین افزایش دهد.
همچنین رویکرد اصولی ایران تاکنون بی طرف ماندن در جنگ روسیه با اوکراین بوده است و به طور حتم اقدامات خصمانه کیف میتواند موجب بازنگری تهران در این رویکرد شود.
از طرف دیگر همانگونه که ایران در روزهای گذشته نسبت به همکاری انگلیس با عملیات نظامی آمریکا هشدار داد و آن را به منزله ورود به جنگ تلقی کرد، تداوم اقدامات اوکراین نیز میتواند در همین چارچوب ارزیابی شده و دامنه پاسخهای متقابل ایران را گسترش دهد. در چنین شرایطی، حمله به یک کشتی تجاری ممکن است تنها آغاز ورود دریای خزر به زنجیره تقابلهای متقابل در جنگی باشد که دیگر به یک جغرافیای خاص محدود نمانده است.
