الوقت- در حالی که دولت دونالد ترامپ تلاش میکند با تزریق دهها میلیارد دلار اعتبار جدید، ماشین جنگی آمریکا علیه ایران را فعال نگه دارد، درخواست بودجه اضطراری از کنگره اکنون به یکی از مهمترین چالش کاخ سفید تبدیل شده است.
در این رابطه، پس از چند هفته تلاشهای دولت ترامپ برای تصویب بودجه نظامی سال 2027، مجلس نمایندگان روز پنجشنبه لایحه ارزش ۱.۱۵ تریلیون دلار را با آرای شکننده ۲۱۶ موافق در برابر ۲۱۲ مخالف تصویب کرد که ۶۰ میلیارد دلار بودجه نظامی اضافی را نیز دربرمیگیرد و انتظار میرود بخش قابل توجهی از آن صرف ادامه عملیات نظامی علیه ایران شود.
با این حال، فاصله اندک آرای موافق و مخالف و شکاف ایجاد شده در هر دو حزب، تصویری متفاوت از آنچه کاخ سفید به دنبال نمایش آن است ارائه میدهد. تنها شش دموکرات از این لایحه حمایت کردند و در مقابل، هفت جمهوریخواه نیز حاضر نشدند با دولت خود همراه شوند، نشانهای از اینکه حتی در اردوگاه جمهوریخواهان نیز اجماع روشنی درباره ادامه جنگ وجود ندارد. این لایحه اکنون برای بررسی نهایی و رفع اختلافات به سنای آمریکا ارسال میشود و در صورت تصویب، برای امضا یا وتو به کاخ سفید خواهد رفت که با توجه به فقدان اکثریت قاطع جمهوریخواهان (60 رای) تصویب آن با مشکل مواجه خواهد شد.
شکاف سیاسی بین دولت و کنگره زمانی آشکارتر شد که «پیت هگست» وزیر جنگ و «جان دنیل کین» رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا سهشنبه شب (30 تیر) برای دفاع از درخواست نزدیک به ۷۰ میلیارد دلار بودجه تکمیلی در کمیته تخصیص بودجه سنا حاضر شدند. جلسهای که قرار بود مسیر تصویب سریع بودجه را هموار کند، به صحنه بازخواست مقامات نظامی درباره هزینههای واقعی جنگ، میزان موفقیت عملیات و چشمانداز ادامه درگیری با ایران تبدیل شد.
پنهانکاری هزینه واقعی جنگ
یکی از اصلیترین محورهای انتقاد سناتورها، تناقض آشکار در روایت مالی دولت ترامپ بود. هگست مدعی شد جنگ علیه ایران تاکنون تنها ۳۷.۵ میلیارد دلار برای آمریکا هزینه داشت اما همزمان دولت درخواست اختصاص حدود 6۰ میلیارد دلار بودجه اضطراری جدید را مطرح کرد، تناقضی که بلافاصله این پرسش را در میان سناتورها ایجاد کرد که اگر عملیات نظامی مطابق ادعای کاخ سفید موفق بوده، چرا به دهها میلیارد دلار اعتبار تازه نیاز است.
منتقدان دولت معتقدند کاخ سفید تلاش میکند هزینه واقعی جنگ را با تفکیک مخارج عملیات، جایگزینی مهمات، انتقال تجهیزات، استقرار نیروهای جدید و خسارتهای وارد شده به پایگاههای نظامی، کمتر از واقعیت نشان دهد تا حساسیت افکارعمومی و کنگره کاهش یابد و همین مسئله سبب شد شماری از سناتورها دولت ترامپ را به پنهانکاری درباره ابعاد واقعی هزینههای جنگ متهم کنند.
شاید مهمترین بخش جلسه استماع سنا، اعترافی بود که بیش از هر چیز روایت رسمی کاخ سفید از موفقیت عملیات نظامی را زیر سؤال برد. هگست درحالی که از حملات آمریکا دفاع میکرد، اذعان کرد که ایران بدون شک هنوز تواناییهایی دارد، هرچند مدعی شد حملات آمریکا این کشور را در بدترین وضعیت قرار داده است. این اظهارات با ادعاهای تکراری ترامپ درباره نابودی زیرساختهای راهبردی و تضعیف توان نظامی ایران همخوانی ندارد.
هگست تلاش کرد با دفاع از حملات آمریکا به ایران و طرح این ادعا که اگر ترامپ مداخله نمیکرد، تهران به سلاح هستهای دست مییافت، اقدامات نظامی دولت را توجیه کرده و سناتورها را به تصویب بودجههای جدید متقاعد کند. با این حال، استدلالهای وزیر جنگ نتوانست نگرانی سنا درباره هزینههای سنگین، پیامدهای جنگ و ابهام درباره دستاوردهای عملیات را برطرف کند و جلسه استماع در نهایت به افزایش پرسشها درباره راهبرد کاخ سفید انجامید.
در همین راستا، «جان کندی» سناتور جمهوریخواه با اشاره به اظهارات ترامپ برای حمله احتمالی به تأسیسات «کوه کلنگ» از هگست پرسید آیا ارتش آمریکا واقعاً توان اجرای چنین ادعایی را دارد؟ هگست در پاسخ گفت:«بسیاری از تواناییهای ما محرمانه است اما اگر کسی بتواند به هر چیزی که در این دنیا وجود دارد، دست یابد، آن ارتش ایالات متحده است».
کریستن جیلیبرند، سناتور دموکرات نیز با اشاره به تناقضات موجود در روایت دولت، از هگست پرسید آیا آمریکا در جریان حملات ژوئن ۲۰۲۵ واقعاً توانمندیهای هستهای ایران را نابود کرده است یا خیر. وزیر جنگ به جای ارائه پاسخی فنی، منتقدان را به بهرهبرداری سیاسی و انتخاباتی از جنگ متهم کرد، پاسخی که نتوانست ابهامات موجود را برطرف کند.
جلسه استماع تنها به بودجه محدود نماند و جف مرکلی، سناتور دموکرات با استناد به گزارشهای منتشرشده درباره حمله آمریکا به تأسیسات آبشیرینکن و دیگر زیرساختهای غیرنظامی ایران، از رئیس ستاد مشترک ارتش پرسید آیا این اهداف به صورت عمدی مورد حمله قرار گرفتهاند.
پاسخ جان دنیل کین نه تنها قانع کننده نبود بلکه بر دامنه ابهامات افزود. او گفت از این گزارشها اطلاعی ندارد و باید موضوع را بررسی کند، هرچند مدعی شد سنتکام در انتخاب اهداف از فرآیندهای دقیق و چندلایه استفاده میکند. این سخنان دوپهلو برای بسیاری از نمایندگان این پرسش را ایجاد کرد که چگونه عالیترین مقام نظامی آمریکا درباره برخی عملیات انجام شده اطلاع دقیقی ندارد یا حاضر نیست مسئولیت آنها را برعهده بگیرد.
بخش مهمی از مخالفت سناتورها ناشی از این نگرانی بود که جنگ با ایران به یک درگیری فرسایشی و پرهزینه تبدیل شود، سناریویی که خاطره عراق و افغانستان را در ذهن بسیاری از قانونگذاران زنده کرده است.
این نگرانی زمانی پررنگتر شد که رئیس ستاد مشترک ارتش در پاسخ به این پرسش که آیا بودجه درخواستی برای تکمیل مأموریت کافی است، گفت:«نمیتوانم بگویم انجام مأموریت چقدر هزینه خواهد داشت، زیرا دشمن نیز در روند تحولات نقش دارد». این جمله در واقع اعتراف تلویحی بود به اینکه دولت آمریکا نه برآورد دقیقی از هزینه نهایی جنگ دارد و نه میتواند زمان پایان آن را پیشبینی کند.
نظرسنجیها در مخالفت با جنگ
با اینکه ترامپ تلاش میکند ادامه جنگ با ایران را در چارچوب دفاع از منافع ملی توجیه کند اما نتایج نظرسنجیهای معتبر تصویر دیگری را نشان میدهد. بر اساس نظرسنجیهای انجام شده بیش از ۶۰ درصد آمریکاییها با امضای توافق صلح با ایران موافقت کردهاند. بخش قابل توجهی از افکارعمومی افزایش هزینههای نظامی را در شرایط دشوار اقتصادی قابل توجیه نمیدانند، گستردگی مخالفتها با ادامه جنگ به اندازهای بود که حتی ترامپ نیز ناچار شد نتایج برخی نظرسنجیها را در حساب کاربریاش بازنشر کند.
این تغییر فضای افکارعمومی، نگرانی جمهوریخواهان را نیز افزایش داده است. کاهش محبوبیت ترامپ، رشد هزینههای نظامی، افزایش قیمت سوخت و طولانی شدن جنگ، بسیاری از جمهوریخواهان را نسبت به پیامدهای سیاسی ادامه این مسیر مردد کرده است. از اینرو، بخشی از جمهوریخواهان دیگر حاضر نیستند بدون دریافت توضیحی روشن درباره اهداف، هزینهها و چشمانداز جنگ با درخواستهای مالی جدید دولت در آستانه انتخابات کنگره همراه شوند.
علاوهبراین، تلاش ترامپ برای استفاده از گزینه حمله زمینی با هدف وادار کردن ایران به پذیرش شروط واشینگتن در میز مذاکرات میتواند شکاف میان کاخ سفید و کنگره را وارد مرحلهای تازه کند.
اکثر اعضای کنگره نگران هستند که گسترش جنگ نه تنها هزینههای مالی و انسانی سنگینی بر آمریکا تحمیل میکند بلکه این کشور را وارد یک درگیری طولانی و فرسایشی مشابه جنگهای عراق و افغانستان خواهد کرد. در چنین شرایطی، احتمال افزایش فشار کنگره بر کاخ سفید از طریق محدود کردن منابع مالی و اختیارات جنگی افزایش خواهد یافت. ادامه این مسیر نه تنها میتواند معادلات منطقهای را تغییر دهد بلکه ممکن است به یک چالش داخلی برای ترامپ تبدیل شده و در صورت تغییر موازنه قدرت به سود دموکراتها در انتخابات آتی، دست دولت برای ادامه سیاستهای جنگی بیش از پیش محدود شود.
