الوقت- حضور میلیونی مردم عراق در مراسم تشییع قائد شهید امت مطمئناً علاوه بر تحکیم روابط راهبردی سیاسی، برگ زرین دیگری در روابط تاریخی دو ملت همسایه با پیوندهای عمیق فرهنگی و اجتماعی و سیاسی رقم زد به صورتی که شاید نمونه بدیل برکات چنین رویدادی را تنها در مراسم راهپیمایی اربعین اباعبدالله الحسین (ع) بتوان یافت. این تشییع اما در حوزه منطقهای و در فضای تقابل ژئوپلیتیکی، نظامی، امنیتی و تبلیغاتی محور مقاومت با محور آمریکایی- صهیونی و متحدانشان نیز بسیار تأثیرگذار بود و توانست به عنوان یک پدیده جدید گفتمانی و اهرم سیاسی، عمق نفوذ و محبوبیت گفتمان مقاومت در سطح منطقهای را به رخ جهانیان بکشد.
در این میان یکی از مسائلی حائز اهمیت در بررسی پیامدهای سیاسی و ژئوپلتیکی این پدیده، تأثیرپذیری احتمالی فضای سیاسی داخلی عراق از قدرتنمایی جریان مقاومت است.
عراق در سالهای اخیر بویژه با روی کار آمدن مجدد ترامپ، کاخ سفید فشار شدیدی با اهرمهای مختلف سیاسی و اقتصادی و تبلیغاتی بر دولتمردان این کشور وارد میکند تا به هر طریق ممکن با اقدامات مرحلهای خلع سلاح گروههای مقاومت، انحلال کامل حشدالشعبی و قطع شریانهای اقتصادی و تجارت این کشور با ایران و استحلاله سیاسی بغداد در نهایت اسباب کاهش نفوذ مقاومت در صحنه تحولات عراق را فراهم کند.
در نتیجه این فشارها، که در ماههای اخیر با دخالتهای آشکار و پنهان تام باراک فرستاده ویژه ترامپ در امور عراق و سوریه با سرعت و شدت بیشتری نیز دنبال میشود، دولت تازه استقرار یافته علی الزیدی تنها چند روز پس از سفر اواخر خرداد ماه تام باراک با صدور التیماتومی بحثانگیز خواهان تحویل و خلع سلاح تمامی گروههای مقاومت داخل و بیرون از ساختار حشدالشعبی شد. این در حالی است که کارشناسان هدف اصلی سفر تام باراک را نیز فشار بر دولت عراق برای انحصار سلاح در دست دولت در راستای خلع سلاح محور مقاومت در منطقه و تأثیر بر ترکیب کابینه عنوان کرده بودند.
صدور این دستور موجی از واکنشهای متفاوت را در پی داشت و باعث ایجاد دو دستگی در جریانات نزدیک به مقاومت شد به صورتی که برخی گروهها مانند کتائب اما علی (ع) و عصائب اهل حق با این خواسته دولت موافقت کردند و در مقابل، بخشی دیگر از جریانهای مرتبط با محور مقاومت شامل کتائب سیدالشهداء، حرکة النجباء، کتائب حزبالله عراق، سرایا اولیاء الدم، اصحاب الکهف و کتائب کربلاء با این خواسته مخالفت کردند. این گروهها استدلال میکنند که شرایطی که موجب شکلگیری گروههای مقاومت شد، همچنان به طور کامل از میان نرفته است. از نگاه این جریانها، تداوم حضور نظامی آمریکا در عراق، تهدیدهای امنیتی منطقهای و نگرانی از بازگشت بیثباتی، موجب میشود که بحث خلع سلاح یا پایان نقش نظامی مقاومت همچنان با ملاحظات جدی همراه باشد و هرگونه تصمیم در این زمینه باید در چارچوب تحولات امنیتی و راهبردی گستردهتر اتخاذ شود.
همزمان، دولت عراق تلاش میکند میان فشارهای خارجی و ملاحظات امنیتی توازن برقرار کند اما نگرانی از اقدامات مخرب و بیثبات کننده کاخ سفید که بویژه با در دست داشتن اهرم دلارهای نفتی عراق میتواند زمینه نوسانات ارزی و ایجاد نارضایتی اقتصادی را محیا کند، موجب شده تا دولت الزیدی، که خود از دل توافقات چارچوب هماهنگی شیعیان به عنوان جریان نزدیک به ایران روی کار آمده، در شرایط حساس کنونی گروههای مقاومت را تحت فشار قرار دهد.
در چنین شرایط بغرنجی، تشییع میلیونی و بینظیر پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی، صرفاً یک آیین سوگواری نبود، بلکه به نمایش کمسابقهای از ظرفیت اجتماعی و سرمایه مردمی گفتمان مقاومت در عراق تبدیل شد. حضور گسترده اقشار مختلف مردم، عشایر، نخبگان دینی و سیاسی و همچنین نیروهای وابسته به جریانهای مختلف مقاومت، این پیام را به بازیگران داخلی و خارجی مخابره کرد که مقاومت همچنان از پشتوانه اجتماعی قابل توجهی در عراق برخوردار است و نمیتوان آن را صرفاً یک بازیگر نظامی یا امنیتی تقلیل داد.
اگرچه برخی، حتی از درون شیعیان، برآنند تا استقبال بی نظیر عراقیها از مراسم تشییع را صرفاً به موضوع محبوبیت امام شهید در مقام یک مرجع دینی بزرگ و رهبری که با مظلومیت شهید شد تقلیل دهند اما در واقعیت ایشان رهبری با دیدگاههای روشن ضداستکباری بود که تا آخرین لحظه عمر در در دفاع از مظلومان از جمله در فلسطین در برابر دشمنان و در راس آنها آمریکا و رژیم صهیونیستی مقاومت کرد و به مبارزه پرداخت و در این راه نیز شهید شد. لذا در سایه گرایش مردم عراق به چنین رهبری است که این حضور معنا پیدا میکند.
از همین رو، این رخداد میتواند در محاسبات دولت عراق درباره نحوه مواجهه با پرونده خلع سلاح گروههای مقاومت نیز تأثیرگذار باشد. نمایش گسترده حمایت مردمی از جریان مقاومت نشان داد که هرگونه تصمیم شتابزده یا مبتنی بر فشارهای خارجی، بدون در نظر گرفتن موازنههای داخلی، میتواند به افزایش شکافهای سیاسی و اجتماعی منجر شود. به بیان دیگر، این مراسم وزن اجتماعی جریان مقاومت را در معادلات داخلی عراق بار دیگر به رخ کشید و هزینه سیاسی هرگونه پروژه حذف یا تضعیف ناگهانی آن را افزایش داد.
