الوقت_ عبدالله بن عبدالعزیر آل سعود در اوت ۱۹۲۴ (مرداد ۱۳۰۳) در ریاض بهدنیا آمد. البته اختلافاتی در مورد محل واقعی تولد او وجود دارد. او در میان ۳۷ پسر ملک عبدالعزیر آل سعود، سیزدهمین آنها بود. مادر ملک عبدالله که فهده بن العاصی الشریم نام داشت که هشتمین زن در میان شانزده همسر ملک عبدالعزیز بود. خانواده او از بادیهنشینان بود و عبدالله در کودکی زمان زیادی را در بیابان و مطابق آداب و رسوم سنتی زندگی کرد . خانواده او بسیار سختگیر بود و عبدالله مطابق اعتقادات پدرش تربیت شد. او مذهب، ادبیات و علوم را از علمای اسلامی دربار آموخت. برادر ناتنی او، فیصل، در سال ۱۹۵۸ به نخست وزیری رسید، و برادر دیگرش، سعود، که در سال ۱۹۵۳ بر تخت سلطنت نشسته بود، پذیرفت که کنترل دولت را به او واگذار کند .
در سال ۱۹۶۲ فیصل برادرش عبدالله را به فرماندهی گارد ملی سعودی منصوب کرد. این نهاد وظیفه داشت که امنیت خاندان سلطنتی کشور را تأمین کند و رسم این بود که فرماندهاش یکی از اعضای خاندان آل سعود باشد. در دوران فرماندهی عبدالله شمار نیروهای گارد بزرگتر شد و جدیدترین تجهیزات موجود در اختیار آن قرار گرفت. ملک فیصل در مارس ۱۹۷۵ (فروردین ۱۳۵۴) بهقتل رسید، و برادرش، خالد، جانشین او شد. ملک خالد بعد از رسیدن به سلطنت، عبدالله را در ریاست گارد ملی نگاه داشت و همچنین او را بهسمت معاون دوم نخست وزیر منصوب کرد .
در دهه ۱۹۷۰ جایگاه او در خارج از کشور برجستهتر شد و او به یکی از منتقدان صریح سیاست های آمریکا در خاورمیانه و طرفدار اتحاد میان اعراب تبدیل شد. عبدالله معتقد بود که تنها همبستگی میان اعراب میتواند نفت و پول آنها را به سلاحی قوی در مقابل قدرت غرب تبدیل کند. او در سال ۱۹۸۰ در جلوگیری از بروز جنگ میان اردن و سوریه پیشگام شد، و توانست موقعیت خود را در داخل عربستان سعودی و همچنین در حلقههای دیپلماتیک خارج از کشور تقویت کند .
بعد از مرگ ملک خالد در سال ۱۹۸۲، ملک فهد، پادشاه جدید، عبدالله را به ولیعهدی خود و سمت معاون اولی نخست وزیر منصوب کرد .گفته میشود که انتصاب او به ولیعهدی با مخالفت هفت برادر تنی ملک فهد روبرو شد، اما عبدالله با موفقیت از روابط پیچیده خاندان سعود گذشت و جایگاهش را تثبیت کرد .
در نوامبر ۱۹۹۵ (آبان ۱۳۷۴) ملک فهد دچار سکته مغزی شد و عبدالله عملا قدرت را بدست گرفت. البته انتقال قدرت به او تا ژانویه ۱۹۹۶ (دی ۱۳۷۴) مخفی نگاه داشته شد. عبدالله به آمریکاییها اطمینان داد که روابط نزدیک دو کشور ادامه خواهد داشت، اما او مصمم بود که خودش سمت و سوی ائتلافهای بعدی کشورش را مشخص کند .
بعد از وقایع ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ عبدالله به احترام آمریکاییها جشنهای ملی سالانه به مناسبت تأسیس عربستان سعودی را در مقیاسی محدود برگزار کرد، اما بعدا بهخاطر "ارائه تصویر منفی" از کشورش بویژه بعد از حملات ۱۱ سپتامبر علنا از رسانهها انتقاد کرد.
در سال ۲۰۰۲ اتحادیه عرب پیشنهاد عبدالله برای پایان دادن به منازعه فلسطین را به تصویب رساند. در این پیشنهاد تأسیس یک کشور فلسطینی پیشبینی شده بود، و از اسرائیل خواسته میشد به مرزهای سال ۱۹۶۷ عقبنشینی کند .جورج بوش، رئیس جمهوری وقت آمریکا، حاضر به تأیید این طرح نشد، و در پی آن، عبدالله گفت که احساس میکند رهبر آمریکا بهدرستی در مورد جزئیات محتوای طرح توجیه نشده است.
در ادامه و بعد از یک سری حملات تروریستی در عربستان سعودی در سال ۲۰۰۳، عبدالله به سرکوب و اجرای یک برنامه امنیتی گسترده روی آورد .گمان میرفت که عاملان این حملات گروههای اسلامگرایی باشند که از مواضع غرب گرایانه حکومت خشمگین هستند.
او پس از مرگ ملک فهد در اوت ۲۰۰۵ (مرداد ۱۳۸۴) رسما جانشین او شد. ملک عبدالله در طول مدت حکمرانی خود از سال 2005 تا زمان مرگش ، به ادامه سیاستی پرداخت که عربستان سعودی، از دهه ۱۹۷۰ میلادی تاکنون در حال اجرای آن بوده است که براساس آن وتحت لوای دیدگاهی سختگیرانه، یعنی بنیادگرایی وهابی، میلیاردها دلار حاصل از درآمد نفت خود را صرف درگیریهای نظامی یا آموزش افراد در خارج از مرزهای خود کرد .
در بسیاری اوقات این رویکرد عربستان سعودی، با منافع غرب همسو بود. مثلا، در دهه ۱۹۸۰ میلادی و زمانی که دلارهای سعودی، صرف حمایت از مجاهدین افغانی شد که با حمایت آمریکا، علیه نیروهای اشغالگر شوروی میجنگیدند .به همین ترتیب در دهه ۱۹۹۰ میلادی، حمایت عربستان سعودی از برخی نیروهای مبارز در بوسنی و بعدها کوزوو، باعث رواج افراط گرایی در هر دو منطقه شد . در پاکستان هم سیاست بلندمدت عربستان در تاسیس مدارس دینی وهابی، به رواج افراط گرایی بین جوانان در سرتاسر منطقه انجامید .
شهروندان ثروتمند و دولت عربستان سعودی، همچنین به حمایت از برنامههای آموزشی و شبکههای تلویزیونی وهابی در سراسر اروپا، از جمله در بریتانیا پرداختهاند .
با وجود این، وابستگی غرب به نفت عربستان، مانع انتقاد از آن کشور شده است؛ حتی بعد از حملات ۱۱ سپتامبر که به ظاهر ۱۵ نفر از ۱۹ نفر عاملان آن، شهروند عربستان سعودی بودند .
همین سیاست ها نیز به پیدایش گروه داعش در سوریه و عراق انجامید که نتیجه سیاست عربستان سعودی در استفاده از ناآرامیهای سوریه برای به راه انداختن 'جنگ نیابتی' علیه ایران بوده است.
رویه داعش در حقیقت، از هر جهت سازگار با اهداف بنیادگرایانه عربستان سعودی است، تنها با این تفاوت که این گروه به دنبال "خلافت" خود است و زیر بار حکمرانی موروثی سعودی نمیرود. رویهای که در طول سالهای اخیر، نخستین چالش واقعی را در مقابل عربستان سعودی به وجود آورده است .