الوقت- در سومين دور نشستهاي چهارجانبه صلح در اسلام آباد، که در آن افغانستان، پاکستان، امريکا و چين شرکت دارند، «نقشه راه صلح» نهايي شد. نشستهاي گروه هماهنگي چهارجانبه صلح ابتدا در 21 دي در اسلام آباد و سپس در 28 دي در کابل برگزار شد. اين که در سومين دور اين نشستها، بر سر نقشه راه، به توافق رسيدهاند، گام بزرگي به شمار ميرود. در اعلاميه پاياني اين نشست آمده است: «گروه هماهنگي چهارجانبه، روي نقشه راهي که مراحل روند گفتگوهاي صلح را مشخص مي سازد، به توافق رسيدهاند. کشورهاي گروه هماهنگي چهارجانبه، توافق کردند که تلاشها را براي تعيين تاريخ گفتگوهاي مستقيم صلح، ميان نمايندگان حکومت افغانستان و گروههاي طالبان ادامه دهند. اين انتظار وجود دارد كه تا پايان فوريه 2016 (10 اسفند 94)، تاريخ گفتگوهاي مستقيم تعيين شود.
در حال حاضر دو رويكرد عمده به گفتگوهاي صلح با طالبان وجود دارد. رويكرد خوشبينانه و بدبينانه. شماري از شخصيتهاي سياسي، کشورها و تحليلگران بر اين باور هستند که با شرکت امريكا و چين به عنوان دو قدرت بزرگ فرامنطقهاي در قضاياي افغانستان و منطقه، احتمال زيادي وجود دارد که اين گفتگوها به نتيجه برسد و در نهايت طالبان مجبور شود که بر سر ميز مذاکره با دولت افغانستان بنشيند، بويژه اين دو كشور نفوذ موثري بر پاكستان و افغانستان دارند و همين امر اميدواريها براي رسيدن به توافق به منظور آغاز گفتگوهاي صلح ميان دولت افغانستان و طالبان را بيشتر ساخته است.
اما رويكرد دوم بدبينانه است. از ديدگاه اينان دولت افغانستان نه تنها در گفتگوهاي صلح تجربه موفقي نداشته است، بلكه در چارچوب سياستهاي تعريف شدهاي بويژه از سوي پاكستان و امريكا در مذاكرات صلح حضور دارد و برنامه مدون و منسجمي براي مواجهه با طالبان ندارد، بويژه كه رويكردها در درون دولت وحدت ملي نيز يكسان و همسو نميباشد و اجماع داخلي در مورد گفتگوهاي صلح با طالبان وجود ندارد. در رويكرد دوم، اساسا احزاب سياسي و دولتهاي افغانستان در طول سه – چهار دهه گذشته در باب مذاکره و رسيدن به صلح تجربه موفقي نداشتهاند. اما به هر صورت چندين دور نشستهايي که به هدف آغاز گفتگوهاي صلح برگزار شده است، بدون نتيجه پايان يافته است. نكته مهمتر اين كه طالبان هم نگاه بدبينانهاي به گفتگوهاي صلح دارد. شواهد نيز حاكي از آنست كه طالبان به شدت به حملات خود بر دولت افغانستان افزوده تا در آينده امتيازهاي بيشتري بگيرد. با این حال باید گفت که به نظر میرسد مذاکرات چهار جانبه صلح حتی بعد از اتمام چهار دوره تعیین شده، همانند دورههای گذشته که بدون حضور آمریکا و چین برگزار شد، نتیجه ملموسی در پی نداشته باشد. حضور چین و آمریکا نیز آنطور كه بزرگنمايي ميشود، نميتواند مساله پيچيده صلح در افغانستان را عملياتي كند.
واقعيت اين است كه دولت افغانستان همواره تاکيد کرده است که نبايد طالبان براي گفتگوهاي صلح، پيششرط تعيين كند. اين بدين معناست که خود نيز پيششرطي براي صلح ندارد. اما پيش شرطهايي که دولت افغانستان مطرح ميکند، عبارتند از: تعهد به قانون اساسي، رعايت حقوق بشر، حفظ دستاوردهاي گذشته و مواردي اين چنيني. در چنين وضعيتي، طالبان نيز پيششرطهاي خود را مطرح ميكند كه مهمترين آن خروج نيروهاي خارجي از افغانستان است. البته پيششرطهايي نظير برچيده شدن پايگاههاي دائمي امريكا از افغانستان، آزادي رهبران طالبان، تغيير قانون اساسي و تطبيق قرائتهاي سختگيرانه طالبان از دين و ... نيز مطرح است.
آنچه دولت افغانستان را ترغيب به گفتگوهاي صلح با طالبان كرده است، امنيت و ثبات افغانستان و برچيدن زمينه مداخلات پاكستان است. هر چند نمايندگان دولت افغانستان در اين مذاكرات شركت ميكنند و به صورت فرماليته، ديپلماسي مذاكره در دستوركار بازيگران موثر قرار دارد، اما واقعيت اينست كه هنوز يكي از طرفهاي اصلي مذاكره در ميز مذاكرات حضور ندارد و معلوم هم نيست كه چه كساني يا گروهي به عنوان نمايندگان اصلي طالبان در مذاكرات حاضر خواهند شد. با توجه به مشکلات و دستهبنديهايي که در درون طالبان به وجود آمده است، بايد به نتيجه مثبت مذاكرات نيز با شک و ترديد نگريست. هر چند كه بازيگران موثر نيز، نگاه صادقانهاي بر طالبان و دولت افغانستان و مذاكرات صلح، نداشته و سياستهاي پيدا و پنهان آنان مانع بزرگ سرانجام موفق مذاكرات صلح است.
در واقع، مذاکرات چهار جانبه صلح فاقد شفافیت لازم برای نحوه شکلدهی به پروسه صلح میباشد و روی تعیین نوع محرکهایی که طالبان را برای کنار گذاشتن خشونت و جنگ و مشارکت در مذاکرات صلح و سهم گرفتن در رقابتهای سیاسی مجاب سازد، اتفاق نظر وجود ندارد و مشخص نیست کدام شاخه از طالبان قرار است در مذاکرات صلح حضور داشته باشند. اين در حاليست كه طالبان مخالف با ملا اختر منصور و وابسته به ملا آخوند نه تنها شرکت در مذاکرات صلح را رد، بلكه خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را به عنوان پیششرط حضور در گفتگوهای صلح مطرح نموده بود. هرچند كه گروههایی دیگري از طالبان به گروه تروریستی داعش پیوستهاند و حتي در صورت به سرانجام رسيدن مذاكرات صلح با طالبان، باز هم ناامنيها در افغانستان تمام نخواهد شد. در چنين شرایط و وضعيتي باید گفت که گفتگوهای چهار جانبه صلح، مسیری يكطرفه است که چشمانداز روشني ندارد.
- ابهامات نشستهاي چهارجانبه صلح!
- کابل و اسلامآباد، هر دو نگاه متفاوتي به نقشه راه صلح دارند. دولت افغانستان معتقد است که پاکستان باید طالبان را وادار به شرکت در مذاکرات صلح کند در حالی که پاکستان میگوید در حد توان خود، تنها میتواند نقش تسهیل کننده را بازی کرده و نمیتواند طالبان را مجبور به شرکت در مذاکرات صلح کند.
- نگرانی دیگر در مورد مذاکرات صلح بازگشت نامحسوس القاعده به صحنه افغانستان میباشد: اول این که القاعده در حال تقویت روابط خود با طالبان بوده و ایمن الظواهری، رهبر القاعده، با طالبان گروه ملا اختر منصور بیعت کرده و وی نیز پذیرفته است. از طرفی ملا اختر منصور، سراج الدین حقانی از افراد وابسته به القاعده را به عنوان یکی از معاونیناش منصوب کرده است. دوم این که طالبان به القاعده اجازه داده است دست کم سه کمپ آموزشی را در داخل افغانستان تأسیس و مدیریت کند.
- دخیل ساختن هند، روسیه و جمهوری اسلامی ایران در روند صلح افغانستان، بدان جهت حائز اهمیت است که اولاً این کشورها همسایگان افغانستان و قطعاً صلح و ثبات حاکم در افغانستان، صلح و آرامش این کشورها را به دنبال دارد؛ چطور که ناامنی و بیثباتی افغانستان و هر یک از این کشورها، یکدیگر را متاثر میسازد. دوم با توجه به همان واقعیت فوق، انگیزه تلاش برای برقراری صلح و ثبات دایمی در افغانستان که در واقع همان ثبات همگانی را در پی دارد، در دولتمردان کشورهایی چون روسیه و هند و ایران به مراتب بیشتر و بیشتر از دولتهایي چون امریکا و پاکستان و غیره است. چرا که در صورت ادامه جنگ و ناامنی در افغانستان، بهانه برای حضور مخرب و استعمارگري قدرتهای غربی به خصوص امریکاییها، برای درازمدت فراهم میشود که این وضعيت به هیچ عنوان خوشایند دولتهایی مانند روسیه و ایران و هند نیست؛ چرا که به گونه مستقیم امنیت آنها را تهدید میکند.
اسماعیل باقری
