الوقت- پس از روی کارآمدن دولت وحدت ملی به رهبری اشرف غنی، طالبان حملات خود را در کابل و دیگر شهرهای افغانستان تشدید کرده است. افغانستان در سال 2015 بیشترین میزان خشونت ها را از زمان خروج نیروهای بین المللی از این کشور تجربه کرده است و با بیش از 3180 نفرغیر نظامی، یکی از پرتلفات ترین سال ها از زمان سقوط طالبان در سال 2001 را شاهد بوده است.
در ماه جولای سال 2015، نخستین دور مذاکرات رودرروی دولت افغانستان با نمایندگان گروه طالبان در منطقهای نزدیک به اسلامآباد برگزار شد؛ اما با افشای خبر مرگ ملا محمد عمر، رهبر پیشین این گروه، این مذاکرات متوقف شد. خبر مرگ ملاعمر در آن زمان از طرف رهبران طالبان دو سال پس از وقوع آن اعلام شد و تاخیر در اعلام خبر مرگ ملا عمر به ایجاد اختلافات و دسته بندی های جناحی در میان اعضای طالبان منجر شد. دولت وحدت ملی با کم کردن حداقل انتظارات خود در مذاکرات پیش رو، امیدوار است در این دور گفتگوها بتواند به یک نقشه راه در پی گیری فرایند صلح سازی با طالبان دست یابد.
پس از فشارهای بین المللی بر طرفین درگیری، اینك افغانستان، پاکستان، چین و ایالات متحده گفتگوهای چهارجانبه خود را با هدف از سرگیری دوباره مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان، آغاز كردند. این گفتگوها به میزبانی پاکستان در اسلام آباد، روز دوشنبه 21 دیماه 1394 با حضور نمایندگان چهار کشور برگزار گردید. مقامات رسمی در پاکستان گفته اند که امیدوارند این دور از گفتگوها بتواند آغازی بر فرایند ایجاد صلح در افغانستان و پایان دادن به چهارده سال جنگ دولت با گروه طالبان باشد. در این نشست چهارجانبه درباره چارچوب و چگونگی از سرگیری مذاکرات صلح، اقداماتی اعتمادساز جهت تشویق گروه های طالبان به مذاکره، تدوین یک نقشه راه واقعبینانه و منعطف، مورد بحث قرار گرفت. دور دوم مذاكرات مذكور دوشنبه 27دیماه 94 در كابل برگزار گردید. نمایندگان 4 کشور شرکت کننده افغانستان، پاکستان، آمریکا و چین توافق کردند سومین دور از نشستهای چهار جانبه پیرامون روند صلح افغانستان 17 بهمن ماه 1394 در اسلامآباد برگزار شود.
بازیگران جنگ و صلح
"بازی بزرگ " خونین و پیچیدهای که نزدیک به نیم قرن در جغرافیای افغانستان جریان دارد به پایان خود نزدیک می گردد. البته این بدان معنا نیست که پایان بازی بزودی و بدون مانع و چالش اتفاق خواهد افتاد؛ ولی پایان این بازی آغاز گردیده و رفتهرفته سرعت مییابد. مسلما، رفع ناامنی و برقراری صلح درافغانستان؛ فقط طی مذاکره با گروه طالبان، حاصل نخواهد گردید. در راستای دست یابی به برقراری صلحی پایدار در افغانستان، باید نقش آفرینی بازیگران عمده جنگ و صلح در افغانستان، به ترتیب اهمیت شان، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
ایالات متحده آمریكا
در سال 2015، باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا که برنده جایزه صلح نوبل گردید، تعداد 23144 بمب به مردم کشورهای مسلمان جهان اهداء كرد. آمریکا در سال 2015 تعداد 947 بمب بر سر مردم افغانستان ریخت. اما با این حال طالبان در مقایسه با سال 2001، کنترل مناطق بیشتری از افغانستان را بدست گرفت. علی رغم وعدههای اوباما برای عقبنشینی از افغانستان، آمریکا وارد شانزدهمین سال جنگ در افغانستان میشود. در اکتبر سال گذشته، اوباما موضع خود را تغییر داد و اعلام کرد که در صدد است نظامیان آمریکایی را تا پایان سال 2017 در افغانستان حفظ کند. البته همۀ تلاشها ی دستیابی به صلح در افغانستان، به صورت متغییر هایی از مطالبات سیاسی غرب به رهبری امریكا، هم پیمانانش، رقبای منطقه ای، ظاهر می گردد. اکنون آمریکا تلاش خواهد کرد تا با استفاده از پاکستان که همواره نقش ابزاری در مسئله حمایت از طالبان داشته، استفاده کرده و فرماندهان نزدیک به ملا منصور را به میز مذاکره با دولت کابل بنشاند که این میتواند تأمین کننده منافع واشنگتن و غربیها در چندین حوزه باشد. آمریکا فرصت مناسبی برای حمایت از داعش در افغانستان خواهد یافت و احتمال این نیز وجود دارد تا با ایجاد تفرقه میان فرماندهان طالبان اکثریت آنان را به سمت داعش که پروژه بینالمللی واشنگتن برای آسیا و کشورهای رقیب آن است، بکشاند.
جمهوری اسلامی پاكستان
ثبات و امنیت در افغانستان بستگی تام و تمام به روابط كابل - اسلام آباد دارد. یكی از عاملین اصلی ناامنیها در افغانستان؛ حمایت نظامیان و مدیریت سازمان امنیتی پاكستان (آی.اس.آی ) از فعالیت های گروهها ی متعصب و تحریکات تروریستی است. اگر چه مقامات پاکستانی به نیروهای طالبان و حقانی به عنوان ابزاری جهت پیشبرد منافع خود و مبارزه با نفوذ هند در افغانستان مینگرند. ولی این واهمه را نیز دارند كه اگر بیش از حد طالبان را تحت فشار قرار دهند، آنان به طالبان پاکستان كه از سوی هندوستان حمایت می گردد، ملحق شوند .ج.ا. پاكستان، علی رغم امیال باطنی مسئولین اش، با انتخاب گزینه «نخست پاکستان، سپس هرچیز دیگری»، تصمیم به همکاری با آمریکا، حضور در ائتلاف ضد تروریسم و مذاكرات چهار جانبه گرفته است .
پادشاهی عربستان سعودی
برخی كشور های عربی حوزه خلیج فارس به رهبری خاندان سعود، طی حمایت های مالی در تكمیل و تداوم پروژه طالبان دخیل گردیدند. حكومت سعودی در راستای ارتقاء نقش منطقه ای خود، و در راستای ممانعت از اشاعه جلوه های انقلاب اسلامی ایران و تشیع در منطقه، ضمن آن كه در قالب فعالیت های فرهنگی؛ طی برنامه های عدیده به تبلیغ و اشاعه وهابیت در منطقه شبه قاره می پردازد، با پشتیبانی از شخصیت های متعصب ( سلفی – وهابی ) و مراكز مذهبی وابسته در منطقه، به صدور ایدئولژی های مذهبی افراطی و تعیین رهبران و تشكیل گروه های انتحاری، جهت مقابله با ج.ا.ایران می پردازد. عاملان سعودی در پاكستان و افغانستان، نقش بسزایی در عملیات تروریستی، تداوم رعب و وحشت، تداوم درگیری و نا امنی در افغانستان، نقش بسزایی دارند . مسلما این سیاست منجر به افزایش و تحریک سیاست خصمانه، بااستفاده از نهادهای استراتژیک در افغانستان میشود.
جمهوری اسلامی ایران
درحمله ارتش سرخ به افغانستان، ج.ا.ایران نخستین كشوری بود كه ضمن محكوم ساختن تجاوز مذكور؛ حمایت از مبارزه مجاهدین افغانی و پناه دهی به حدود سه میلیون مهاجر افغانی را در راس سیاست های خود قرار داد . پس از تشكیل ج.ا.افغانستان نیز در بازسازی اجتماعی و عمرانی افغانستان، خدمات قابل توجهی ارائه كرد. طی دوره جنگ های داخلی نیز با اتخاذ سیاست حمایت از حركت های معتدل و غیر وابسته مجاهدین،خط مشی اتحاد نیروهای مجاهدین افغانی را پی گیری كرد. علی رغم آن كه حاكمیت طالبان بر افغانستان بر خلاف منافع ملی ج.ا.ایران و مردم مسلمان افغانستان بود، اما هم چنان سیاست های حمایت و كمك ج.ا.ایران به مردم مظلوم افغانستان تداوم یافت . در دوره حكومت حامد كرزی، ضمن بسط روابط و مناسبات همه جانبه، طر ح های باز سازی ساختار اجتماعی و برنامه های عمرانی افغانستان، پی گیری گردید. با شروع فعالیت دولت وحدت ملی به ریاست محمد اشرف غنی، ج.ا.ایران اعلام نمود كه امنیت افغانستان را به مثابه امنیت خود تلقی می كند و آمادگی دارد تا در راستای منافع ملی دو كشور همسایه، هم دین و هم زبان، سطح روابط و توسعه مناسبات فی مابین را به بالا ترین سطح ممكن ارتقاء دهد. نظام ج.ا.ایران در تامین امنیت و ثبات ج.ا. افغانستان، از هیچ كوششی دریغ نمی ورزد. افغانستان در حیطه پهنه فرهنگی ج.ا.ایران و به مثابه شریک زیست محیطی ایران است، لذا تهدید و تحدید استقلال و تمامیت ارضی افغانستان؛ خط قرمز ج.ا.ایران تلقی می گردد.
جمهوری هندوستان
هند، همواره افغانستان را در چارچوب مرزهای استراتژیک سیاست خارجی و امنیتی خود مینگرد. سیاستمداران هندی سعی دارند از طریق تثبیت موقعیت خود در افغانستان، جایگاهی با ثبات در منطقه و آسیایمیانه پیدا کرده تا ضمن جلوگیری و مبارزه با تروریسم نشأت گرفته از پاکستان، به منابع انرژی آسیایمیانه دست یابند و برای صدور کالای خود، یک مسیر ترانزیتی به این منطقه بیابند.
جمهوری خلق چین
در پی سفر سال قبل اشرف غنی به چین، این کشور به عنوان یکی از بازیگران مطرح روند صلح، ظاهر شده است؛ اما نقش مؤثر این کشور در این روند به درستی مشخص نیست. چین روابط نزدیک و راهبردی با پاکستان دارد و گفته می شود بر گروه طالبان نیز از نفوذ عمیقی برخوردار است؛ اما اینکه روابط متضاد امریکا و چین در بازی جنگ و صلح افغانستان چگونه قابل جمع هستند، مساله ای است که هنوز پاسخ روشنی برای آن وجود ندارد.
روسیه
در سال 2006 ، اولین تماس روسها با طالبان برقرار گردید. بعد از اینکه طالبان برای مذاکره با برخی کشورها به قطر رفت، مذاکرات بین مسكو و طالبان ادامه یافت. طی این دوره مسكو، (آقای کابلوف ) سه بار با مدیر دفتر طالبان در قطر تماس گرفت . مذاكرات در خصوص اقدامات جنگجویان ازبک در منطقه وزیرستان علیه منافع كشورهای مشترك المنافع روسیه، وضعیت انتقال مواد مخدر افغانستان به روسیه، آزادی خلبان روسی كه در استان لولاگر توسط طالبان دستگیر شده بود و میزان و نحوه نفوذ داعش از طریق افغانستان به آسیای مركزی صورت گرفت. در چنین شرایطی روسیه از حذف نام رهبران طالبان از لیست سیاه سازمان ملل متحد، حمایت خواهد کرد و این اولین گام های روسیه برای همکاریهای بیشتر با طالبان است و نمایانگر آن است که احتمال برداشتن گامهای دیگر حتی در سطح کمکهای مالی و تسلیحاتی به طالبان از سوی مسكو دور از انتظار نیست.
گروه های طالبان وافراطی
مواضع گذشته طالبان حرکتهای عقیدتی بود و رفتار های کنونی بیشتر دارای معادلات اقتصادی و سیاسی است، در این نوع حرکتها هیچ چیزی غیر ممکن نیست. بعد از مرگ ملا عمر، گروه طالبان به سه جناح اصلی میان «ملا منصور» معاون پیشین ملا عمر، «ملا محمد رسول نورزی» فرمانده میدان نبرد در استان زابل و «مولوی عبدالجلیل» معاون وزیر خارجه طالبان تجزیه شده است.
اینك امارت اسلامی افغانستان به رهبری ملا اختر محمد منصور جریان اصلی گروه طالبان را تشکیل می دهند. تمرکز اصلی دولت های افغانستان و پاکستان در روند گفتگوی صلح با طالبان نیز گروه مذكور است . شورای عالی امارت اسلامی افغانستان به رهبری ملا محمد رسول، حزب اسلامی افغانستان به رهبری گلبدین حکمتیار از گروه های مهم و عمده افغانستانی هستند . شبکه حقانی که طی سال های گذشته فعالیت خود را بر کشتن نظامیان خارجی متمرکز ساخته و اینك نیز رهبر شبكه مذكور، معاون ملا اختر محمد منصور گردیده است، عملا بخشی از جریان اصلی گروه طالبان محسوب می شود. تحریک طالبان پاکستانی، لشکر طیبه، لشکر جنگوی، جنبش اسلامی ازبکستان و ... از جمله گروه های شورشی برون مرزی هستند كه در افغانستان نفوذ و فعالیت دارند. لشکر طیبه و جماعت الدعوه، دو روی یک سکه سلفیاند و در حقیقت متحدان ذاتی هستند.
نتیجه گیری
منافع منطقه ای و موضع گیری های متضاد و متغیر ایالات متحده آمریكا، چالش های سیاسی پاكستان با افغانستان و هندوستان، واهمه سعودی ها از تضعیف ایدئولوژی افراطی، سلفی گری و وهابیت در شبه قاره ، تهدید و تحدید موقعیت منطقه ای ج.ا.ایران، منافع اقتصادی چین، نگرانی روسیه از رسوخ گرو های تروریستی به كشورهای مشترك المنافع، گسیل نیروهای داعش از عراق و سوریه به افغانستان، فعالیت دوباره شبکه القاعده در مرزهای افغانستان و پاكستان، از چالش های جدی در سناریو دستیابی به صلح در افغانستان است .
احمد مرجانی نژاد – پژوهشگر مسائل افغانستان