الوقت- اسماعیل باقری کارشناس شبه قاره: از سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷، همزمان با جدیتر شدن بحث مذاکرات مستقیم آمریکا با طالبان، نشستهای موسوم به «فرمت مسکو» نیز آغاز شد و تاکنون هشت نشست در این چارچوب برگزار شده است.
یکی از اهداف مهم شکلگیری این نشستها، این بود که روسیه تلاش میکرد تا دولت افغانستان در آن مقطع بیش از اندازه به آمریکا گرایش پیدا نکنند. در واقع، مسکو تلاش داشت از طریق این نشستها نقش و حضور خود را در تحولات افغانستان حفظ کند.
تا پیش از توافق دوحه، دو یا سه نشست در قالب فرمت مسکو برگزار شد و پس از روی کار آمدن طالبان نیز چند نشست دیگر برگزار شد و این نشستها تقریباً هر سال در همین بازه زمانی برگزار شدهاند.
محورهای اصلی فرمت مسکو
اگر بخواهیم به ماهیت و دلایل شکلگیری فرمت مسکو اشاره کنیم، چند مسئله اساسی مطرح است. نخست، تلاش برای ایجاد یک اجماع منطقهای درباره افغانستان است، به این معنا که کشورهای منطقه درباره تحولات افغانستان به یک همفکری و فهم مشترک برسند.
دومین هدف، ترویج آشتی ملی و فراهم کردن زمینه برای مذاکرات بینالافغانی جامع و فراگیر است. در این چارچوب بر تشکیل یک حکومت فراگیر در افغانستان نیز تأکید شده است و این موضوع همچنان به شکل دیگری در نشستهای فرمت مسکو دنبال میشود.
سوم، بررسی زمینههای همکاری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و سایر حوزههای همکاری میان کشورهای منطقه با افغانستان است.
در نشستهای پیش از سقوط دولت افغانستان در سال 1400، طیفهای مختلف سیاسی از طالبان گرفته تا جریانهایی مانند حزب جمعیت اسلامی، حزب وحدت اسلامی و دیگر گروههای سیاسی، همچنین نمایندگان دولت کابل در این مذاکرات حضور داشتند.
پس از روی کار آمدن طالبان، ترکیب شرکتکنندگان تغییر کرد و در برخی از نشستهای اخیر، گروههای مخالف طالبان نیز حضور داشتهاند اما درباره نشست هشتم، خبر مشخصی درباره حضور جریانهای مخالف طالبان در رسانهها منتشر نشده است.
بازیگران حاضر در نشست
موضوع دیگری که اهمیت دارد، بررسی بازیگران و کشورهایی است که در این نشستها حضور دارند. از بازیگران اصلی حاضر در این نشست میتوان به امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان و برخی دیگر از مقامات این گروه اشاره کرد. از پاکستان نیز محمد صادق، نماینده ویژه این کشور در امور افغانستان حضور داشت.
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه نیز مدیریت جلسه را برعهده داشت. از طرف ایران نیز محمدرضا بهرامی مدیرکل آسیای جنوبی وزارت امور خارجه شرکت کرده بود. علاوهبراین، نمایندگانی از کشورهای هند، چین، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان در این نشست حضور داشتند. ترکمنستان در این نشستها معمولاً حضور پررنگی ندارد و یکی از دلایل آنرا نیز بیطرفی این کشور عنوان میکنند. از میان کشورهای دیگر، بلاروس نیز بهعنوان ناظر در نشست حضور داشت.
جلوگیری از تشدید تنش بین کابل-اسلامآباد
مهمترین موضوع و دستورکار این نشست، بررسی و رسیدگی به تنشهای مرزی میان افغانستان و پاکستان بود. روسیه، ایران و چین بهخوبی نسبت به این مسئله آگاه هستند که بخش قابلتوجهی از این تنشها ممکن است تحت تأثیر سیاستها و اقدامات آمریکا باشد.
در حال حاضر، آمریکا در قبال افغانستان واکنش چندانی نشان نمیدهد و ظاهراً در این زمینه تا حدودی سکوت کرده است. تنها در سازمان ملل یکی از مقامات آمریکایی اعلام کرده بود که واشینگتن حکومت طالبان را به رسمیت نمیشناسد و تا زمانی که حقوق زنان و اقلیتها در افغانستان رعایت نشود، نه سفارت خود را در این کشور بازگشایی خواهد کرد و نه در افغانستان سرمایهگذاری خواهد داشت.
این درحالی است که امیرخان متقی در دیدار با زلمای خلیلزاد این موضوع را مطرح کرده بود و در رسانهها، از جمله در گفتگو با نیویورکتایمز اعلام کرده بود که طالبان مخالف اشغال افغانستان است اما در عین حال از حضور و سرمایهگذاری آمریکاییها در پروژههای اقتصادی افغانستان استقبال میکند.
روسها به شدت نگران هستند که تنشها بین افغانستان و پاکستان تشدید شود و در نهایت پای کشورهای آسیای مرکزی نیز به میان کشیده شود. بهویژه با توجه به شرایط مناطق مرزی مانند چترال، نورستان و بدخشان که بدخشان نیز با تاجیکستان مرز مشترک دارد، این نگرانی وجود دارد که ناامنی از مرزهای افغانستان و پاکستان به سایر مناطق سرایت کند.
در این زمینه، اتهامات متقابلی نیز میان طرفین وجود دارد. طالبان و پاکستان یکدیگر را به حمایت از جریانهای تروریستی متهم میکنند. پاکستان طالبان را متهم میکند که بخشی از جریانهای مرتبط با گروه تحریک طالبان پاکستان در افغانستان فعال هستند و از سوی دیگر، طالبان نیز پاکستان را به حمایت از داعش متهم میکند.
این اتهامات متقابل، در نهایت میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای دو کشور داشته باشد و مهمترین نگرانی آن، گسترش ناامنی به مرزهای شرقی ایران و کشورهای آسیای مرکزی است.
در پایان نشست به دلیل بروز برخی اختلافات بین کابل و اسلامآباد، بیانیه پایانی صادر نشد، اما با این حال، نماینده ایران اعلام کرد که جمهوری اسلامی آمادگی دارد در صورت لزوم، نقش میانجی را در تنشهای میان افغانستان و پاکستان ایفا کند.
مبارزه با تروریسم
محور دیگر نشست، موضوع مبارزه با تروریسم، قاچاق مواد مخدر و قاچاق سلاح بود و در سطح کلیتر، موضوع امنیت منطقهای مورد بحث قرار گرفت. برای روسها یکی از مهمترین دغدغهها در آسیای مرکزی و بهویژه در ارتباط با افغانستان مسئله امنیت است. یکی از دلایل اصلی توجه روسیه به تحولات افغانستان نیز همین نگرانیهای امنیتی و احتمال سرایت ناامنی از افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی است.
روسها میدانند که پشتونها و طالبان این قابلیت را دارند که بتوانند ناامنیها را به شکل دیگری مدیریت کنند. روسها نگران این مسئله هستند و برای جلب نظر آنها، طالبان را به رسمیت شناختند، البته همچنان شروط خودشان را دارند.
اگر بخواهیم به مواضع بازیگران، یعنی طالبان و پاکستان اشاره کنیم، طالبان همواره مدعی بوده که بخش عمدهای از ناامنیهای مرزی اخیر بهویژه اتفاقاتی که در شهر کامدیش در استان نورستان و همچنین طی یک ماه گذشته در بدخشان، شهر زیباک و مناطق دیگر رخ داده با حمایت پاکستان صورت گرفته است.
در پاکستان نیز نشستی با حضور مخالفان طالبان برگزار شد که طاهر زهیر وزیر اطلاعات و فرهنگ نظام جمهوریت و امانالله پیمان، یکی از نمایندگان پیشین افغانستان ریاست نشست را بعهده داشته و افراد دیگری از مخالفان طالبان در آن شرکت کرده بودند.
بنابراین، طالبان عملاً پاکستان را متهم میکند که در مسائل داخلی افغانستان مداخله میکند.
مسئله دیگر، بحث حمایت از داعش خراسان است و پاکستان دقیقاً همین اتهام را علیه طالبان افغانستان مطرح میکند و میگوید طالبان از تحریک طالبان پاکستان بهعنوان یک ابزار راهبردی استفاده میکند.
در نشست مسکو، نماینده پاکستان، طالبان را متهم کرد که در ناامنیهای اخیر این کشور از جمله اتفاق تروریستی که در اواخر شهریور سالجاری در کوهات افتاد و کشتاری که علیه نظامیان پاکستان صورت گرفت نقش دارد. حتی درباره ارتباط طالبان با ارتش آزاد بلوچستان و همکاری آنها با هند نیز چنین ادعاهایی مطرح شد.
با توجه به این اتهامات متقابل، روسیه تلاش میکند یک فهم مشترک میان طرفین ایجاد و تنشهای میان افغانستان و پاکستان را مدیریت کند؛ هرچند که طرف پاکستانی تلاش میکرد تا در تنشهای مرزی با افغانستان، روایت خود را غالب کند و با استفاده ابزاری از نشست مسکو، هم طالبان را محکوم نماید و هم در بیانیه پایانی مسکو بدان تاکید شود.
اما روسیه به نوعی رویکرد پاکستان را قبول نداشت و در عین حال طالبان افغانستان را هم مبرا از همه اتهامات نمیداند و با هرگونه حضور دوباره نیروهای غربی در افغانستان نیز مخالف است. اخیراً لاوروف اعلام کرده بود که روسیه نسبت به بازگشت آمریکا و ناتو و همچنین مطرح شدن دوباره موضوع پایگاه بگرام نگران است. روسها تأکید کردهاند که مخالف تقویت زیرساختهای نظامی یا ایجاد پایگاه توسط نیروهای غربی در افغانستان هستند و آمادگی دارند برای حل مشکلات میان طرفین میانجیگری کنند.
متأسفانه طالبان در این زمینه، بهویژه در قبال پاکستان رویکردی دوگانه دارد. پاکستان نیز سیاست کاملاً همسو با روسیه را در منطقه دنبال نمیکند.
ایران هم گسترش تنشهای مرزی را به ضرر منطقه دانسته و بر مسئله امنیت جمعی و زندگی مسالمتآمیز تأکید کرده است. ایران در عین حال نسبت به مسئله حقآبه و تعهدات حکومت طالبان نیز اعلام کرد که خواهان اجرای مناسب معاهده هیرمند و تأمین حقآبه ایران است.
دلایل اختلاف در نشست مسکو
اینکه چرا در این نشست اختلاف به وجود آمد و توافقی صورت نگرفت، به موضوعات مختلفی برمیگردد. یکی از مسائل اصلی، موضوع مرز دیورند و بحث پشتونستان است. هر دو طرف، یعنی افغانستان و پاکستان، از مسئله پشتونها در دو سوی مرز بهعنوان یک ابزار استفاده میکنند.
افغانستان اساساً مرز دیورند را به رسمیت نمیشناسد و ادعاهایی در این زمینه دارد و مسئله پشتونستان نیز بارها مطرح شده است. پاکستان هم طبیعتاً این مسئله را نمیپذیرد. از سوی دیگر، پاکستان سالها طالبان را تربیت و حمایت کرده و اکنون نگران است که طالبان در برابر پاکستان قرار بگیرد.
اگر به چارچوب این نشستها نگاه کنیم، ماهیت فرمت مسکو این است که یک اجماع منطقهای و فهم مشترک درباره مسائل افغانستان شکل بگیرد و جهتگیریها بهگونهای نباشد که علیه روسیه یا حتی محور چین، روسیه و ایران باشد و در مقابل، به سمت آمریکا و محور غربی حرکت کند.
