الوقت- پس از ماهها درگیری، مذاکره و توافقهای نافرجام میان نیروهای دموکراتیک سوریه موسوم به «قسد» و دولت احمد الشرع (الجولانی) رئیس موقت این کشور، سرانجام دو طرف بر سر مناقشهبرانگیزترین موضوع، یعنی سرنوشت سلاح و ساختار نظامی کردها به توافق رسیدند که میتواند تحولات سوریه را وارد مرحلهای تازه کند.
در این رابطه، مظلوم عبدی فرمانده قسد روز سهشنبه پس از دیدار با الجولانی اعلام کرد که نیروهای دموکراتیک سوریه فرآیند ادغام با ارتش سوریه را به پایان رساندهاند و دیگر به عنوان نیرویی مستقل فعالیت نخواهند کرد.
عبدی گفت که «نیروهای دموکراتیک سوریه» در دورههای دشوار، مسئولیت بزرگی برعهده داشتند اما اکنون سوریه وارد مرحله صلح و مشارکت در ساختن سوریهای جدید شده است. او اذعان داشت که اداره خودمختار شمال و شرق سوریه (AANES) نیز منحل میشود و نهادهای نظامی و غیرنظامی آن زیر حاکمیت دولت سوریه قرار میگیرند.
یک منبع به القدس العربی گفت که در دیدار الجولانی و عبدی، آینده نیروهای دموکراتیک سوریه و ترتیبات مرحله بعدی مورد بحث قرار گرفت و با تعدادی تفاهم و تصمیم مربوط به تنظیم مجدد روابط بین دمشق و نهادهای خودگردان و نیروهای وابسته به قسد به پایان رسید.
در این توافق، دمشق پذیرفت حقوق فرهنگی و زبانی کردها به رسمیت شناخته شود و مسئله آنها در چارچوب قانون اساسی جدید سوریه مورد توجه قرار گیرد. یکی از مهمترین نتایج این توافق، پایان زنجیره فرماندهی مستقل قسد است و خبرگزاری «سانا» تاکید کرده که پس از ادغام، مسئولیتهای امنیتی و نظامی باید در «یک زنجیره فرماندهی ملی» قرار گیرد.
پس از اعلامیه انحلال قسد، منابع سوری از آمادگی الجولانی برای صدور دو فرمان خبر دادند که بر اساس آن، مظلوم عبدی بهعنوان مشاور رئیسجمهوری منصوب میشود و الهام احمد، رئیس مشترک روابط خارجی اداره خودگردان دموکراتیک نیز به عضویت پارلمان درخواهد آمد.
دولت سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه در ژانویه گذشته درباره روند مرحلهای ادغام نیروهای نظامی و اداری دو طرف به تفاهم رسیده بودند. این توافق شامل خروج نیروهای نظامی دو طرف از نقاط تماس و ورود نیروهای امنیتی وابسته به وزارت کشور به مرکز شهرهای الحسکه و قامشلی با هدف تقویت ثبات و آغاز روند ادغام نیروهای امنیتی در منطقه بود. همچنین بر اساس این توافق، یک لشکر نظامی متشکل از سه تیپ از نیروهای «قسد» و یک تیپ از نیروهای کوبانی نیز در قالب یک لشکر وابسته به استان حلب تشکیل میشد.
این توافق همچنین ادغام نهادهای اداره خودگردان در نهادهای دولت سوریه، همراه با تثبیت وضعیت کارکنان غیرنظامی، را دربرمیگرفت و علاوهبراین، بر حلوفصل حقوق مدنی و آموزشی جامعه کُرد و تضمین بازگشت آوارگان به مناطق محل سکونتشان توافق شده بود.
قسد چگونه تشکیل شد
نیروهای دموکراتیک سوریه در سال ۲۰۱۵ و در میانه جنگ داخلی سوریه تشکیل شدند و در اصل یک ائتلاف چندقومیتی بود که یگانهای مدافع خلق «YPG» و یگانهای مدافع زنان «YPJ» ستون فقرات آن را تشکیل میدادند و در کنار نیروهای کرد، گروههای عرب و آشوری نیز در آن حضور داشتند.
قسد با پشتیبانی گسترده آمریکا در عملیات آزادسازی مناطق وسیعی از شمال و شرق سوریه، از جمله رقه از دست داعش نقش مهمی داشت و پس از شکست این گروه تروریستی نیز کنترل بخش قابل توجهی از این مناطق را حفظ کرد.
با اینکه فرماندهی قسد پیشتر شمار نیروهای خود را حدود ۱۰۰ هزار نفر اعلام کرده بود اما فایننشال تایمز بعد از خبر انحلال، تعداد نیروهای آن را حدود ۶۰ هزار نفر ذکر کرد.
اهمیت قسد فقط در تعداد نیروهایش نبود بلکه این نیرو سالها بر منطقهای گسترده در شمال و شرق سوریه مسلط بود، منطقهای که بخش مهمی از منابع نفت و گاز سوریه را در خود جای داده است و به همین دلیل، قسد عملاً همزمان یک نیروی نظامی، یک قدرت سیاسی و یک بازیگر اقتصادی بود.
در کنار ساختار نظامی، اداره خودمختار شمال و شرق سوریه نیز شکل گرفته بود و نهادهای اداری، امنیتی و اقتصادی جداگانهای فعالیت میکردند. همین وضعیت باعث شده بود مسئله قسد دیگر صرفاً موضوع خلع سلاح یک گروه مسلح نباشد بلکه به مسئله آینده ساختار سیاسی سوریه تبدیل شود.
دلایل انحلال قسد
اینکه چرا قسد اکنون تن به انحلال خود داد، پاسخ را باید در تغییر توازن قدرت در سوریه و منطقه جستجو کرد. قسد برای اولین بار که در مارس 2025 وارد مذاکره با دمشق شد تصور میکرد کنترل سرزمینی، حمایت آمریکا و توان نظامیاش میتواند موقعیت چانهزنی قدرتمندی برای آن ایجاد کند اما تحولات ۲۰۲۶ این معادله را تغییر داد.
در ژانویه، نیروهای دولت سوریه در یک عملیات سریع بخشهای وسیعی از مناطق تحت کنترل قسد را تصرف کردند. طبق گزارش آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا، قسد تا ۱۸ ژانویه حدود ۸۰ درصد از سرزمینی را که در ابتدای همان ماه در اختیار داشت از دست داده بود و حضور قسد عمدتاً به مناطق کردنشین حسکه، قامشلی، المالکیه و اطراف کوبانی محدود شد. بنابراین، این شکست نظامی توان چانهزنی قسد را کاهش داد و در نهایت توافق ۱۸ ژانویه و سپس توافق ۲۹ ژانویه، چارچوب جدیدی برای ادغام نیروهای قسد در دولت سوریه ایجاد کرد.
در چنین شرایطی، پذیرش ادغام در ارتش سوریه برای رهبران کرد بیش از آنکه انتخابی کاملاً آزاد باشد، نوعی انتخاب میان گزینههای محدود بود، یا توافق با دمشق و تلاش برای حفظ بخشی از دستاوردهای سیاسی و فرهنگی، یا ورود به جنگی تازه با دولتی که در حال تقویت موقعیت خود است.
عامل دوم، فشارهای ترکیه بود که سالهاقسد را شاخه سوری حزب کارگران کردستان «پکک» میداند و ادامه وجود یک نیروی مسلح کردی بزرگ در مرزهای جنوبی خود را تهدیدی امنیتی تلقی میکند. این مسئله پس از تصمیم عبدالله اوجالان برای پایان دادن به مبارزه مسلحانه پکک اهمیت بیشتری پیدا کرد.
اوجالان در فوریه ۲۰۲۵ خواستار انحلال و خلع سلاح پکک شد و این گروهک ترویستی نیز تصمیم خود برای پایان مبارزه مسلحانه و انحلال تشکیلاتی را اعلام کرد. هرچند قسد در ابتدا تأکید داشت که فراخوان اوجالان مستقیماً شامل این نیرو نمیشود اما از نظر سیاسی، ادامه فعالیت یک نیروی نظامی وابسته به ساختارهای نزدیک به پکک در سوریه پس از انحلال این گروهک دشوارتر شد.
ترکیه نیز صریحاً اعلام کرد که تنها خروج یا تغییر شکل ظاهری قسد کافی نیست و این نیرو باید ارتباط خود با پکک را قطع کند. بنابراین، فشار ترکیه فقط تهدید نظامی نبود بلکه بخشی از روند منطقهای برای پایان دادن به ساختارهای مسلح وابسته به پکک بود. زیرا، اردوغان بارها هشدار داده بود یا نیروهای قسد سلاح خود را تحویل میدهند یا با سلاحهایشان دفن خواهند شد.
فشارهای واشینگتن
شاید مهمترین تحول در موضع قسد، تغییر سیاست آمریکا بود. واشینگتن سالها از قسد به عنوان شریک اصلی خود در سوریه برای تامین منافع خود حمایت کرد اما بعد از سقوط دولت بشار اسد که توازن قدرت تغییر یافت، واشینگتن تلاش کرد میان قسد و دمشق توافقی ایجاد کند که هم حقوق کردها را حفظ کند و هم مانع تجزیه بیشتر سوریه شود.
واشینگتن پس از سقوط بشار اسد، بهجای حفظ ساختار خودمختار کردها بر تشکیل یک دولت مرکزی باثبات در دمشق متمرکز شد و همزمان تلاش کرد نگرانیهای ترکیه را نیز مدیریت کند و به همین دلیل در مارس ۲۰۲۵ فرماندهان قسد را به سمت توافق با دولت دمشق سوق داد و اولین توافق عبدی و الجولانی امضا شد. بر اساس گزارش رویترز، واشینگتن نگران بود که ادامه رویارویی میان قسد، دمشق و ترکیه به جنگی گستردهتر منجر شود که برنامه آمریکا برای کاهش حضور نظامی در سوریه را دشوارتر میساخت.
در رسیدن به توافق نهایی، توماس باراک، نماینده ویژه آمریکا در امور سوریه نقش به سزایی داشت. در ژانویه ۲۰۲۶، پس از پیشروی سریع نیروهای دمشق، باراک گفت که مأموریت اولیه قسد به عنوان نیروی مبارزه با داعش تا حد زیادی پایان یافته و هدف اصلی واشینگتن اکنون ادغام کردها در دولت مرکزی سوریه است و این وضعیت برای کردها «بزرگترین فرصت» محسوب میشود. این موضع نشان میداد که واشینگتن دیگر از حفظ یک منطقه خودمختار نظامی در شمال شرق سوریه حمایت نمیکند.
باراک همچنین در ماه ژوئن در دیدار با عبدی، خواستار قطع کامل ارتباط این نیروها با پ.ک.ک، خروج کادرهای این گروه از مناطق کردنشین سوریه و تکمیل روند ادغام نظامی و اداری با دولت دمشق تا پایان سال جاری شد و ادامه حمایت واشینگتن از کردهای سوریه را به اجرای این شروط گره زد.
از آنجا که طرحهای باراک در نهایت منجر به انحلال قسد شد، این اقدام را «تحول تاریخی» خواند و گفت:«این ادغام واقعی است نه برندهای وجود دارد و نه بازندهای بلکه طرفهایی که پیشتر دیدگاههای متفاوت داشتند، در حال ساختن یک راهحل دیپلماتیک برای تقویت حاکمیت سوریه هستند، یک ارتش، یک دولت و یک کشور».
با وجود فشارهای واشینگتن برای پایان دادن به ساختار مستقل قسد، رهبران کرد به دلایل مختلف حاضر به پذیرش فوری این خواسته نبودند. اصرار رهبران این گروه بر حفظ سلاح و خودمختاری تنها به ملاحظات نظامی محدود نمیشد بلکه آینده سیاسی و اقتصادی مناطق کردنشین را نیز دربر میگرفت. از نظر نظامی، کردها نگران بودند با خلع سلاح، توان دفاع از مناطق خود و اهرم بازدارندگی در برابر دمشق و ترکیه را از دست بدهند، به همین دلیل، حفظ بخشی از ساختار فرماندهی و نیروهای محلی را دنبال میکردند.
از نظر اقتصادی نیز کنترل میادین نفت و گاز، گذرگاهها و منابع منطقه، مهمترین اهرم قسد برای تأمین هزینههای اداره مناطق تحت کنترل و چانهزنی با دمشق بود که نمیخواستند پس از یک دهه این منبع درآمد مالی را از دست بدهند. از بعد سیاسی هم قسد خواهان تمرکززدایی، اداره محلی و تضمین حقوق فرهنگی و زبانی کردها بود ولی دمشق بر حاکمیت متمرکز و ارتش واحد تأکید داشت، اختلافی که ماهها اجرای توافق را به تأخیر انداخت.
بارزانی حلقه اتصال کردها و دمشق
نقش اقلیم کردستان عراق و بهویژه نچیروان بارزانی، رئیس این منطقه نیز قابل توجه است. بارزانی از یکسو ارتباط مناسبی با رهبران کرد سوریه دارد و از سوی دیگر میتواند با دمشق، آنکارا و واشینگتن گفتگو کند و همین موقعیت او را به میانجی مهمی در پرونده سوریه تبدیل کرده است.
مذاکرات بارزانی با مظلوم عبدی و باراک و سپس سفر او به دمشق و دیدار با جولانی در همین چارچوب قابل ارزیابی است. هدف اصلی این رایزنیها، جلوگیری از تبدیل اختلافات کردها و دمشق به یک جنگ طولانی و یافتن فرمولی برای حفظ حقوق کردها در چارچوب سوریه واحد بود. او در دمشق همزمان بر حفظ حقوق کردها و سایر اقلیتها در چارچوب سوریه متحد تأکید کرد و از جایگاه اربیل برای نزدیک کردن مواضع دمشق و رهبران کرد سوریه استفاده کرد.
در واقع، بارزانی تلاش کرد به کردهای سوریه این پیام را منتقل کند که شرایط منطقه تغییر کرده و حفظ دستاوردهای سیاسی آنها دیگر تنها با اتکا به یک ارتش مستقل امکان ندارد. بنابراین، با کاهش حمایتهای بینالمللی و منطقهای، قدرت چانهزنی قسد در برابر دمشق نیز کاهش یافت و این نیرو ناچار شد به توافق با دمشق تن دهد.
چشمانداز مبهم توافق
با وجود توافقات انجام شده، همچنان اختلافات میان دو طرف باقی مانده که میتواند روند اجرای توافق را با دشواری مواجه کند، چرا که میان «انحلال قسد» و «پایان کامل ساختارهای نظامی و سیاسی کردها» تفاوت اساسی وجود دارد و به طور نهایی در این زمینه توافق صورت نگرفته است.
قسد ظاهرا به عنوان یک نیروی نظامی مستقل در مرحله پایان قرار دارد و بخش قابل توجهی از نیروهایش وارد ارتش شدهاند اما مهمترین چالش همچنان فرماندهی نیروها است. آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا نیز گزارش داده که در ماههای اخیر مذاکراتی درباره ساختار فرماندهی، رتبه فرماندهان سابق قسد و آینده نیروهای انجام شده است. با این حال، به نظر نمیرسد کردها حتی پس از انحلال رسمی قسد، همه ترتیبات نظامی مورد نظر دمشق و ترکیه را به طور کامل اجرا کنند، زیرا همچنان نسبت به از دست دادن نفوذ و تضمینهای امنیتی خود نگرانند و تلاش خواهند کرد بخشی از ساختار فرماندهی و نیروهایشان را برای حفظ قدرت چانهزنی حفظ کنند. همچنین مسئله ادغام نیروهای YPJ نیز همچنان با اختلاف روبهرو بوده است.
از سوی دیگر، مشکل اصلی آینده سوریه در شمال شرق دیگر صرفاً مسئله سلاح نیست بلکه مسئله اعتماد است. کردها نگرانند که پس از کنار گذاشتن سلاح و ادغام نیروهایشان در ارتش سوریه، دولت جولانی به تعهدات خود پایبند نماند و تضمینهای سیاسی، فرهنگی و حقوقی وعده داده شده به کردها را نادیده بگیرد. آنها تجربه چند دهه تبعیض و بیاعتمادی نسبت به دولتهای مرکزی سوریه را پشت سر گذاشتهاند و طبیعی است که نسبت به وعدههای سیاسی دمشق با احتیاط برخورد کنند.
در مقابل، دمشق نیز بیم دارد که حتی پس از انحلال رسمی قسد، ساختارهای محلی کردها عملاً به شکل دیگری ادامه پیدا کند و یک «دولت درون دولت» شکل بگیرد.
در این رابطه، ابراهیم الحلبی، روزنامهنگار عرب به خلیج آنلاین گفت:«اعلامیه قسد تنها به معنای پایان یک سازمان نظامی نیست بلکه میتواند یکی از مهمترین گامها در تغییر شکل دولت سوریه پس از سالها جنگ باشد. اگر روند ادغام در حفظ حقوق کردها و تضمین مشارکت آنها در نهادهای دولتی موفق شود، این گام میتواند به الگویی برای حل و فصل بقیه مسائل داخلی تبدیل شود. با این حال، اگر ترتیبات آن متزلزل شود یا اختلافات بر سر قدرت و حقوق دوباره ظاهر شود، پایان قسد میتواند به آغاز مرحله جدیدی از تنش تبدیل شود».
