سایت تحلیلی خبری الوقت | Alwaght Website

انتخاب سردبیر

خبر

بیشترین بازدید

روز هفته ماه

پرونده ها

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

دکترین امنیت ملی آمریکا در دوران ترامپ

undefined
بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

بازسازی غزه؛ چالش‌ها، مخاطرات و سناریوها

undefined
طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

طالبان و پاکستان؛ از هم‌پیمانی تا دشمنی

undefined
کاروان‌های دریایی کمک به غزه

کاروان‌های دریایی کمک به غزه

undefined
جنگ 12 روزه

جنگ 12 روزه

undefined
گاه‌شمار جنگ غزه

گاه‌شمار جنگ غزه

undefined
توافق صلح ایران و عربستان

توافق صلح ایران و عربستان

undefined
طوفان الاقصی

طوفان الاقصی

تندروهای صهیونیست‌ باد کاشتند پس طوفان درو می‌کنند!
فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

فراز و فرود مناسبات ترکیه و عربستان

undefined
معامله قرن

معامله قرن

undefined
اختلافات ترکیه و آمریکا

اختلافات ترکیه و آمریکا

undefined
New node

New node

تحولات ترکیه

تحولات ترکیه

undefined
آزادسازی موصل

آزادسازی موصل

آزادسازی موصل یا نبرد بازپس گیری موصل از اشغال گروه تروریستی داعش، عملیات نظامی منظم و کلاسیکی است که از روز دوشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ به فرمان حیدر العبادی نخست وزیر عراق برای پس گرفتن موصل از سیطره داعش آغاز شد. موصل مرکز استان نینوا و دومین شهر بزرگ عراق در تابستان ۲۰۱۴ به اشغال گروه داعش درآمد و از آن زمان ابوبکر بغدادی، خلافت خودخوانده خود را در این هشر استقرار نمود. عملیات آزادسازی موصل از نوع جنگ‌های شهری منظم به شمار می‌رود.
آزادسازی حلب

آزادسازی حلب

پس از آن که دیدبان حقوق بشر سوریه مستقر در لندن؛ اوایل هفته جاری اعلام کرد که 60 درصد از مناطق شرقی حلب توسط ارتش سوریه از اشغال گروه‌های تروریستی آزاد شده است، حال منابع خبری امروز اعلام کرده‌اند؛ با پیشروی سریع و برق‌ آسای ارتش سوریه طی چند روز گذشته، مناطق تحت کنترل دولت سوریه در شرق حلب، به میزان 80 درصد رسیده است.
New node

New node

New node

New node

سازمان القاعده

سازمان القاعده

سازمان القاعده القاعده پس از 2001 دچار دگرگوني‌هاي چشم¬گيري شد. ساختار هرمي آن جاي خود را به ساختاري داد كه زيرمجموعه‌ها در آن با استقلال عمل فعاليت مي‌كردند. اين تحول اگرچه تسلط مركز بر پيرامون را تقليل داد اما بر گستره و توالي عمليات القاعده در كشورهاي مختلف خاورميانه افزود. با اين حال توان عملياتي كلان القاعده در اثر اين دگرگوني تا حدود زيادي تحليل رفت. القاعده پس از بمب‌گذاري‌هاي لندن در 2005، تاكنون نتوانسته است عمليات موفقيت آميزي در كشورهاي غربي انجام دهد. افزون بر اين، گسترش دامنۀ منطقه اي فعاليت هاي القاعده به كشته و دستگير شدن بسياري از رهبران و كادرهاي اصلي آن انجاميد. با اين حال تمامي اين چالش‌ها مانع تداوم فعاليت القاعده نشد. زيرمجموعه هاي آن در عراق، يمن، افغانستان، پاكستان، سومالي و ديگر كشورها و مناطق فعال باقي ماندند. تشكيلات القاعده تشكيلات القاعده در سال 1988 توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه با "اتحاد جماهير شوروي" در افغانستان تأسيس شد. القاعده از سازمان "مكتب الخدمة" كه هدف آن مسلح‌ كردن و آموزش مجاهدين اسلامي براي جنگ با شوروي بود گسترش و پيشرفت يافت. اين سازمان از حمايت و پشتيباني دولت‌هاي اسلامي به ‌ويژه عربستان سعودي و پاكستان و همچنين ايالات متحده آمريكا برخوردار بود. در سال 2000 ايمن ظواهري سازمان "جهاد اسلامي مصر" را با سازمان القاعده ادغام كرد و به شخص دوم اين تشكيلات تبديل شد. خاستگاه اصلي القاعده را بايد "وهابيت" برشمرد كه خود ريشه در جنبش سلفي، مذهب حنبلي و پيروان اهل حديث دارد. رهبران، نظريه پردازان و بسياري از اعضاي القاعده يا وهابي‌اند يا از پيروان مذاهب حنبلي و حنفي كه به وهابيت تمايل زيادي دارند. القاعده را جنبشي سلفي نيز دانسته‌اند، زيرا پيشوايان آن، يعني "احمد بن حنبل" و "ابن تيميه" از نخستين مدعيان سلفي‌گري بوده‌اند. اين تفكر با دريافت خاص خود از توحيد و تكيه بر استدلال‌هاي ظاهرگرايانه بسياري از مسلمانان را كافر مي‌داند و نوك اين ويژگي تكفيري خود را به طور خاص متوجه شيعيان كرده است. ايدئولوژي القاعده بر چهار ركن سلفي‌گري، راديكاليسم، شيعه ستيزي و غرب ستيزي استوار است. از آنجا كه دو ركن آخر بر آمده از ويژگي سلفي‌گري است، به اختصار مي‌توان آن را ايدئولوژي "سلفي راديكال" ناميد. از نگاه آنان، دين يك نظام ساده حقوقي است كه از جانب خداوند براي رهايي بشر از عذاب دنيوي و اخروي نازل شده و تكاليفي را بر او واجب كرده است. به همين دليل بشر براي سعادت دنيا و آخرت بايد به عبادت و اطاعت خدا بپردازد. به رغم تداوم فعاليت، القاعده از نيمۀ دهۀ گذشته دچار چالش‌هاي بزرگي شد كه آيندۀ آن را در هاله‌اي از ابهام فرو برد. چهار چالش عمدۀ القاعده در اين سال ها به ترتيب اهميت عبارتند از: - تنزل جايگاه در جهان اسلام: در نظرسنجي هاي پس از يازده سپتامبر، القاعده از مقبوليت و محبوبيت قابل توجهي در كشورهاي اسلامي برخوردار بود. اين جنبش در ذهن بسياري از مسلمانان متشكل از جهادگراني بود كه پس از آزادسازيِ افغانستان از اشغال ملحدان، مبارزه با ظلم و ستم در ابعاد داخلي (در برابر رژيم‌هاي فاسد منطقه) و خارجي (در برابر امريكا و غرب) و دفاع از منافع جهان اسلام را سرلوحۀ فعاليت هاي خود قرار داده‌اند. اين نوع نگاه در ابتدا با توجه به گفتمان ظلم‌ستيز و جهادگرايانۀ القاعده چندان غيرمنتظره نمي‌نمود. اما با روشن شدن پيامدهاي عملكرد القاعده بر جهان اسلام، به ويژه اشغال افغانستان و عراق و نيز گسترش فعاليت‌هايي كه بيش از هر چيز جان و مال مسلمانان و بي‌گناهان را هدف مي‌گرفت، طرفداري از گفتمان القاعده به تدريج رو به كاهش نهاد. به طور مشخص از سال‌هاي 2005 و 2006 محبوبيت القاعده و پشتيباني از آن در ميان مسلمانان رو به تنزل نهاد، به نحوي كه در 2010 طرفداري از القاعده نسبت به 2001 به نيم كاهش يافت. تنزل هواداري از القاعده به معناي كاهش حمايت پرسنلي و مالي به ويژه از زيرمجموعه‌هاي اين سازمان مي‌باشد. پيامدهاي اين واقعيت را در عراق، يمن و مغرب شاهد بوديم؛ - بهار عربي: دومين چالش، خيزش‌هاي فراگير و مردميِ 2011 در خاورميانه مي‌باشد. اين تحركات در سه جهت براي القاعده پيامدهاي منفي در بر داشت: نخست آنكه تبليغات عليه رژيم‌هاي حاكم كه پيشتر يكي از ابزارهاي اساسي القاعده براي جلب حمايت و توجيه عملكردش نزد مسلمانان بود، با توجه به حضور گستردۀ مردم در اعتراضات ضدرژيم، كارآيي خود را در جذب نيروهاي جوان و پشتيباني مالي از القاعده در ميان شهروندان عرب از دست داد. دوم آنكه تقريباً تمامي نيروهاي فعال در زندگي سياسيِ منطقه – به جز القاعده – در اين تحولات حضور داشتند. تصويري كه دوري القاعده از جوامع عربي را به خوبي به نمايش گذاشت. سوم آنكه، مردمي بودن تحولات و حاشيه‌اي بودن نقش آمريكا و در واقع غافلگيريِ اين كشور از سرعت و گسترۀ تحولات و نيز تضاد آمريكا با برخي از رژيم‌هاي عرب، امكان بهره‌گيري تبليغاتي القاعده از حضور امريكا را از بين برد؛ - حذف رهبر كاريزماتيك: مرگ بن لادن بزرگترين چالش القاعده در طول سال‌هاي فعاليت آن بود. جنبش‌هاي اسلام‌گرا اغلب بر محور شخصيتي كاريزماتيك و نيرومند به فعاليت مي‌پردازند. نگاهي به جنبش‌هاي اسلام‌گراي قرن بيستم در خاورميانۀ عربي نشان مي‌دهد كه حذف رهبريِ كاريزماتيك از صحنه، اغلب به معناي زمين‌گير شدن و آغاز زوال چنين جنبش‌هايي بوده است. افزون بر اين، شخصيت جذاب و محبوبيت بن لادن در ميان اعضاي القاعده و توان سخنوريِ وي نقشي اساسي در تحكيم وحدت سازمانيِ القاعده داشته است. مرگ بن لادن علاوه بر حذف چهرۀ كاريزماتيك و وحدت‌بخشِ القاعده، اين جنبش را با چالش جانشيني روبه رو كرد؛ - بحران جانشيني: هشت هفته پس از مرگ بن لادن اعلام شد كه أيمن الظواهري به جانشيني وي انتخاب شده است. اين فاصلۀ زماني به خوبي گوياي اختلافات دروني القاعده بر سر انتخاب جانشين است. حتي اگر اين تأخير را، بنا بر تحليلي، ناشي از دشواري برگزاري سريع نشست اعضاي عالي‌رتبۀ القاعده براي انتخاب رهبر بدانيم، عدم بيعت زودهنگام زيرمجموعه هاي القاعده اين تحليل را زير سوال برد. تأخير در بيعت ساير زيرمجموعه هاي القاعده، نشان از تأثير چالش جانشيني بن لادن بر وحدت سازماني القاعده مي باشد. افزون بر فقدان اجماع بر سر الظواهري، وي چهره‌اي كاريزماتيك به حساب نمي‌آيد و از شخصيت و قدرت سخنوري بن لادن و اثرگذاري وي در رهبران و كادرهاي القاعده برخوردار نيست. از ديد برخي وي بيشتر براي مديريت يك اداره يا شركت مناسب است تا رهبري يك جنبش جهاني. مجموعۀ چهار چالش فوق، القاعده را در بستر اصلي و در حال دگرگوني فعاليتش، خاورميانه، به حاشيه رانده است. مرگ بن لادن بزرگترين ضربه‌اي بود كه به القاعده وارد شد. اگرچه الظواهري به عنوان ايدئولوگ القاعده معروف است اما وي به وضوح از صفات لازم براي رهبري جنبشي گسترده همچون القاعده برخوردار نيست. وضعيت فعلي القاعده در حالي كه كمتر از سه سال از كشته شدن اسامه بن لادن، بنيان گذار القاعده نگذشته است كه طيف هاي جوان‌تر و نوظهور القاعده پاگرفته و اقدامات انتحاري را در برخي از كشورهاي منطقه انجام مي دهند. اين در حالي مي باشد كه در سال هاي گذشته، القاعده به لحاظ سازماني و ايدئولوژي در مسير تنزل و عقب نشيني بود. روند ظهور مجدد اين سازمان تروريستي در برخي از كشورهاي منطقه را مي توان به شرايط بحراني و بعضاً هرج و مرج داخلي اين كشورها بي ارتباط ندانست. چرا كه خلأ ايدئولوژي در جهان عرب به واسطه شكست حكومت‌هاي اصلاح طلب، بازار سازمان القاعده و ايدئولوژي القاعده گرايي را در جهان عرب رونق بخشيده است. به بيان ديگر، بسياري از مخالفان انقلاب هاي عربي، كه خواهان حفظ ديكتاتورهاي سابق در قدرت بودند و يا خواهان قدرت‌يابي ديكتاتورهاي ديگر و بعضاً بازگشت آن‌ها بودند، نسل جديدي از القاعده نوين را پايه گذاري كرده‌اند. سازماني كه بسياري از اعضاي قديمي و كليدي آن در سال‌هاي گذشته كشته شدند، با گفتمان جديد و با هدف تغيير در جهان اسلام، تنها از طريق جهاد خشونت‌آميز و تروريسم، سعي در پياده نمودن پارادايم خود دارند. در اين بين جماعت اخوان المسلمين به عنوان دشمن محوري القاعده، كه چند سالي در مسير تسلط بر سياست‌هاي جهان عرب، تغييراتي را به وجود آورد، نقش مهمي در تقويت اين گروه نوين بازي كرد. هر چند كه اخوان در ادامه حركت خود، دچار چالش هاي جدي شده است، اما توانست اثبات كند كه تغيير واقعي در جهان عرب بدون تروريسم و اقدامات خشن هم امكان دارد. بر همين اساس، بسياري از تحليلگران، ظهور نسل جديد از گروه القاعده را پيش بيني كردند. نكته قابل تأمل اينكه، نوظهوران و وابستگان به القاعده نوين خيز بلندي از دمشق تا بغداد و بيروت برداشته اند و در سال گذشته خشونت و افراطي‌گرايي هاي فراواني را انجام داده اند. القاعده اي كه در عراق صحبت از شكست و محو جدي آن بود، مجدداً احيا شده و اقداماتي مرگبارتر از گذشته انجام مي‌دهد. امروز گروه دولت اسلامي عراق و شام، داعش بار ديگر براي به دست گرفتن مناطق غربي عراق در حال جنگيدن است. حتي اين گروه با ائتلاف با جبهه النصره در سوريه شكوفاتر شده است و به همراه يكديگر براي نابودي منطقه تلاش مي كنند. بر همين اساس، خشونت فرقه اي بين شيعه و سني چندين برابر شده است. بسياري از جهادي‌هايي كه از اروپا روانه سوريه شده‌اند در آتش القاعده نوين در حال سوختن مي باشند. تلاش گردان‌هاي تروريستي چون (گردان‌هاي عبدا… عزام) براي كشاندن جنگ فرقه‌اي از سوريه به لبنان و عراق است. حتي حمله به سفارت ايران در بيروت و ساير اقدامات انتحاري چون بمب گذاري را در مناطق شيعه نشين در دستوركار خود دارند
گروه داعش

گروه داعش

دولت اسلامي عراق و شام يا داعش به عنوان گروهي منشعب از القاعده محسوب مي شود كه از منظر گرايشات عقيدتي و فكري و همچنين جنبه رفتاري رويكرد يكساني با القاعده دارد. با اين حال رفتارهاي اين گروه تروريستي در طول يك دهه گذشته و به خصوص چند سال اخير نشانگر راديكال تر و خشن تر بودن اين گروه در مقايسه با القاعده است و داعش با توجه به جدايي از القاعده و پيدايش اختلافاتي بين آن دو به عنوان مخوف‌ترين و قدرتمندترين گروه تروريستي در عرصه خاورميانه ظهور كرده است. هر چند كه داعش در شكل كنوني آن محصول بحران سوريه و گسترش اختلافات و منازعات منطقه اي بعد از 2011 است، اما ريشه ها و روند قدرت گرفتن آن به دوره پس از صدام در عراق يعني از سال 2003 به بعد مربوط است. حمله آمريكا به عراق در سال 2003 فرصت و فضاي مناسبي را براي حضور و نقش آفريني گروههاي مسلح و تروريستي مختلف از جمله گروههاي مرتبط با القاعده در اين كشور بوجود آورد. بر اين اساس گروههاي مسلح مختلفي به خصوص در سالهاي پس از 2004 در عراق ظهور كرد كه با جذب نيرو و منابع مالي در تلاش بودند كه با نيروهاي نظامي آمريكايي و همچنين نيروهاي عراقي مقابله كنند. يكي از مهمترين اين گروهها جماعه التوحيد و الجهاد بود كه به رهبري ابومصعب زرقاوي در سال 2004 تشكيل شد. پس از آنكه زرقاوي بيعت خود با اسامه بن لادن رهبر القاعده را اعلام كرد به تنظيم القاعده في بلاد الرافدين تبديل شد و همچنين به اين گروه القاعده عراق نيز اطلاق مي شد. زرقاوي بعد از آزادي از زندان در اردن در سال 1999 رهبري بخشي از داوطلبان جهادي در افغانستان را برعهده داشت، اما در سال 2001 از اين كشور به شمال عراق فرار كرد و در آنجا به گروه انصارالاسلام پيوست و سپس با ايجاد القاعده عراق، وفاداري خود به رهبري شبكه جهاني القاعده را بيان داشت. القاعده عراق به تدريج به اصلي ترين گروه تروريستي در عراق تبديل شد و بيشترين انفجارها و اقدامات تروريستي از سوي اين گروه صورت گرفت. از جمله مهمترين اقدامات القاعده عراق كه در پي ايجاد فتنه مذهبي و جنگ داخلي در عراق بود، انفجار حرم شريف امامين عسگرين در سامرا در سال 2006 بود. اين تشكل عمليات تروريستي خود را به اندازه اي افزايش داد كه به يكي از قوي ترين گروههاي مسلح در صحنه عراق تبديل شد و شروع به گسترش نفوذ خود در مناطق گسترده اي از عراق كرد تا اينكه در سال 2006،‌ زرقاوي علنا در يك نوار ويدئويي تشكيل آنچه را " شوراي مجاهدين" خواند به سركردگي عبدالله رشيد البغدادي اعلام كرد. پس از كشته شدن زرقاوي توسط نيروهاي آمريكايي در سال 2006، ابوحمزه المهاجر به سركردگي اين گروه تعيين شد و در پايان همان سال دولت اسلامي عراق به سركردگي ابوعمر البغدادي تشكيل شد. دولت اسلامي عراق به عنوان گروهي تروريستي و شاخه القاعده در عراق در شكل جديد خود تحت رهبري ابوعمر البغدادي تلاشهاي خود براي ايجاد ناامني در عراق را ادامه داد، با اين حال اين گروه از سال 2008 با افول و كاهش قدرت و تاثيرگذاري در عراق مواجه شد. شكل گيري نيروهاي الصحوه يا بيداري از ميان عشاير سني عراق براي مقابله با القاعده عراق و اقدامات نظامي و امنيتي در مقابل آن باعث تضعيف جدي اين گروه شد. در 19 آوريل 2010، نظاميان آمريكايي و عراقي طي يك عمليات نظامي در منطقه الثرثار، منزلي را هدف قرار دادند كه ابوعمر البغدادي و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند و پس از درگيريهاي شديد ميان دو طرف، اين منزل هدف حملات هوايي قرار گرفت و در نتيجه آن دو سركرده تروريستها به هلاكت رسيدند. يك هفته بعد، اين گروه تروريستي در بيانيه اي هلاكت البغدادي و المهاجر را رسما اعلام كرد و پس از حدود ده روز، مجلس شوراي دولت اسلامي عراق تشكيل جلسه داد و ابوبكر البغدادي را به عنوان جانشين ابوعمر البغدادي انتخاب كرد. هر چند در اين دوره دولت اسلامي عراق در مرحله ضعف بود، اما بحران سوريه فرصتهاي نويني را براي اين گروه ايجاد كرد و البغدادي با بهره گيري از آن توانست به جايگاه و نقش آفريني عمده اي در معادلات عراق و سوريه بپردازد. بحران سوريه از چند منظر باعث ايجاد فرصت براي گروه تروريستي دولت اسلامي عراق شد. اول اينكه سوريه با توجه به مجاورت جغرافيايي و پيوستگي سرزميني با عراق فضاي عملياتي مناسبي را براي افزايش قدرت و نقش آفريني اين گروه بوجود آورد. دوم اينكه گسترش بحران و رقابتهاي منطقه اي و افزايش تنشهاي مذهبي و فضاي افراط گرايانه در منطقه منابع انساني و مالي گسترده اي را براي گروه دولت اسلامي عراق فراهم ساخت. با توجه به شرايط جديد سوريه ابوبكر بغدادي يكي از معاونان خود به نام ابومحمد الجولاني را به سوريه فرستاد كه منجر به شكل گيري گروه جبهه النصره در سوريه در 2011 شد. جبهه النصره تا سال 2013 به عنوان گروهي وابسته به القاعده در سوريه معروف بود و توانست با جذب نيرو و منابع مالي به يكي از بازيگران مهم معارض در اين كشور تبديل شود. در حالي كه گزارشهاي اطلاعاتي از رابطه فكري و تشكيلاتي اين گروه با شاخه دولت عراق اسلامي پرده برداشت، در نهم آوريل 2013، ابوبكر البغدادي در يك پيام صوتي اعلام كرد كه جبهه النصره امتداد دولت اسلامي عراق است و تشكيل آنچه دولت اسلامي عراق و شام خواند با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامي عراق اعلام كرد. اما طولي نكشيد كه يك نوار صوتي منتسب به ابومحمد الجولاني پخش شد كه در اين نوار از رابطه خود با دولت اسلامي عراق سخن گفت، اما وي ايده ادغام با اين گروه را نپذيرفت و بيعت خود را با شبكه القاعده تحت رهبري ايمن الظواهري اعلام كرد. بر اين اساس به رغم تاكيد ايمن الظواهري بر انحلال داعش و فعاليت جداگانه دولت اسلامي در عراق و جبهه النصره در سوريه، البغدادي بر ادامه حيات داعش تاكيد كرد. بر اين اساس بود كه اختلافات مهمي بين البغدادي و ايمن الظواهري و درگيريهاي بين جبهه النصره و داعش رخ داد. با اين حال داعش توانست به نقش آفريني گسترده تري در سوريه بپردازد و جايگاه خود را در اين كشور با تصرف برخي مناطق تثبيت كند. داعش پس از تقويت خود در سوريه بتدريج حضور و نقش آفريني خود در عراق را نيز گسترش داد. داعشي‌ها كه در طول سال 2013 حضور پراكنده اي در عراق داشتند، از ابتداي 2014 نقش خود در اين كشور را بسيار توسعه دادند. بر اين اساس بود كه آنها توانستند بر مناطق گسترده اي از عراق در استان الانبار مسلط شوند و شهرهاي مهم رمادي و فلوجه را به تصرف خود درآورند. هر چند نيروهاي عراقي توانستند مناطق مهمي از جمله رمادي را از كنترل داعش خارج سازند، اما شهرهايي مانند فلوجه همچنان در دست داعش باقي ماند. در حالي كه ارتش عراق در حال تشديد اقدامات اطلاعاتي و نظامي خود براي خارج ساختن داعش از فلوجه بود، مرحله جديدي از عمليات نظامي و پيشرويهاي اين گروه در استانهاي صلاح الدين، نينوا، ديالي و كركوك آغاز شد. داعش بعد از ناكامي در تصرف سامرا به موصل حمله كرد و توانست بر اين شهر مسلط شود. سپس پيشرويهاي داعش به سوي ساير مناطق عراق ادامه يافت و از جمله باعث تسلط بر تكريت شد. در حال حاضر داعش بر مناطق قابل توجهي از سوريه به خصوص قسمتهاي شرقي مانند الرقه و همچنين بخش‌هاي مهمي از مركز و غرب عراق مسلط است. در چنين شرايطي كه با گسترش توان مالي و انساني داعش و همكاري برخي گروههاي محلي با آن همراه است، تهديدات مختلف ناشي از آن در منطقه در حال گسترش است.
جنبش گولن

جنبش گولن

جنبش گولن طی سال‌های اخیر، جریانی در ترکیه رشد کرده که اگر چه خود را وامدار اندیشه‌های سعید نورسی عالم برجسته ترک می‌داند، اما از جهات گوناگون به ارائه الگویی نوین پرداخته است. این جریان که عموماً با نام رهبر آن فتح‌الله گولن آمیخته است، تحت عناوینی هم‌چون جماعت خدمت، جریان نورچی و جماعت گولن نیز شناخته می‌شود. این جریان نه تنها در ترکیه نوین به عنوان یکی از جریان های مهم شناخته شده، بلکه در سطح منطقه نیز جریانی تاثیرگذار محسوب می شود و طی سال های گذشته، رشدی فزاینده در مناطقی همچون بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز، افریقا و حتی امریکا داشته است. شخصیت ودیدگاه های گولن درباره گولن و شخصیت او دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی از شاگردان گولن به او لقب خواجه افندی داده اند؛ زیرا وی هم تحصیلات سنتی دینی داشته و هم به فلسفه غرب و به ویژه فلسفه کانت تعلقی ویژه دارد. برخی دیگر از افراد جماعت، او را به چشم حضرت مهدی (عج) نگاه می کنند. برخی دیگر او را یک واعظ ساده مذهبی می دانند که بواسطه نوع سخنرانی هایش در میان مردم مشهور شده است. برخی نیز او را یک مصلح بزرگ دینی و پیام آور صلح و آشتی اسلام با دموکراسی تلقی می کنند. مخالفان وی نیز او را فردی دروغگو و فریبکار توصیف می کنند که حتی جرات بازگشت به ترکیه را نیز ندارد. عده ای نیز اعتقاد دارند گولن با شخصیت بت گونه ای که به هوادارانش داده، تصویری نژادپرست، ناسیونالیست و بیگانه از دیگران، از جماعت خود ترسیم کرده است. تکبر و خوار شمردن کسانی که خارج از جماعت هستند، به رویه ای معمولی تبدیل شده است. به نحوی که نزد پیروان این جماعت، غیر از گولن، سایر علمای جهان اسلام بی اطلاع هستند و درک درستی از مسایل ندارند. (DAĞ, 2014) به هر حال فارغ از آنکه قضاوتی درباره تعارف فوق از گولن و شخصیت وی داشته باشیم، واقعیت آن است که امروز نام فتح الله گولن با اصطلاح اسلام روشنگر یا معتدل ترک که بسیاری از پژوهندگان از آموزه هاو جهان بینی آن با عنوان «پارادایم اسلام اجتماعی» یاد می کنند، گره خورده است.( فلاح، 207:1389-205) در حقیقت فتح الله گولن در ترکیه به عنوان پدر اسلام اجتماعی معروف است و وی را بنیانگذار و رهبر جنبش گولن می‌خوانند. همچنین برخی از کتاب های گولن از پرفروش ترین کتاب ها در ترکیه و حتی سایر کشورهای اسلامی بوده اند. مدارس او در بیش از 160 کشور جهان فعالیت می کنند و آراء و افکار وی را به شاگران خود منتقل می کنند. جماعت خدمت(جریان گولن) آنچه امروز به نام جریان گولن یا جماعت خدمت معروف است، حاصل اندیشه ها و تلاش های محمد فتح الله گولن است. وی به عنوان یکی از شاگردان مکتب نورسی، تلاش زیادی جهت مدرن کردن جنبش نور انجام داد. وی که مشهورترین واعظ، نویسنده و تدریس کننده علوم اخلاقی و الهیات ترکیه محسوب می شود، در صدر جریانی قرار گرفته که طی سال های گذشته از تاثیر به سزایی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ترکیه و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برخوردار بوده است. اگر چه گولن صراحتا نورجی بودن خود را به زبان نیاورده و در سخنرانی ها کمتر از سعید نورسی یاد می کند، باید این حال جریان وی عمدتا جریانی منشعب از جماعت نور تلقی می شود. گولن که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می کند، خطیبی توانا است که از سن 14 سالگی خطابه می کرده است. وی بیشتر آموزش های دینی خود را نزد پدر و در تکیه محله خود نزد علما و متصوفه فرا گرفته است. پدرش علاوه بر زبان عربی و ترکی، زبان فارسی را هم به او آموخت. وی که هیچگاه ازدواج نکرده و مجرد زندگی می کند، بحث های دینی خود را با احساسات، عواطف و بیانی رسا همراه می کند و عیبی نمی بیند که هنگام موعظه، اشکش بر گونه جاری شود. او از طریق فن خطابت و همچنین با شیوه های خاص خود مانند گریه کردن در حال سخنرانی، توجه مخاطبان را به خود معطوف کرده و نورجی ها و دیگر افراد گروه های دینی را تحت تأثیر قرار داده است. از جلسات وعظ او فیلمبرداری می‌شود و این فیلم ها میان هوادارانش دست به دست می چرخد و تکثیر می شود. همچنین مجموعه سخنرانی های فتح الله گولن در قالب کاست و سی دی در مناطق مختلف توزیع می شود. این اقدام که هم پول و هم طرفداران او را افزایش داده است، با مخالفت سایر زعمای حرکت نورجی مواجه شده و اعتراض آنها را برانگیخته است. با این حال فتح الله گولن همچنان به این شیوه تشکیلاتی خود ادامه می دهد و موفق به ایجاد شبکه ای گسترده شده است. ماهیت جریان گولن درباره این جریان، دیدگاه‌های کلان مختلفی وجود دارد. به نحوی که برخی جریان گولن را جریان بومی می دانند که از بطن جامعه و اعتقادات مذهبی مردم ترکیه برخاسته است و برخی دیگر نیز آن را جریانی وارداتی تلقی می‌کنند که توسط امریکا و سایر کشورهای غربی مورد حمایت قرار گرفته است. باید توجه داشت که فتح الله گولن در ترکیه به شخصیت افسانه ای تبدیل شده که حضور، نفوذ و سایه وی و جماعتش در محیط و فضای کلیه اماکن سیاسی، نظامی و امنیتی ترکیه سایه افکنده و وابستگی این جماعت و التزام آن به احکام اسلامی و سیاست های آن بطور واضح و شفاف مشخص نیست. در واقع این جریان به رغم تعدد و تنوع حوزه های فعالیتش، همچنان ناشناخته و مبهم به نظر می رسد و بسیاری از صاحب نظران چه در داخل و چه خارج از ترکیه، نسبت به مقاصد و نیات دراز مدت این جریان اظهار بی اطلاعی می کنند. به نحوی که هیچ کس از میزان قدرت مالی و تعداد طرفداران این جریان اطلاع درستی ندارد و معلوم نیست نفوذ گولن در دستگاه های کلیدی دولتی تا چه حد است و در صورت احراز قدرت بیشتر، چه خط مشی را پیش خواهد گرفت.
alwaght.net
گزارش

تحقیقات فرسایشی بجای استیضاح، کابوس قدرت‌گیری دموکرات‌ها برای ترامپ!

يکشنبه 18 مرداد 1405
تحقیقات فرسایشی بجای استیضاح، کابوس قدرت‌گیری دموکرات‌ها برای ترامپ!
دموکرات‌ها برای بازگشت به قدرت آماده می‌شوند؛ «تحقیق» علیه ترامپ، پیش از استیضاح در دستور کار دموکرات‌ها قرار دارد.

الوقت - حزب دموکرات آمریکا در حالی خود را برای انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر آماده می‌کند که بازگشت احتمالی این حزب به کنترل مجلس نمایندگان می‌تواند آغازگر دور تازه‌ای از تحقیقات گسترده درباره دونالد ترامپ و دولت او باشد؛ با این تفاوت که این بار دموکرات‌ها ظاهراً قصد ندارند استیضاح را به‌عنوان نخستین اقدام خود مطرح کنند، بلکه می‌خواهند ابتدا با استفاده از قدرت تحقیقاتی و احضار کنگره، پرونده‌ای مستند علیه رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه ایجاد کنند.

خبرگزاری رویترز به نقل از منابع مطلع گزارش داده است که شماری از رهبران و کارکنان ارشد دموکرات در حال طراحی راهبردی هستند که در صورت بازپس‌گیری مجلس نمایندگان، بر برگزاری جلسات تحقیق، احضار افراد، درخواست اسناد و بررسی روابط مالی و تجاری ترامپ و خانواده او با شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران متمرکز خواهد بود.

بر اساس این گزارش، هدف اصلی دموکرات‌ها در مرحله نخست، نه آغاز فوری روند استیضاح، بلکه بررسی این موضوع است که آیا ترامپ از قدرت ریاست‌جمهوری برای منافع شخصی، خانواده‌اش یا مجموعه‌های اقتصادی مرتبط با خود استفاده کرده است یا خیر؟

با این حال روند تحقیقات از ترامپ در  این دوره برای دموکرات‌ها مسیر راحت‌تری خواهد داشت، چون میزان حمایت از ترامپ حتی در میان جنبش ماگا به عنوان بدنه اصلی حامیان ترامپ به شدت کاهش یافته و ترامپ به دلیل شرایط بد اقتصادی آمریکا در نتیجه جنگ علیه ایران با ریزش  شدید حامیان خود روبرو بوده است.

 

از «استیضاح فوری» تا  تحقیقات سیاسی

این تغییر رویکرد تا حد زیادی از تجربه نخستین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ ناشی می‌شود. ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود دو بار توسط مجلس نمایندگان استیضاح شد اما هر دو بار در مجلس سنا از محکومیت و برکناری نجات یافت.

دموکرات‌ها اکنون ظاهراً نمی‌خواهند بدون ایجاد یک پرونده مستند و قابل دفاع سیاسی وارد چنین فرآیندی شوند. یک مقام ارشد دموکرات به رویترز گفته است که اگر تحقیقات به شواهدی درباره ارتکاب تخلفی برسد که معیارهای استیضاح را داشته باشد، دموکرات‌ها از حرکت به سمت استیضاح خودداری نخواهند کرد؛ اما استیضاح «نخستین اقدام» نخواهد بود.

این راهبرد به دموکرات‌ها اجازه می‌دهد ابتدا روی موضوعاتی مانند تضاد منافع، قراردادهای دولتی، روابط مالی، سرمایه‌گذاری‌های خارجی و مناسبات تجاری خانواده ترامپ تمرکز کنند و در صورت دستیابی به شواهد، مرحله بعدی را به استیضاح اختصاص دهند.

 

شرکت‌های بزرگ در تیررس تحقیقات

یکی از نکات مهم گزارش رویترز، گستردگی احتمالی تحقیقات است. بر اساس این گزارش، بررسی‌های احتمالی می‌تواند شرکت‌ها و نهادهایی را دربرگیرد که مستقیماً یا غیرمستقیم با ترامپ، خانواده او یا دولتش ارتباط دارند.

از جمله نام‌هایی که در برنامه‌ریزی‌های دموکرات‌ها مطرح شده‌اند می‌توان به اپل، آلفابت، پالانتیر، بلک‌استون، بلک‌راک و شرکت‌های متعلق به ایلان ماسک اشاره کرد.

دموکرات‌ها همچنین به دنبال بررسی برخی قراردادهای دولت، از جمله قراردادهای مرتبط با وزارت امنیت داخلی آمریکا و همچنین سرمایه‌گذاری‌ها و روابط تجاری خارجی مرتبط با خانواده ترامپ هستند. منابع رویترز می‌گویند حتی پیش از آنکه دموکرات‌ها کنترل مجلس را در اختیار بگیرند، نامه‌هایی برای درخواست اطلاعات از برخی شرکت‌های رسانه‌ای، فناوری و امنیت خصوصی ارسال شده است.

اهمیت این موضوع در آن است که دموکرات‌ها ظاهراً قصد دارند به‌جای ورود مستقیم به تقابل با کاخ سفید، بخشی از تحقیقات را از مسیر شرکت‌ها و نهادهای بیرون از دولت پیش ببرند؛ مسیری که می‌تواند دسترسی آنها به اسناد و اطلاعات را آسان‌تر کند.

 

چرا مجلس نمایندگان اهمیت دارد؟

در حال حاضر جمهوری‌خواهان همچنان اکثریت مجلس نمایندگان را در اختیار دارند. بر اساس آمار رسمی مجلس، ترکیب فعلی شامل ۲۱۸ جمهوری‌خواه، ۲۱۲ دموکرات و یک نماینده مستقل است و چهار کرسی نیز خالی است.

بنابراین فاصله دو حزب در مجلس بسیار محدود است و انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ می‌تواند کنترل این نهاد را تغییر دهد.

در سنا نیز جمهوری‌خواهان با ۵۳ کرسی در برابر ۴۵ دموکرات و دو مستقل اکثریت دارند.

به همین دلیل، حتی اگر دموکرات‌ها بتوانند مجلس نمایندگان را به دست آورند، کنترل سنا مسئله جداگانه‌ای خواهد بود. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا روند استیضاح در آمریکا دو مرحله دارد: مجلس نمایندگان درباره استیضاح رأی می‌دهد و سنا درباره محکومیت و برکناری تصمیم می‌گیرد.

 

انتخابات در شرایط نامساعد برای ترامپ

برنامه احتمالی دموکرات‌ها در شرایطی مطرح شده که نظرسنجی‌های جدید نشانه‌هایی از تضعیف موقعیت سیاسی ترامپ و جمهوری‌خواهان ارائه می‌کنند.

در تازه‌ترین نظرسنجی رویترز/ایپسوس، تنها ۳۵ درصد آمریکایی‌ها عملکرد ترامپ را تأیید کرده‌اند؛ رقمی که تنها یک واحد بالاتر از پایین‌ترین سطح محبوبیت او در دوره کنونی ریاست‌جمهوری است.

همزمان، برای نخستین بار در حدود یک دهه گذشته، دموکرات‌ها در مسئله اقتصاد توانسته‌اند از جمهوری‌خواهان پیشی بگیرند: ۳۷ درصد رأی‌دهندگان گفته‌اند دموکرات‌ها در مدیریت اقتصاد عملکرد بهتری خواهند داشت، در حالی که این رقم برای جمهوری‌خواهان ۳۶ درصد بوده است.

در رأی‌گیری فرضی برای انتخابات کنگره نیز ۴۲ درصد رأی‌دهندگان ثبت‌نام‌شده گفته‌اند در صورت برگزاری انتخابات در زمان انجام نظرسنجی به نامزد دموکرات رأی می‌دهند، در حالی که ۳۷ درصد جمهوری‌خواهان را انتخاب کرده‌اند. در میان مستقل‌ها نیز دموکرات‌ها ۱۲ واحد درصد برتری داشته‌اند. این نظرسنجی با مشارکت ۴۵۰۵ بزرگسال آمریکایی و با حاشیه خطای حدود ۲ واحد درصد انجام شده است.

البته این ارقام به معنای قطعی بودن پیروزی دموکرات‌ها نیست؛ خود رویترز تأکید کرده است که تعداد رقابت‌های واقعاً نزدیک در حوزه‌های انتخاباتی محدود است و رأی ملی به‌تنهایی نمی‌تواند ترکیب نهایی مجلس را پیش‌بینی کند.

 

اقتصاد؛ نقطه ضعف تازه جمهوری‌خواهان

یکی از مهم‌ترین تغییرات سیاسی ماه‌های اخیر، از دست رفتن بخشی از برتری سنتی جمهوری‌خواهان در موضوع اقتصاد است.

این مسئله برای ترامپ اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا جمهوری‌خواهان در انتخابات‌های اخیر تلاش کرده‌اند خود را حزب مدیریت اقتصاد و کاهش هزینه‌های زندگی معرفی کنند.

اما در نظرسنجی اخیر رویترز/ایپسوس، این برتری عملاً از بین رفته است. افزایش هزینه انرژی نیز به نگرانی‌های اقتصادی آمریکایی‌ها افزوده است. رویترز گزارش داده که قیمت بنزین در پی جنگ آمریکا و رژِیم صهیونیستی با ایران از آغاز درگیری در فوریه، بیش از ۲۵ درصد افزایش یافته است.

در یک نظرسنجی دیگر رویترز/ایپسوس نیز تنها ۲۲ درصد آمریکایی‌ها از نحوه مدیریت هزینه‌های زندگی توسط ترامپ ابراز رضایت کرده‌اند.

دموکرات‌ها نمی‌خواهند انتخابات را فقط به «ترامپ» گره بزنند

با وجود این شرایط، رهبران دموکرات تلاش دارند بازگشت به قدرت را صرفاً با شعار «استیضاح ترامپ» تعریف نکنند.

رهبر دموکرات‌های مجلس نمایندگان، حکیم جفریز، پیش‌تر گفته بود که دموکرات‌ها احتمال استیضاح ترامپ را در صورت بازپس‌گیری مجلس رد نمی‌کنند، اما تمرکز اصلی حزب باید روی مسائل اقتصادی و موضوعات معیشتی باشد.

این مسئله نشان‌دهنده یک محاسبه سیاسی مهم است: دموکرات‌ها از یک سو می‌خواهند از قدرت نظارتی کنگره برای مهار دولت ترامپ استفاده کنند و از سوی دیگر نمی‌خواهند در چشم رأی‌دهندگان مستقل، حزبی تلقی شوند که تمام برنامه‌اش صرفاً برخورد سیاسی با رئیس‌جمهور است.

به همین دلیل، تحقیق می‌تواند برای آنها ابزار سیاسی مناسب‌تری از استیضاح فوری باشد.

تحقیق به دموکرات‌ها اجازه می‌دهد ماه‌ها درباره عملکرد دولت، قراردادهای دولتی، روابط مالی و تصمیمات رئیس‌جمهور اسناد جمع‌آوری کنند؛ اما الزاماً آنها را از همان ابتدا وارد یک نبرد سیاسی بر سر برکناری رئیس‌جمهور نمی‌کند.

 

تکرار تاریخ با یک تفاوت مهم

این نخستین بار نیست که بازگشت دموکرات‌ها به کنترل مجلس، احتمال تحقیقات گسترده درباره ترامپ را مطرح می‌کند. دموکرات‌ها پس از پیروزی در انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۱۸ نیز کنترل مجلس را به دست گرفتند و تحقیقات متعددی درباره عملکرد دولت ترامپ آغاز کردند که در نهایت به نخستین استیضاح او در سال ۲۰۱۹ منجر شد.

اما این بار شرایط متفاوت است؛ ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود قرار دارد و در صورت شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، تنها بخش محدودی از دوره ریاست‌جمهوری او باقی خواهد ماند.

بنابراین تحقیقات احتمالی دموکرات‌ها می‌تواند علاوه بر تأثیر بر ادامه دولت ترامپ، بر انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸، جایگاه جمهوری‌خواهان و آینده سیاسی جنبش ترامپیسم نیز اثر بگذارد.

 

مجلس نمایندگان؛ آغاز یک نبرد تازه

در صورت پیروزی دموکرات‌ها، نخستین مرحله احتمالاً نه استیضاح، بلکه تشکیل کمیته‌های تحقیقاتی، احضار مقام‌ها و درخواست اسناد خواهد بود.

این روند می‌تواند چندین محور را همزمان دنبال کند:

روابط مالی و تجاری ترامپ و اعضای خانواده‌اش؛

قراردادهای دولت فدرال با شرکت‌های مرتبط با نزدیکان رئیس‌جمهور؛

سرمایه‌گذاری‌ها و ارتباطات تجاری خارجی؛

قراردادهای وزارت امنیت داخلی؛

روابط دولت با شرکت‌های فناوری و امنیتی؛

احتمال استفاده از قدرت دولتی برای منافع شخصی یا سیاسی؛

و بررسی تصمیمات دولت در حوزه‌هایی که احتمال تضاد منافع در آنها مطرح است.

در نهایت، اگر تحقیقات به شواهدی برسد که دموکرات‌ها آن را مصداق «جرم و تخلف سنگین» بدانند، پرونده می‌تواند از مرحله تحقیق به مرحله استیضاح منتقل شود.

اما در غیر این صورت، خودِ تحقیقات، جلسات علنی، احضار شاهدان و انتشار اسناد می‌تواند به ابزاری قدرتمند برای فشار سیاسی بر ترامپ و جمهوری‌خواهان تبدیل شود.

به این ترتیب، انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر فقط رقابتی بر سر ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و بخشی از کرسی‌های سنا نیست؛ این انتخابات می‌تواند تعیین کند که در دو سال پایانی ریاست‌جمهوری ترامپ، کاخ سفید با یک کنگره همراه جمهوری‌خواه مواجه خواهد بود یا مجلسی که قدرت تحقیق، احضار و در نهایت آغاز سومین تلاش برای استیضاح دونالد ترامپ را در اختیار خواهد داشت.

 

روند استیضاح ترامپ چگونه است؟

اما اگر دموکرات‌ها در نهایت توانستند به استیضاح برسند، حال این سوال مطرح است که فرایند این استیضاح چگونه خواهد بود:

نخست؛ آغاز تحقیقات در مجلس نمایندگان: کمیته‌های تخصصی مجلس نمایندگان می‌توانند درباره عملکرد ترامپ تحقیق کنند، اسناد و مدارک را مطالبه کنند و مقام‌ها و شاهدان را برای ادای توضیحات احضار کنند. اگر در جریان این تحقیقات شواهدی از ارتکاب «جرائم و تخلفات سنگین به دست آید، روند رسمی استیضاح می‌تواند آغاز شود.

دوم؛ تنظیم و تصویب مواد استیضاح: کمیته قضایی مجلس نمایندگان می‌تواند اتهامات یا همان «مواد استیضاح» را تدوین کند. این مواد سپس برای رأی‌گیری به صحن مجلس نمایندگان فرستاده می‌شوند. استیضاح در این مرحله به معنای برکناری رئیس‌جمهور نیست؛ بلکه به معنای طرح رسمی اتهامات علیه اوست.

سوم؛ رأی‌گیری در مجلس نمایندگان: برای استیضاح ترامپ، اکثریت ساده نمایندگان حاضر و رأی‌دهنده کافی است. اگر اکثریت نمایندگان به دست‌کم یکی از مواد استیضاح رأی مثبت دهند، ترامپ رسماً استیضاح‌شده محسوب می‌شود و پرونده به سنا می‌رود.

چهارم؛ تشکیل دادگاه استیضاح در سنا: پس از تصویب استیضاح، سنا مسئول برگزاری محاکمه خواهد بود. در این مرحله، نمایندگان مجلس نمایندگان به‌عنوان «مدیران استیضاح» نقش دادستان را ایفا می‌کنند و رئیس‌جمهور نیز می‌تواند از طریق وکلای خود از خود دفاع کند. ریاست جلسه محاکمه رئیس‌جمهور در سنا بر عهده رئیس دیوان عالی ایالات متحده خواهد بود.

پنجم؛ رأی‌گیری درباره محکومیت: پس از ارائه استدلال‌های دو طرف و بررسی شواهد، سناتورها درباره محکومیت رئیس‌جمهور رأی خواهند داد. برای محکومیت ترامپ، رأی دو سوم سناتورهای حاضر لازم است. در صورت محکومیت، ترامپ از ریاست‌جمهوری برکنار خواهد شد و سنا می‌تواند با رأی جداگانه او را از تصدی مناصب فدرال در آینده نیز محروم کند.

نکته مهم این است که استیضاح به‌خودی‌خود به معنای برکناری ترامپ نیست. مجلس نمایندگان تنها می‌تواند او را استیضاح کند، اما اختیار محکومیت و برکناری در نهایت در اختیار سناست. بنابراین حتی اگر دموکرات‌ها بتوانند با اکثریت در مجلس نمایندگان، استیضاح ترامپ را تصویب کنند، برای برکناری او همچنان به حمایت شمار قابل توجهی از سناتورهای جمهوری‌خواه نیاز خواهند داشت.

تجربه گذشته ترامپ نیز اهمیت این مرحله را نشان می‌دهد. او تاکنون دو بار استیضاح شده است؛ یک بار در سال ۲۰۱۹ به دلیل سوءاستفاده از قدرت و ایجاد مانع در برابر تحقیقات کنگره و بار دوم در سال ۲۰۲۱ به اتهام تحریک شورش. با این حال، در هر دو مورد، سنا نتوانست آرای لازم برای محکومیت و برکناری او را به دست آورد.

از همین رو، اگر دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای کنترل مجلس نمایندگان را به دست آورند، رسیدن به استیضاح ترامپ از نظر حقوقی و سیاسی بسیار آسان‌تر از برکناری او خواهد بود. مانع اصلی در مرحله دوم یعنی سنا قرار دارد؛ جایی که دموکرات‌ها برای برکناری رئیس‌جمهور به یک ائتلاف دوحزبی گسترده نیاز خواهند داشت.

تگ ها :

کابوس دموکرات‌ ترامپ استیضاحح

نظرات
نام :
پست الکترونیک :
* متن :
ارسال

گالری

تصویر

فیلم

کربلای معلی در شب اربعین حسینی

کربلای معلی در شب اربعین حسینی