الوقت- با تشدید دور تازه رویارویی میان عربستان و انصارالله یمن، جنگ وارد مرحلهای شده که محور اصلی آن دیگر صرفاً درگیریهای نظامی نیست بلکه زیرساختهای اقتصادی و شریانهای حیاتی عربستان به میدان اصلی تقابل تبدیل شدهاند.
افزایش حملات موشکی و پهپادی به تأسیسات انرژی و همزمان گسترش محاصره دریایی در دریای سرخ نشان میدهد انصارالله در حال انتقال فشار از بعد نظامی به حوزه اقتصاد است. در چنین فضایی، این پرسش مطرح میشود که دامنه غافلگیریهای بعدی یمنیها تا چه اندازه قابل گسترش است و چه اهداف جدیدی امکان دارد به فهرست عملیات این گروه افزوده شود؟
پالایشگاههای نفت، پایانههای صادراتی، بنادر دریای سرخ، خطوط انتقال نفت، نیروگاههای برق، فرودگاههای بینالمللی، مراکز لجستیکی عربستان اکنون در بانک اهداف بالقوه صنعا قرار دارند. این روند بیانگر آن است که هرچه اصرار بر محاصره یمن ادامه یابد، دامنه تهدیدها علیه ریاض نیز گستردهتر خواهد شد. همان چیزی که محمدعلی الحوثی، عضو ارشد انصارالله نیز به صراحت آنرا بیان کرده و هشدار داده که هر چه جنگ با عربستان طولانیتر شود، یمنیها نیز قدرتمندتر خواهند شد.
در مقابل، حملات عربستان هنوز نتوانسته موازنه بازدارندگی را به سود ریاض تغییر دهد و علت اصلی این مسئله به تفاوت ساختار اقتصادی دو کشور بازمیگردد.
یمن پس از سالها تحمل جنگ به دلایلی از جمله ساختار اقتصادی متفاوت و تطبیقپذیرتر با تحریم و فشار، اتکا اصلی به کشاورزی و صادرات معدنی و تولید داخلی، تفاوتهای فهنگ مصرف و سبک زندگی و بویژه اراده عمومی سفت و سخت مطالبه رفع محاصره یمن به هر طریق ممکن، تاب آوری بیشتری نسبت به عربستان در قبال جنگ زیرساختی دارد. در مقابل، اقتصاد عربستان به شبکهای از زیرساختهای نفتی، صنعتی، بندری و حملونقل وابسته است و همین مسئله، آسیبپذیری این کشور را در یک جنگ نامتقارن افزایش میدهد.
در این میان، پراکندگی تأسیسات پالایش نفت عربستان اهمیت ویژهای یافته است. این کشور حدود ۳.۳ میلیون بشکه در روز ظرفیت پالایش نفت را در چهار قطب اصلی متمرکز کرده است. اگر انصارالله بتواند همزمان چند بخش از این شبکه را هدف قرار دهد و محاصره دریایی در دریای سرخ نیز استمرار یابد، فشار بر صادرات انرژی و اقتصاد عربستان از سطح خسارتهای تاکتیکی فراتر خواهد رفت و جنگ را به نبردی تبدیل میکند که در آن، میزان تابآوری اقتصادی بیش از توان نظامی، تعیین کننده مسیر تحولات خواهد بود.

در آخرین پرده از جنگ نامتقارن میان یمن و عربستان، حمله به پالایشگاه جازان بار دیگر آسیبپذیری زیرساختهای انرژی سعودی را به نمایش گذاشته است. تصاویر ماهوارهای منتشرشده پس از این حمله نشان میدهد که آتشسوزی در بخشهایی از این مجموعه همچنان ادامه دارد و دود غلیظ از تأسیسات آن به آسمان برخاسته است. در همین راستا، خبرگزاری رویترز گزارش داد که شرکت آرامکو پس از حمله اخیر نیروهای انصارالله، پالایشگاه ۴۰۰ هزار بشکهای جازان را به طور موقت از مدار خارج کرده است. بر اساس این گزارش، در این حمله بخشهایی از تأسیسات پالایشگاه از جمله مجتمع گازیسازی و مخازن ذخیره آسیب دیدهاند و عملیات تعمیرات همچنان ادامه دارد. آرامکو پیشبینی کرده است که فعالیت این پالایشگاه تا ۱۵ اوت از سر گرفته شود.
با توجه به روند توسعه یابنده این جنگ طی روزهای آینده ارائه تصویر دقیقی از شبکه پالایشگاهی عربستان و نحوه توزیع جغرافیایی آن میتواند درک بهتری از میزان آسیب پذیری نفتی سعودیها را نشان دهد.
گلوگاه نفتی عربستان در شرق
بخش شرقی عربستان مهمترین مرکز تولید، فرآورش و صادرات نفت این کشور به شمار میرود. بزرگترین میدانهای نفتی، تأسیسات فرآوری بقیق، پالایشگاه ساتورپ و ساسرف در این منطقه و در امتداد سواحل خلیج فارس قرار گرفتهاند. به همین دلیل، شرق عربستان ستون فقرات صنعت نفت این کشور محسوب میشود و هرگونه اختلال در این منطقه میتواند مستقیماً بر صادرات و درآمدهای نفتی ریاض اثر بگذارد.
در میان این تأسیسات، پالایشگاه رأس تنوره جایگاه ویژهای دارد. این پالایشگاه با ظرفیت پالایش روزانه ۵۵۰ هزار بشکه قدیمیترین و بزرگترین پالایشگاه عربستان است و بخش مهمی از بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما و مایعات گاز طبیعی مورد نیاز این کشور در همین مجتمع تولید میشود و علاوهبر تأمین بازار داخلی، یکی از مهمترین مراکز صادرات فرآوردههای نفتی به بازارهای آسیایی به شمار میرود و همچنان یکی از مهمترین اهداف احتمالی محسوب میشود و یمن برای هدف قرار دادن چنین مراکزی، از توان موشکی و پهپادی دوربرد خود بهره میگیرد.

پالایشگاه ساتورپ نیز با ظرفیت پالایش ۴۶۰ هزار بشکه در روز یکی از مدرنترین پالایشگاههای جهان محسوب میشود و خوراک آن نفت خام سنگین عربستان است. ساتورپ در شهر صنعتی جبیل قرار دارد و حاصل سرمایهگذاری مشترک آرامکو و شرکت توتال انرژی است. فاصله هوایی این پالایشگاه تا صنعا حدود ۱۳۵۰ تا ۱۴۵۰ کیلومتر برآورد میشود که آن را در محدوده برد عملیاتی سامانههای دوربرد انصارالله قرار میدهد.
همچنین، پالایشگاه ساسرف در شهر صنعتی جبیل با ظرفیت پالایش ۳۰۵ هزار بشکه در روز یکی دیگر از مراکز مهم پالایش نفت عربستان است. این پالایشگاه فرآوردههایی با گوگرد بسیار پایین و مطابق استانداردهای زیستمحیطی اروپا تولید میکند. قرار گرفتن این مجموعه در دورترین نقطه شرق عربستان، استفاده از موشکها و پهپادهای دوربرد را برای هدف قرار دادن آن ضروری میسازد اما از نظر تئوریک خارج از برد توانمندیهای اعلام شده یمن نیست.
قطب پالایش در ساحل دریای سرخ
در ساحل غربی عربستان و در امتداد دریای سرخ نیز مجموعه پالایشگاهی ینبع، یاسرف، سامرف و رابغ قرار گرفتهاند که نزدیک به ۱.۵ میلیون بشکه در روز ظرفیت پالایش دارند و تقریباً نیمی از توان پالایشی عربستان را تشکیل میدهد.
برخلاف پالایشگاههای شرق، این تأسیسات در کنار میدانهای نفتی قرار ندارند و نفت خام مورد نیاز خود را از طریق خط لوله شرق ـ غرب دریافت میکنند، موضوعی که وابستگی آنها را به این شریان حیاتی دوچندان کرده است. این خط لوله نیز به گفته یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن روز دوشنبه هدف حمله قرار گرفت و بر اساس گزارش رسانهها و تصاویر ماهوارهای، جریان انتقال نفت خام از آن متوقف شده است.
پالایشگاه سامرف نیز در شهر صنعتی ینبع به دلیل قرار گرفتن در ساحل دریای سرخ، یکی از مهمترین مراکز پالایش و صادرات فرآوردههای نفتی عربستان به شمار میرود. در منطقه غرب، پالایشگاه رابغ در شمال جده با ظرفیت تقریبی ۴۰۰ هزار بشکه در روز فعالیت میکند و این مجتمع علاوهبر پالایش نفت، یکی از بزرگترین مجتمعهای پتروشیمی عربستان نیز محسوب میشود. فاصله این پالایشگاه تا صنعا حدود ۱۰۵۰ کیلومتر است، موقعیتی که آن را در محدوده برد عملیاتی موشکها و پهپادهای دوربرد یمن قرار میدهد.
پالایشگاه ینبع نیز با ظرفیت ۲۲۰ هزار بشکه در روز یکی از مراکز کلیدی تأمین سوخت بازار داخلی عربستان است. فاصله این پالایشگاه تا صنعا حدود ۱۰۰۰ کیلومتر برآورد میشود و همین موقعیت جغرافیایی سبب شده که این مجموعه در سالهای اخیر بارها در فهرست اهداف احتمالی انصارالله قرار گیرد. آخرین نمونه آن، حمله روز شنبه (3 مرداد) بود که طی آن تأسیسات آرامکو در ینبع با استفاده از موشکهای بالستیک و پهپاد هدف قرار گرفت که بار دیگر نشان داد زیرساختهای انرژی در ساحل غربی عربستان نیز از دایره تهدید خارج نیستند.
علاوهبراین، در مرکز عربستان، پالایشگاه ریاض اگرچه از نظر ظرفیت در مقایسه با مجتمعهای بزرگ این کشور جایگاه پایینتری دارد اما به دلیل استقرار در پایتخت، از اهمیت راهبردی برخوردار است. این پالایشگاه به طور کامل در مالکیت آرامکو قرار دارد و فاصله هوایی آن تا نزدیکترین نقطه مرزی یمن حدود ۹۵۰ کیلومتر و تا صنعا حدود ۱۲۰۰ کیلومتر برآورد میشود. این فاصله نشان میدهد که در صورت تشدید تنشها، این تأسیسات نیز در محدوده برد عملیاتی نیروهای مسلح یمن قرار میگیرد.
نفت جنوب در تیررس انصارالله
در جنوب عربستان، پالایشگاه جازان یکی از جدیدترین و مهمترین پروژههای انرژی این کشور به شمار میرود. این مجتمع علاوهبر تولید بنزین، گازوئیل کمگوگرد، پارازایلین و سایر فرآوردههای نفتی به یک نیروگاه یکپارچه IGCC با ظرفیت ۳.۸ گیگاوات متصل است، نیروگاهی که برق مورد نیاز پالایشگاه، صنایع پیرامونی و میلیونها مشترک را تأمین میکند. اهمیت جازان تنها به ظرفیت پالایش آن محدود نمیشود بلکه بندر اختصاصی، واحدهای تولید هیدروژن، مجتمعهای پتروشیمی و زیرساختهای لجستیکی، این مجموعه را به یکی از مهمترین قطبهای انرژی عربستان تبدیل کردهاند.
در سالهای گذشته این تصور وجود داشت که توسعه پالایشگاهها و پایانههای صادراتی در سواحل دریای سرخ، وابستگی عربستان به تنگه هرمز را از میان برده، اما واقعیت این است که وابستگی تنها از یک گلوگاه به چند گلوگاه منتقل شده است. اگر در گذشته امنیت صادرات نفت عربستان عمدتاً به باز بودن تنگه هرمز وابسته بود، امروز این کشور همزمان به چهار نقطه حیاتی تنگه هرمز، خط لوله شرق ـ غرب، خوشه پالایشگاهی ینبع ـ رابغ ـ جازان و مسیر دریای سرخ ـ بابالمندب، متکی است و هرگونه اختلال در هر یک از این مسیرها میتواند زنجیره صادرات انرژی عربستان را تحت تأثیر قرار دهد.

از اینرو، ارزیابی توان صادراتی عربستان تنها بر اساس میزان تولید روزانه نفت کافی نیست بلکه وضعیت عملیاتی این چهار گلوگاه تعیین کننده ثبات صادرات و نقش این کشور در بازار جهانی انرژی است. در شرایط عادی، این شبکه از انعطافپذیری قابل قبولی برخوردار است اما اگر دو یا چند گلوگاه به طور همزمان هدف قرار گیرند، پیامدهای آن تنها به کاهش تولید یا صادرات محدود نخواهد شد. چنین سناریویی میتواند زنجیره تأمین نفت و فرآوردههای نفتی را مختل کرده و آثار آن را به سرعت به بازارهای جهانی منتقل کند.

سوابق عملیاتی انصارالله نیز نشان میدهد که زیرساختهای انرژی عربستان پیش از این بارها هدف قرار گرفتهاند. در جریان جنگ یمن بهویژه در سپتامبر ۲۰۱۹ نیروهای مسلح یمن مجموعهای از حملات علیه تأسیسات نفتی آرامکو انجام دادند که مهمترین آن حمله به مجتمع بقیق بود. این عملیات موجب توقف موقت حدود نیمی از تولید نفت عربستان شد، میلیونها بشکه از ظرفیت تولید را از مدار خارج کرد و شوک کمسابقهای به بازار جهانی نفت وارد ساخت، رخدادی که افزایش فوری قیمت نفت در بازارهای بینالمللی را به دنبال داشت. پس از آن نیز تا پیش از برقراری آتشبس شکننده، تأسیسات آرامکو در چندین نوبت هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند.
بر همین اساس، سناریوی از مدار خارج شدن همزمان پالایشگاههای اصلی عربستان یکی از بدبینانهترین سناریوهای پیش روی بازار جهانی انرژی محسوب میشود. توقف فعالیت این مراکز، تنها به کاهش صادرات نفت خام محدود نخواهد شد بلکه تولید بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما، گاز مایع و سایر فرآوردههای نفتی را نیز با اختلال جدی روبهرو میکند.
در چنین شرایطی، شبکه حملونقل زمینی و هوایی، نیروگاههای برق، صنایع پتروشیمی و زنجیره تأمین کالاهای اساسی در داخل عربستان با فشار قابل توجهی مواجه خواهند شد.
علاوهبراین، پیامدهای چنین وضعیتی فراتر از مرزهای عربستان خواهد بود. این کشور یکی از بزرگترین صادرکنندگان فرآوردههای پالایشی به بازارهای اروپا و آسیا است و کاهش چند میلیون بشکهای تولید فرآوردههای نفتی، خلأیی ایجاد میکند که در کوتاهمدت به سادگی قابل جبران نیست. نتیجه چنین رخدادی، افزایش شدید قیمت نفت خام، فرآوردههای پالایشی و محصولات پتروشیمی، تشدید هزینههای انرژی، فشار بر اقتصاد کشورهای واردکننده و افزایش احتمال رکود در اقتصاد جهانی خواهد بود.
والاستریت ژورنال روز سهشنبه در گزارشی نوشت که اختلال همزمان در دو آبراه استراتژیک تنگه هرمز و بابالمندب، حدود یک چهارم از عرضه نفت خام جهان را مختل کرده است. از این منظر، هرگونه اختلال گسترده در شبکه پالایش و صادرات نفت عربستان، تنها یک مسئله داخلی یا منطقهای نیست بلکه میتواند به بحرانی با ابعاد بینالمللی در بازار انرژی تبدیل شود.
